نقد و بررسی
نقد سوف (Soof) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندگیِ مطلوب و پرسشِ دیررس «Soof» ساختهٔ Antoinette Beumer، کمدیـرمانتیکی هلندی دربارهٔ زنی است که در آستانهٔ چهلسالگی به زندگیای رسیده که زمانی آرزویش را داشته است: خانهای گرم، سه فرزند، همسری مهربان و کسبوکاری کوچک در تهیهٔ غذا. بااینحال، همین تصویرِ ظاهراً کامل، پرسشی را در ذهن او بیدار میکند: آیا زندگی همین است؟
فیلم از این تردید نه بحرانی پرطمطراق میسازد و نه آن را به افسردگیای بیپایان بدل میکند؛ در عوض، آن را از دل روزمرّگی، شلوغی خانه و فاصلهای که میان عادت و اشتیاق شکل میگیرد، بیرون میکشد. نیروی محرک اثر، همین شکاف میان رضایتِ بیرونی و نارضایتیِ درونی است. سوف برای خواستههایش زحمت کشیده، اما اکنون گویی نقشی که انتخاب کرده، تمام فضای زندگیاش را اشغال کرده است.
فیلم با نگاهی طنزآمیز نشان میدهد که تحقق یک آرزو لزوماً به معنای پایان جستوجو نیست؛ گاه رسیدن، پرسش تازهای میسازد: آیا این همان چیزی است که میخواستم، یا فقط چیزی است که به آن عادت کردهام؟ این پرسش، بدون آنکه به نتیجهای ساده و قطعی فروکاسته شود، ستون عاطفی داستان را شکل میدهد.
روزمرّگی بهمثابه میدان درام در «Soof» بحران از رخدادی خارقالعاده آغاز نمیشود. گرفتاریهای کاری، مسئولیتهای خانوادگی و نابرابریِ نانوشته در تقسیم وقت، همان چیزهایی هستند که زندگی را به تدریج از توازن خارج میکنند. کسبوکار سوف هنوز آنقدر که میخواهد جان نگرفته و بچهها بخش بزرگی از زمان و توجه او را میطلبند.
« بااینحال، همین تصویرِ ظاهراً کامل، پرسشی را در ذهن او بیدار میکند: آیا زندگی همین است؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کاسپر نیز، با وجود مهربانیاش، همیشه آن همراهِ حاضر و کارآمدی نیست که سوف نیاز دارد. این جزئیات به فیلم امکان میدهد تا دگرگونی شخصیت اصلی را از مسیر تجربههای کوچک و ملموس پیش ببرد. در این میان، ورود جیم ــ رقصپردازی که توجهی متفاوت به سوف نشان میدهد ــ صرفاً عنصری عاشقانه برای پیشبردن ماجرا نیست.
اهمیت این برخورد در آن است که سوف را با تصویری از خودش روبهرو میکند که در هیاهوی مادری و کار کمرنگ شده است: زنی که میخواهد دیده شود، انتخاب کند و از خواستههای شخصی خود شرمنده نباشد. فیلم در این زمینه به نکتهای قابلتأمل میرسد؛ نیاز به توجه و تأیید، حتی در دل یک خانوادهٔ دوستداشتنی، میتواند واقعی و جدی باشد.
سوف؛ میان همدلی و خودخواهی Lies Visschedijk نقش سوف را با انرژی و صمیمیتی ایفا میکند که برای چنین شخصیتی ضروری است. او زنی را به نمایش میگذارد که همزمان پرجنبوجوش، خسته، مشتاق و گاه سردرگم است. بازی او اجازه میدهد مخاطب هم آشفتگیهای روزمرهٔ سوف را ببیند و هم کشمکش درونیاش را؛ گویی او میخواهد از زندگیاش بیرون بزند، اما هنوز نمیداند دقیقاً به کجا میخواهد برود.
بااینهمه، فیلم همواره موفق نمیشود فاصلهٔ میان خواستههای سوف و پیامدهای رفتار او را بهخوبی پر کند. برخی تصمیمهایش رنگی خودخواهانه دارند و اثر، گاهی به جای آنکه این جنبه را با ظرافت بکاود، از کنار آن میگذرد. نتیجه آن است که ممکن است تماشاگر در بخشهایی به جای همدلی، از او دلزده شود.
« کاسپر نیز، با وجود مهربانیاش، همیشه آن همراهِ حاضر و کارآمدی نیست که سوف نیاز دارد. »
شخصیتها و اجرا
این مسئله لزوماً ضعفِ خود شخصیت نیست؛ سوف قرار نیست قهرمانی بینقص باشد. دشواری آنجاست که فیلم گاه برای پیچیدگی او زمینهٔ کافی فراهم نمیکند و از مخاطب میخواهد رفتارهایی را بپذیرد که انگیزههایشان بهتمامی روشن نشدهاند. کاسپر و اغراق در کمدی Fedja van Huêt در نقش کاسپر وجهی دوستداشتنی به شخصیت میدهد و میان مهربانی و ناتوانیِ او در هماهنگشدن با تغییرهای زندگی، لحظههای کمیک میآفریند.
رابطهٔ او و سوف در اصل ظرفیت زیادی برای نمایش فرسودگیِ آرام یک زندگی مشترک دارد؛ فرسودگیای که الزاماً از نبود محبت پدید نمیآید، بلکه از نادیدهگرفتن نیازهای یکدیگر و تکرار نقشهای تثبیتشده نیرو میگیرد. اما کاسپر گاهی بیش از اندازه دستوپاچلفتی و اغراقشده میشود. این انتخاب، برای ساختن موقعیتهای خندهدار کارآمد است، ولی به قیمت کاهش پیچیدگی شخصیت تمام میشود.
