نقد و بررسی
نقد مشکلات زناشویی (Marital Problems) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جایگاه روایت «Marital Problems» فیلمی استرالیایی و مستقل به کارگردانی دیا تیلور که در قالب کمدیـدرام، دو مرد را در لحظهای از فروپاشی شخصی روبهروی یکدیگر قرار میدهد. ایان در آستانه ازدستدادن خانهاش است و هنوز از پایان رابطهای مهم بیرون نیامده؛ کلارک، باغبانی پررو و پیشبینیناپذیر، ناگهان وارد زندگی او میشود و با تعریفکردن ماجرای ازدواج ناموفقش، گفتوگویی را آغاز میکند که قرار است هر دو را به مواجهه با گذشته وادارد.
این طرح، در ظاهر ساده و محدود، ظرفیت قابلتوجهی دارد: از دل دیداری اتفاقی، فیلم میکوشد درباره شکست عاطفی، مسئولیت فردی و امکان تغییر سخن بگوید. مزیت ایده در این است که بحران بیرونی ایان ــ خطر بیرونراندهشدن از خانه ــ با آشفتگی درونی او پیوند میخورد. خانه در چنین روایتی صرفاً پسزمینه نیست؛ نشانی از ثباتی است که شخصیت اصلی در آستانه ازدستدادنش قرار دارد.
ورود کلارک نیز فقط یک برخورد اجتماعی نیست، بلکه نیرویی مزاحم و برهمزننده است که سکون ایان را به حرکت درمیآورد. فیلم از همین تقابل بهره میگیرد تا موقعیتی برای بازاندیشی فراهم کند؛ هرچند دستیابی به این هدف، بیش از آنکه به خود طرح وابسته باشد، به کیفیت شخصیتپردازی و ظرافت مسیر روایی نیاز دارد.
دو شخصیت در برابر گذشته رابطه میان ایان و کلارک هسته اصلی فیلم است. ایان با نامزدی نافرجام و پیامدهای عاطفی آن دستوپنجه نرم میکند؛ کلارک نیز با روایت ازدواجی که به شکست انجامیده، گذشته را به گفتوگویی حاضر و زنده بدل میسازد. تقابل آنها میتوانست بر تفاوت دو شیوه مواجهه با رنج بنا شود: یکی درونگرا و گرفتار خودسرزنشی، دیگری پرتحرک، بیپروا و ظاهراً آسوده از قضاوت دیگران.
« مزیت ایده در این است که بحران بیرونی ایان ــ خطر بیرونراندهشدن از خانه ــ با آشفتگی درونی او پیوند میخورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بهترین لحظات، فیلم از برخورد این دو منش برای طرح پرسشی روشن بهره میبرد: آیا شنیدن تجربه دیگری میتواند ما را به دیدن سهم خودمان در شکستها نزدیک کند؟ بااینحال، کلارک شخصیتی است که عمداً آسایش موقعیت را بر هم میزند و رفتار ناخوشایندش بخشی از نیروی محرک داستان است. این انتخاب بالقوه جذاب است؛ شخصیتی که قرار نیست فوراً دوستداشتنی باشد، میتواند نظم اخلاقی و عاطفی دیگران را به چالش بکشد.
اما فیلم همیشه میان «آزاردهندهبودنِ ثمربخش» و «آزاردهندهبودنِ فرساینده» تعادل برقرار نمیکند. وقتی رفتار کلارک بیش از آنکه لایهای تازه از شخصیت او آشکار کند، صرفاً اصطکاک تولید میکند، تماشاگر ممکن است بهجای کنجکاوی درباره او، از همراهی با روایت فاصله بگیرد. این دشواری، خصوصاً چون کلارک بخش مهمی از پیشبرنده داستان است، بر تجربه کلی اثر میگذارد.
بازیها و کیفیت حضور بازی نیک کاپر در نقش کلارک و کالوم گالت در نقش ایان، بار اصلی تعامل میان دو مرد را بر دوش میکشد. فیلم برای کارکردن به هماهنگی میان این دو نیاز دارد؛ یکی باید آشفتگی و خودداری ایان را ملموس کند و دیگری باید نیروی نامتعارف کلارک را به صحنه بیاورد، بیآنکه او صرفاً به مجموعهای از رفتارهای عجیب و تحریکآمیز فروکاسته شود.
