نقد و بررسی
نقد در زندگی بعدی بهتر عمل میکنم (I'll Do Better Next Life) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاهی کلی به جهان سریال «I'll Do Better Next Life» که با عنوان ژاپنی «来世ではちゃんとします» نیز شناخته میشود، کمدیـدرامی درباره آدمهایی است که در عشق و صمیمیت، نه چندان مطابق معیارهای متعارف پیش میروند و نه همیشه میدانند از رابطه چه میخواهند. در مرکز داستان، موموئه اوموری قرار دارد؛ زنی بیستوهفتساله که در استودیوی دلتا کار میکند و روابط گوناگونش را بیشتر راهی برای لذت و تسکین موقت میبیند تا تعهدی پایدار.
سریال از همین وضعیت نامتعارف، هم موقعیتهای کمیک میسازد و هم فرصتی برای تأمل درباره تنهایی، میل و نیاز به دیدهشدن فراهم میکند. این مجموعه در سال ۲۰۲۰ آغاز شد و در ادامه به چند فصل گسترش یافت. موموئه؛ آزادی یا تکرار؟ جذابیت موموئه در این است که بهسادگی نمیتوان او را در قالب «زن بیقید» یا «قهرمان رمانتیک» محصور کرد.
او از میل خود شرم ندارد و در عین حال، این آزادی لزوماً به معنای رضایت عمیق یا آسودگی خاطر نیست. روابط متعددش گاه همچون عادتی خوشایند و گاه نشانهای از دشواری او در ساختن پیوندی امنتر به نظر میرسند. سریال با نمایش این دوگانگی، از داوری اخلاقی مستقیم فاصله میگیرد و به تماشاگر مجال میدهد رفتار او را در زمینه نیازها و تناقضهایش ببیند.
« این مجموعه در سال ۲۰۲۰ آغاز شد و در ادامه به چند فصل گسترش یافت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، پرداخت شخصیت همیشه به ژرفای ایده مرکزیاش نمیرسد. موموئه بارها در موقعیتهایی مشابه قرار میگیرد و الگوی رفتارش، اگرچه در آغاز کنجکاویبرانگیز است، ممکن است بهتدریج قابل پیشبینی شود. سریال وقتی موفقتر است که از خود رابطهها فراتر میرود و نشان میدهد این انتخابها چه تصویری از تنهایی و توقعات عاطفی او میسازند.
کمدی در قلمرو صمیمیت بخش مهمی از طنز مجموعه از فاصله میان ظاهر روزمره شخصیتها و زندگی خصوصیشان شکل میگیرد. محیط کاری، گفتوگوهای معمول و مناسبات دوستانه، در کنار تمایلات پنهان و ترجیحات شخصی، موقعیتهایی میسازند که گاه مضحک و گاه دلنشیناند. سریال از موضوعاتی استفاده میکند که معمولاً در روایتهای عاشقانه با احتیاط یا پنهانکاری بازنمایی میشوند؛ اما هدفش صرفاً شوکآفرینی نیست.
در لحظات بهتر، شوخی به ابزاری برای نشاندادن دستپاچگی آدمها در برابر میل و نیازهای خود تبدیل میشود. البته میزانسن طنز همیشه یکدست نیست. بعضی شوخیها و موقعیتهای جنسی چنان بر اغراق تکیه میکنند که شخصیتپردازی را به حاشیه میرانند. این لحظهها ممکن است برای تماشاگرانی که با لحن جسورانه سریال همراه شدهاند سرگرمکننده باشند، اما گاهی ظرافتی را که در مشاهده روابط انسانی وجود دارد، کمرنگ میکنند.
« با این همه، پرداخت شخصیت همیشه به ژرفای ایده مرکزیاش نمیرسد. »
شخصیتها و اجرا
گروه شخصیتها و رابطههای درهمتنیده استودیوی دلتا فقط پسزمینه داستان نیست؛ فضایی است که در آن آدمهایی با خواستهها، ضعفها و شیوههای متفاوتِ دوستداشتن کنار هم قرار میگیرند. رابطههای متقاطع، تضاد میان شخصیتها و سوءتفاهمهای کوچک، ریتم کمدیـدرام را پیش میبرند و مانع میشوند مجموعه به شرح یک زندگی عاشقانه واحد محدود بماند.
