نقد و بررسی
نقد یک سال خوب (A Good Year) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا در چشماندازی تازه «A Good Year» ساختهٔ Ridley Scott، کمدیدرامی عاشقانه دربارهٔ وارثی است که ناخواسته به خانهٔ خاطرات کودکیاش بازمیگردد. مکس اسکینر، معاملهگر لندنی، پس از مرگ عمویش هنری صاحب عمارت و تاکستانی در پرووانس میشود؛ ملکی که قصد دارد هرچه زودتر بفروشد. اما ورود زنی آمریکایی که خود را دخترعموی گمشدهٔ او معرفی میکند، و پیوندهای قدیمی مکس با آن سرزمین، برنامههای حسابشدهاش را مختل میکند.
فیلم از همین موقعیت ساده برای طرح پرسشی آشنا بهره میگیرد: آدمی که زندگیاش را با سود و سرعت میسنجد، آیا میتواند دوباره ارزش مکث، خاطره و تعلق را کشف کند؟ این پرسش از ابتدا مسیر فیلم را روشن میکند، اما پاسخ آن نیز چندان غافلگیرکننده نیست. «A Good Year» بیش از آنکه بخواهد روایتش را به سوی پیچیدگی یا تعلیق ببرد، بر لذت حضور در یک مکان و تماشای تغییر تدریجی شخصیت اصلی تکیه دارد.
جذابیت اثر، بنابراین، نه در تازگی طرح، بلکه در کیفیت فضایی است که پیرامون آن میسازد. مکس؛ از شتاب شهر تا مکث روستا مکس در آغاز، شخصیتی عمداً دشوارپسند است: حسابگر، مغرور و مسلط بر زبان معامله، اما ناآشنا با هر چیزی که نتوان آن را به سود یا زیان تبدیل کرد. بازی Russell Crowe این سردی و خودبزرگبینی را با لحنی گاه طنزآمیز همراه میکند؛ مکس چنان به نقش مرد موفق خو گرفته که گویی حتی در خلوت نیز در حال اجرای همان نقش است.
« این پرسش از ابتدا مسیر فیلم را روشن میکند، اما پاسخ آن نیز چندان غافلگیرکننده نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این رو، بازگشتش به پرووانس صرفاً جابهجایی جغرافیایی نیست؛ برخورد دو شیوهٔ زیستن است. بااینحال، فیلم برای این دگرگونی راهی نسبتاً مستقیم برمیگزیند. خاطرههای کودکی و آموزههای عمویش هنری، که Albert Finney با شوخطبعی و گرمایی دلپذیر بازیاش میکند، بهتدریج در برابر عادتهای مکس قرار میگیرند.
این تقابل روشن است، اما همیشه به اندازهٔ کافی ژرف نمیشود. مکس گاهی بیشتر از آنکه شخصیتی با لایههای متناقض باشد، نمونهای از مرد شهری است که باید زندگی آرامتر را دوباره بیاموزد. فیلم از این الگو آگاه است و میکوشد با شوخی و خاطره به آن جان بدهد، ولی مسیر تحولش همچنان قابل پیشبینی میماند.
پرووانس؛ حضور زندهٔ منظره مهمترین نیروی فیلم، بیتردید، جهان دیداری آن است. تاکستانها، جادههای روستایی، خانهٔ قدیمی و نور گرم جنوب فرانسه فقط پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیستند؛ خود به نیرویی روایی بدل میشوند که مکس را از منطق بیوقفهٔ لندن دور میکنند. تصویرها به تماشاگر فرصت میدهند محیط را نه بهعنوان کالایی برای فروش، بلکه همچون مکانی آکنده از خاطره، کار و عادت روزانه تجربه کند.
« از این رو، بازگشتش به پرووانس صرفاً جابهجایی جغرافیایی نیست؛ برخورد دو شیوهٔ زیستن است. »
شخصیتها و اجرا
این کیفیت دیداری با ریتم آرام اثر هماهنگ است. گویی فیلم میخواهد زمان را از چنگ ساعتهای دفتر و ضرباهنگ معامله بیرون بکشد و در گردش نور، رسیدگی به تاکستان و سکون خانه بگستراند. در بهترین لحظهها، این آرامش به تجربهای حسی تبدیل میشود: تماشاگر میتواند هوای گرم و خلوت عصرگاهی را تقریباً احساس کند.
البته همین تأکید بر زیبایی گاهی تصویر پرووانس را بیش از حد آرمانی میسازد؛ روستا در اینجا بیشتر پناهگاهی رؤیایی است تا جامعهای پیچیده با دشواریها و تضادهای واقعی. روایت و مسئلهٔ ریتم فیلم در بخشهای آغازین، زمان قابلتوجهی را صرف تثبیت زندگی کاری مکس و منش معاملهگرانهٔ او میکند.
این تمهید از نظر مضمون قابلفهم است: باید فاصلهٔ جهان لندن و پرووانس را حس کنیم تا معنای بازگشت روشن شود. بااینحال، صحنههای کاری گاه بیش از اندازه طول میکشند و پیش از آنکه فیلم به جذابترین قلمرو خود، یعنی عمارت و روابط محلی، برسد، انرژی روایت را کاهش میدهند. پس از ورود مکس به فرانسه، فیلم جان بیشتری میگیرد، اما ریتم آن همیشه یکدست نیست.
