نقد و بررسی
نقد پری (Pari) | 1995
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و مسئلهٔ اقتباس «پری» ساختهٔ داریوش مهرجویی، فیلمی دربارهٔ زنی جوان است که در میانهٔ زندگی تحصیلی و خانوادگی خود، با پرسشی بنیادی روبهرو میشود: چگونه میتوان میان زندگی روزمره و طلب معنایی فراتر از آن آشتی برقرار کرد؟ پری دانشجوی ادبیات و تئاتر است، اما خاطرهٔ برادر درگذشتهاش اسد و کتابی که از او بهجا مانده، مسیر عادی زندگیاش را دگرگون میکند.
در سوی دیگر، داداشی، برادر زندهٔ او، میکوشد این کشش به زیست زاهدانه و اندیشهٔ عرفانی را مهار کند و خواهرش را به جهان آشنای درس و هنر بازگرداند. این تقابل، بیش از آنکه رویارویی سادهٔ دو دیدگاه باشد، جدال دو شیوهٔ جستوجوی حقیقت است. فیلم اقتباسی آزاد از آثار جی. دی. سلینجر است؛ مهرجویی مواد ادبی خود را به فضای اجتماعی و فرهنگی ایران منتقل میکند و بهجای بازسازی صرفِ جهان مبدأ، آن را از نو صورتبندی میکند.
همین تصمیم به فیلم امکان میدهد پرسشهای مربوط به اصالت، ایمان و خودشناسی را در بستری متفاوت دنبال کند؛ اما همزمان، دشواریهایی نیز پدید میآورد. برخی از تعارضهایی که در جهان ادبی سلینجر از دل گفتوگو و شخصیتپردازی شکل میگیرند، در فیلم به تصویرها و نشانههایی سپرده میشوند که همیشه به روشنی با یکدیگر پیوند نمیخورند.
« این تقابل، بیش از آنکه رویارویی سادهٔ دو دیدگاه باشد، جدال دو شیوهٔ جستوجوی حقیقت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پری و بحران هویت پری نه قهرمانی آرام و ازپیشساخته، بلکه شخصیتی در حال گسست است. او به زندگی روزانهٔ خود بدگمان شده، اما هنوز نمیداند در جستوجوی چه چیزی است. رفتارهای تند و گاه ناسازگارش را میتوان نشانهٔ نوعی شورش علیه محیط دانست؛ بااینحال، فیلم آن شورش را به بیانیهای ساده دربارهٔ رهایی فردی فرو نمیکاهد.
پری هم از پاسخهای آمادهٔ محیط دانشگاهی خسته است و هم نمیتواند بیدرنگ جایگزینی مطمئن برای آنها بیابد. همین بلاتکلیفی، سرچشمهٔ کشمکش اوست. سفر درونی او با شیفتگی به اسد آغاز میشود؛ برادری که برای پری به الگویی از معنویت و انقطاع از عادتهای معمول بدل شده است. اما فیلم این الگو را بیچونوچرا تأیید نمیکند.
فاصلهٔ میان تصویر ذهنی پری از اسد و واقعیت زندگی او، امکان تردید را حفظ میکند: آیا پری در پی شناخت خویش است، یا میکوشد زندگی برادری را که از دست داده، بهجای زندگی خود بنشاند؟ این پرسش، به فیلم عمقی روانشناختی میبخشد و مانع میشود جستوجوی معنوی شخصیت تنها به مجموعهای از آموزهها محدود بماند.
« پری و بحران هویت پری نه قهرمانی آرام و ازپیشساخته، بلکه شخصیتی در حال گسست است. »
شخصیتها و اجرا
ایمان، عرفان و معنای زندگی «پری» ایمان را نه موضوعی انتزاعی، بلکه تجربهای زیسته و پرتنش میبیند. فیلم بهجای آنکه پرسشهای معنوی را با پاسخهای قطعی ببندد، آنها را در رفتار پری، مکثهایش و مواجههاش با خانواده و اطرافیان بازتاب میدهد. در این جهان، شک الزاماً دشمن ایمان نیست؛ گاه راهی است برای عبور از باورهای بهارثرسیده و سنجیدن معنایی که فرد واقعاً میتواند از آنِ خود بداند.
نقطهٔ قوت فیلم آن است که جستوجوی پری را با پرسشی ملموس پیوند میدهد: آیا میتوان به حقیقتی درونی رسید، بیآنکه از جهان و آدمهای آن برید؟ داداشی نمایندهٔ صرفِ مادیگرایی نیست؛ مخالفت او با زهد اسد نیز از دل نگرانی و دلبستگی خانوادگی برمیآید. از این رو، تعارض دو برادر و خواهر را میتوان تقابل میان دو نوع مسئولیت دانست: مسئولیت فرد در برابر نیاز درونیاش، و مسئولیت او در برابر زندگی و پیوندهایی که در آن حضور دارد.
فیلم در بهترین لحظات خود، هر دو سوی این کشاکش را جدی میگیرد. تصویر، آب و سکوت زبان بصری فیلم در ساختن حالوهوای شاعرانهٔ آن نقشی اساسی دارد. آب، سکوت و فضای خالی صرفاً آرایههایی برای زیباتر کردن قاب نیستند؛ این عناصر وضعیت ناپایدار درونی پری را به تصویر درمیآورند. آب میتواند یادآور تطهیر یا آرامش باشد، اما در جهان فیلم همزمان کیفیتی مبهم و حتی تهدیدآمیز دارد.
