نقد و بررسی
نقد اژدها وارد میشود! (A Dragon Arrives!) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از همان آغاز به حقیقت بدگمان است «اژدها وارد میشود!» ساختهٔ مانی حقیقی، فیلمی است که از همان صحنههای نخست، تماشاگر را نه فقط با یک معما، بلکه با پرسشی دربارهٔ خودِ امکان شناخت روبهرو میکند: چه چیزی را میتوان حقیقت نامید، وقتی هر سند ممکن است بخشی از نمایشی بزرگتر باشد؟
داستان با تصویری بهیادماندنی آغاز میشود: خودرویی نارنجی در دل فضایی خشک و سنگی، بهسوی کشتیای بهگلنشسته میرود؛ مکانی که در آن نشانههایی از مرگ، خاطره و راز کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این شروع، وعدهٔ یک معمای جنایی متعارف را میدهد، اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که قرار نیست پاسخها را به ترتیب و با اطمینان در اختیار بیننده بگذارد.
حقیقی داستان را در قالبی میسازد که مستند، بازسازی تاریخی، روایت پلیسی و خیال فراواقعی را به هم میآمیزد. گفتوگوها و مدارک، حس مواجهه با پروندهای واقعی را تقویت میکنند؛ در مقابل، رویدادهای نامتعارف و نشانههای رازآلود، بنیان همین حس واقعیت را متزلزل میسازند. فیلم از مخاطب نمیخواهد فقط دنبال سرنخها بگردد؛ از او میخواهد بپرسد سرنخها را چه کسی گرد آورده، چه کسی روایتشان میکند و چه چیزی ممکن است از قاب بیرون مانده باشد.
این بازی با اعتماد، مهمترین نیروی محرک اثر است. معما بهمثابه شیوهٔ روایت فیلم از پروندهای آغاز میکند که در ظاهر میتوان آن را با ابزارهای آشنای داستان جنایی پی گرفت: بازرس، شاهدان، یادداشتها، نوارهای ضبطشده و پرسشی دربارهٔ علت بازداشت چند نفر. بااینحال، ساختار اثر بهجای آنکه این عناصر را در مسیری مستقیم و روشن بچیند، پیوسته میان روایتها و شیوههای بازنمایی جابهجا میشود.
« حقیقی داستان را در قالبی میسازد که مستند، بازسازی تاریخی، روایت پلیسی و خیال فراواقعی را به هم میآمیزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنچه ابتدا سندی معتبر به نظر میرسد، ممکن است در ادامه معنایی تازه یا حتی متناقض پیدا کند. فیلم از این بیثباتی برای ایجاد تعلیق بهره میگیرد، اما تعلیقش از جنس «چه کسی چنین کرد؟» نیست؛ بیشتر به این پرسش نزدیک است که «اصلاً کدام روایت را باید باور کرد؟» این انتخاب فرمی هوشمندانه و جسورانه است، اما همزمان یکی از سرچشمههای دشواری فیلم نیز به شمار میرود.
در بخشهایی، انباشت اطلاعات و لایههای روایی چنان فشرده میشود که تماشاگر مجال کافی برای سنجیدن هر سرنخ را پیدا نمیکند. فیلم بهجای روشنکردن همهٔ ارتباطها، گاه ارتباطی تازه روی ارتباط پیشین میگذارد و از مخاطب میخواهد در فضای تردید باقی بماند. برای بینندهای که از معمایی کلاسیک انتظار پاسخهای مرتب و قطعی دارد، این روش میتواند پراکنده و خستهکننده باشد؛ اما برای مخاطبی که ابهام را بخشی از تجربهٔ تماشا میداند، همین گسستها جذابیت اثر را میسازند.
آمیزش ژانرها و خطر پراکندگی «اژدها وارد میشود!» بهسختی در یک ژانر جا میگیرد. فیلم از دلهرهٔ پلیسی و فضای تاریخی آغاز میکند، اما بهتدریج عناصر فراواقعی، طنز نامتعارف، روایت مستندنما و حالوهوای ماجراجویانه را وارد بازی میسازد. این تغییرها صرفاً تزئین یا شوخی با قواعد ژانر نیستند؛ هرکدام راهی تازه برای بیثباتکردن برداشت ما از جهان فیلم میگشایند.
