نقد و بررسی
نقد دستور پختی یونانی برای عشق романсы (A Greek Recipe for Romance) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جزیره؛ آغاز یک امکان تازه «A Greek Recipe for Romance» داستان ابی را از نقطهای آشنا آغاز میکند: شکست حرفهای، ابهام درباره آینده و نیاز به فاصلهگرفتن از زندگیای که دیگر مسیر روشنی پیش پایش نمیگذارد. سفر او به یونان برای دیدار مادرش، در ظاهر وقفهای کوتاه از نیویورک است؛ اما فیلم این جابهجایی جغرافیایی را به فرصتی برای بازنگری در انتخابها تبدیل میکند.
ابی در جزیره سیروس با تئو آشنا میشود؛ آشپزی جوان که در اندیشه راهاندازی رستورانی به یاد مادرش است. همکاری آن دو در شکلگیری این کسبوکار، هم موتور پیشبرنده روایت است و هم راهی برای نزدیکشدنشان به یکدیگر. فیلم از همان ابتدا وعده قصهای پرپیچوخم نمیدهد؛ نیروی اصلیاش در تماشای دو آدم است که میکوشند همزمان با ساختن چیزی تازه، جای خود را در زندگی پیدا کنند.
عاشقانهای که بهآرامی جا میافتد رابطه ابی و تئو با کشش فوری و بیدردسر بنا نمیشود. برخوردهای نخستینشان اندکی اصطکاک دارد و همین فاصله، زمینهای برای پیشروی تدریجی آشنایی فراهم میکند. فیلم در بخشهای موفقتر خود اجازه میدهد علاقه از دل کار مشترک پدیدار شود: تصمیمگرفتن، حل مسئله و روبهروشدن با دشواریهای راهاندازی رستوران.
« ابی در جزیره سیروس با تئو آشنا میشود؛ آشپزی جوان که در اندیشه راهاندازی رستورانی به یاد مادرش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب به رابطه حالوهوایی دلپذیر میدهد؛ دو شخصیت تنها در گفتوگوهای عاشقانه به هم نزدیک نمیشوند، بلکه در عمل نیز میآموزند چگونه به تواناییهای یکدیگر اعتماد کنند. بااینحال، این روند همیشه به اندازهای که میتواند قانعکننده نیست. شیمی میان بازیگران بهتدریج بهتر میشود، اما فیلم گاهی برای جاانداختن احساسات به نشانههایی آشنا و قابلپیشبینی تکیه میکند.
در نتیجه، برخی لحظههای عاطفی بیش از آنکه از تجربه منحصربهفرد این دو نفر برخاسته باشند، شبیه ایستگاههای ازپیشتعیینشده یک عاشقانه تلویزیونی جلوه میکنند. با وجود این، آرامگرفتن رابطه و صمیمیتی که در طول همکاری شکل میگیرد، از دلنشینترین جنبههای فیلم است. رستوران؛ استعارهای برای شروع دوباره ایده رستوران به فیلم امکان میدهد داستانی درباره عشق را با قصهای درباره کار و آفرینش پیوند بزند.
برای تئو، این مکان فقط یک کسبوکار نیست؛ یادآور مادر و میراث عاطفی اوست. برای ابی نیز همکاری در آن فرصتی است برای آزمودن مهارتهایی بیرون از مسیر حرفهای پیشینش. آشپزی و اداره رستوران بهانهای میشوند تا فیلم درباره پشتکار، مسئولیتپذیری و تصور دوباره آینده حرف بزند. اما این خط داستانی ظرفیت بیشتری از آنچه فیلم به کار میگیرد دارد.
« بااینحال، این روند همیشه به اندازهای که میتواند قانعکننده نیست. »
شخصیتها و اجرا
دشواریهای کسبوکار اغلب در حد موانعی سبک و روایی باقی میمانند و کمتر به فشار واقعی تصمیمهای مالی، کاری و شخصی بدل میشوند. به همین دلیل، رستوران گاهی بیشتر کارکردی نمادین دارد تا ملموس: مکانی زیبا برای گردآمدن شخصیتها و بستری مناسب برای نزدیکشدنشان. پیوند میان خاطره مادر تئو و آرزوی او نیز احساسی است، ولی پرداخت آن میتوانست عمیقتر باشد تا اهمیت این رؤیا در سراسر روایت حضوری پُررنگتر پیدا کند.
یونان؛ چشماندازی زیبا با حضوری محدود تصویربرداری در جزیره سیروس به فیلم مزیتی آشکار میبخشد. فضاهای ساحلی، بافت شهر و نور گرم محیط، حس تعطیلات و گریز از روزمرگی را تقویت میکنند. یونان در اینجا نه فقط پسزمینهای چشمنواز، بلکه بخشی از خیال مرکزی اثر است: جایی که شخصیت اصلی میتواند برای مدتی از زندگی شهری فاصله بگیرد و امکانهای دیگری را تصور کند.
این چشمانداز به لطافت فیلم کمک میکند و با لحن آرام و خوشبینانهاش هماهنگ است. فیلم در سیروس تصویربرداری شده و همین مکان، به روایت کیفیتی ملموستر از یک فضای کاملاً ساختگی میدهد. بااینهمه، تماشاییبودن مناظر همیشه به معنای جانگرفتن جهان فیلم نیست. شخصیتهای محلی گاه بیشتر در خدمت رنگوبوی صحنهها قرار میگیرند تا آنکه آدمهایی با ویژگیها، عادتها و تناقضهای مستقل باشند.
