نقد و بررسی
نقد آلپینیست (The Alpinist) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای بیرون از قاب شهرت «The Alpinist» مستندی دربارهٔ مارکآندره لکلرک است؛ کوهنوردی کانادایی که برای صعودهای انفرادی و دشوارش شناخته میشود، اما برخلاف بسیاری از چهرههای برجستهٔ ورزش، چندان میلی به شهرت و دیدهشدن ندارد. همین ناسازگاری، نقطهٔ عزیمت فیلم است: چگونه میتوان کسی را به تصویر کشید که بخشی از معنای صعود برایش در خلوت و دوری از نگاه دیگران شکل میگیرد؟
پیتر مورتیمر و نیک روزن نه با یک قهرمانِ مشتاق دوربین روبهرو هستند و نه با ماجراجویی که هر حرکتش را برای ثبتشدن انجام دهد؛ آنها باید راهی پیدا کنند تا به زندگی مردی نزدیک شوند که گاه حتی از برنامههایش به کسی خبر نمیدهد. در نتیجه، فیلم از همان ابتدا میان دو میل متضاد حرکت میکند: میل به روایتکردن و ثبت تجربه، و میل لکلرک به زیستن آن تجربه بدون تماشاگر.
این کشمکش فقط دشواری تولید فیلم نیست؛ به پرسشی دربارهٔ خودِ مستندسازی بدل میشود. آیا دوربین میتواند به ماجراجوییای نزدیک شود که ارزشش را از بیواسطگی و بیتماشاگر بودن میگیرد؟ «The Alpinist» پاسخی قطعی نمیدهد، اما تنش میان این دو نگاه را به بخشی از جذابیت و نیز محدودیت خود تبدیل میکند.
قهرمانی که توضیحدادن را دوست ندارد لکلرک در برابر دوربین شخصیتی کمادعا، گاه شوخطبع و در عین حال گریزان از تشریح خویش است. او به جای آنکه برای مخاطب تصویری صیقلی و قهرمانانه بسازد، بیشتر در عمل شناخته میشود: در سکوت، در آمادگی جسمانی، در تمرکز بر مسیر و در نوعی آرامش که با خطر پیرامونش تضاد دارد.
« این کشمکش فقط دشواری تولید فیلم نیست؛ به پرسشی دربارهٔ خودِ مستندسازی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این ویژگی بهره میگیرد، اما در عین حال با دشواری مهمی روبهرو میشود: وقتی شخصیت اصلی کمتر از آنچه انتظار میرود دربارهٔ انگیزهها و جهان درونیاش سخن میگوید، روایت باید از راههای دیگری به او نزدیک شود. گفتوگو با نزدیکان و کوهنوردان همحرفهاش بخشی از این خلأ را پر میکند.
بهویژه حضور برت هارینگتون، که خود کوهنوردی توانمند است، تصویری انسانیتر از لکلرک به دست میدهد؛ تصویری که او را از یک مجموعهٔ صرفاً حیرتآور از صعودها فراتر میبرد. بااینحال، فیلم هرگز راز او را کاملاً حل نمیکند و شاید همین امتناع، صادقانهترین انتخابش باشد. برخی شیوههای زیستن را نمیتوان به یک علت روانشناختی ساده فروکاست.
تماشاگر میتواند شگفتزده شود، همدلی کند یا حتی از خطرپذیری او نگران باشد، بیآنکه ضرورتاً به پاسخ نهایی برسد. تعلیق در ارتفاع قویترین لحظات «The Alpinist» زمانی شکل میگیرند که بدن انسان و سنگ و یخ در یک قاب قرار میگیرند و فاصلهٔ ناچیز میان پیشروی و سقوط آشکار میشود. صعودهای انفرادی فیلم نه بهصورت نمایشهایی پرزرقوبرق، بلکه با تأکید بر جزئیات جسمانی و دقت حرکتها ثبت شدهاند: جای دست، اتکای پا، مکثی کوتاه برای سنجیدن مسیر و تمرکزی که گویی باید تمام جهان بیرون را کنار بزند.
