نقد و بررسی
نقد مارتین (Martin) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی پرطمطراق با هستهای جذاب «Martin» از ایدهای برخوردار است که ظرفیت یک تریلر پرتعلیق را دارد: مردی در پاکستان حافظهاش را از دست میدهد و در جستوجوی هویت خویش، به شبکهای از تبهکاری و تهدیدهای فرامرزی میرسد. رویارویی او با مارتین، تبهکاری که شباهتی رازآلود با او دارد، پرسشهایی درباره هویت، گذشته و مرز میان قهرمان و ضدقهرمان پیش میکشد.
فیلم همچنین میکوشد این معما را به داستانی بزرگتر درباره قاچاق اسلحه و توطئه علیه امنیت کشور پیوند بزند؛ ترکیبی که در اصل میتواند هم تعلیق روانشناختی بسازد و هم زمینهای برای یک فیلم اکشن پرمقیاس فراهم کند. «Martin» محصول سینمای کانادا است و آرجون ساکسنا و مارتین را هر دو با بازی درووا سارجا به تصویر میکشد.
مشکل اصلی این است که فیلم بیش از آنکه به پرورش ایدهاش اعتماد کند، پیوسته بر دامنه و حجم آن میافزاید. هر پرسش تازه، بهجای آنکه لایهای سنجیده به معما اضافه کند، گاه راه را برای حادثهای بزرگتر و توضیحی پرهیاهوتر باز میکند. در نتیجه، میان جذابیت اولیه قصه و شیوهی روایت آن فاصله میافتد: مخاطب ممکن است بخواهد بداند شخصیت اصلی کیست، اما فیلم همیشه نمیداند چگونه این کنجکاوی را به تعلیقی منسجم تبدیل کند.
روایت میان معما و آشفتگی ساختار غیرخطی و رفتوبرگشتهای زمانی قرار است حافظهی گسستهی آرجون را بازتاب دهند. در بهترین لحظهها، این انتخاب میتواند مخاطب را همقدم با شخصیت اصلی در وضعیتی از ناآگاهی نگه دارد؛ اطلاعات اندکاندک آشکار میشوند و هر قطعه تصویری، معنای قطعات پیشین را تغییر میدهد.
« Martin» محصول سینمای کانادا است و آرجون ساکسنا و مارتین را هر دو با بازی درووا سارجا به تصویر میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما در «Martin»، این روش همیشه به ساختن تعلیق نمیانجامد. گاهی فلاشبکها نه همچون نشانههایی دقیق، بلکه همچون وقفههایی در مسیر داستان ظاهر میشوند و نسبت میان حوادث را مبهمتر میکنند. معمای هویت نیز زیر فشار توضیحهای فراوان و تغییرهای ناگهانی در مسیر روایت قرار میگیرد. تماشاگر باید بتواند اطلاعات تازه را با آنچه پیشتر دیده است پیوند بزند؛ حال آنکه فیلم در بخشهایی بهجای ایجاد پیوند، به انباشت رخدادها بسنده میکند.
این آشفتگی فقط فهم قصه را دشوار نمیسازد، بلکه از تأثیر لحظات مهم آن نیز میکاهد: وقتی رابطهی علت و معلولی روشن نباشد، حتی رویدادی بزرگ هم ممکن است وزن دراماتیک لازم را پیدا نکند. برخی نقدهای منتشرشده نیز به پیچیدگیِ کمثمر روایت و ضعف انسجام آن اشاره کردهاند. قهرمانی که بیشتر حضور دارد تا تحول نقطهی اتکای فیلم، حضور پرقدرت درووا سارجا است.
او در نقشهای دوگانهی آرجون و مارتین، از تفاوت ظاهری و رفتاری بهره میگیرد تا دو سوی تقابل مرکزی را از هم متمایز کند. در صحنههای اکشن، انرژی جسمانی و تسلط او بر قاب، به فیلم نیرویی میدهد که بارها مانع از فروپاشی کامل ریتم میشود. او میتواند یک ورود ساده را به لحظهای نمایشی بدل کند و در نبردها حضوری مسلط داشته باشد؛ ویژگیای که برای فیلمی متکی بر قهرمانمحوری اهمیت فراوان دارد.
بااینحال، کاریزمای بازیگر جای خالی تحول شخصیت را پر نمیکند. آرجون در آغاز با فقدان حافظه و پرسش از هویت روبهرو است، اما این وضعیت به اندازهی کافی به تجربهای عاطفی و درونی تبدیل نمیشود. تماشاگر باید نهفقط بداند شخصیت چه کسی است، بلکه حس کند این ندانستن چه بر او تحمیل میکند؛ فیلم کمتر فرصت مییابد ترس، تردید یا سردرگمی او را با مکث و جزئیات بپروراند.
« اما در «Martin»، این روش همیشه به ساختن تعلیق نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
از همین رو، نقشآفرینی سارجا در وجه جسمانی و نمایشی مؤثرتر است تا در لایهی روانی. او بار صحنهها را به دوش میکشد، اما خود متن برای شکلدادن به قوس شخصیتیِ ماندگار، مصالح کافی در اختیارش نمیگذارد. شخصیتهای پیرامونی و خلأ عاطفی قصهی پرمخاطرهی «Martin» به شخصیتهایی نیاز دارد که فراتر از جایگاهشان در نقشهی توطئه عمل کنند.
همراهان آرجون، شخصیتهای مرتبط با گذشتهاش و نیروهای مقابل او میتوانند هرکدام وجهی تازه از شخصیت اصلی را آشکار سازند: وفاداری، ترس، اعتماد یا بهای انتخابهایش. اما بیشتر این افراد مجال محدودی برای اثرگذاری مییابند و حضورشان عمدتاً به پیشبرد واقعه یا افزودن اطلاعات داستانی محدود میشود.