او در بعضی صحنهها بیشتر وسیلهای برای تولید آشفتگی یا شوخی به نظر میرسد تا انسانی که خودش نیز در برابر تغییر نقشهای خانوادگی سردرگم است. اگر فیلم به آسیبپذیری او مجال بیشتری میداد، تقابل میان او و سوف از سطح اختلافهای روزمره فراتر میرفت و به گفتوگویی متوازنتر دربارهٔ شراکت، کار و مراقبت بدل میشد.
بازیها و شخصیتهای پیرامونی بخش مهمی از جذابیت فیلم به بازیهایی بازمیگردد که فضای خانوادگی را زنده و قابلباور میکنند. شخصیتها در مجموع به زندگی روزمره نزدیکاند و لحظات خندهدارشان اغلب از برخورد میان آدمها و شرایط آشنا برمیآید، نه از شوخیهای صرفاً کلامی. بااینحال، همهٔ نقشها به یک اندازه پرداخت نمیشوند.
« این مسئله لزوماً ضعفِ خود شخصیت نیست؛ سوف قرار نیست قهرمانی بینقص باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی چهرههای پیرامونی بیشتر برای افزودن رنگولعاب یا پیشبردن موقعیتها حضور دارند و کمتر فرصت مییابند از قالب کارکرد روایی خود بیرون بیایند. Dan Karaty نیز در نقش جیم حضوری دارد که جذابیت اولیهٔ این شخصیت بیش از آنکه از عمق روانشناختیاش بیاید، به جایگاهش در زندگی سوف وابسته است.
او نماد امکانِ دیدهشدن و تجربهای تازه است؛ بنابراین، اگر شخصیتش بهاندازهٔ کافی مستقل و چندوجهی نباشد، بخش عاشقانهٔ داستان تا حدی به سازوکاری روایی برای برهمزدن نظم زندگی سوف محدود میماند. فیلم در این نقطه، بیشتر به تأثیر جیم بر سوف علاقه دارد تا به خودِ جیم. طنز، احساس و محدودیتهای روایت یکی از امتیازهای «Soof» آن است که میتواند از خستگیِ خانه و آشفتگیِ کار کمدی بسازد، بیآنکه تمام لحظههای احساسی را به شوخی تبدیل کند.
فیلم میان لبخند و دلنگرانی رفتوآمدی دلنشین دارد و در بهترین لحظاتش نشان میدهد که زندگی زناشویی نه مجموعهای از صحنههای عاشقانه، بلکه آمیزهای از مسئولیت، عادت، دلخوری و محبت است. همین لحن متعادل، اثر را از کمدیِ سبک و یکبارمصرف فاصله میدهد. بااینحال، روایت در جاهایی پراکنده میشود.
بعضی موقعیتهای کمدی قابلپیشبینیاند و به الگوهایی آشنا تکیه میکنند؛ گویی فیلم گاهی به جای آنکه از شخصیتها به شوخی برسد، ابتدا به شوخی میاندیشد و سپس آن را در داستان جا میدهد. این پراکندگی همچنین از تمرکز دراماتیک میکاهد. داستان ظرفیت آن را دارد که دربارهٔ تقسیم کار خانگی، استقلال فردی و تغییر در رابطهٔ زناشویی دقیقتر باشد، اما همیشه از این ظرفیت تا انتها بهره نمیگیرد.
« فیلم در این نقطه، بیشتر به تأثیر جیم بر سوف علاقه دارد تا به خودِ جیم. »
قوتها و کاستیها
ریشهٔ فیلم در نوشتههای روزمره و طنزآمیز Sylvia Witteman نیز به لحن سبک و مشاهدهگرانهٔ آن نزدیک است؛ همان لحن، در عین جذابیت، گاه انسجام روایی را سست میکند. جمعبندی «Soof» فیلمی دربارهٔ فروپاشی یک زندگی نیست؛ دربارهٔ لحظهای است که زندگیِ ظاهراً مرتب، دیگر برای یکی از ساکنانش کافی به نظر نمیرسد.
اثر در پرداخت این تردید، در بازی پرتحرک Lies Visschedijk و در آمیختن شوخی با احساس موفق است. در مقابل، اغراق در شخصیت کاسپر، کمعمقی برخی نقشهای فرعی، خودخواهانهشدن رفتارهای سوف و قابلحدسبودن شماری از شوخیها، مانع از آن میشود که فیلم به کاوشی کاملاً ژرف در میانسالی و زندگی مشترک بدل شود.
بااینحال، صمیمیت فیلم و توجهش به جزئیات کوچکِ زندگی خانوادگی، آن را تماشایی نگه میدارد. «Soof» بیش از آنکه پاسخی آماده برای پرسش سوف عرضه کند، اهمیت خودِ پرسیدن را یادآوری میکند: گاهی برای دیدن آنچه در زندگی کمرنگ شده، باید لحظهای از شتاب روزانه فاصله گرفت و به خواستههایی گوش داد که مدتها زیر صدای مسئولیتها پنهان ماندهاند.
« اثر در پرداخت این تردید، در بازی پرتحرک Lies Visschedijk و در آمیختن شوخی با احساس موفق است. »
ثبت دیدگاه