نقد و بررسی
نقد قاتل آمریکایی 2022 (American Murderer) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان افسون و فرسودگی «American Murderer» روایتی جنایی دربارهٔ جیسون درک براون است؛ مردی که با فریبکاری، خوشزبانی و ظاهری آراسته میکوشد سبک زندگی پرزرقوبرقش را حفظ کند، درحالیکه مأمور افبیآی، لنس لایزینگ، قدمبهقدم به او نزدیک میشود. فیلم از همان ابتدا بر کشمکش میان دو نیروی متضاد بنا شده است: براون که با ساختن تصویری دلپسند از خود دیگران را به بازی میگیرد، و لایزینگ که میکوشد پشت آن تصویر، حقیقت را پیدا کند.
این تقابل ظرفیت یک تریلر پرتنش و روانشناختی را دارد. پرسش جذاب فیلم فقط این نیست که آیا مأمور قانون میتواند مجرم را پیدا کند؛ مسئله این است که چگونه کسی با اتکا به جذابیت شخصی و روایتسازی، اعتماد دیگران را میسازد و از آن برای پیشبرد منافع خود بهره میبرد. بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند این ظرفیت را به هیجانی پیوسته تبدیل کند.
گاه جذابیت ایده از نیروی اجرایی صحنهها بیشتر است و فاصلهای میان آنچه قصه وعده میدهد و آنچه بر پرده تجربه میکنیم شکل میگیرد. تام پلفری؛ ستون اصلی فیلم مهمترین دستاورد «American Murderer» بازی تام پلفری است. او نقش براون را با ترکیبی از اطمینان، چابکی و نوعی بیقراری پنهان پیش میبرد.
شخصیتش باید همزمان متقاعدکننده و مشکوک باشد: کسی که بتواند اطرافیان را با کلامش همراه کند، اما نشانههایی از محاسبهگری و بیثباتی نیز در رفتارش دیده شود. پلفری در بهترین لحظهها این دوگانگی را بهخوبی منتقل میکند و نمیگذارد براون صرفاً به چهرهای یکبعدی از یک کلاهبردار تبدیل شود.
« این تقابل ظرفیت یک تریلر پرتنش و روانشناختی را دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جذابیت بازی او در این است که تماشاگر، دستکم برای لحظاتی، میفهمد چرا دیگران ممکن است حرفهای براون را باور کنند. این باورپذیری به معنای تأیید یا همدلی با او نیست؛ بیشتر به معنای درک سازوکار فریب است. وقتی اعتماد بهتدریج شکل میگیرد، تماشاگر نیز ناچار میشود میان آنچه میبیند و آنچه شخصیت ادعا میکند فاصله بگذارد.
بازی پلفری در این زمینه پرانرژی و تماشایی است و بار قابلتوجهی از کشش فیلم را بر دوش میکشد. بااینهمه، توانایی بازیگر نمیتواند همهٔ کاستیهای شخصیتپردازی را جبران کند. فیلم میخواهد براون را خوشمشرب و افسونگر نشان دهد، اما این وجه همیشه به شکلی طبیعی و قانعکننده درنمیآید. گاه بهجای آنکه جذابیت او را در رفتار و رابطههایش حس کنیم، صرفاً از ما خواسته میشود بپذیریم که دیگران مجذوبش شدهاند.
همین شکاف، یکی از محدودیتهای اصلی فیلم است. تعقیبوگریز و ظرفیت تعلیق رابطهٔ براون و لایزینگ میتوانست محور دراماتیک نیرومندی بسازد. یکی با تغییر چهره و روایت زندگیاش میگریزد؛ دیگری با صبر و پیگیری میکوشد این روایتها را کنار بزند. چنین تقابلی معمولاً از تعلیق حاصل از نزدیکشدن دو شخصیت نیرو میگیرد: هرچه فاصله کمتر میشود، انتخابهای مجرم محدودتر و فشار بر تعقیبکننده بیشتر میشود.
