نقد و بررسی
نقد The 11th Green | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و افسانه «The 11th Green» فیلمی است که از همان آغاز، میان چند قلمرو ناپایدار رفتوآمد میکند: روزنامهنگاری تحقیقی، تاریخ سیاسی آمریکا، افسانههای مربوط به بشقابپرندهها و خیال علمیتخیلی. جرمی راد، خبرنگاری باتجربه با بازی کمپل اسکات، سرگرم پیگیری موضوع فناوریهای محرمانه و پیوندهای دولت با صنعت هوافضاست؛ اما مرگ پدرِ دورافتادهاش، ژنرالی بازنشسته، مسیر تحقیق را به سوی گذشتهای خانوادگی و شبکهای از رازهای سیاسی میکشاند.
محور تاریخی فیلم نیز ادعاهای دیرینه دربارهٔ ارتباط آیزنهاور با رویدادهای فرازمینی است؛ ادعاهایی که فیلم نه همچون گزارشی مستند، بلکه بهمثابه مصالحی برای آمیزش تاریخ و خیال به کار میگیرد. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم منشأ دشواریهایش. فیلم بهجای آنکه صرفاً معمایی دربارهٔ موجودات فضایی بسازد، از این افسانهها برای پرسیدن پرسشهایی سیاسیتر بهره میبرد: قدرت در پشت درهای بسته چگونه عمل میکند؟
چه کسی اجازه دارد روایت رسمی را شکل دهد؟ و آیا میل به افشاگری میتواند خود به دام خیالپردازی و بدگمانی بیفتد؟ «The 11th Green» در این پرسشها کنجکاویبرانگیز است، اما در تبدیل آنها به یک درام منسجم، همواره موفق نمیشود. روزنامهنگار و میراث پدر جرمی در ظاهر شخصیتی است که باید راه را به سوی حقیقت باز کند: فردی محتاط، پیگیر و آشنا با سازوکار رسانه و سیاست.
بااینحال، فیلم تحقیق حرفهای او را از زخمهای خانوادگی جدا نمیکند. پدرِ نظامیاش تنها موضوعی برای کندوکاو تاریخی نیست؛ او سایهای بر زندگی پسر انداخته و مرگش جرمی را ناگزیر میکند با گذشتهای روبهرو شود که ظاهراً میخواست از آن فاصله بگیرد. این پیوند بالقوه میتوانست به فیلم نیروی عاطفی بدهد: تحقیق دربارهٔ دولت، همزمان تحقیقی دربارهٔ خانواده و سکوتهای بهارثرسیده باشد.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم منشأ دشواریهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما رابطهٔ این دو خط داستانی همیشه به اندازهٔ کافی پرورده نیست. فیلم گاه از صمیمیت و بیاعتمادی خانوادگی به بحثهای کلان سیاسی میجهد، بیآنکه گذار میان آنها را با عمق روانشناختی لازم بسازد. در نتیجه، جرمی بیشتر از آنکه به شخصیتی با تحول روشن بدل شود، به واسطهای برای ورود به مجموعهای از اطلاعات، دیدگاهها و رازهای تاریخی شباهت پیدا میکند.
تماشاگر میفهمد چرا این گذشته برای او اهمیت دارد، اما کمتر فرصت مییابد آن اهمیت را در رفتار و دگرگونی درونیاش احساس کند. توطئه بهمثابه زبان سیاسی بهترین ایدهٔ فیلم در انتخاب موضوع بیگانگان فضایی خلاصه نمیشود؛ اهمیتش در این است که موجودات فرازمینی را بهانهای برای وارسی مناسبات قدرت میکند.
آنچه در این جهان داستانی بیش از خودِ «دیدار» کنجکاویبرانگیز است، نهادهایی هستند که اطلاعات را نگه میدارند، روایتها را مهار میکنند و مرز میان حقیقت و شایعه را در اختیار میگیرند. از این منظر، بشقابپرندهها نه فقط رمز و راز علمیتخیلی، بلکه نمادی برای پرسش دربارهٔ محرمانگی حکومتیاند.
