نقد و بررسی
نقد خامون خامون (Jamon Jamon) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان هوس، گوشت و مناسبات قدرت «Jamón Jamón» ساختهٔ Bigas Luna، اثری است که از همان آغاز جهان خود را بر پایهٔ اغراق و تناقض بنا میکند: عشق در کنار سوداگری، میل در مجاورت رقابت طبقاتی، و بدن انسان در امتداد کالاهایی که تولید و مصرف میشوند. خوزه لوئیس، وارث کارخانهٔ لباس زیر، دلباختهٔ سیلویا، کارگر جوان کارخانه، است؛ اما مخالفت مادرش با این پیوند، زنجیرهای از مداخلهها و دلبستگیهای متقاطع را به راه میاندازد.
همین طرح ساده، بهانهای برای ساختن ملودرامی میشود که منطق واقعگرایانه را پیوسته کنار میزند و به سمت هزل، تمثیل و نمایش بیپردهٔ میل میرود. فیلم را نباید داستان عاشقانهای متعارف دانست. آدمهای آن کمتر با گفتوگوهای روانشناختی شناخته میشوند و بیشتر از راه بدن، اشیا، نگاهها و رفتارهای تکانشی حضور پیدا میکنند.
«Jamón Jamón» جهان خود را نه با ظرافت واقعنمایی، بلکه با شدت و غلظت میسازد؛ جهانی که در آن هر خواستهای میتواند هم عاشقانه باشد و هم معاملاتی، و هر رابطهای زیر سایهٔ منفعت، حسادت یا میل جسمانی قرار بگیرد. میل؛ نیروی محرک و ابزار معامله میل در این فیلم فقط کششی خصوصی میان دو نفر نیست؛ نیرویی است که خانواده، طبقه و اقتصاد را نیز به حرکت درمیآورد.
کارخانهٔ لباس زیر و کسبوکارهای پیرامون شخصیتها، زمینهای فراهم میکنند تا بدن به چیزی قابل نمایش و ارزشگذاری بدل شود. جذابیت ظاهری، توان اغواگری و حتی تصویر مردانگی و زنانگی، در این مناسبات نقش سرمایه را بازی میکنند. از این رو، ماجرای عاطفی شخصیتها پیوسته با جهان تولید و مصرف پیوند میخورد.
« فیلم را نباید داستان عاشقانهای متعارف دانست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این میان، فیلم با نمادهای خوراکی و جنسی بازی میکند و عنوانش نیز به همین دوگانگی اشاره دارد: «Jamón» هم نام خوراکیای آشناست و هم در جهان فیلم به جسمانیت و اشتهای بیمهار راه میبرد. این بازی نمادین گاه خلاقانه است و گاه چنان آشکار و زمخت که مجال تأویل را محدود میکند. بااینحال، تکرار و برجستگی آن بخشی از منطق اثر است: انسانها در این جهان هم میل میورزند و هم یکدیگر را مصرف میکنند.
بدن و نگاه دوربین یکی از مهمترین و درعینحال مسئلهسازترین وجوه فیلم، شیوهٔ نمایش بدن است. دوربین بدنها را با صراحتی نمایشی و گاه اغراقشده قاب میگیرد؛ گویی قرار است شخصیتها پیش از آنکه موجوداتی پیچیده باشند، حضورهایی حسی و تماشایی باشند. این شیوه با فضای سرکش و اروتیک اثر سازگار است، اما پیامدش آن است که شخصیتها، بهویژه زنان، گاهی به ظاهر و کارکرد جنسیشان فروکاسته میشوند.
این مسئله را نمیتوان صرفاً به قصد هجو یا آگاهی فیلم از نگاه ابزاری نسبت داد. اثر میان بازنمایی میل و انتقاد از آن مرز کاملاً روشنی نمیکشد. گاهی به نظر میرسد مناسبات مردسالارانه را به سخره میگیرد؛ گاهی نیز همان مناسبات را با همان لذت بصری بازتولید میکند. حاصل، تناقضی معنادار اما حلنشده است: فیلم میخواهد از نیروی حیوانی و سلطهجوی میل تصویری انتقادی بسازد، ولی خود نیز مجذوب تماشای آن میماند.
بازیگران و شیمی آشفتهٔ روابط بازیگران در موفقیت فضای پرحرارت فیلم نقشی اساسی دارند. Penélope Cruz در نقش سیلویا حضوری جوان و پرانرژی دارد و میان آسیبپذیری و سرسختی در نوسان است. Javier Bardem در نقش رائول، تصویری اغراقشده از مردانگی نمایشی میسازد؛ شخصیتی که هم میتواند مضحک باشد و هم جذابیت خام خود را حفظ کند.
« این بازی نمادین گاه خلاقانه است و گاه چنان آشکار و زمخت که مجال تأویل را محدود میکند. »
شخصیتها و اجرا
Jordi Mollà نیز خوزه لوئیس را در حدفاصل امتیاز طبقاتی، شیفتگی عاشقانه و ناپختگی نگه میدارد. جذابیت بازیها بیش از آنکه بر عمق روانشناختی تکیه کند، از برخورد و اصطکاک شخصیتها پدید میآید. نگاهها، مکثها و کشمکشهای جسمانی، تنش را پیش میبرند؛ گویی هر شخصیت وارد صحنه میشود تا موازنهٔ میل و قدرت را بر هم بزند.
این شیمی گروهی به فیلم جان میدهد و کمک میکند آشفتگی روابط صرفاً به مجموعهای از حوادث بیروح تبدیل نشود. بااینحال، بازیگران نمیتوانند خلأهایی را که در پرداخت برخی شخصیتها وجود دارد کاملاً پر کنند. طنز، ملودرام و اغراق لحن «Jamón Jamón» عمداً بیقرار است. فیلم از موقعیتی کمیک به لحظهای ملودراماتیک میلغزد، سپس با تصویری نامتعارف یا حرکتی غریب، جدیت صحنه را مختل میکند.