بازیگران اصلی، از جمله Rio Uchida در نقش موموئه، به این جهان جمعی حالوهوایی صمیمی میبخشند. با وجود این، همه شخصیتهای فرعی فرصت یکسانی برای رشد ندارند. برخی بیشتر بهعنوان محرک یک شوخی یا گره عاطفی وارد میشوند تا افرادی با مسیر مستقل و چندلایه. در نتیجه، هنگامی که روایت از موموئه فاصله میگیرد، گاهی بهجای گسترش جهان داستان، تنها طرحی کوتاه از زندگی دیگران ارائه میکند.
همین نابرابری در پرداخت، مانع از آن میشود که تمام رابطهها تأثیر عاطفی همسنگی پیدا کنند. ریتم و ساختار روایت ریتم سریال عموماً سبک و خوشحرکت است. موقعیتها با سرعتی مناسب به هم میپیوندند و فضای کاری و معاشرتی، به داستان اجازه میدهد بدون سنگینی بیش از اندازه میان شوخی و لحظههای جدی جابهجا شود.
« بازیگران اصلی، از جمله Rio Uchida در نقش موموئه، به این جهان جمعی حالوهوایی صمیمی میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ویژگی، تماشای مجموعه را آسان و سرگرمکننده میکند؛ بهخصوص برای مخاطبی که میخواهد با اثری صمیمی و شخصیتمحور روبهرو شود، نه ملودرامی پرتنش و پیوسته. نقطه ضعف همین ساختار، خطر تکرار است. وقتی موقعیتهای عاشقانه و جنسی بارها با الگویی نزدیک به هم بازمیگردند، تازگی اولیه کاهش مییابد.
سریال برای حفظ کشش، نیاز دارد در کنار تکرار الگوی اصلی، بر تحول شخصیتها و تفاوت پیامدهای انتخابهایشان تکیه کند. هرجا این تحول به اندازه کافی پیش نمیرود، روایت بیشتر به مجموعهای از موقعیتهای مشابه شباهت پیدا میکند تا مسیری که شخصیتها را واقعاً دگرگون میسازد. نگاه سریال به میل و تنهایی یکی از جنبههای قابلتوجه اثر، عادیسازی گفتوگو درباره میل جنسی است؛ موضوعی که غالباً یا به شوخی مبتذل فروکاسته میشود یا زیر بار شرم و پنهانکاری میرود.
«I'll Do Better Next Life» میکوشد میل را بخشی از زندگی روزمره بداند، بیآنکه همه شخصیتها را به آن تقلیل دهد. این رویکرد جسورانه است، اما موفقیتش به این بستگی دارد که شوخیها در خدمت شناخت شخصیت باشند، نه جایگزین آن. در لایهای آرامتر، سریال درباره فاصله میان تجربه جسمانی و صمیمیت عاطفی نیز حرف میزند.
« وقتی موقعیتهای عاشقانه و جنسی بارها با الگویی نزدیک به هم بازمیگردند، تازگی اولیه کاهش مییابد. »
قوتها و کاستیها
داشتن رابطه الزاماً به معنای رفع تنهایی نیست و آزادی در انتخاب نیز همیشه پاسخ روشنی به این پرسش نمیدهد که فرد از دیگری چه میخواهد. این مضمون در لحظاتی که روایت به سکوتها، تردیدها و نیازهای پنهان شخصیتها توجه میکند، بیش از شوخیهای پررنگ اثرگذار میشود. جمعبندی «I'll Do Better Next Life» مجموعهای صمیمی و جسور است که از روابط نامتعارف و طنز موقعیت برای پرداختن به میل، تنهایی و پیچیدگی صمیمیت بهره میگیرد.
موموئه شخصیتی کنجکاویبرانگیز است و جهان استودیوی دلتا، با رابطههای درهمتنیدهاش، لحظههایی سرگرمکننده و دلنشین میآفریند. در مقابل، تکرار الگوهای روایی، پرداخت نابرابر شخصیتهای فرعی و اغراق در برخی شوخیهای جنسی، گاه از عمق اثر میکاهد. این سریال بیش از آنکه درباره رسیدن به پاسخ قطعی در عشق باشد، درباره آدمهایی است که با خواستههای خود کنار میآیند، اشتباه میکنند و میکوشند زندگیشان را بفهمند.
برای مخاطبی که کمدیـدرام ژاپنیِ سبک، صریح و شخصیتمحور میپسندد، تجربهای خوشتماشا فراهم میکند؛ هرچند جذابیتش بیشتر از تازگی نگاه و لحن آن میآید تا از تحول پیوسته و بیوقفه داستان.
ثبت دیدگاه