این رویکرد به فیلم هویتی ویژه میبخشد. «The 11th Green» میکوشد تاریخ سیاسی را با تخیل ژانری درآمیزد و از تریلر توطئهمحور فاصله بگیرد، بیآنکه کاملاً به کمدی یا هجو پناه ببرد. لحن خشک و جدی آن، در کنار رویدادهایی نامتعارف، حالوهوایی شبیه تریلرهای پارانوئیدی قدیمی میآفریند؛ جهانی که در آن هر مکالمه میتواند حامل تهدید یا سرنخی پنهان باشد.
« اما رابطهٔ این دو خط داستانی همیشه به اندازهٔ کافی پرورده نیست. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم گاهی چنان در انباشت نظریهها و اشارهها گرفتار میشود که تحلیل سیاسیاش بهجای روشنکردن موضوع، بر ابهام میافزاید. لحن، طنز خشک و بازی با واقعیت یکی از انتخابهای جسورانهٔ کارگردان، برخورد جدی و بیتکلف با مواد داستانی نامحتمل است. فیلم بسیاری از افشاگریهایش را همچون رویدادهایی عادی عرضه میکند، نه پیچشهایی که باید با موسیقی پرطنین یا واکنشهای نمایشی برجسته شوند.
این خونسردی، گاه طنزی خشک و مؤثر میسازد: امر ناممکن در فضایی رسمی و روزمره ظاهر میشود و همین تضاد، حس غریب اثر را تقویت میکند. تماشاگر میان این دو واکنش معلق میماند که آیا باید با منطق داستان همراه شود یا فاصلهٔ انتقادی خود را حفظ کند. حضور شخصیتهای تاریخی و سیاستمداران نیز بخشی از همین بازی است.
فیلم واقعیت تاریخی را بازسازی نمیکند تا صرفاً به آن وفادار بماند؛ آن را وارد صحنهای خیالی میکند و از برخورد چهرههای شناختهشده با عناصر علمیتخیلی، تصویری نامعمول میسازد. این جسارت برای برخی تماشاگران جذاب خواهد بود، اما ممکن است برای دیگران بهجای ابهام پربار، به حرجومرج روایی بینجامد.
لحن خونسرد فیلم از ما میخواهد نامعمولبودن را بپذیریم؛ مسئله این است که خودِ داستان همیشه شواهد دراماتیک کافی برای این پذیرش فراهم نمیکند. بازیها و شخصیتپردازی کمپل اسکات با حضوری کمصدا و کنترلشده، به جرمی وقار و نوعی خستگی حرفهای میبخشد. او خبرنگاری را تصویر میکند که گویی عادت کرده است میان اطلاعات ناقص حرکت کند و از هیجانزدگی بپرهیزد.
« تماشاگر میان این دو واکنش معلق میماند که آیا باید با منطق داستان همراه شود یا فاصلهٔ انتقادی خود را حفظ کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خویشتنداری با فضای فیلم همخوان است، اما در بخشهایی که داستان به عاطفه یا خطر بیشتری نیاز دارد، میتواند به یکنواختی نزدیک شود. شخصیت جرمی باید هم پرسشگر باشد و هم مردی گرفتار گذشته؛ بازی اسکات سویهٔ حرفهای او را بهتر منتقل میکند تا آشفتگی شخصیاش را. دیگر بازیگران در جهانی حضور دارند که شخصیتهایش گاه بیشتر حامل اطلاعات و دیدگاهاند تا انسانهایی با زندگی مستقل.
این ویژگی بهخصوص در صحنههای گفتوگومحور نمایان میشود: افراد میتوانند ناگهان وارد شوند، نظریهای را طرح کنند یا قطعهای از معما را به جرمی بسپارند، اما همیشه فرصت نمییابند حضوری بهیادماندنی و چندلایه پیدا کنند. بنابراین، حتی زمانی که بازیگری در لحظهای خاص توجه برمیانگیزد، فیلمنامه چندان مجال نمیدهد که آن لحظه به شخصیتپردازی پایدار تبدیل شود.
