نقد و بررسی
نقد همهاش بازی و سرگرمی (All Fun and Games) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازیای که ظرفیت وحشت دارد ایدهی مرکزی «All Fun and Games» از همان جنس طرحهایی است که بهسرعت تصویر روشنی در ذهن میسازند: گروهی نوجوان در سالم، خنجری نفرینشده پیدا میکنند و با آزاد شدن موجودی اهریمنی، ناچار میشوند بازیهای آشنای دوران کودکی را در نسخههایی مرگبار از سر بگذرانند.
قرار است بازیهایی که روزگاری بخشی از خاطرههای بیخطر کودکی بودهاند، به آزمونهایی برای بقا تبدیل شوند؛ جایی که نه پیروزی، بلکه زنده ماندن اهمیت دارد. این تضاد میان سادگی بازی و خشونت پیامدهایش، بهترین سرمایهی فیلم است؛ ایدهای که میتوانست هم هراسانگیز باشد و هم به تأملی دربارهی بیرحمی پنهان در رقابت و قواعد بازی بدل شود.
خلاصهی رسمی فیلم نیز بر همین پیوند میان خنجر نفرینشده، دیو و بازیهای کودکانهی مرگبار تکیه دارد. اما داشتن یک طرح جذاب، بهتنهایی برای ساختن فیلمی ترسناک کافی نیست. چنین مفهومی به فضاسازی دقیق، شخصیتهایی باورپذیر و قواعدی روشن نیاز دارد تا هر بازی، افزون بر خطر جسمانی، تعلیق و معنایی دراماتیک ایجاد کند.
« خلاصهی رسمی فیلم نیز بر همین پیوند میان خنجر نفرینشده، دیو و بازیهای کودکانهی مرگبار تکیه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«All Fun and Games» بارها به آستانهی این ظرفیت میرسد، اما کمتر موفق میشود آن را به تجربهای یکپارچه و ماندگار تبدیل کند. آنچه در ذهن میماند بیش از آنکه خودِ وحشت باشد، فاصلهی میان وعدهی اولیهی فیلم و اثری است که در عمل ارائه میدهد. شروعی که فرصت پیوند نمیدهد یکی از دشواریهای فیلم از آغاز آشکار میشود: تماشاگر هنوز با آدمها، روابط و حساسیتهایشان آشنا نشده که داستان از او میخواهد نگران سرنوشت آنها باشد.
شروع شتابزده، اطلاعات را بهسرعت پیش میبرد، اما این سرعت الزاماً به معنای ریتم مناسب نیست. معرفی شخصیتها آنقدر فرصت تنفس ندارد که مخاطب بتواند تفاوتهایشان را دریابد یا برای رابطههای میانشان اهمیتی واقعی قائل شود. در فیلمی با تهدیدی فراطبیعی، این کمبود اهمیت ویژهای دارد. هرچه شخصیتها کمتر بهصورت انسانهایی مستقل و ملموس شکل بگیرند، خطر نیز انتزاعیتر میشود.
در نتیجه، صحنههای تعقیب و تهدید ممکن است از نظر رویداد پرتحرک باشند، اما از نظر عاطفی وزن کافی پیدا نکنند. ترس زمانی مؤثر است که مخاطب چیزی برای از دست رفتن داشته باشد؛ اینجا فیلم گاهی پیش از آنکه چنین پیوندی بسازد، انتظار واکنشی عاطفی را دارد. بازیهای کودکانه، قواعدی برای تعلیق تبدیل بازیهای آشنا به موقعیتهایی مرگبار، امکان بصری و روایی فراوانی دارد.
« شروع شتابزده، اطلاعات را بهسرعت پیش میبرد، اما این سرعت الزاماً به معنای ریتم مناسب نیست. »
شخصیتها و اجرا
هر بازی میتواند دستور زبان ویژهی خود را پیدا کند: محدودیت زمانی، پنهان شدن، تعقیب یا انتخابی که پیامدش روشن نیست. همین آشنایی اولیه میتواند اضطراب را تشدید کند؛ تماشاگر قواعد را میشناسد، اما حالا باید ببیند چگونه همان قواعد از کنترل خارج میشوند. فیلم در لحظاتی از این تقابل بهره میبرد و نشان میدهد که مفهوم سادهی «بازی» چگونه میتواند به دام بدل شود.
با این حال، ایده همیشه به صحنههایی با تنش فزاینده راه نمییابد. برای آنکه بازیها واقعاً هولناک شوند، هر مرحله باید خطر را تغییر دهد، رابطهی شخصیتها را تحت فشار بگذارد یا دانستههای تازهای دربارهی تهدید آشکار کند. اگر یک موقعیت تنها تکرارِ خطر قبلی باشد، تازگی طرح بهسرعت فرسوده میشود.
فیلم در برخی بخشها بهجای گسترش هوشمندانهی قواعد، به تکرار موقعیتهای پرخطر بسنده میکند؛ ازاینرو هیجان مورد انتظار بهطور پیوسته افزایش نمییابد. بازیگری و شخصیتپردازی ناتالیا دایر از عناصر برجستهی فیلم است. حضور او به نقش اصلی وقار و نیرویی میدهد که در بخشهایی از اثر، کمبود پرداخت شخصیت را جبران میکند.