در یک لحظه، نشانهای میتواند مدرک پرونده باشد و در لحظهای دیگر، بخشی از افسانهای محلی یا از تخیل شخصیتها به نظر برسد. همین چندگانگی باعث میشود فیلم هویتی کمنظیر پیدا کند. بااینهمه، آزادی فرمی همیشه به وحدت نمیانجامد. فیلم در آغاز با انرژی و شتابی چشمگیر مخاطب را وارد جهان خود میکند، اما ادامهٔ روایت گاهی از آن ضرباهنگ فاصله میگیرد.
« آنچه ابتدا سندی معتبر به نظر میرسد، ممکن است در ادامه معنایی تازه یا حتی متناقض پیدا کند. »
شخصیتها و اجرا
بعضی گذارها بهجای آنکه حس کشف را تشدید کنند، چنین مینمایند که چند مسیر روایی جداگانه در کنار هم قرار گرفتهاند، بیآنکه پیوندشان برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه روشن باشد. این آشفتگی را میتوان بخشی از راهبرد اثر دانست، اما نیت هنری الزاماً مانع احساس پراکندگی نمیشود. فیلم گاهی چنان شیفتهٔ امکانهای خود است که رشتهٔ عاطفی و رواییاش را کمرنگ میکند.
جزیره، کشتی و جغرافیای وهم یکی از دستاوردهای مهم فیلم، ساختن فضایی است که جغرافیای آن هم واقعی به نظر میرسد و هم اندکی ناممکن. جزیره، گورستان، کشتی متروک و چشمانداز خشک، صرفاً پسزمینهٔ رخدادها نیستند؛ آنها در شکلگیری حس تهدید و بیقراری سهم دارند. کشتیِ بهگلنشسته، تصویری از چیزی است که از مسیر اصلی خود جدا افتاده و در زمان متوقف مانده است؛ گورستان نیز مکانی است که در آن دفنشدن، بهجای پایان، ظاهراً آغاز پرسش تازهای میشود.
فیلم این مکانها را چنان کنار هم میچیند که مرز میان واقعیت تاریخی و افسانهٔ محلی پیوسته لرزان بماند. تصویربرداری هومن بهمنش به این جهان کیفیتی ملموس و در عین حال غریب میبخشد. قابهای باز، سنگینی چشمانداز را حفظ میکنند و شخصیتها را در برابر پهنهای بزرگ و بیاعتنا قرار میدهند.
خودروی نارنجی، با رنگ متمایزش، در این بستر خشک و خاموش به نشانهای تصویری بدل میشود که حضورش در ذهن باقی میماند. گاه زیبایی بصری فیلم چنان برجسته است که به نظر میرسد تصویر از روایت پیشی گرفته؛ در چنین لحظاتی، تماشاگر ممکن است مجذوب قاب شود، بیآنکه ارتباط آن با مسیر داستان را کاملاً دریابد.
« این آشفتگی را میتوان بخشی از راهبرد اثر دانست، اما نیت هنری الزاماً مانع احساس پراکندگی نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همین فاصله میان زیبایی و توضیح، به رازآلودگی اثر کمک میکند. صدا، موسیقی و بازی با مدرک در فیلمی که نوارهای ضبطشده و روایتهای بازسازیشده در آن اهمیت دارند، صدا فقط پوششی برای تصویر نیست؛ یکی از ابزارهای اصلی ساختن واقعیت است. دستگاه ضبط، صداهای ثبتشده و شنیدههایی که در بستر پرونده قرار میگیرند، یادآور این نکتهاند که هر صدای محفوظ، انتخابی و محدود است: چیزی را نگه میدارد و چیزی را بیرون میگذارد.
به همین دلیل، صدای ضبطشده در فیلم نه سندی بیطرف، بلکه بخشی از معمای اعتماد است. پرسش فقط این نیست که چه چیزی گفته شده، بلکه این است که چرا ضبط شده و اکنون چه کسی آن را به گوش ما میرساند. موسیقی کریستوف رضاعی نیز در ساختن لحن فیلم نقش پررنگی دارد. ترکیب رنگهای صوتی نامعمول با حالوهوای بومی، فضایی ایجاد میکند که نه کاملاً واقعگراست و نه یکسره خیالپردازانه.