این کاستی به رابطههای عاطفی نیز سرایت میکند. فیلم میخواهد در کنار نبرد و خطر، پیوندهای انسانی را هم حفظ کند؛ اما فرصت کافی برای شکلگیری صمیمیت و تعارض درونی نمیگذارد. در نتیجه، خطرهایی که متوجه شخصیتهای دیگر میشود، لزوماً به نگرانی عمیق مخاطب تبدیل نمیشود. بازیگران مکمل نیز با وجود حضور در موقعیتهای مهم، کمتر میتوانند ویژگیهای متمایز و بهیادماندنی به نقشهایشان ببخشند.
وقتی شخصیتهای پیرامونی عمق نیابند، جهان فیلم نیز کوچکتر از مقیاس ظاهری آن احساس میشود؛ گویی همهچیز حول قهرمان میچرخد، بیآنکه آدمهای اطرافش زندگی مستقل و ملموسی داشته باشند. اکشن؛ نیروی محرک و عامل فرسودگی بخش مهمی از جذابیت بصری فیلم در نبردها، تعقیبوگریزها و صحنههای بزرگمقیاس آن نهفته است.
« از همین رو، نقشآفرینی سارجا در وجه جسمانی و نمایشی مؤثرتر است تا در لایهی روانی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجرای جسمانی سارجا و طراحی حرکت، به برخی از این لحظات ضرباهنگ و هیجان میبخشد. «Martin» بهروشنی قصد دارد تجربهای پرتحرک و حماسی بسازد؛ صحنههایی که با قدرت بدنی قهرمان و مقیاس تهدید داستان، حس مواجههای عظیم را القا کنند. برای مخاطبی که از سینمای اکشنِ پرزرقوبرق لذت میبرد، همین رویکرد میتواند لحظاتی سرگرمکننده فراهم کند.
اما فراوانی اکشن همیشه به معنای افزایش هیجان نیست. وقتی نبردها طولانی میشوند و فاصلهی میان آنها با گسترش معنادار قصه پر نمیشود، هیجان اولیه به خستگی بدل میگردد. هر صحنهی اکشن باید تغییری در وضعیت شخصیتها ایجاد کند، خطری را ملموستر سازد یا بخشی از تعارض را پیش ببرد؛ اگر تنها شدت و اندازهی نمایش را بالا ببرد، پس از مدتی اثر خود را از دست میدهد.
در این فیلم، تکرار ضرباهنگهای مشابه گاهی فرصت تنفس و تأمل را از روایت میگیرد. آنچه در آغاز جلوهای از جاهطلبی است، در ادامه میتواند به مانعی برای پیشروی قصه بدل شود. تصویر و موسیقی در خدمت عظمت فیلم از ابزارهای شنیداری و دیداری برای ساختن فضایی پرتنش و حماسی بهره میگیرد. موسیقی پرطنین و ضربآهنگهای کوبنده تلاش میکنند خطر را بزرگتر و لحظههای مواجهه را باشکوهتر جلوه دهند.
این شیوه با جهان اغراقآمیز و قهرمانمحور اثر سازگار است و در برخی بخشها، به صحنهها نیرویی میبخشد که تصویر بهتنهایی از ایجاد آن ناتوان است. فیلمبرداری نیز در طراحی قابهای بزرگ و نمایش نبردها نقشی مهم دارد. بااینهمه، تأکید مداوم بر شدت صوتی، گاه مجال ظرافت را کم میکند. موسیقی وقتی پیوسته بر هیجان میافزاید، ممکن است بهجای تقویت احساس صحنه، آن را از پیش برای مخاطب تعریف کند.
« اجرای جسمانی سارجا و طراحی حرکت، به برخی از این لحظات ضرباهنگ و هیجان میبخشد. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، جلوههای فنی و تدوین باید بتوانند میان شتاب و وضوح تعادل برقرار کنند؛ اما در بخشهایی، برشهای پرشتاب و انبوهی عناصر بصری به سردرگمی موجود در روایت میافزایند. در نتیجه، فیلم از نظر مقیاس بلندپرواز به نظر میرسد، ولی همهی اجزای فنی آن به یک اندازه در خدمت انسجام تجربهی تماشایی قرار نمیگیرند.
جمعبندی «Martin» فیلمی است با ایدهای قابلتوجه و قهرمانی که حضور جسمانی و کاریزمای بازیگرش میتواند صحنههای اکشن را جان ببخشد؛ اما جاهطلبیِ پرمقیاس آن، بیش از آنکه با استحکام روایت پشتیبانی شود، با انباشت حوادث و نمایشهای پرهیاهو پیش میرود. معمای هویت، ظرفیت ساختن تریلری فشرده و درگیرکننده را دارد، ولی فلاشبکهای گیجکننده، شخصیتپردازی کمعمق و اکشنهای بیشازحد طولانی، از اثرگذاری نهایی آن میکاهند.
فیلم در لحظههایی که بر حرکت، قدرت بدنی و شکوه صحنه تکیه میکند، به هدف سرگرمکردن نزدیک میشود؛ اما در لحظههایی که به پیوند عاطفی، منطق داستان و تحول شخصیت نیاز دارد، کمتر موفق است. حاصل، اثری است که انرژی و مقیاسش را نمیتوان نادیده گرفت، ولی این انرژی همواره به تجربهای منسجم و ماندگار تبدیل نمیشود.
«Martin» بیش از هر چیز یادآور این نکته است که در سینمای اکشن، عظمت نمایش زمانی اثر میگذارد که مخاطب نهفقط آنچه را میبیند، بلکه سرنوشت آدمهای درون آن را نیز باور کند.
ثبت دیدگاه