نقد و بررسی
نقد هنوز یواشکی سیگار میکشم (I Still Hide to Smoke) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حمام بهمثابه پناهگاه و میدان گفتوگو «I Still Hide to Smoke» ساختهٔ Rayhana، در ظاهر فیلمی دربارهٔ نه زن است که در گرمابهای در الجزایر گرد هم میآیند؛ اما حمام در این اثر صرفاً محل وقوع داستان نیست. این فضای بسته، حریمی موقت میسازد که زنان در آن میتوانند از نظارت و قضاوت بیرون فاصله بگیرند، آسودهتر حرف بزنند و بخشهایی از خود را آشکار کنند که در زندگی روزمره ناچار به پنهانکردنشان هستند.
عنوان فیلم نیز همین تناقض را فشرده میکند: حتی در جایی که آزادی بیشتری ممکن به نظر میرسد، میل به پنهانکاری هنوز از میان نرفته است. فیلم روایتی یکروزه دارد و همین محدودیت زمانی، به برخورد شخصیتها ضرباهنگ میدهد. رخدادهای بیرون از حمام همچون فشاری نامرئی بر فضای درونی اثر سنگینی میکنند؛ زنان در پناه هماند، اما نمیتوانند خطرها و مناسباتی را که از بیرون به زندگیشان شکل میدهد، بهسادگی پشت در بگذارند.
این کشمکش، حمام را همزمان به مکانی امن و فضایی پرتنش بدل میکند. چند زندگی در یک قاب یکی از امتیازهای مهم فیلم آن است که شخصیتهایش را به یک تجربهٔ واحد فرو نمیکاهد. تفاوت سن، پیشینه و منش زنان، به گفتوگوها رنگ میدهد و از تبدیلشدن جمع به صدایی یکدست جلوگیری میکند. هرکدام با خاطرهها، زخمها، آرزوها و شیوهٔ خاص خود از جهان سخن میگویند.
« فیلم روایتی یکروزه دارد و همین محدودیت زمانی، به برخورد شخصیتها ضرباهنگ میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از دل همین تفاوتها، تصویری از همبستگی میسازد: پیوندی که نه با حذف اختلافها، بلکه با شنیدن و تحملکردن آنها شکل میگیرد. این چندصدایی همیشه بینقص نیست، اما به اثر نیرویی انسانی میبخشد. زنان تنها حامل موضوعات اجتماعی نیستند؛ شوخی میکنند، دلخور میشوند، بحث میکنند و از لحظههای کوچک زندگی حرف میزنند.
همین جزئیات روزمره سبب میشود تماشاگر با آدمهایی روبهرو شود که بیش از آنکه نماد باشند، حضوری ملموس دارند. بازی گروهی و وزن کلام فیلم بر بازیهای گروهی تکیه دارد و موفقیتش تا حد زیادی وابسته به آن است که بازیگران بتوانند در فضایی محدود، شخصیتهایی متمایز و رابطههایی زنده بسازند.
بازیها بهجای آنکه همهٔ لحظهها را به سمت تأکیدهای پررنگ و نمایشی ببرند، در بخشهایی از فیلم از مکث، نگاه و واکنشهای کوتاه نیرو میگیرند. این کیفیت برای اثری که بخش بزرگی از بار دراماتیک خود را بر گفتوگو بنا میکند، اهمیت ویژه دارد. گفتوگوها اغلب حس طبیعی و جاری دارند؛ انگار شخصیتها نه برای توضیح مضمون فیلم، بلکه به اقتضای نزدیکی و شرایط مشترکشان با هم سخن میگویند.
« این چندصدایی همیشه بینقص نیست، اما به اثر نیرویی انسانی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
البته گاهی تراکم موضوعات و شخصیتها باعث میشود کلام بیش از اندازه وظیفهمند شود و برخی حرفها آشکارا در خدمت رساندن پیام قرار گیرند. با اینحال، انرژی جمعی بازیگران معمولاً مانع از آن میشود که فیلم به مجموعهای خشک از سخنرانیها فروکاسته شود. بدن، خلوت و آزادی محدود حمام فضایی است که بدن در آن حضوری آشکار دارد، اما فیلم از این حضور صرفاً برای ایجاد تصویر یا تحریک نگاه استفاده نمیکند.
بدنها در اینجا به تجربههای زیسته پیوند میخورند: به فرسودگی، شرم، مراقبت، تفاوت و حقِ بودن. کنار هم قرارگرفتن زنانی با سنها و وضعیتهای گوناگون، نگاه را از یک تصویر آرمانی و یکدست از زنانگی دور میکند و بر واقعیت متنوع و گاه آسیبپذیر آن تأکید میگذارد. بااینهمه، آزادی در حمام مطلق نیست.
پناهگاه اثر، محدودهای موقت دارد و بیرون از آن همچنان قدرتهایی حضور دارند که بر انتخابها و امنیت زنان اثر میگذارند. فیلم از همین مرز بهره میبرد: خلوت جمعی را نه راهحلی کامل، بلکه امکانی کوتاه برای نفسکشیدن و سخنگفتن نشان میدهد. طنز تلخ نیز در این میان نقشی اساسی دارد؛ خنده در فیلم جای درد را نمیگیرد، بلکه راهی برای زیستن در کنار آن میشود.