اجرای بازیگران متعهد و پرانرژی است و به فضای کمدامنه اثر جان میدهد. در فیلمی که بخش مهمی از توجهش به گفتوگو و واکنشهای میان شخصیتها معطوف است، حضور بازیگران و باورپذیری تعامل آنان نقشی اساسی دارد. در کنار این دو، الیس دافی در نقش جینی و نیل گلداسمیت در نقش مکمانوس به گسترش جهان انسانی فیلم کمک میکنند.
« اما فیلم همیشه میان «آزاردهندهبودنِ ثمربخش» و «آزاردهندهبودنِ فرساینده» تعادل برقرار نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، محدودیت فیلمنامه در پرداخت انگیزهها و عمق برخی شخصیتها باعث میشود همه حضورها به یک اندازه معنا و وزن پیدا نکنند. بازی خوب میتواند لحظهای را زنده کند، اما بهتنهایی قادر نیست جای خالی تحول یا اطلاعاتی را بگیرد که روایت باید فراهم کند. از همینرو، انرژی اجرایی فیلم گاه بهجای آنکه از پیشرفت شخصیتها تغذیه کند، صرف نگهداشتن صحنههایی میشود که از نظر دراماتیک حرکت چندانی ندارند.
تصویر، نور و فضای بصری فیلم از نظر بصری، بیش از آنکه در پی نمایش پیچیدگیهای فرمی باشد، به نظم و خوانایی قابها تکیه میکند. نورپردازی و قاببندی سنجیدهاند و به فضای فیلم جلوهای گیرا میبخشند. در داستانی که بخش عمدهاش بر بحرانهای شخصی و گفتوگو استوار است، چنین انتخابی اهمیت ویژه دارد: تصویر باید به موقعیت محدود روایت حسوحال بدهد و مانع شود که صحنهها صرفاً به ثبت گفتوگو تبدیل شوند.
در اینجا، توجه به ترکیببندی و نور کمک میکند فضای روزمره و کمادعای فیلم همچنان کیفیتی سینمایی پیدا کند. این وجه بصری همچنین با حالوهوای شخصیتها تناسب دارد. وقتی شخصیتها در موقعیتی بیثبات قرار گرفتهاند، قاب میتواند بیش از کلام، حس انزوا یا بیقراری را منتقل کند؛ وقتی گفتوگویی به موضوعی شخصی نزدیک میشود، میزانسن و فاصله میان آدمها میتوانند بر سنگینی یا صمیمیت آن بیفزایند.
بااینهمه، جذابیت بصری بهتنهایی نمیتواند کندی ریتم را جبران کند. تصویر به فیلم بافت میدهد، اما اگر کنش و رابطهها دچار توقف شوند، تماشاگر همچنان متوجه فاصله میان زیبایی قاب و کمتحرکی روایت خواهد شد. ریتم و نوسان میان کمدی و درام بزرگترین مانع فیلم در سطح روایت، کندی ریتم و ناهماهنگی در گذار میان کمدی و درام است.
« نورپردازی و قاببندی سنجیدهاند و به فضای فیلم جلوهای گیرا میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ایده فیلم به هر دو لحن نیاز دارد: شوخی و رفتارهای نامتعارف میتوانند سنگینی شکستهای عاطفی را قابلتحمل کنند، و سویه دراماتیک میتواند به خندهها عمق و پیامد ببخشد. مشکل آنجاست که این دو کیفیت همیشه بهطور طبیعی از دل موقعیتها بیرون نمیآیند. گاهی طنز دیر به صحنه میرسد یا در لحظهای ظاهر میشود که فیلم هنوز نتوانسته زمینه عاطفی لازم را بسازد؛ گاهی نیز تغییر لحن چنان ناهموار است که پیوند میان لحظههای کمیک و رنج شخصیتها سست میشود.
