نقد و بررسی
نقد Blossoms Shanghai | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهرِ دگرگونی و رؤیا «شکوفههای شانگهای» در ظاهر قصهٔ صعود آ بائو است: جوانی برخاسته از گذشتهای دشوار که در شانگهایِ دههٔ نود، با جسارت و هوش تجاری جایگاهی برای خود میسازد. اما سریال به زندگینامهٔ موفقیت یا شرح سادهٔ ثروتمندشدن او محدود نمیماند. شهر نیز همچون قهرمانی مستقل در مرکز روایت قرار دارد؛ شهری که با شتابی نفسگیر شکل تازهای به خود میگیرد و ساکنانش را به بازتعریف آرزوها، روابط و حتی هویتشان وامیدارد.
از این منظر، رونق اقتصادی تنها پسزمینه نیست، بلکه نیرویی است که همهچیز را به حرکت درمیآورد و همزمان زیر فشار خود میگیرد. شانگهایِ این سریال آمیزهای از فرصت و تهدید است. رونق بازار، امکان صعود را برای آ بائو و اطرافیانش فراهم میکند، اما موفقیت را به رقابتی دائمی بدل میسازد؛ رقابتی که در آن اعتبار، دوستی و اعتماد میتوانند درست بهاندازهٔ سرمایه ارزش داشته باشند.
سریال در بهترین لحظاتش نشان میدهد که چگونه رؤیای ثروت، بهجای محوکردن گذشته، آن را با خود به آینده میکشاند. در پسِ برق ویترینها و رستورانهای پررفتوآمد، حس فقدان و دلتنگی حضوری آرام اما پیوسته دارد. روایتی پُرمایه، با گامهایی ناموزون یکی از امتیازهای اصلی «شکوفههای شانگهای» گستردگی جهان روایی آن است.
زندگی آ بائو در خلأ پیش نمیرود؛ آدمهای فراوانی در مسیرش قرار میگیرند و هرکدام از زاویهای متفاوت با دگرگونیهای شهر روبهرو میشوند. در کنار معاملات و رقابتهای اقتصادی، مناسبات کاری، رفاقتهای قدیمی، کدورتها و دلبستگیهای عاطفی نیز به داستان وزن میدهند. همین وفور شخصیت و خردهروایت، به سریال حس زندگی جمعی میبخشد: گویی دوربین تنها یک قهرمان را دنبال نمیکند، بلکه در میان شبکهای از آدمها و خواستههای متعارض گردش دارد.
« اما سریال به زندگینامهٔ موفقیت یا شرح سادهٔ ثروتمندشدن او محدود نمیماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این پُری همیشه به معنای پیشروی مؤثر نیست. آغاز سریال برای بخشی از مخاطبان کند و کمجان به نظر میرسد و خردهقصهها در قسمتهای نخست هنوز گرمای عاطفی لازم را پیدا نکردهاند. اطلاعات و شخصیتها معرفی میشوند، اما پیوند میان آنها دیرتر شکل میگیرد؛ به همین دلیل، ممکن است تماشاگر در ابتدا بیشتر ناظر مجموعهای از موقعیتها باشد تا همراهِ داستانی که او را به درون خود میکشد.
با گذشت زمان، مناسبات پیچیدهتر میشوند و شخصیتها لایههای بیشتری پیدا میکنند، اما رسیدن به این نقطه به صبر نیاز دارد. این کشآمدن گاه حاصل دامنهٔ بلند روایت است و گاه نشانهٔ آنکه سریال نمیتواند همهٔ مواد داستانی خود را با آهنگی یکدست سامان دهد. آ بائو و چهار چهرهٔ خواستن آ بائو در آغاز، بیش از آنکه قهرمانی کاملاً گشوده و صمیمی باشد، چهرهای محتاط و حسابگر دارد.
او میداند چه میخواهد، اما روشن نیست در ازای رسیدن به آن چه چیزهایی را کنار میگذارد. همین فاصله میان رفتار بیرونی و زندگی درونی، شخصیت را برای بخش مهمی از سریال در وضعیتی جذاب نگه میدارد: آ بائو موفقیت را میسازد، اما معنای آن موفقیت بهآسانی در اختیار مخاطب قرار نمیگیرد. بازی هو گه این خویشتنداری را به حضوری قابلقبول تبدیل میکند و اجازه نمیدهد شخصیت به تصویر سادهٔ مرد جاهطلبی فروکاسته شود.
