نقد و بررسی
نقد آوریل و جهان فوقالعاده (April and the Extraordinary World) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانِ بخار و تاریخِ بدیل «April and the Extraordinary World» از همان ایدهٔ مرکزیاش جهانی میسازد که آشناست و در عین حال، بهطرزی نگرانکننده، از مسیر تاریخ جدا شده است. سال ۱۹۴۱ است، اما فرانسه هنوز در چنبرهٔ زغالسنگ، دود و ماشینهای بخار زندگی میکند؛ جهانی که در آن پیشرفت صنعتی بهجای آنکه به سوی آیندهای روشن حرکت کند، به بنبستی آلوده و فرسوده رسیده است.
این گذشتهٔ بدیل، صرفاً آرایهای عجیب برای یک ماجراجویی نیست. کمبود منابع، رقابت دولتها و ناپدیدشدن دانشمندان، زیرساختی سیاسی و اخلاقی برای قصه فراهم میکنند: چه کسی حق دارد دانش را در اختیار بگیرد و به چه منظوری؟ فیلم این پرسشها را در دل تعقیبوگریزها و ماجراهایش میپرورد، نه در قالب خطابه.
در نتیجه، جهان داستان هم نیروی تخیل را برمیانگیزد و هم بهتدریج معنایی فراتر از ظاهر فانتزی خود مییابد. بخار، زغال و دود، نشانههای یک تمدن متوقفشدهاند؛ تمدنی که بهای سلطهجویی و وابستگیاش به منابع محدود را با هوای آلوده و اضطراب دائمی میپردازد. آوریل؛ قهرمانی مستقل و آسیبپذیر آوریل در مرکز روایتی قرار دارد که بهجای قهرمانی بینقص، نوجوانی باهوش، سرسخت و محتاط را پیش چشم میگذارد.
زندگی در خفا و جدایی از خانواده او را به شخصیتی گوشهگیر بدل کرده، اما فیلم این احتیاط را با بیمیلی یا سردی یکی نمیگیرد. پشت رفتار تند و نگاه سنجیدهاش، کنجکاوی علمی و اشتیاق به پیوند انسانی وجود دارد؛ دو نیرویی که مسیر شخصیت او را شکل میدهند. علم برای آوریل فقط میراث خانوادگی یا ابزار حل معما نیست؛ شیوهای برای فهم جهان و مداخله در آن است.
« این گذشتهٔ بدیل، صرفاً آرایهای عجیب برای یک ماجراجویی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین ویژگی، او را از قهرمانانی که صرفاً در جریان حادثهها کشیده میشوند متمایز میکند. آوریل تصمیم میگیرد، خطا میکند و از تجربههایش میآموزد. فیلم همچنین بهخوبی نشان میدهد که استقلال او به معنای بینیازی از دیگران نیست: اعتماد، پیوند خانوادگی و همراهی دوستان، امکان شکوفایی تواناییهایش را فراهم میکنند.
این جنبهٔ انسانی، ماجراجویی پرشتاب اثر را از مجموعهای از تعقیبها فراتر میبرد. همراهان و روابط عاطفی داروین، گربهٔ سخنگوی آوریل، از آن شخصیتهایی است که حضورش بهسادگی میتوانست به شوخیهای تکراری یا نقش همراهی تزئینی محدود شود. فیلم اما او را به بخشی از بار عاطفی داستان بدل میکند.
رابطهٔ میان آوریل و داروین صمیمیتی آرام و بیادعا دارد و یادآور میشود که انگیزههای بزرگ گاه از دلبستگیهای کوچک و شخصی آغاز میشوند. داروین هم مایهٔ طنز است و هم همراهی که تنهایی آوریل را ملموستر میسازد. ژولیوس نیز با ورود به جهان آوریل، تعادل تازهای در روابط داستان ایجاد میکند.
حضور او امکان گفتوگو و همکاری را فراهم میآورد، هرچند شخصیتپردازیاش در مقایسه با آوریل کمتر پیچیده است و گاهی بیشتر در جایگاه همراه یا پرسشگر قرار میگیرد. بازرس پیزونی نیز با سماجت و دستوپاچلفتیبودنش چهرهای کمیک به ماجرا میدهد؛ با این حال، بازگشتهای مکرر او همیشه به نفع روایت نیست.
« همین ویژگی، او را از قهرمانانی که صرفاً در جریان حادثهها کشیده میشوند متمایز میکند. »
شخصیتها و اجرا
هر بار که فیلم برای شوخی یا تعقیبی تازه به سراغش میرود، اندکی از زمان پرداختن به جهان غنی و رازهای مرکزی قصه کاسته میشود. طراحی بصری و زبان انیمیشن بزرگترین دستاورد فیلم را باید در آفرینش جهانی دید که از قابهایش بیرون میزند. طراحی بصری آن، با خطوط روشن و شکلهای ساده اما پرشخصیت، میان واقعگرایی تاریخی و خیالپردازی تعادل برقرار میکند.
شهرها، ابزارها و وسایل نقلیه، از قطعاتی آشنا ساخته شدهاند، اما ترکیبشان با ماشینهای بخار و سازوکارهای نامعمول، حسی از تازگی پدید میآورد. در این جهان، هر خیابان و بنای صنعتی میتواند بخشی از یک سامانهٔ بزرگتر به نظر برسد؛ سامانهای که هم چشمنواز است و هم نشانههایی از فرسودگی و خطر در خود دارد.