« فیلم در لحظاتی از این تقابل بهره میبرد و نشان میدهد که مفهوم سادهی «بازی» چگونه میتواند به دام بدل شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او میتواند واکنشها را از سطح ترس صرف فراتر ببرد و نشانههایی از اراده و مقاومت در شخصیتش پدیدار کند. همین حضور، یکی از دلایلی است که فیلم در لحظات پراکندهاش همچنان توجهبرانگیز میماند. این امتیاز اما در سراسر گروه بازیگران به یک اندازه دیده نمیشود. بخشی از اجراها قانعکننده نیستند و دیالوگها نیز گاه چنان تصنعی به گوش میرسند که بهجای طبیعی جلوه دادن رابطهها، فاصلهی میان مخاطب و شخصیتها را بیشتر میکنند.
مسئله تنها کیفیت بازی نیست؛ گفتوگوها اغلب نمیتوانند اطلاعات لازم را به شکلی زنده در دل موقعیت جا دهند. در نتیجه، شخصیتها در لحظاتی بیشتر حامل توضیحات و واکنشهای موردنیاز داستان به نظر میرسند تا آدمهایی با صدای شخصی و تجربهای متمایز. ریتم کوتاه، مکثهای طولانی مدتزمان جمعوجور فیلم در نگاه نخست مزیتی روشن است.
«All Fun and Games» قرار نیست با شاخههای فرعی فراوان یا پیرنگی طولانی، ماجرا را بیدلیل گسترش دهد؛ داستان بهسرعت به سوی بازیهای مرگبار میرود و میکوشد در قالبی فشرده پیش برود. این فشردگی با ماهیت فیلم ترسناک نوجوانانه سازگار است و اجازه نمیدهد روایت بیش از اندازه از ایدهی اصلی دور شود.
« او میتواند واکنشها را از سطح ترس صرف فراتر ببرد و نشانههایی از اراده و مقاومت در شخصیتش پدیدار کند. »
قوتها و کاستیها
مدت فیلم حدود یک ساعت و شانزده دقیقه گزارش شده است. بااینهمه، کوتاهی زمان تضمینکنندهی ریتم تند نیست. اثر در بخشهایی مکثهایی دارد که نه به تعمیق شخصیتها کمک میکنند و نه تعلیق را بالا میبرند. به همین دلیل، ممکن است فیلم با وجود زمان محدود، طولانیتر از آنچه هست احساس شود. این تناقض از آنجا میآید که ریتم فقط به شمار دقیقهها وابسته نیست؛ هر صحنه باید یا اطلاعاتی تازه بدهد، یا رابطهای را دگرگون کند، یا خطر را ملموستر سازد.
هرگاه صحنهای از این کارها بازبماند، زمان کوتاه نیز کشدار به نظر میرسد. تدوین و ساخت تعلیق تعلیق در سینمای وحشت تنها از حضور تهدید یا نمایش خشونت پدید نمیآید؛ به زمانبندی، مکث، نگاه و نحوهی توزیع اطلاعات وابسته است. تدوین «All Fun and Games» در لحظاتی از این ظرافت فاصله میگیرد.
برشها و پیوند میان صحنهها گاه حسوحالی کهنه و ناهماهنگ ایجاد میکنند و مانع میشوند اضطراب بهآرامی انباشته شود. بهجای آنکه تماشاگر در دل موقعیت گرفتار شود، گاهی آشکارا متوجه سازوکار فنی صحنه میشود. این ضعف بهویژه برای فیلمی با ساختار بازیمحور زیانبار است. هر بازی نیازمند وضوحی مشخص است: مخاطب باید بداند شخصیتها چه میخواهند، چه چیزی مانع آنهاست و شکست چه بهایی دارد.
« مدت فیلم حدود یک ساعت و شانزده دقیقه گزارش شده است. »
جمعبندی
اگر تدوین پیوند میان این عناصر را مخدوش کند، خطر به جای آنکه پیچیده و نگرانکننده شود، صرفاً پراکنده به نظر میرسد. فیلم در بعضی لحظات تصویرهایی مؤثر یا موقعیتهایی قابلتوجه دارد، اما پیوستگی لازم برای تبدیل آنها به تعلیقی ماندگار را کمتر فراهم میکند. جمعبندی «All Fun and Games» فیلمی است که جذابترین بخش آن را باید در ایدهی آغازینش جستوجو کرد: بازیهای دوران کودکی، وقتی از معصومیت جدا و به ابزار تهدید بدل شوند، چه ظرفیت هراسآوری پیدا میکنند؟
حضور ناتالیا دایر، چند لحظهی مؤثر و زمان نسبتاً کوتاه نیز به سود فیلماند. اما شروع شتابزده، دیالوگهای تصنعی، بازی نابرابر گروه بازیگران و تدوینی که تعلیق را بهاندازهی کافی پرورش نمیدهد، اجازه نمیدهند این ظرفیت به تجربهای رضایتبخش بدل شود. نتیجه، اثری است با طرحی بهیادماندنیتر از اجرای آن.
فیلم برای تماشاگرانی که از وحشت فراطبیعی و بازی با خاطرههای کودکی لذت میبرند، ممکن است لحظاتی سرگرمکننده داشته باشد؛ بااینحال، کسانی که به دنبال ترسی عمیق، شخصیتهایی پرداختشده یا تعلیقی پیوستهاند، احتمالاً با اثری روبهرو میشوند که بیش از آنکه بترساند، یادآور فرصتهای ازدسترفتهی ایدهی خود است.
« حضور ناتالیا دایر، چند لحظهی مؤثر و زمان نسبتاً کوتاه نیز به سود فیلماند. »



ثبت دیدگاه