موسیقی بهویژه در لحظههایی که تصویر از توضیح رویدادها سر باز میزند، حس اضطراب و انتظار را زنده نگه میدارد. بازی امیر جدیدی، احسان گودرزی و همایون غنیزاده نیز در همین فضای ناپایدار شکل میگیرد: شخصیتها باید همزمان در موقعیتهای ملموس و در جهانی رفتار کنند که قواعدش پیوسته تغییر میکند.
حضور آنان به روایت مرکز انسانی میدهد، هرچند پراکندگی ساختار گاه مجال نمیدهد رابطههای میان شخصیتها با همان وضوحی رشد کند که معمای فیلم رشد میکند. تاریخ و سیاست در سایهٔ افسانه زمینهٔ سیاسی فیلم اهمیت دارد، اما اثر از تبدیلشدن به بازسازی مستقیم یک واقعه یا بیانیهای صریح پرهیز میکند.
« بااینحال، همین فاصله میان زیبایی و توضیح، به رازآلودگی اثر کمک میکند. »
قوتها و کاستیها
ماجرا در حوالی رویدادی تاریخی و در سایهٔ قدرت، بازجویی و نظارت شکل میگیرد؛ بااینحال، فیلم بهجای آنکه همهچیز را با توضیحهای تاریخی روشن کند، سیاست را درون ساختار روایت و شیوهٔ تولید حقیقت مینشاند. در چنین جهانی، افراد ممکن است زیر نظر باشند، سندها ممکن است دستکاری یا پنهان شوند و روایت رسمی میتواند بخشی از واقعیت را حذف کند.
ترس سیاسی، بنابراین، تنها در حضور مأموران یا تهدید مستقیم خلاصه نمیشود؛ در این احتمال نیز حضور دارد که حتی حافظهٔ ما از رویدادها ساخته و هدایت شده باشد. عناصر افسانهای و فراواقعی، این لایه را پیچیدهتر میکنند. اژدها را نمیتوان بهآسانی به یک معنای قطعی فروکاست؛ اهمیتش بیشتر در آن است که امکان تفسیرهای گوناگون را باز نگه میدارد.
فیلم همزمان اجازه میدهد آن را بخشی از باورهای محلی، تصویری از نیرویی مهارنشدنی یا نشانهای سیاسی ببینیم، بیآنکه یکی از این خوانشها را پاسخ نهایی اعلام کند. این امتناع از تفسیر قطعی، میتواند بارور باشد، زیرا مخاطب را به مشارکت در معناسازی دعوت میکند؛ اما ممکن است برای برخی به احساس محرومشدن از پاسخ بینجامد.
اثر در این مرز باریک حرکت میکند و همیشه تعادل آن را حفظ نمیکند. جمعبندی «اژدها وارد میشود!» اثری است که بیش از آنکه معمایی را برای حلکردن عرضه کند، تجربهای از سردرگمیِ سنجیده را پیش روی مخاطب میگذارد. نقطهٔ قوتش در جسارت روایی، فضای تصویری متمایز، استفادهٔ مؤثر از صدا و آمیزش ژانرهایی است که معمولاً بهآسانی در کنار هم نمینشینند.
« عناصر افسانهای و فراواقعی، این لایه را پیچیدهتر میکنند. »
جمعبندی
جهان فیلم، با خودرو و کشتی و گورستان و مدارک پراکندهاش، بهسرعت در حافظه میماند؛ همچنین پیوند میان تاریخ، افسانه و بدگمانی سیاسی، به آن عمقی فراتر از یک داستان جنایی ساده میبخشد. در مقابل، همان ویژگیهایی که فیلم را یگانه میکنند، گاهی به مانع آن بدل میشوند. روایت پرپیچوخم میتواند از انسجام عاطفی فاصله بگیرد، ضرباهنگ در بخشهایی فروکش کند و ابهام بیش از آنکه به کشف بینجامد، پرسشهای بیپاسخ انباشته کند.
ازاینرو، فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از روایتهای خطی و پاسخهای بسته فاصله میگیرند و حاضرند بهجای حل همهٔ رازها، در فضای ناآرام و چندمعنای اثر مکث کنند. ارزش فیلم در آن نیست که هر در را باز میکند؛ در این است که پس از پایان تماشا، هنوز نمیتوان با اطمینان گفت کدام در واقعاً وجود داشته است.
« در مقابل، همان ویژگیهایی که فیلم را یگانه میکنند، گاهی به مانع آن بدل میشوند. »
ثبت دیدگاه