«American Murderer» از این الگوی آشنا بهره میگیرد، اما شدت و استمرار هیجان آن یکدست نیست. بخشهایی از داستان جذاب و سرگرمکننده پیش میروند و کنجکاوی دربارهٔ قدم بعدی براون را زنده نگه میدارند. در بخشهای دیگر، ریتم کند میشود و فیلم در حرکت بهسوی نقطهٔ بعدی مکثهایی دارد که به افزایش تنش کمک نمیکنند.
« این باورپذیری به معنای تأیید یا همدلی با او نیست؛ بیشتر به معنای درک سازوکار فریب است. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تعقیبوگریز بهجای آنکه پیوسته فشردهتر شود، گاهی انرژی خود را از دست میدهد. این مسئله بهویژه برای فیلمی که بر بازی موشوگربهای تکیه دارد اهمیت دارد. تعلیق فقط به دانستن سرنوشت تعقیب وابسته نیست؛ باید از انتخابها، خطرها و تغییر موازنهٔ قدرت نیز پدید بیاید. فیلم در ایجاد این لحظهها موفقیتهایی دارد، اما همیشه آنها را به اندازهای پرقدرت نمیپروراند که اثر در تمام مدت درگیرکننده باقی بماند.
فیلمنامه و ریتم داستان، مادهٔ خام جذابی دارد: کلاهبرداریهایی که برای حفظ یک زندگی پرهزینه شکل میگیرند، گذشتهای که بهتدریج خود را تحمیل میکند، و مأموری که رد یک مظنون را دنبال میکند. این عناصر میتوانند هم تصویری از شخصیت اصلی بسازند و هم ساختار یک تریلر جنایی پرکشش را فراهم کنند.
فیلم نیز در بخشهایی از همین جذابیت بهره میبرد و روایتش بهاندازهای روشن است که دنبالکردن مسیر کلی قصه دشوار نباشد. اما فیلمنامه گاهی میان روایت رخدادها و کاوش در شخصیت براون مردد میماند. اگر تمرکز بر حیلهگری اوست، باید اثر فریب را در رابطههایش و در تغییر نگاه دیگران ببینیم؛ اگر هدف، پیشبرد تعقیب است، باید هر صحنه فشار تازهای بر این کشمکش وارد کند.
فیلم در برخی لحظهها هر دو مسیر را همزمان پیش میبرد، اما در برخی دیگر هیچکدام را به اندازهٔ کافی تشدید نمیکند. حاصل، روایتی است که موضوعش از خودِ تجربهٔ تماشایش گیراتر به نظر میرسد. جمعوجوربودن فیلم امتیاز مهمی است، زیرا داستان را بیدلیل به روایتی بسیار طولانی بدل نمیکند.
« در نتیجه، تعقیبوگریز بهجای آنکه پیوسته فشردهتر شود، گاهی انرژی خود را از دست میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، کوتاه و فشردهبودن بهتنهایی تضمینکنندهٔ ضرباهنگ مناسب نیست. بعضی بخشها کش میآیند، بیآنکه اطلاعات تازه یا دگرگونی معناداری در تنش ایجاد کنند. از سوی دیگر، برخی ظرفیتهای شخصیتها و موقعیتها آنقدر سریع از کنارمان میگذرند که مجال اثرگذاری کامل پیدا نمیکنند. فیلم به ریتمی متعادلتر نیاز داشت: نه شتابی که پیچیدگی شخصیت را کمرنگ کند و نه مکثهایی که کنجکاوی مخاطب را فرسوده سازد.
بازی گروهی و فضای اثر در کنار پلفری، بازیگران دیگر نیز عملکردی مناسب دارند و به جهان داستان کمک میکنند. حضور لایزینگ بهعنوان نیروی مقابل براون، امکان شکلگیری نوعی جدیت و انضباط را در برابر آشفتگی و خودنمایی او فراهم میکند. همین تضاد، حتی وقتی فیلم از آن بیشترین بهره را نمیبرد، ساختار روایی را قابلپیگیری نگه میدارد.
