نقد و بررسی
نقد جارهد ۳: محاصره (Jarhead 3: The Siege) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی میان هویت جنگی و اکشن محاصرهای «Jarhead 3: The Siege» ساختهٔ ویلیام کافمن، از همان عنوانش انتظاری دوگانه میسازد: هم باید دنبالهای در امتداد جهان «جارهد» باشد و هم فیلمی پرتحرک دربارهٔ دفاع از سفارت در میانهٔ حملهای مسلحانه. اما اثر بیش از آنکه به میراث ضدجنگ قسمت نخست وفادار بماند، به الگوی آشنای اکشنهای کمهزینهٔ نظامی تکیه میکند؛ الگویی که قهرمانی مشتاق را در موقعیتی بحرانی میگذارد و او را وامیدارد در میدان نبرد آزموده شود.
داستان با حضور تفنگداران دریایی در سفارتی در خاورمیانه آغاز میشود؛ جایی که روزهای ظاهراً آرامِ نگهبانی، تمرین و انتظار، ناگهان جای خود را به محاصره میدهند. این طرح، بهخودیخود ظرفیت ایجاد تعلیق دارد، اما فیلم در پرداخت آن چندان از مسیرهای آشنا فاصله نمیگیرد. محاصره؛ نقطهٔ قوت و محدودیت ایدهٔ محاصرهٔ سفارت، مهمترین دارایی روایی فیلم است.
فضای بسته، شمار محدود مدافعان و فشار مهاجمانی که از بیرون به ساختمان هجوم میآورند، میتواند تنشی تدریجی و حسابشده بیافریند. در بهترین لحظات، تماشاگر حس میکند گروهی کوچک گرفتار وضعیتی شده که هر تصمیم در آن پیامدی فوری دارد. همچنین گذار از روزمرگی به بحران، دستکم در سطح طرح، تضادی مؤثر میسازد: سربازانی که تا پیش از این چندان مجال عمل نداشتهاند، ناگهان با موقعیتی روبهرو میشوند که به آمادگی و واکنش سریع نیاز دارد.
« این طرح، بهخودیخود ظرفیت ایجاد تعلیق دارد، اما فیلم در پرداخت آن چندان از مسیرهای آشنا فاصله نمیگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، فیلم بیش از آنکه از محاصره برای کاوش در ترس، آشفتگی و فرسایش روانی شخصیتها بهره بگیرد، آن را سکویی برای رویهمچیدن درگیریها میکند. هرچه پیش میرویم، امکان مکث و تأمل کمتر میشود و جای آن را تیراندازیهای پیاپی میگیرد. نتیجه، اثری است که در حرکت و هیجان کم نمیآورد، اما برای تبدیل موقعیت خود به درامی واقعاً فشرده، پیوسته و ماندگار تلاش کافی نمیکند.
قهرمان و گروهی کمپرداخت ایوان آلبرایت در آغاز جوانی مشتاق است که تصور روشنی از خدمت نظامی و قهرمانی دارد. موقعیت بحرانی، فرصتی فراهم میکند تا این تصور با تجربهای پیچیدهتر روبهرو شود؛ مسیری که میتوانست بنیان یک تحول شخصیتی قانعکننده باشد. اما فیلم بهجای آنکه این دگرگونی را با جزئیات رفتاری و تصمیمهای دشوار بسازد، اغلب به نشانههای کلی و آشنای قهرمانپروری بسنده میکند.
آلبرایت بیش از آنکه شخصیتی یگانه و چندوجهی باشد، جایگاهی روایی است برای تماشاگر تا از خلال او وارد میدان درگیری شود. دیگر اعضای گروه نیز معمولاً با ویژگیهایی کوتاه و قابلتشخیص معرفی میشوند، ولی کمتر فرصت مییابند از قالبهای مألوف سربازان اکشن بیرون بیایند. حضور چهرههایی چون اسکات ادکینز و دنیس هایسبرت میتواند توجه مخاطب را جلب کند، اما نقشآفرینی آنها محدودتر از آن است که بار اصلی فیلم را به دوش بکشند.
« هرچه پیش میرویم، امکان مکث و تأمل کمتر میشود و جای آن را تیراندازیهای پیاپی میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
در مرکز روایت، گروهی قرار دارد که باید حس همبستگی و اعتماد متقابلش باورپذیر باشد؛ بااینهمه، کمبود پرداخت فردی سبب میشود خطرهایی که با آن روبهرو میشوند، همیشه از نظر عاطفی اثرگذار نباشند. فیلمنامه؛ حرکت فراوان، کشش کم فیلمنامه از یک موقعیت روشن و کارآمد آغاز میشود، اما مسیر خود را عمدتاً از راه کلیشههای ژانر ادامه میدهد: سرباز تازهکار، فرمانده سختگیر، دشمنی که تهدید را تشدید میکند و بحرانی که از گروه میخواهد شجاعتش را ثابت کند.