« ایمان، عرفان و معنای زندگی «پری» ایمان را نه موضوعی انتزاعی، بلکه تجربهای زیسته و پرتنش میبیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دوگانگی با تجربهٔ خود شخصیت همخوان است: او بهسوی رهایی میرود، اما هنوز نمیداند این رهایی چه بهایی دارد. سکوت نیز بهجای آنکه فقط جای خالی گفتوگو باشد، به بخشی از بیان فیلم بدل میشود. در مکثها و فاصلههای میان شخصیتها، چیزهایی احساس میشوند که گفتوگوهای صریح از بیانشان ناتواناند.
این رویکرد به فیلم لحظاتی ماندگار میبخشد و آن را از درامی صرفاً کلاممحور جدا میکند. بااینحال، اتکای زیاد به نمادپردازی گاهی نتیجهای وارونه دارد: نشانهها بهجای آنکه معنای صحنه را غنی کنند، آن را مبهمتر میسازند. تصویر شاعرانه هنگامی مؤثر است که هم استقلال زیباییشناختی داشته باشد و هم در مسیر درام جایگاهی روشن پیدا کند؛ «پری» همیشه به این تعادل نمیرسد.
بازیها و رابطههای انسانی نیکی کریمی بار اصلی فیلم را بر دوش دارد و در ترسیم آشفتگی پری حضوری پرقدرت نشان میدهد. بازی او بر نوسان میان خشم، کنارهگیری و آسیبپذیری بنا شده است؛ پری در بسیاری از لحظهها به کسی میماند که پیش از فهمیدن خواستهاش، ناچار شده از وضع موجود فاصله بگیرد.
« سکوت نیز بهجای آنکه فقط جای خالی گفتوگو باشد، به بخشی از بیان فیلم بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
این کیفیت به شخصیت انرژی میدهد، هرچند شدت عاطفی بازی گاه چنان بالا میرود که فرصت ظرافت و سکون را از او میگیرد. نتیجه، تصویری زنده اما همیشه هموزن و یکدست نیست. علی مصفا در نقش داداشی، نیروی مخالف پری را شکل میدهد؛ شخصیتی که هم میخواهد خواهرش را از انزوای معنوی دور کند و هم در برابر انتخابی قرار گرفته که آن را نمیفهمد.
بااینحال، رابطهٔ میان این دو در بخشهایی بیش از آنکه از دل تحول تدریجی شخصیتها بجوشد، به مجادلهای مفهومی نزدیک میشود. برخی از بازیها و تغییرات رفتاری نیز به اندازهای که لازم است در مسیر درام زمینهسازی نمیشوند. از همین رو، تضاد میان آدمها گاه از پیچیدگی روابط خانوادگی فاصله میگیرد و به تقابل دیدگاهها فروکاسته میشود.
روایت و ساختار روایت «پری» خطی و سرراست نیست. فیلم میان تجربهٔ شخصی پری، خاطره و حضور غایب اسد، و کشمکش او با داداشی حرکت میکند؛ اما این جابهجاییها همیشه با نشانههای روایی کافی همراه نیستند. در نتیجه، بیننده ممکن است در برخی بخشها برای تشخیص نسبت صحنهها با مسیر اصلی داستان دچار دشواری شود.
« نتیجه، تصویری زنده اما همیشه هموزن و یکدست نیست. »
جمعبندی
پراکندگی روایت، در اصل میتواند با آشفتگی ذهنی پری همساز باشد؛ مسئله آنجاست که آشفتگی فرمی گاهی از تجربهٔ شخصیت فراتر میرود و پیوند میان ایدهها را سست میکند. این ناهماهنگی بهویژه در اقتباس خود را نشان میدهد. انتقال یک اثر ادبیِ متکی بر گفتوگو و ظرافتهای شخصیتپردازی به سینما، نیازمند آن است که اندیشهها به کنش و تصویر تبدیل شوند؛ «پری» این کار را با انتخابهایی شاعرانه و نمادین پیش میبرد، اما همهٔ آن انتخابها به یک زبان واحد نمیرسند.
فیلم در لحظاتی از عهدهٔ ترجمهٔ روح اثر مبدأ برمیآید و در لحظاتی دیگر، چنان به نشانهها تکیه میکند که پیوندهای عاطفی و روایی کمرنگ میشوند. این دوگانگی، هم نقص فیلم است و هم بخشی از جذابیت ناآرام آن. جمعبندی «پری» فیلمی بینقص و کاملاً منسجم نیست، اما جسارت طرح پرسشهای دشوار و جستوجوی زبانی تصویری برای آنها ارزشمند است.
مهرجویی بهجای ساختن روایتی آرام دربارهٔ رسیدن به حقیقت، مخاطب را در تجربهٔ تردید و بیقراری پری شریک میکند. حضور مؤثر نیکی کریمی، فضای شاعرانه و استفادهٔ معنادار از سکوت و آب، به فیلم هویتی ماندگار میدهند؛ در مقابل، گسستهای روایی، نمادپردازی گاه افراطی و ناهماهنگیهایی در پرداخت شخصیتها از قدرت آن میکاهند.
« این ناهماهنگی بهویژه در اقتباس خود را نشان میدهد. »
ثبت دیدگاه