کندی بهخودیخود ضعف نیست؛ روایتی آرام میتواند مجال تأمل بدهد و سکوت را به بخشی از تجربه بدل کند. اما برای آنکه این مکثها معنا داشته باشند، باید هر صحنه چیزی به شناخت ما از شخصیتها یا مسیر رابطهشان اضافه کند. در «Marital Problems» پیشرفت داستان همیشه روان نیست و بعضی جنبهها و انگیزهها بهاندازه کافی بسط نمییابند.
در نتیجه، برخی مکثها نه به تعمیق مضمون، بلکه به احساس درجازدن میانجامند. روایت میخواهد از یک گفتوگوی ظاهراً ساده به مواجههای عاطفی برسد، اما پیوند میان این دو مرحله گاه بهقدر کافی محکم نیست. مضمون مسئولیت و امکان عبور در زیر عنوان آشکار فیلم، یعنی مشکلات زناشویی، مسئله گستردهتری نهفته است: چگونه میتوان از گذشته درس گرفت، بیآنکه در تلخی آن محبوس ماند؟
این مضمون در رابطه ایان و کلارک شکل میگیرد، زیرا هر یک با نوعی شکست روبهروست و گفتوگوی میانشان امکان دیدن تجربه شخصی از زاویهای دیگر را پدید میآورد. فیلم بهدرستی بر این ایده تکیه میکند که اندوه پس از جدایی تنها از رفتار طرف مقابل ساخته نمیشود؛ سهم خود فرد، انتخابها و شیوه مواجههاش با واقعیت نیز بخشی از آن است.
« مشکل آنجاست که این دو کیفیت همیشه بهطور طبیعی از دل موقعیتها بیرون نمیآیند. »
قوتها و کاستیها
اما مضمون وقتی اثرگذار میشود که از دل شخصیتپردازی و کنش بیرون بیاید، نه آنکه تنها بهصورت نتیجهای آماده در برابر مخاطب قرار گیرد. اینجا فیلم گاه در انتقال معنای موردنظرش شتاب میکند، درحالیکه شخصیتها هنوز فرصت کافی برای پذیرفتن یا پسزدن آن نیافتهاند. به همین دلیل، ایده عبور از گذشته روشن است، اما میزان اقناع عاطفی آن به این بستگی دارد که تماشاگر تا چه اندازه بتواند با شخصیتها همدلی کند.
رفتار ناپسند کلارک و پرداخت محدود برخی انگیزهها این همدلی را دشوار میسازد؛ بنابراین پیام فیلم در بخشهایی قویتر از تجربهای است که برای رساندن آن فراهم میکند. جمعبندی «Marital Problems» فیلمی مستقل با هستهای انسانی و بالقوه پربار است: دو مرد در وضعیتی آشفته به هم میرسند، شکستهایشان را بازگو میکنند و میکوشند امکان عبور از گذشته را در گفتوگو بیابند.
بازیگران با تعهد و انرژی ظاهر میشوند و نورپردازی و قاببندی به اثر هویت بصری دلپذیری میبخشند. در سوی دیگر، کندی روایت، گذار ناموزون میان کمدی و درام، پرداخت ناکافی برخی انگیزهها و دشواری همدلی با کلارک، مانع از آن میشوند که همه ظرفیت ایده به نتیجهای یکپارچه برسد. حاصل، اثری است که بیش از آنکه در قالبی کاملاً صیقلی و متوازن عمل کند، با لحظهها و انتخابهای پراکندهاش توجه برمیانگیزد.
تماشاگر علاقهمند به درامهای شخصیتمحور ممکن است از فضای محدود و مضمون تأملبرانگیز آن بهره ببرد، اما باید با ریتمی آرام و شخصیتهایی روبهرو شود که همیشه آسانپسند نیستند. فیلم در طرح پرسشهایش از پاسخهای نمایشیاش موفقتر است؛ پرسشهایی درباره مسئولیت، فقدان و دشواریِ بخشیدن خود، که پس از پایان تماشا نیز میتوانند در ذهن باقی بمانند.
« بازیگران با تعهد و انرژی ظاهر میشوند و نورپردازی و قاببندی به اثر هویت بصری دلپذیری میبخشند. »


ثبت دیدگاه