انیمیشن دستکشیده به اثر حالوهوایی ملموس میبخشد. شخصیتها با ظرافتی بیتکلف حرکت میکنند و طراحی آنان بهجای واقعنمایی افراطی، بر حالت و بیان تکیه دارد. رنگآمیزی نیز با تغییر فضای روایت همراه میشود: خاکستریها و قهوهایهای دودگرفته، حس محدودیت و آلودگی را تشدید میکنند و رنگهای زندهتر، افق تازهای به جهان میگشایند.
این انتخابها صرفاً زیباشناختی نیستند؛ تصویر، بخشی از قصهگویی فیلم است و حالوهوای هر مرحله را پیش از آنکه شخصیتها به زبان آورند، منتقل میکند. ریتم، تعلیق و ساختار روایت «آوریل و دنیای شگفتانگیز» ایدههای داستانی فراوانی در اختیار دارد و گاه همین فراوانی به سود و زیان آن تمام میشود.
« طراحی بصری و زبان انیمیشن بزرگترین دستاورد فیلم را باید در آفرینش جهانی دید که از قابهایش بیرون میزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم پیش از آنکه به ماجراجویی اصلی آوریل برسد، دو پیشدرآمد نسبتاً طولانی را پشت سر میگذارد. این بخشها اطلاعات مهمی دربارهٔ خانواده و جهان داستان فراهم میکنند، اما در آغاز، حرکت روایت را کند میسازند و فاصلهای میان مخاطب و شخصیت اصلی به وجود میآورند. پس از استقرار داستان، تعقیبوگریزها و کشفهای تازه، ریتم را زندهتر میکنند؛ بااینحال، بعضی مسیرهای فرعی گاه از تمرکز قصه میکاهند.
نیمهٔ دوم فیلم نیز دامنهٔ تخیل خود را گسترش میدهد و از ماجرایی با حالوهوای تاریخی و بخارآلود به قلمروی علمیتخیلیتر قدم میگذارد. این تغییر، امکان طرح ایدههایی بزرگتر را فراهم میکند، اما گذار میان دو لحن همیشه نرم نیست. تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم ناگهان قواعد و مقیاس ماجرایش را تغییر داده است.
این جهش برای برخی مخاطبان بخشی از جسارت اثر خواهد بود و برای برخی دیگر، گسستی در انسجام روایی. در هر حال، فیلم ترجیح میدهد بهجای ماندن در محدودهٔ امن، بار دیگر شکل جهان خود را دگرگون کند. علم، قدرت و بهای پیشرفت در پس ماجراجویی آوریل، پرسشی جدی دربارهٔ رابطهٔ علم و قدرت جریان دارد.
دانشمندان در این جهان یا به خدمت دولتها درمیآیند یا در سایهٔ نیروهایی ناشناس ناپدید میشوند؛ گویی توانایی اندیشیدن و اختراع، بهجای آنکه حق فردی یا دارایی عمومی باشد، منبعی برای تصاحب است. فیلم بهسادگی حکم نمیدهد که علم ذاتاً نجاتبخش یا ویرانگر است. اهمیت اخلاقی آن را در دستهایی میبیند که دانش را به کار میگیرند و در هدفهایی که پشت پژوهش پنهان میشود.
« فیلم پیش از آنکه به ماجراجویی اصلی آوریل برسد، دو پیشدرآمد نسبتاً طولانی را پشت سر میگذارد. »
قوتها و کاستیها
این نگاه با مسئلهٔ انرژی پیوندی مستقیم دارد. جهانی که به زغالسنگ وابسته مانده، برای حفظ نظم خود به منابع بیشتر نیاز دارد و همین نیاز، رقابت و جنگ را دامن میزند. اثر از این راه، نقدی قابلفهم بر مصرف بیمهار، آلودگی و بهرهبرداری سیاسی از علم ارائه میدهد. پیامش بیش از آنکه در قالب شعار بیان شود، در منظرهٔ شهرهای دودگرفته و زندگیهای گرفتار در اقتصاد کمبود حضور دارد.
بااینحال، فیلم گاهی آنقدر مشتاق گشودن ایدهای تازه است که مجال نمییابد همهٔ پیامدهای اخلاقی و سیاسی جهان خود را به یک اندازه بکاود. جمعبندی «April and the Extraordinary World» اثری خیالپردازانه و خوشساخت است که جذابیت اصلیاش را از جهانسازی بصری، قهرمان مستقل و پیوند میان ماجراجویی و دغدغههای اجتماعی میگیرد.
آوریل شخصیتی گیراست، داروین به روایت گرما میبخشد و طراحی دستکشیدهٔ فیلم فضایی میسازد که از نخستین نگاه در ذهن میماند. در برابر این امتیازها، شروع طولانی، تکرار حضور پیزونی و چرخش نسبتاً ناگهانی لحن در نیمهٔ دوم، از انسجام و شتاب روایت میکاهند. بااینهمه، فیلم به سبب جسارت تخیل و علاقهاش به پرسشهای بزرگتر از ماجرای یک دختر نوجوان ارزشمند است.
اینجا علم هم سرچشمهٔ امید است و هم موضوع کشمکش؛ پیشرفت هم وعده میدهد و هم هزینه میطلبد. اثر با ترکیب تعقیبوگریز، طنز و تأملی دربارهٔ منابع و مسئولیت، جهانی میآفریند که تماشاییبودنش از معنای آن جدا نیست.
« این نگاه با مسئلهٔ انرژی پیوندی مستقیم دارد. »
ثبت دیدگاه