این عناصر لزوماً نامناسب نیستند؛ آشنایی میتواند در فیلم اکشن حتی به ریتم و وضوح کمک کند. مسئله آن است که «Jarhead 3» کمتر میکوشد به این عناصر زاویهای تازه بدهد یا پیامدهای اخلاقی و سیاسی موقعیت را با دقت بسنجد. در میان آشوب، اشارههایی به دیپلماسی و شیوهٔ حضور آمریکا در منطقه دیده میشود؛ موضوعی که میتوانست تنشی فراتر از نبرد فیزیکی بیافریند.
اما این لایهها به اندازهای بسط نمییابند که در برابر منطق سادهٔ «مدافعان در برابر مهاجمان» مقاومت کنند. دیالوگها نیز گاه به جای آنکه شخصیت یا رابطهای را آشکار کنند، اطلاعات و واکنشهای موردنیاز صحنه را منتقل میکنند. به همین دلیل، داستان پیش میرود، اما کمتر غافلگیر میکند یا پرسشی را تا پایان در ذهن نگه میدارد.
« این عناصر لزوماً نامناسب نیستند؛ آشنایی میتواند در فیلم اکشن حتی به ریتم و وضوح کمک کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اکشن و محدودیتهای اجرا برای مخاطبی که از فیلم جنگی انتظار درگیریهای پیدرپی دارد، اثر لحظات پرتحرکی فراهم میکند. حملهٔ ناگهانی و نبرد برای حفظ محوطهٔ سفارت، فرصتهایی برای جابهجایی شخصیتها، تغییر موقعیت و افزایش فشار ایجاد میکند. ریتم تند فیلم نیز نمیگذارد روایت برای مدتی طولانی در سکون بماند.
در این معنا، «Jarhead 3» کارکرد سرگرمکنندهٔ یک اکشن سبک را تا اندازهای حفظ میکند. اما کیفیت اجرا همیشه با شدت موقعیت هماهنگ نیست. بخشی از صحنههای نبرد، بهسبب طراحی و جلوههای بصری کمقانعکننده، بیش از آنکه خطر را ملموس سازند، تصنعی به نظر میرسند. منطق استفاده از سلاحها و استمرار درگیری نیز ممکن است برای تماشاگر آشنا با جزئیات نظامی پرسشبرانگیز باشد.
در فیلمی که میخواهد مخاطب را در فضای یک محاصرهٔ مسلحانه نگه دارد، چنین لغزشهایی فقط ایرادهای فنی کوچک نیستند؛ آنها میتوانند باورپذیری صحنه و در نتیجه میزان تعلیق را کاهش دهند. نسبت با میراث «جارهد» نام «جارهد» یادآور فیلمی است که نگاهش به جنگ، سربازی و فاصلهٔ میان تصور قهرمانانه و واقعیت، وجهی انتقادی داشت.
« ریتم تند فیلم نیز نمیگذارد روایت برای مدتی طولانی در سکون بماند. »
قوتها و کاستیها
قسمت سوم، دستکم در لحن و ساختار، بیشتر به سینمای اکشن نظامی نزدیک میشود تا درامی که بخواهد آن میراث را ادامه دهد. تماشاگر میتواند داستان را مستقل از قسمت نخست تماشا کند، زیرا هستهٔ روایت بر محاصره و دفاع از یک ساختمان استوار است؛ بااینحال، همین استقلال نسبی شکافی هم پدید میآورد.
پیوند نامی با مجموعه وعدهٔ نوعی تداوم مضمونی میدهد که فیلم بهندرت آن را به سطحی جدی میرساند. این فاصله بهخودیخود فیلم را بیارزش نمیکند؛ اکشنی ساده میتواند هدفی محدود داشته باشد و همان را بهخوبی انجام دهد. دشواری از جایی آغاز میشود که اثر هم میخواهد از اعتبار عنوان مجموعه بهره ببرد و هم در عمل به داستانی آشنا و کمریسک بسنده میکند.
در نتیجه، «جارهد ۳» نه آنقدر شخصیتپردازی و تأمل دارد که به یک درام جنگی برجسته بدل شود، نه آنقدر خلاقیت بصری که از میان انبوه اکشنهای مشابه متمایز بماند. جمعبندی «Jarhead 3: The Siege» فیلمی است با طرحی پرظرفیت و اجرایی محدود: محاصرهٔ سفارت، گروهی کوچک از مدافعان و تبدیل مأموریتی آرام به بحرانی نظامی.
« پیوند نامی با مجموعه وعدهٔ نوعی تداوم مضمونی میدهد که فیلم بهندرت آن را به سطحی جدی میرساند. »
جمعبندی
ریتم تند و درگیریهای متوالی میتوانند برای تماشای بیتکلف جذاب باشند، اما فیلمنامهٔ کلیشهای، شخصیتهای کمعمق و صحنههای اکشنی که گاه باورپذیری خود را از دست میدهند، مانع شکلگیری اثری ماندگار میشوند. اگر انتظار فیلمی پیچیده دربارهٔ جنگ یا دنبالهای همسنگ قسمت نخست باشد، فاصلهٔ میان انتظار و حاصل چشمگیر خواهد بود؛ اما اگر مقصود، اکشنی ساده برای گذراندن یک شب باشد، فیلم گاهی سرگرمکننده است، بیآنکه برای این سرگرمی چیز تازهای به ژانر بیفزاید.



ثبت دیدگاه