چهار زن پیرامون او نیز صرفاً اجزای یک خط عاشقانه نیستند. در طرح کلی داستان، هر یک با بخشی از خواستههای آ بائو پیوند مییابند: ماجراجویی، شرافت، عشق و معصومیت. این تقسیمبندی ممکن است در نگاه نخست نمادین و حتی بیش از اندازه مرتب به نظر برسد، اما سریال میکوشد به هر رابطه کیفیتی جداگانه ببخشد.
« بااینحال، این پُری همیشه به معنای پیشروی مؤثر نیست. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت جایگاه و خلقوخوی این زنان، آ بائو را در برابر شکلهای متفاوتی از زندگی قرار میدهد؛ شکلهایی که همگی با منطق معامله و محاسبه سازگار نیستند. بازی ما ییلی، تانگ یان و شین ژیلی در این میان به روابط گرما و تنش میبخشد، هرچند گاه شخصیتپردازی زنان زیر سایهٔ کارکرد نمادینشان قرار میگیرد.
تصویر؛ حافظهای رنگین و اندوهگین بزرگترین نیروی بیواسطهٔ سریال تصویر آن است. قابها، رنگها و چیدمان فضاها، شانگهای را به مکانی بدل میکنند که هم واقعی و ملموس است و هم از حافظهای رؤیایی بیرون آمده. رستورانها، خیابانها و فضاهای تجاری فقط محل وقوع رویداد نیستند؛ هرکدام با نور و بافت خود کیفیتی عاطفی پیدا میکنند.
تصویر گاهی بیش از گفتوگو دربارهٔ زمان سخن میگوید: شکوهی که در لحظه خیرهکننده است، از همان ابتدا سایهٔ زوال را نیز با خود دارد. این زبان بصری یادآور سینمای وانگ کار وای است، اما سریال صرفاً بازسازی همان تجربه نیست. در قالبی بلند و چندقسمتی، امکان مییابد آدمهای بیشتری را در یک جهان اجتماعی به هم پیوند دهد و از تنهایی فردی به سوی زندگی جمعی حرکت کند.
بااینهمه، شباهت به آثار پیشین کارگردان میتواند برای بعضی تماشاگران به مقایسهای ناگزیر بینجامد. اگر انتظار داشته باشیم هر قاب و هر مکث همان نیروی عاطفی فیلمهای شناختهشدهٔ او را داشته باشد، فاصله میان یادآوری و تجربهٔ تازه آزاردهنده میشود. بهتر است زیبایی سریال را نه بهمنزلهٔ تکرار یک سبک، بلکه بهعنوان تلاشی برای گسترش آن در مقیاسی بزرگتر دید.
« تصویر؛ حافظهای رنگین و اندوهگین بزرگترین نیروی بیواسطهٔ سریال تصویر آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و لحن دوگانه بازیها از عواملیاند که جهان پرجمعیت سریال را قابلزیست میکنند. هو گه برای آ بائو جذابیتی آرام و اندکی رازآلود میسازد؛ حضوری که به شخصیت اجازه میدهد در میان معاملهها و روابط، همیشه بخشی از خود را پنهان نگه دارد. بازیگران زن نیز هر یک به رابطهٔ خود با او آهنگ و تنشی جدا میبخشند.
در نقشهای فرعی هم، جزئیات رفتاری و تفاوت لحنها مانع میشوند که اجتماع پیرامون قهرمان به جمعیتی بیچهره تبدیل شود. از سوی دیگر، لحن سریال فقط اندوهگین نیست. لحظههای بامزه و رفتارهای نامنتظر، میان سنگینی رقابتها و حسرتها وقفه میاندازند و آدمها را از حالت نمادهای صرف بیرون میآورند.
این آمیزهٔ غم و شوخطبعی یکی از دلایلی است که شخصیتها میتوانند دوستداشتنی شوند، حتی وقتی تصمیمهایشان قابلدفاع نیست. گاه شوخیها بهخوبی از دل موقعیت بیرون میآیند و گاه در کنار دیالوگهایی قرار میگیرند که طبیعی یا دقیق به نظر نمیرسند. همین ناهمواری، ریتم عاطفی سریال را در بعضی صحنهها مختل میکند.
اقتصادِ داستان؛ جذابیت و مانع معاملات و بحثهای مالی بخش مهمی از سازوکار داستاناند. آنها فقط به آ بائو امکان پیشرفت نمیدهند، بلکه زبان و منطق جهانی را میسازند که شخصیتها در آن زندگی میکنند. پول در اینجا نشانهٔ قدرت، اعتماد و خطر است؛ تصمیم مالی میتواند رابطهای را تقویت کند یا آن را به نقطهٔ گسست برساند.