این جزئیات، خطر را ملموس میکنند؛ تماشاگر لازم نیست کوهنورد باشد تا بفهمد هر حرکت چه اندازه حساس است. تعلیق فیلم صرفاً حاصل ارتفاع یا چشماندازهای هراسانگیز نیست. آنچه صحنهها را نفسگیر میکند، تضاد میان آرامش لکلرک و پیامدهای ممکنِ یک خطای کوچک است. او در دل موقعیتهایی که از دید ناظر زمینی تقریباً تحملناپذیرند، گاه چنان طبیعی حرکت میکند که گویی با محیطی آشنا قدم میزند.
« گفتوگو با نزدیکان و کوهنوردان همحرفهاش بخشی از این خلأ را پر میکند. »
شخصیتها و اجرا
این آرامش، هم تحسینبرانگیز است و هم نگرانکننده؛ فیلم از تماشاگر میخواهد به مهارت او اعتماد کند، اما همزمان یادآوری میکند که مهارت نمیتواند خطر را محو سازد. کوهستان بهمثابه جهان مستقل تصویربرداری از کوهستان یکی از دستاوردهای برجستهٔ فیلم است. یخچالها، دیوارههای سنگی و پهنههای دورافتاده صرفاً پسزمینهای برای ماجراجویی نیستند؛ آنها کیفیتی مستقل دارند و گاه چنان عظیم به نظر میرسند که انسان در برابرشان به نقطهای کوچک بدل میشود.
همین نسبتِ مقیاس، تجربهٔ تماشای صعود را غنیتر میکند: کوه نه مانعی است که قهرمان باید به زانو درآورد، بلکه محیطی است که باید با آن خواند، سازگار شد و در آن دوام آورد. موسیقی و تدوین نیز در بسیاری از این لحظات با تصویر همراه میشوند تا حس انزوا و ماجراجویی را تقویت کنند. فیلم میداند که سکوت کوهستان میتواند بهاندازهٔ موسیقی اثرگذار باشد و همیشه لازم نیست خطر را با توضیحهای پیدرپی برجسته کند.
بااینحال، گاهی کیفیت چشمنواز تصاویر و شدت صحنهها چنان بر فیلم مسلط میشود که فاصلهٔ میان تجربهٔ واقعی کوهنورد و تجربهٔ تماشاگر بهخوبی پر نمیشود. قاب به ما نشان میدهد چه چیزی در خطر است، اما همواره نمیتواند حسِ زیستن در آن وضعیت را منتقل کند. دوربین؛ همراه یا مزاحم؟ یکی از جذابترین لایههای مستند، پرسش از حق و حدود حضور دوربین است.
لکلرک برای برخی صعودهای مهم، گروه فیلمبرداری را همراه نمیکند یا از ثبت همهٔ مراحل استقبال نمیکند. از یک سو، این تصمیم درک روشنی از شخصیت او به دست میدهد: او نمیخواهد صعودش به اجرایی برای مخاطب تبدیل شود. از سوی دیگر، همین غیبتها بر امکان روایتپردازی فیلم اثر میگذارند. سازندگان گاه ناچارند فاصلهٔ میان رویداد و ثبت آن را با گفتوگو، بازسازیِ زمینه و تصاویر دیگر پر کنند.
« کوهستان بهمثابه جهان مستقل تصویربرداری از کوهستان یکی از دستاوردهای برجستهٔ فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این وضعیت به فیلم نوعی ناهمواری میبخشد. حضور گروه سازنده و تلاششان برای دنبالکردن لکلرک، گاه به موضوعی جالب دربارهٔ رابطهٔ فیلمساز و سوژه بدل میشود؛ اما گاه نیز توجه را از خود کوهنورد منحرف میکند. تماشاگر ممکن است احساس کند فیلمسازان بیش از اندازه در مرکز ماجرا قرار گرفتهاند، یا میل آنها به ساختن یک روایت پرکشش با میل سوژه به دورماندن از نمایش در کشمکش است.
این ضعف، در عین حال، تناقضی واقعی را آشکار میکند: فیلمی دربارهٔ مردی که نمیخواهد همهچیزش به تصویر درآید، ناگزیر باید با مرزهای ثبتنشدن کنار بیاید. روایت میان شیفتگی و پراکندگی ساختار فیلم همیشه به اندازهٔ صعودهایش محکم نیست. روایت از مسیرهای گوناگون به زندگی لکلرک نزدیک میشود، اما بعضی بخشها کش میآیند و پیوند میان رخدادها گاهی شلتر از آن است که تنش در تمام مدت یکسان بماند.
