نقد و بررسی
نقد قلقلکم بده (Tickle Me) | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان سه جهانِ ناهمگون فیلم «Tickle Me» ساختهٔ Norman Taurog، کمدی موزیکالی وسترن با بازی Elvis Presley است که از همان آغاز، بیش از آنکه در پی ساختن روایتی منسجم باشد، بر کنار هم نشاندن چند موقعیت سرگرمکننده تکیه میکند. گاوچرانی آوازخوان در مزرعهای تفریحی که ساکنانش عمدتاً زناناند، مربی ورزشی، گنجی پنهان در شهری متروک و آدمربایانی که در پی آن گنجاند: هر یک از این عناصر میتوانست بهتنهایی هستهٔ یک فیلم باشد، اما اثر آنها را با شتابی گاه بیقاعده در کنار هم میگذارد.
نتیجه، فیلمی است که هویت خود را نه از یک خط داستانی نیرومند، بلکه از آمیزهای سبکبال از آواز، شوخی و ماجرای رازآلود میگیرد. این پراکندگی هم نقطهٔ ضعف فیلم است و هم بخشی از جذابیت نامتعارف آن. «Tickle Me» پیوسته از فضای مزرعه به ماجرای گنج و سپس به تعلیقِ خانهٔ بهظاهر تسخیرشده میلغزد.
تماشاگر ممکن است در میانهٔ این تغییرها احساس کند فیلم هنوز تصمیم نگرفته دقیقاً چه نوع اثری میخواهد باشد؛ با اینحال، همین بیقراری به آن حالوهوایی بازیگوش میبخشد که با جدیت خشک و طرحریزی حسابشده نسبتی ندارد. الویس؛ مرکز ثقل کمدی الویس پرسلی در نقش لونی بیل، بیش از هر چیز نیروی جاذبهٔ فیلم است.
« این پراکندگی هم نقطهٔ ضعف فیلم است و هم بخشی از جذابیت نامتعارف آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیت او گاوچرانی است که آواز میخواند، با دردسرها روبهرو میشود و در میان زنان مزرعه ناخواسته به کانون توجه بدل میگردد. فیلم از جذابیت ستارهای او آگاه است و بسیاری از صحنهها را طوری میچیند که نگاه تماشاگر به واکنشها، لبخندها و حضور او بازگردد. بااینهمه، ارزش اجرای پرسلی تنها در کاریزمای خوانندگیاش خلاصه نمیشود: او در لحظات کمدی، زمانبندی مناسبی دارد و میتواند شوخیای ساده را با مکث یا واکنشی مختصر زنده کند.
این توانایی بهویژه در موقعیتهایی آشکار میشود که فیلم به کمدی بدنی و برخوردهای ناگهانی روی میآورد. پرسلی در چنین لحظههایی نه میکوشد از نقش خود تصویری پیچیده بسازد و نه از سادگی آن گریزان است؛ بازیاش با لحن سبک اثر سازگار میماند. در مقابل، فیلمنامه گاهی از او میخواهد بار شوخیهایی را حمل کند که خودشان چندان تازه یا پرداختشده نیستند.
در این موارد، حضور او فیلم را سرپا نگه میدارد، اما نمیتواند محدودیت مادهٔ خام را کاملاً پنهان کند. زنان مزرعه و مناسبات عاشقانه مزرعهٔ تفریحی فیلم فضایی فراهم میکند که در آن حضور مردی تازهوارد، سرچشمهٔ بسیاری از شوخیها و نگاههای عاشقانه میشود. لونی در این محیط هم کارگر است و هم نوعی جاذبهٔ نمایشی؛ از همین رو، رابطهٔ او با مربی ورزشی و توجه دیگر زنان به او گاه بیش از آنکه از شخصیتپردازی برخیزد، از سازوکار کمدی ستارهمحور فیلم میآید.
« این توانایی بهویژه در موقعیتهایی آشکار میشود که فیلم به کمدی بدنی و برخوردهای ناگهانی روی میآورد. »
شخصیتها و اجرا
زنان بیشتر بهعنوان بخشی از فضای پرجنبوجوش مزرعه و موقعیتهای flirtآمیز پیرامون قهرمان حضور دارند تا شخصیتهایی با مسیرهای مستقل و مفصل. بااینحال، فیلم در ترسیم این محیط انرژی و سرزندگی دارد. تضاد میان ظاهر منظم و سلامتمحور مزرعه و آشوبی که حضور لونی پدید میآورد، ظرفیت طنزآمیزی ایجاد میکند.
رابطهٔ عاشقانه نیز بهجای آنکه به درامی جدی بدل شود، در همان محدودهٔ سبک و خوشنیت باقی میماند. این انتخاب با لحن کلی اثر سازگار است، هرچند باعث میشود پیوند عاطفی قهرمانان چندان فرصت رشد پیدا نکند و بیشتر بهانهای برای پیشبرد ماجرا باشد. گنج، شهر متروک و تعلیقِ بازیگوش با ورود جستوجوی طلا و شهر متروک، «Tickle Me» از کمدی محیطی فاصله میگیرد و به سوی ماجرایی رازآمیز میرود.
تغییر فضا، فیلم را از یکنواختی احتمالی نجات میدهد: مزرعهٔ روشن و اجتماعی جای خود را به مکانی میدهد که امکان سوءتفاهم، ترسهای ساختگی و تعقیبوگریز فراهم میکند. حضور آدمربایان نیز به قصه هدفی بیرونی میدهد و شخصیتها را از معاشرتهای روزمره به موقعیت خطر نزدیک میکند. جذابیت این بخش بیش از آنکه در معمایی پیچیده یا تعلیقی حسابشده باشد، در بازی با کلیشههای ژانر نهفته است.