« این کیفیت دیداری با ریتم آرام اثر هماهنگ است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی موقعیتها چنان مکث میکنند که آرامش جای حرکت را میگیرد؛ برخی دیگر نیز برای پیش بردن مسیر آشنای قصه، سریع از کنار جزئیات میگذرند. در نتیجه، اثر میان دو میل گرفتار میشود: از یک سو میخواهد تماشاگر را در فضای روستا مستقر کند و از سوی دیگر باید داستانی عاشقانه و خانوادگی را پیش ببرد.
این دو هدف همیشه به شکلی روان در هم نمیآمیزند. عشق، میراث و شخصیتهای پیرامونی رابطهٔ مکس با فَنی، صاحب کافهٔ محلی، قرار است یکی از مهمترین مسیرهای ورود او به زندگی تازه باشد. Marion Cotillard برای این نقش حضوری گیرا دارد؛ او در ترکیب آرامش، استقلال و شوخطبعی، به فنی شخصیتی میبخشد که از کلیشهٔ «زن رؤیاییِ روستا» فاصله میگیرد.
شیمی میان او و Crowe در لحظههایی لطیف و دلپذیر است، اما فیلم مجال کافی به این رابطه نمیدهد تا از جاذبهٔ اولیه فراتر رود. عشق در اینجا بیشتر نشانهای از تغییر مسیر مکس است تا رابطهای که خود بهتنهایی با ظرافت و عمق کاویده شود. ورود کریستی، زنی که ادعای پیوند خانوادگی با مکس دارد، امکان کشمکش بر سر مالکیت و معنای میراث را فراهم میکند.
« این دو هدف همیشه به شکلی روان در هم نمیآمیزند. »
قوتها و کاستیها
این خط داستانی میتوانست تنش بیشتری به قصه بدهد، اما در عمل بیشتر نقش محرکی روایی دارد تا مسئلهای اخلاقی و عاطفی با ابعاد گسترده. شخصیتهای محلی نیز به ساختن فضای خانه و تاکستان کمک میکنند؛ بااینحال، بعضی از آنان بیش از آنکه مستقل و چندوجهی باشند، در خدمت رنگآمیزی جهان دلنشین فیلم قرار گرفتهاند.
بازیها و لحن فیلم یکی از نکات جالب اثر، تقابل چهرهٔ آشنای Ridley Scott با فیلمی است که از نظر لحن، با بسیاری از آثار پرتنش و پرحادثهٔ او تفاوت دارد. اینجا خبری از نمایش قدرت در مقیاس بزرگ نیست؛ جاذبهٔ فیلم به خردهلحظهها، شوخیهای ملایم و تغییرات کوچک در رفتار شخصیتها وابسته است.
فیلم میکوشد میان کمدی رمانتیک، درام خانوادگی و قصهای دربارهٔ بازنگری در شیوهٔ زندگی تعادل برقرار کند. Crowe در نقش مردی که باید از خشکی و تکبر خود فاصله بگیرد، حضوری مؤثر دارد، هرچند برخی رفتارهای آغازین مکس ممکن است فاصلهٔ تماشاگر را با او زیاد کند. بازی Finney به خاطرهٔ عمو هنری گرما میبخشد و Cotillard، حتی در لحظاتی که متن فرصت چندانی برای گسترش شخصیتش فراهم نمیکند، جاذبهٔ مستقل خود را حفظ میکند.
« فیلم میکوشد میان کمدی رمانتیک، درام خانوادگی و قصهای دربارهٔ بازنگری در شیوهٔ زندگی تعادل برقرار کند. »
جمعبندی
حاصل، گروه بازیگری توانمندی است که بخشی از محدودیتهای فیلمنامه را با حضور و لحن خود جبران میکند. جمعبندی «A Good Year» فیلمی است که بیش از آنکه با پیچیدگی داستانی یا پرداخت پرکشش شخصیتها در ذهن بماند، با منظرهها و حالوهوای آرامشبخشش اثر میگذارد. روایت آن آشنا و گاه کند است؛ آغاز کاری مکس طول میکشد، تغییر شخصیتش مسیر قابل حدسی دارد و رابطهٔ عاشقانهاش کمتر از ظرفیت بازیگرانش پرورده میشود.
در عوض، پرووانسِ فیلم حضوری دلنشین و ماندگار دارد و فضای خانهٔ روستایی، تاکستان و خاطرههای کودکی به آن گرمایی میدهد که از نقصهای رواییاش فراتر میرود. این اثر را بهتر است نه بهعنوان رمانی عاشقانهٔ پرتنش، بلکه همچون قصهای سبک و خوشمنظره دربارهٔ بازگشت به مکانی قدیمی و بازنگری در اولویتها تماشا کرد.
برای تماشاگرانی که از ریتم آهسته و فضای رؤیایی لذت میبرند، «A Good Year» میتواند همراهی خوشایند برای عصری آرام باشد؛ کسانی که انتظار کشمکش پررنگ، طنز پرتحرک یا عاشقانهای عمیق دارند، احتمالاً بیش از آنچه فیلم عرضه میکند طلب خواهند کرد.
« حاصل، گروه بازیگری توانمندی است که بخشی از محدودیتهای فیلمنامه را با حضور و لحن خود جبران میکند. »



ثبت دیدگاه