گفتوگوها، خاطرهها و صحنههای کوهنوردی اطلاعات و حالوهوای لازم را فراهم میکنند، ولی همیشه به یک خط روایی روشن و فشرده نمیپیوندند. در نتیجه، ممکن است مخاطب در بخشهایی بیش از آنکه منتظر پیشرفت داستان باشد، مشغول تماشای مجموعهای از موقعیتها و برداشتهای پراکنده شود. شیفتگی فیلمسازان به شخصیت اصلی نیز گاهی به اغراق در ستایش او نزدیک میشود.
وقتی اطرافیان از استعداد کمنظیر لکلرک میگویند و تصویرها نیز بارها جسارت او را برجسته میکنند، مجال نقد مستقل کمتر میشود. البته فیلم کاملاً از پیچیدگی این انتخابها غافل نیست: خطر در قاب باقی میماند و تماشاگر میتواند دربارهٔ نسبت میان آزادی، تمرین، اعتمادبهنفس و بیپروایی داوری کند.
« این وضعیت به فیلم نوعی ناهمواری میبخشد. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، اثر بیشتر در ثبت شگفتیِ این شیوهٔ زندگی موفق است تا در واکاوی کامل معنای آن. خطر، آزادی و هزینهٔ انتخاب «The Alpinist» دربارهٔ فتح قلهها به معنای معمول نیست؛ بیش از آنکه داستان پیروزی بر طبیعت باشد، تصویری از رابطهای شخصی و دشوار با خطر است. لکلرک ظاهراً صعود را نه برای تشویق و نه برای ساختن چهرهای عمومی دنبال میکند، بلکه آن را تجربهای خودبسنده میبیند؛ تجربهای که در آن توجه کامل به لحظه و حرکت اهمیت دارد.
این نگاه میتواند الهامبخش باشد، زیرا یادآور میشود که معنا همیشه از شهرت یا دستاوردهای قابلاندازهگیری نمیآید. اما فیلم از رمانتیککردن خطر نیز کاملاً در امان نیست. زیبایی تصویر و مهارت شگفتانگیز سوژه ممکن است لحظهای مخاطب را به ستایش بیقیدوشرط سوق دهد، حال آنکه صعود انفرادی پیامدهایی جدی دارد و انتخاب فرد فقط درون مرزهای شخصی او باقی نمیماند.
حضور خانواده، دوستان و همراهان در فیلم این بُعد انسانی را یادآوری میکند. به همین سبب، تحسین لکلرک با نگرانی درهم میآمیزد: میتوان عظمت تعهد او را دید و همزمان از بهایی که چنین زیستی ممکن است داشته باشد آگاه ماند. جمعبندی «The Alpinist» مستندی است که نیروی اصلیاش را از فاصلهٔ میان عظمت صعودها و دشواری شناختن صعودکننده میگیرد.
مارکآندره لکلرک شخصیتی بهیادماندنی است، نه چون فیلم همهٔ رازهای او را میگشاید، بلکه چون بخشی از او در برابر دوربین بسته میماند. تصاویر کوهستان و صحنههای پرتنش صعود، تجربهای دیداری و جسمانی میسازند که حتی برای مخاطب ناآشنا با کوهنوردی نیز گیراست؛ در مقابل، پراکندگی روایت، کشآمدن برخی بخشها و حضور گاه مزاحم فیلمسازان از انسجام اثر میکاهد.
« بااینهمه، اثر بیشتر در ثبت شگفتیِ این شیوهٔ زندگی موفق است تا در واکاوی کامل معنای آن. »
جمعبندی
نتیجه اثری نامتوازن، اما پرقدرت است: گاه در ساختار سستتر از آنچه ظرفیت سوژهاش نوید میدهد، و گاه در ثبت خطر و خلوت کوهستان بهطرزی فراموشنشدنی نافذ. شاید مهمترین ماندگاری فیلم نه در توضیح کامل این باشد که چرا لکلرک چنین زندگیای را برگزیده، بلکه در طرح پرسشی دشوارتر است: آیا میتوان تجربهای را که اساسش بر تنهایی و بیتماشاگر بودن است، واقعاً به تصویر کشید؟
«The Alpinist» در پاسخ، بهجای حل این تناقض، آن را به بخشی از خودِ فیلم بدل میکند.
« The Alpinist» در پاسخ، بهجای حل این تناقض، آن را به بخشی از خودِ فیلم بدل میکند. »
ثبت دیدگاه