« یونان؛ چشماندازی زیبا با حضوری محدود تصویربرداری در جزیره سیروس به فیلم مزیتی آشکار میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از محیط یونانی برای ایجاد دلنشینی بهره میبرد، اما کمتر میکوشد زندگی روزمره و تنوع تجربههای مردمان آن را با جزئیات نشان دهد. این محدودیت سبب میشود جزیره گاهی به تصویری کارتپستالی نزدیک شود؛ چشمنواز، اما نه چندان پرلایه. از همین رو، برخی تماشاگران ممکن است فضای اجتماعی فیلم را کمتحرکتر از انتظاری بیابند که چنین مکانی برمیانگیزد.
کمدی و آشنایی بیش از اندازه فیلم رگههایی از طنز دارد، اما کمدی در آن نیروی غالب نیست. شوخیها بیشتر در خدمت سبککردن فضای عاشقانهاند تا ساختن موقعیتهایی واقعاً خندهآور. بنابراین اگر مخاطب با انتظار یک کمدی پرجنبوجوش به سراغ اثر برود، احتمال دارد سهم شوخیها را کمتر از انتظار خود بیابد.
فیلم در لحظههای آرام و صمیمی موفقتر است تا در تلاش برای خنداندن. از سوی دیگر، آشنایی بعضی موقعیتها ممکن است حس تکرار ایجاد کند. استفاده از خانواده، سنت و فضای یونانی برای گرمکردن یک عاشقانه، یادآور الگوهایی است که پیشتر در آثار دیگری از این جنس دیدهایم. برای برخی، این آشنایی بخشی از لذت تماشاست؛ برای برخی دیگر، بهخصوص اگر انتظار روایتی تازه داشته باشند، میتواند به احساس تقلید یا کمبود هویت مستقل بینجامد.
« این محدودیت سبب میشود جزیره گاهی به تصویری کارتپستالی نزدیک شود؛ چشمنواز، اما نه چندان پرلایه. »
قوتها و کاستیها
مسئله لزوماً حضور عناصر آشنا نیست، بلکه این است که فیلم کمتر آنها را به شکلی تازه و شخصی بازآفرینی میکند. شخصیتها و بازیها ابی نقطه ورود تماشاگر به جهان فیلم است و موقعیت او ــ زنی که پس از ناکامی شغلی باید درباره آینده تصمیم بگیرد ــ ظرفیت همذاتپنداری دارد. بااینحال، فیلم همیشه فرصت کافی برای گسترش درونیات او فراهم نمیکند.
تردید میان مسیر حرفهای در نیویورک و زندگی تازهای که در یونان پیش رویش قرار گرفته، موضوعی جذاب است؛ اما گاهی بیشتر به یک انتخاب روایی بدل میشود تا کشمکشی پیچیده که از خواستهها و ترسهای مشخص او بجوشد. تئو نیز با رؤیای رستوران و پیوند عاطفیاش با مادرش، انگیزهای روشن دارد، ولی بخشهایی از شخصیتش در قالب نقش آشنای آشپز آرمانگرا باقی میماند.
بازی Danielle C. Ryan و Rafael Kariotakis به رابطه گرما میبخشد و در لحظههای مشترک، بهویژه زمانی که دو شخصیت در حال همکاریاند، صمیمیت آرامی ایجاد میکند. بااینحال، محدودیت فیلمنامه اجازه نمیدهد همه شخصیتها به اندازه کافی از کلیشههای ژانر فاصله بگیرند. نتیجه، اثری است که دو شخصیت مرکزیاش دوستداشتنیاند، اما جهان پیرامونشان کمتر از آنچه میتوانست، زنده و چندوجهی میشود.
« مسئله لزوماً حضور عناصر آشنا نیست، بلکه این است که فیلم کمتر آنها را به شکلی تازه و شخصی بازآفرینی میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «A Greek Recipe for Romance» فیلمی خوشنیت و دلنشین است که نیروی خود را از پیوند میان عاشقانهای آرام، رؤیای راهاندازی رستوران و منظرههای زیبای یونان میگیرد. جذابیتش در لحظههای کوچک شکل میگیرد: همکاری دو نفر، رشد تدریجی علاقه و حس امکانِ آغاز دوباره پس از ناکامی. در مقابل، طنز کمرمق، شخصیتپردازی نهچندان عمیق و اتکای زیاد به الگوهای آشنای عاشقانه، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری ماندگار یا واقعاً تازه بدل شود.
این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که از قصههای رمانتیک سبک، خوشمنظره و خوشفرجامنما لذت میبرند و انتظار پیچیدگی دراماتیک فراوان ندارند. پایانبندیِ بیاسپویلپذیر فیلم همان حس گرم و لبخندآوری را دنبال میکند که از آغاز وعده داده است؛ حسی که شاید برای یک عاشقانه ساده کافی باشد، هرچند کاش مسیر رسیدن به آن با شخصیتهایی زندهتر و لحظههایی بامزهتر همراه میشد.
« جذابیتش در لحظههای کوچک شکل میگیرد: همکاری دو نفر، رشد تدریجی علاقه و حس امکانِ آغاز دوباره پس از ناکامی. »



ثبت دیدگاه