این نوسان بخشی از هویت اثر است و آن را از یک داستان عاشقانهٔ معمولی جدا میسازد؛ اما همیشه نیز به نتیجهای یکدست نمیرسد. گاهی اغراقها چنان پررنگاند که تماشاگر را از درگیری عاطفی دور میکنند، و گاهی همان اغراق، نیرویی طنزآمیز به صحنه میبخشد. آشفتگی روایت را هم باید در همین چارچوب دید.
فیلم از منطق ملودرامهای پرپیچوخم بهره میگیرد، اما آن را با لحنی هجوآمیز و حسی بازآرایی میکند. اتفاقها ممکن است نامحتمل باشند و روابط با سرعتی غیرمنتظره تغییر کنند؛ بااینهمه، این بیقاعدگی لزوماً لغزش ناخواسته نیست. گویی اثر میخواهد نشان دهد در جهانی که میل و منفعت فرمان میرانند، آدمها نیز بهسرعت نقش عوض میکنند و ثبات عاطفی چیزی شکننده است.
« Jordi Mollà نیز خوزه لوئیس را در حدفاصل امتیاز طبقاتی، شیفتگی عاشقانه و ناپختگی نگه میدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر، فضا و نمادپردازی فیلم از محیط و اشیای روزمره برای ساختن فضایی خشن، آفتابی و ملموس بهره میبرد. کارخانه، جاده، فضای روستایی و کالاهای خوراکی و صنعتی، فقط پسزمینهٔ رویدادها نیستند؛ در شکلدادن به حس فیلم سهم دارند. در قابهای آن، بدن و محیط چنان به هم نزدیک میشوند که گویی زندگی خصوصی شخصیتها از مناسبات مادی پیرامونشان جداشدنی نیست.
همین پیوند، به فیلم کیفیتی تمثیلی میدهد، هرچند نمادهایش همیشه ظریف یا چندپهلو نیستند. موسیقی و تصویر نیز در خدمت حالوهوای اغراقشده قرار میگیرند. فیلم از زیبایی صرفاً تزئینی پرهیز میکند و میکوشد حسی خام، زمینی و گاه عمداً نامطبوع بسازد. در نتیجه، تماشاگر کمتر با جهانی آرام و قابلاعتماد روبهروست و بیشتر در فضایی قرار میگیرد که جذابیت و ابتذال، کمدی و خشونت، مدام به یکدیگر تنه میزنند.
همین کیفیت حسی، حتی زمانی که روایت از نظر باورپذیری سست میشود، تجربهٔ تماشای اثر را بهیادماندنی میکند. محدودیتهای نگاه فیلم ضعف اصلی اثر در این است که شور تصویریاش گاه جای پرداخت شخصیت را میگیرد. بسیاری از آدمها بیش از آنکه گذشته، انگیزه و تناقضهای درونی روشنی داشته باشند، حامل نیروهایی چون میل، حسادت، جاهطلبی یا قدرتاند.
این انتخاب میتواند با قصد ساختن افسانهای هجوآمیز سازگار باشد، اما هزینهاش کاهش همدلی و پیچیدگی است. تماشاگر ممکن است از رفتار شخصیتها شگفتزده یا سرگرم شود، بیآنکه همیشه باور کند آنان را واقعاً میشناسد. از سوی دیگر، مرز اخلاقی فیلم نیز آگاهانه مبهم میماند. اثر رفتارهای سلطهجویانه و نگاه ابزاری را نمایش میدهد، اما همیشه فاصلهای انتقادی با آنها ایجاد نمیکند.
« تصویر، فضا و نمادپردازی فیلم از محیط و اشیای روزمره برای ساختن فضایی خشن، آفتابی و ملموس بهره میبرد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، آنچه برای بعضی تماشاگران هجوِ مردانگی و مصرفگرایی است، برای برخی دیگر میتواند عادیسازی همان الگوها به نظر برسد. این دوگانگی، فیلم را از اثری ساده و بیدردسر دور میکند، اما بهتنهایی تضمین نمیکند که نقد اجتماعیاش به اندازهٔ تصاویر پرحرارتش نافذ باشد. جمعبندی «Jamón Jamón» فیلمی نامتعارف، پرشور و عامدانه اغراقآمیز است؛ اثری که عشق و میل را در کنار طبقه، کالا و قدرت مینشاند و از برخورد این عناصر ملودرامی آشفته میسازد.
بازیهای پرجاذبه، فضای بصری متمایز و شوخیهای نمادین آن میتوانند تماشاگر را با خود همراه کنند؛ در مقابل، شخصیتپردازی کمعمق، باورپذیری متغیر و نگاه دوپهلو به بدن و جنسیت، مانع از آن میشوند که فیلم برای همه یک تجربهٔ رضایتبخش باشد. ارزش اثر بیش از آنکه در انسجام روایی یا ظرافت روانشناختی باشد، در جسارت و آشوبی است که به نمایش میگذارد.
این فیلم را میتوان هم سرگرمیای عجیب و پرحرارت دید و هم متنی نابرابر دربارهٔ میل و مناسبات قدرت؛ اثری که جذابیتش از همان جایی سرچشمه میگیرد که محدودیتهایش نیز آشکار میشوند.
« ارزش اثر بیش از آنکه در انسجام روایی یا ظرافت روانشناختی باشد، در جسارت و آشوبی است که به نمایش میگذارد. »



ثبت دیدگاه