« با اینحال، انرژی جمعی بازیگران معمولاً مانع از آن میشود که فیلم به مجموعهای خشک از سخنرانیها فروکاسته شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فرم تئاتری؛ محدودیت و انتخاب محدودماندن بخش عمدهٔ روایت به یک مکان، به فیلم تمرکز میدهد. حمام با رطوبت، صداها و جزئیات فضایی خود، محیطی پرحس و قابلباور میسازد و تماشاگر را به درون جمع میکشاند. اما همین انتخاب، محدودیتی بصری نیز پدید میآورد. رفتوآمدهای مکرر در یک فضای ثابت و اتکای زیاد به گفتوگو گاه حس تئاتری اثر را برجسته میکند و ممکن است برای برخی تماشاگران به یکنواختی بینجامد.
این ویژگی را نمیتوان تنها نقص دانست. فیلم از دل محدودیت، نوعی نزدیکی میآفریند؛ دوربین و روایت بهجای گستراندن جهان بیرونی، بر رابطههای درون جمع متمرکز میشوند. بااینحال، هرگاه صحنهها بیش از اندازه به تبادل اطلاعات یا طرح مستقیم یک مسئله وابسته میشوند، ظرفیت بصری و سینمایی فضا کمتر به کار گرفته میشود.
اثر در بهترین لحظههایش میگذارد سکوت، حرکت و حضور آدمها نیز به اندازهٔ کلام معنا بسازند. تعدد مضمونها و شتاب در پرداخت فیلم میخواهد تجربههای فردی را در کنار مسائل اجتماعی وسیعتری قرار دهد. این ambition به اثر اهمیت و گستره میدهد، اما در عین حال خطر پراکندگی را به همراه دارد.
« فرم تئاتری؛ محدودیت و انتخاب محدودماندن بخش عمدهٔ روایت به یک مکان، به فیلم تمرکز میدهد. »
قوتها و کاستیها
وقتی شخصیتهای متعدد و موضوعات گوناگون در یک بازهٔ محدود وارد روایت میشوند، بعضی از آنها مجال کافی برای بسط نمییابند. در نتیجه، برخی مسیرها بیش از آنکه بهتدریج در شخصیتها ریشه بدوانند، ناگهان مطرح میشوند و سریع از مرکز توجه کنار میروند. این شتاب، گاهی از عمق عاطفی لحظهها میکاهد؛ تماشاگر فرصت نمییابد در همهٔ روایتهای فرعی به یک اندازه مکث کند.
بااینحال، پراکندگی مضمونها بازتابی از خودِ جمع نیز هست: هر زن با مسئلهای متفاوت وارد این فضای مشترک میشود و هیچ گفتوگوی واحدی نمیتواند همهٔ آن تجربهها را دربرگیرد. فیلم در این کشاکش میان گستردگی و تمرکز، همیشه به تعادل کامل نمیرسد، اما تلاشش برای پرهیز از یک روایت ساده و یکصدایی ارزشمند است.
زبان و بافت فرهنگی جابجایی میان عربی و فرانسوی بخشی از بافت زبانی و اجتماعی فیلم است. این تغییرها میتواند برای تماشاگرانی که به آن عادت ندارند لحظههایی حواسپرتکن باشد، بهویژه اگر زیرنویس نتواند تفاوت لحن و آهنگ گفتار را منتقل کند. اما این چندزبانگی را نباید صرفاً مانعی برای فهم دانست: زبانها در کنار هم، به فضای فرهنگی فیلم و تفاوت تجربههای شخصیتها شکل میدهند.
« زبان و بافت فرهنگی جابجایی میان عربی و فرانسوی بخشی از بافت زبانی و اجتماعی فیلم است. »
جمعبندی
از این منظر، فهم فیلم تنها به دنبالکردن واژهها وابسته نیست. لحن، مکث، شوخی و واکنشهای بازیگران نیز در انتقال روابط سهم دارند. بااینحال، مخاطبی که به زیرنویس وابسته است ممکن است بخشی از ظرافتهای کلامی یا سرعت رفتوبرگشت گفتوگوها را از دست بدهد؛ مسئلهای که در فیلمی گفتوگومحور اهمیت بیشتری پیدا میکند.
جمعبندی «I Still Hide to Smoke» اثری استوار بر فضای محدود، بازی گروهی و گفتوگوهای زنان؛ فیلمی که حمام را به پناهگاهی موقت و صحنهای برای آشکارشدن تجربههای پنهان بدل میکند. قوت اصلی آن در جانبخشیدن به جمعی متنوع و ساختن لحظههایی از صمیمیت، طنز و تنش است. در مقابل، فرم تئاتری، تراکم موضوعات و پرداخت گاه شتابزده مانع میشوند همهٔ روایتها به یک اندازه عمق بیابند.
با وجود این نابرابریها، فیلم در حافظه بیش از هر چیز بهواسطهٔ حضور زندهٔ زنانش باقی میماند: حضوری که هم آسیبپذیر است و هم سرسخت، هم اندوهگین است و هم قادر به خندیدن. ارزش اثر نه در ارائهٔ پاسخی نهایی، بلکه در فراهمکردن فضایی برای شنیدهشدن صداهایی است که بیرون از این حریم کمتر فرصت سخنگفتن مییابند.
« از این منظر، فهم فیلم تنها به دنبالکردن واژهها وابسته نیست. »



ثبت دیدگاه