تصویر، جلوهها و محدودیتهای تولید فیلم برای ایجاد تضاد میان سند و خیال، از مواد تصویری و لحنهایی با کیفیت متفاوت بهره میگیرد. تصاویر آرشیوی و حالوهوای تاریخی، حسی از واقعیت و قدمت میسازند؛ در سوی دیگر، جلوههای علمیتخیلی با سادگی و کیفیت محدود خود آشکارا از جهان واقعگرا فاصله دارند.
این ناهمگونی میتوانست بخشی از زیباییشناسی آگاهانهٔ فیلم باشد: جهان توطئه، آمیزهای از سند معتبر، خاطرهٔ مبهم و خیال خام است. بااینهمه، نیت هنری همیشه محدودیت فنی را به انتخابی زیباییشناختی بدل نمیکند. برخی جلوهها چنان کمرمقاند که بهجای ایجاد حس راز، تماشاگر را از فضای داستان بیرون میکشند.
« بااینهمه، نیت هنری همیشه محدودیت فنی را به انتخابی زیباییشناختی بدل نمیکند. »
قوتها و کاستیها
وقتی فیلم از ما میخواهد احتمالهای فراواقعی را جدی بگیریم، تصویر نیز باید دستکم به اندازهای اقناعکننده باشد که این تعلیق را حفظ کند. در اینجا شکاف میان جاهطلبی مفهومی و توان اجرایی، گاهی بیش از حد محسوس است. ریتم و آشفتگی فیلمنامه پاشنهٔ آشیل فیلم، نحوهٔ حرکت روایت است. «The 11th Green» به گفتوگو، شرح پیشینه و طرح نظریهها وابستگی زیادی دارد، اما هر گفتوگو الزاماً به افزایش تنش یا روشنترشدن شخصیتها نمیانجامد.
گاهی اطلاعات تازه بر اطلاعات پیشین انباشته میشود، بیآنکه روشن باشد کدام سرنخ باید محور توجه قرار گیرد. این تراکم، ریتم را کند میکند و دیالوگهایی پدید میآورد که ممکن است بیش از آنکه رازآلود باشند، گیجکننده به نظر برسند. مشکل فقط آهستگی نیست؛ کندی زمانی ثمربخش است که فضای انتظار بسازد یا لایههای معنایی را آرامآرام آشکار کند.
در این فیلم، بعضی بخشهای طولانی به همان اندازه که حس تعلیق را میپرورانند، انرژی داستان را نیز فرسوده میکنند. خطهای متعددی از تاریخ، سیاست، رابطهٔ خانوادگی و خیال علمیتخیلی در کنار هم قرار میگیرند، اما اتصالشان همیشه استوار نیست. ازاینرو، فیلم بهجای آنکه هرچه پیش میرود متمرکزتر شود، گاه پراکندهتر به نظر میرسد و حس پیشرفت روایی کمرنگ میشود.
جمعبندی «The 11th Green» اثری نامتعارف و دوپاره است: ایدهای کنجکاویبرانگیز دارد و از پیوند افسانهٔ بیگانگان با تاریخ سیاسی آمریکا، فضایی متمایز میسازد؛ اما فیلمنامهٔ آشفته، ریتم کند و شخصیتپردازی نابرابر مانع میشوند این ظرفیت به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود. جذابیت فیلم بیش از آنکه در حل معمایی مشخص باشد، در فضای سوءظن، گفتوگوهای پشتپرده و پرسشهایی است که دربارهٔ قدرت و حقیقت مطرح میکند.
« در اینجا شکاف میان جاهطلبی مفهومی و توان اجرایی، گاهی بیش از حد محسوس است. »
جمعبندی
تماشاگرانی که تریلرهای توطئهمحور، روایتهای تاریخـخیالی و لحن خشک و نامأنوس را میپسندند، احتمالاً در جهان فیلم چیزهایی برای تأمل خواهند یافت. در مقابل، کسانی که به تعلیق پیوسته، روایت سرراست و پایانبندی قاطع چشم دارند، ممکن است از پراکندگی و کمجانی آن دلزده شوند. فیلم نه کاملاً شکست میخورد و نه ایدههایش را به تمامی به ثمر میرساند؛ بیشتر شبیه پروندهای عجیب است که در آن چند سرنخ درخشان پیدا میشود، اما تصویر نهایی همچنان مهآلود باقی میماند.
ثبت دیدگاه