« بازیها و لحن دوگانه بازیها از عواملیاند که جهان پرجمعیت سریال را قابلزیست میکنند. »
قوتها و کاستیها
این پیوند میان اقتصاد و زندگی شخصی، ظرفیت تحلیلی خوبی دارد و از تقلیل داستان به یک ملودرام عاشقانه جلوگیری میکند. اما همین جزئیات، گاه به مانعی برای درگیری مخاطب تبدیل میشوند. اصطلاحات و رفتوآمدهای مالی در برخی بخشها دشوار دنبال میشوند، بهخصوص وقتی روایت بهجای روشنکردن انگیزه و پیامد، بر سازوکار معامله مکث میکند.
تماشاگر لازم نیست همهٔ منطق بازار را بداند تا خطر تصمیمها را بفهمد؛ بااینحال، سریال همیشه این توازن را حفظ نمیکند. در نتیجه، بخشی از تنش اقتصادی که قرار است موتور درام باشد، ممکن است به توضیحاتی تبدیل شود که فاصلهای میان مخاطب و داستان میاندازند. ریتم، تدوین و حسِ تجاریبودن طولانیبودن روایت به سریال فرصت میدهد رابطهها و دگرگونیها را با حوصله بپروراند، اما همزمان خطر تکرار و افت ریتم را بالا میبرد.
بعضی موقعیتها بیش از اندازه کش میآیند و تدوین همیشه نمیتواند میان مکث شاعرانه و کندی روایی مرز روشنی بکشد. وقتی این مکثها با بازی، تصویر یا زیرمتن عاطفی پُر میشوند، به فضای اثر عمق میدهند؛ وقتی چنین نیرویی وجود ندارد، صرفاً زمان تماشا را طولانی میکنند. این نوسان در دیالوگها نیز دیده میشود.
گاه گفتوگوها بهخوبی حالوهوای رابطهها را منتقل میکنند، اما در بخشهایی دیگر مصنوعی یا کماثر به گوش میرسند. از همینجا حس تجاریبودن اثر نیز برای بعضی مخاطبان شکل میگیرد: نه به این معنا که جذابیت عامهپسند ذاتاً نقطهضعف است، بلکه از آن رو که میان شکوه تصویری، کشش روایی و عمق درونی همیشه هماهنگی کامل برقرار نمیشود.
« اما همین جزئیات، گاه به مانعی برای درگیری مخاطب تبدیل میشوند. »
جمعبندی
«شکوفههای شانگهای» گاه میخواهد هم پرزرقوبرق و سرگرمکننده باشد و هم تأملی دربارهٔ زمان و فقدان؛ این دو خواسته در همهٔ لحظات در یک مسیر قرار نمیگیرند. جمعبندی «شکوفههای شانگهای» اثری بلندپروازانه و نامتوازن است؛ سریالی که گاهی با تصویر و فضای خود بیش از هر چیز دیگر سخن میگوید، اما در روایت و تدوین همیشه به همان اندازه دقیق نیست.
جهان پُرجزئیات، بازیهای باورپذیر و آمیزهٔ اندوه و شوخی، آن را به تجربهای جذاب برای تماشاگر صبور تبدیل میکنند. در مقابل، شروع کند، پیچیدگیهای مالی، افتوخیز ریتم و بعضی دیالوگهای کمرمق میتوانند مانع ارتباطی فوری شوند. ارزش اصلی سریال در آن است که صعود فردی آ بائو را به تصویری گستردهتر از شهری در حال دگرگونی پیوند میزند.
ثروت در آن نه پایان قطعی راه، بلکه بخشی از پرسشی بزرگتر دربارهٔ آن چیزی است که انسان در مسیر موفقیت به دست میآورد و از دست میدهد. اثر در همهٔ لحظات به عمق و انسجامی که وعده میدهد نمیرسد، اما در بهترین بخشهایش، شانگهای را همچون خاطرهای زنده پیش چشم میآورد: زیبا، پرهیاهو و آمیخته با اندوهِ گذر زمان.
« در مقابل، شروع کند، پیچیدگیهای مالی، افتوخیز ریتم و بعضی دیالوگهای کمرمق میتوانند مانع ارتباطی فوری شوند. »
ثبت دیدگاه