« بااینحال، فیلم در ترسیم این محیط انرژی و سرزندگی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از فضای شهر متروک و مکانهای وهمآلود استفاده میکند تا هم لحظاتی از دلهره بسازد و هم آن دلهره را به شوخی بدل کند. گاهی این جابهجایی میان ترس و خنده خوشاثر است؛ گاهی نیز چنان ناگهانی رخ میدهد که بیشتر نشانهٔ گسست روایی به نظر میرسد. بااینحال، همین بخشِ ماجراجویانه به فیلم رنگی تازه میدهد و نشان میدهد که اثر قصد ندارد در محدودهٔ عاشقانهای معمولی باقی بماند.
موسیقی؛ سرزندگی در برابر ناهماهنگی آوازها از ارکان اصلی فیلماند، اما شیوهٔ حضورشان در روایت دوپهلوست. «Tickle Me» از ترانههای پیشتر ضبطشدهٔ پرسلی بهره میگیرد و مادهٔ موسیقایی تازهای برای فیلم فراهم نمیکند؛ تصمیمی که در صحنههایی به صرفهجویی و به گسستی محسوس میان موسیقی و داستان میانجامد.
بعضی ترانهها با حالوهوای صحنه سازگارند، اما برخی دیگر چنان ناگهانی وارد میشوند که به نظر میرسد فیلم برای جایدادنشان لحظهای داستان را کنار میزند. با وجود این ناهماهنگی، صدای پرسلی همچنان منبعی از انرژی است. ترانهها به فیلم ضرباهنگ میدهند و در لحظاتی که روایت کمتحرک میشود، آن را دوباره به حرکت درمیآورند.
« موسیقی؛ سرزندگی در برابر ناهماهنگی آوازها از ارکان اصلی فیلماند، اما شیوهٔ حضورشان در روایت دوپهلوست. »
قوتها و کاستیها
مسئله آن است که موسیقی همیشه از دل موقعیت نمایشی برنمیخیزد؛ گاه بیشتر وقفهای خوشآهنگ است تا ادامهای طبیعی از کنش. بنابراین، ارزش این بخش برای تماشاگر تا اندازهای به علاقهاش به حضور موسیقایی پرسلی وابسته است: دوستداران او احتمالاً از فرصتهای آوازخوانی لذت میبرند، اما کسانی که پیوند دقیق میان ترانه و قصه را میجویند، ممکن است آن را تصنعی بیابند.
ریتم، شوخی و فرسودگی تکرار ریتم فیلم بر حرکت سریع میان آواز، شوخی و درگیری استوار است. این ساختار در بهترین لحظات، اثری سبک و بیتکلف میسازد که نمیخواهد بیش از اندازه جدی گرفته شود. شوخیهای بدنی و واکنشهای اغراقشده با لحن کمیک آن تناسب دارند و بعضی برخوردها واقعاً از اجرای بهموقع پرسلی سود میبرند.
اما فیلم بیش از اندازه به تکرار همان ابزارها متکی میشود: دعواها پشت سر هم میآیند و بسیاری از شوخیها به جای آنکه از موقعیت تازهای برخیزند، شکلهای متفاوتی از یک الگوی آشنا هستند. در نتیجه، آنچه ابتدا سرزنده به نظر میرسد، در بخشهایی یکنواخت میشود. کشمکشها همیشه پیامد دراماتیک مشخصی ندارند و گاهی صرفاً برای پرکردن فاصلهٔ میان دو لحظهٔ موسیقایی یا دو بخش داستانی به کار میروند.
« ریتم، شوخی و فرسودگی تکرار ریتم فیلم بر حرکت سریع میان آواز، شوخی و درگیری استوار است. »
جمعبندی
فیلمنامه با طرحی کممایه، بار زیادی بر دوش جذابیت بازیگر و شتاب صحنهها میگذارد. اگر تماشاگر با منطق یک کمدی موزیکال سبک همراه شود، این ناپیوستگیها ممکن است بخشی از بازی فیلم به نظر برسند؛ اما با معیار انسجام روایی، ضعف آنها آشکار است. جمعبندی «Tickle Me» فیلمی است که بیش از داستانگویی دقیق، به خلق حالوهوایی شاد و سرگرمکننده علاقه دارد.
ترکیب مزرعهٔ تفریحی، گاوچران آوازخوان، رابطهٔ عاشقانه، گنج پنهان و فضای شهر متروک، به آن تنوعی دلپذیر میبخشد؛ در همان حال، پیوند سست میان این اجزا و ورود گاه بیمقدمهٔ ترانهها مانع شکلگیری روایتی یکپارچه میشود. شوخیهای تکراری و دعواهای پرتعداد نیز از طراوت کمدی میکاهند، هرچند زمانبندی خوب پرسلی و سبکبالبودن کلی فیلم بارها آن را از فروافتادن در ملال نجات میدهد.
این اثر را بهتر است نه بهعنوان کمدیای ظریف و منسجم، بلکه بهمثابه سرگرمیای ستارهمحور تماشا کرد؛ فیلمی که جذابیتش در لحظههای پراکنده، در آوازها و در آمیزهٔ بیپروا و بازیگوشانهٔ ژانرهاست. ضعفهایش واقعیاند، اما همان آشفتگیِ بیادعایی که گاه به آن لطمه میزند، به آن حالوهوایی سبک و نامتکلف نیز میبخشد.
« فیلمنامه با طرحی کممایه، بار زیادی بر دوش جذابیت بازیگر و شتاب صحنهها میگذارد. »



ثبت دیدگاه