گروه بازیگران در مجموع به فیلمی که بیش از هر چیز بر شخصیتها و تعاملهایشان تکیه دارد، استحکام میبخشد. بااینحال، همهٔ شخصیتهای پیرامونی به یک اندازه بهیادماندنی نیستند. برخی حضورها برای پیشبرد موقعیتها یا سبککردن فضای داستان کارکرد دارند، اما فیلم کمتر به آنها مجال میدهد به شخصیتهایی مستقل با وزن عاطفی یا دراماتیک چشمگیر تبدیل شوند.
نتیجه آن است که توجه تماشاگر، بیش از هر چیز، به براون و بازی پلفری معطوف میماند. این تمرکز گاهی به سود فیلم است، اما از سوی دیگر باعث میشود دنیای پیرامون شخصیت اصلی اندکی کمعمق به نظر برسد. جنایت واقعی و مسئلهٔ ماندگاری داستانهای جنایی برگرفته از واقعیت اغلب از فاصلهٔ میان ظاهر روزمره و رفتارهای پنهان نیرو میگیرند.
« بااینحال، کوتاه و فشردهبودن بهتنهایی تضمینکنندهٔ ضرباهنگ مناسب نیست. »
قوتها و کاستیها
«American Murderer» نیز بر این فاصله تکیه میکند: مردی که میتواند با حرفزدن و ساختن تصویری جذاب، موقعیتهایی را به سود خود تغییر دهد، درحالیکه مأمور قانون تلاش میکند پرده از سازوکار این فریب بردارد. این ایده بهخودیخود کنجکاویبرانگیز است و میتواند تماشاگر را به پرسش دربارهٔ اعتماد، خودنمایی و نیاز به حفظ ظاهر بکشاند.
بااینحال، فیلم در تبدیل این موضوع به تجربهای ماندگار چندان کامیاب نیست. ممکن است هنگام تماشا از مسیر جنایی و بازیها لذت ببریم، اما پس از پایان، صحنهها یا ایدههای آن بهآسانی در ذهن تثبیت نشوند. این ضعف بیش از آنکه به نبود جذابیت در موضوع مربوط باشد، از نابرابری میان ظرفیت داستان و پرداخت سینمایی آن سرچشمه میگیرد.
فیلم شخصیتی دارد که بالقوه میتواند حضوری فراموشنشدنی داشته باشد، ولی همهٔ اجزای روایت به اندازهٔ بازی بازیگر اصلی در خدمت برجستهکردن او قرار نمیگیرند. جمعبندی «American Murderer» فیلمی جنایی با محوریتی جذاب و بازی مرکزی قدرتمند است. تام پلفری در نقش جیسون درک براون حضوری پرتحرک و تماشایی دارد و در بهترین لحظهها، مخاطب را با توانایی شخصیت در ساختن تصویری باورپذیر از خود روبهرو میکند.
بازیگران دیگر نیز کارکردی مناسب دارند و روایت، با وجود چند افتوخیز، مسیر کلی خود را روشن نگه میدارد. نقطهضعف فیلم در آن است که ایدهٔ فریبکاری و تعقیب را به هیجانی پایدار تبدیل نمیکند. ریتم در بخشهایی کند میشود، جذابیت خوشمشربی براون همیشه باورپذیر از کار درنمیآید و فیلم در نهایت کمتر از ظرفیت داستانش در ذهن میماند.
« بااینحال، فیلم در تبدیل این موضوع به تجربهای ماندگار چندان کامیاب نیست. »
جمعبندی
برای تماشاگر علاقهمند به روایتهای جنایی و بازی شخصیتمحور، اثر میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما انتظار تریلری پرتنش و ماندگار احتمالاً برآورده نخواهد شد.
ثبت دیدگاه