نقد و بررسی
نقد استپ آپ (Step Up) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رقص میان دو جهان «Step Up» ساختهٔ آن فلچر، در ظاهر داستانی آشنا را پیش میگیرد: جوانی سرکش از محیطی محروم، با ورود به فضایی هنری و منضبط، با تواناییای روبهرو میشود که پیشتر نه جدیاش گرفته و نه برایش مسیری تصور کرده است. تایلر گیج پس از آسیبزدن به مدرسهٔ هنرهای مریلند، ناچار میشود در همانجا خدمات اجتماعی انجام دهد.
آنجا با نورا کلارک آشنا میشود؛ رقصندهای بااستعداد که برای اجرای مهمی به همرقص نیاز دارد. این برخورد، زمینهٔ پیوند دو جهان متفاوت را فراهم میکند: هیپهاپ خیابانی و بالهٔ کلاسیک، بداهه و انضباط، بیاعتنایی و جاهطلبی. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با روایتی پیچیده یا ساختارشکن روبهرو باشیم.
نیروی اصلیاش در شیوهای است که حرکت را به زبان مشترک شخصیتها بدل میکند. تایلر و نورا در آغاز نه از یک طبقهٔ اجتماعیاند و نه از یک سنت هنری؛ اما هرچه تمرینها پیش میرود، رقص برایشان به راهی جهت آزمودن، مخالفتکردن و سرانجام شنیدن یکدیگر تبدیل میشود. فیلم در بهترین لحظههایش، بیش از آنکه دربارهٔ رسیدن به یک اجرا باشد، دربارهٔ امکان کنار هم نشاندن تجربههایی است که در نگاه اول با هم سازگار به نظر نمیرسند.
روایت آشنا و کشمکش طبقاتی ساختار داستان به الگوی شناختهشدهٔ فیلمهای رقص و عاشقانه وفادار است: برخورد دو شخصیت ناهمگون، همکاری اجباری، شکلگیری اعتماد، بحرانهای عاطفی و فشار یک اجرای تعیینکننده. این آشنایی گاه به سود فیلم تمام میشود؛ مخاطب بیدرنگ میفهمد با چه نوع قصهای روبهروست و میتواند تمرکز خود را بر موسیقی و اجراها بگذارد.
« تایلر گیج پس از آسیبزدن به مدرسهٔ هنرهای مریلند، ناچار میشود در همانجا خدمات اجتماعی انجام دهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما همین انتخاب، دامنهٔ غافلگیری را نیز محدود میکند. بسیاری از گرهها و واکنشها پیش از آنکه بهتمامی شکل بگیرند، قابل حدساند و روایت کمتر میکوشد مسیرهایی تازه برای شخصیتها باز کند. با این حال، تفاوت اجتماعی تایلر و نورا صرفاً پوششی برای یک عاشقانهٔ ساده نیست. مدرسهٔ هنر، برای تایلر فضایی بیگانه و برخوردار از فرصتهایی است که در زندگی روزمرهاش در دسترس او نبودهاند.
در سوی دیگر، نورا با وجود امنیت نسبی و آموزش رسمی، زیر فشار انتظارات خانوادگی و نگرانی دربارهٔ آیندهٔ حرفهای خود قرار دارد. فیلم بهدرستی نشان میدهد که امتیاز اجتماعی بهتنهایی رؤیا را آسان نمیکند و محرومیت نیز الزاماً به معنای فقدان استعداد نیست. با این همه، این تقابل بیشتر در سطح طرح داستان باقی میماند تا آنکه به کاوشی عمیق در ساختارهای طبقاتی یا نابرابری فرصتها بدل شود.
رقص؛ زبان اصلی فیلم مهمترین دستاورد «Step Up» در صحنههای رقص آن است. ترکیب حرکات هیپهاپ با تکنیکهای باله، نهفقط جلوهای دیداری، بلکه اساس درام فیلم را میسازد. دو سبک در آغاز نشانهٔ فاصلهاند: یکی آزاد، زمینی و متکی بر ضرباهنگ خیابان؛ دیگری دقیق، کنترلشده و شکلگرفته در چارچوب آموزش کلاسیک.
اما همکاری تایلر و نورا بهتدریج نشان میدهد که این تفاوتها میتوانند به جای حذفشدن، در کنار هم معنایی تازه پیدا کنند. رقص در این فیلم کارکردی فراتر از تزئین دارد. شخصیتها گاه در گفتوگوهایشان نمیتوانند احساسات یا خواستههای خود را روشن بیان کنند، اما بدنشان در تمرین و اجرا آنچه را پنهان مانده آشکار میکند.
« اما همین انتخاب، دامنهٔ غافلگیری را نیز محدود میکند. »
شخصیتها و اجرا
حرکت، بهخصوص در لحظههایی که تایلر باید از تقلید صرف فراتر برود و به فهمیدن زبان نورا برسد، به نوعی گفتوگوی بیکلام بدل میشود. با این حال، همهٔ اجراها از نیروی یکسان برخوردار نیستند. برخی صحنهها بیش از حد به تکرار الگوهای آشنا تکیه میکنند و میان تمرینهای متوالی، تفاوت چشمگیری در شدت یا خلاقیت دیده نمیشود.
فیلم هرگاه به تلفیق واقعی دو سبک نزدیک میشود، زندهتر است؛ هرگاه فقط بر جذابیت حرکات تکیه میکند، اثرش زودگذرتر میشود. شخصیتها و رابطهٔ مرکزی چنین داستانی به دو بازیگر اصلی وابستگی فراوان دارد؛ زیرا باورپذیری رابطهٔ عاشقانه باید در کنار جذابیت بدنی و هماهنگی رقص شکل بگیرد. Channing Tatum در نقش تایلر حضوری پرتحرک و متناسب با فضای فیلم دارد.
او در صحنههای رقص، بیقراری و اعتمادبهنفس شخصیت را با زبان بدن منتقل میکند و در نقش جوانی که هنوز نمیداند با استعدادش چه کند، از انرژی فیزیکی خود بهره میگیرد. Jenna Dewan نیز برای نورا وقار و تمرکزی مناسب میآورد و در اجراهای مشترک، هماهنگی دیداری مطلوبی با او دارد. با وجود این، شخصیتپردازی هر دو نسبتاً ساده میماند.
تایلر بیش از آنکه از درون کاویده شود، به جوانی سرکش با ظرفیت پنهان برای تغییر نزدیک است؛ نورا نیز عمدتاً در چارچوب رقصندهای سختکوش قرار میگیرد که باید میان خواستهٔ شخصی و نگرانیهای اطرافیان تعادل برقرار کند. رابطهٔ آنها از نظر نمایشی گرم و دلنشین است، اما گذار از همکاری به صمیمیت گاه شتابزده به نظر میرسد.
« با این حال، همهٔ اجراها از نیروی یکسان برخوردار نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم زمان کافی به دگرگونیهای درونیشان اختصاص نمیدهد تا همهٔ لحظههای عاطفی وزن یکسانی پیدا کنند. در نتیجه، جذابیت رابطه بیشتر از شیمی بازیگران و فضای تمرینها سرچشمه میگیرد تا از گفتوگوهای دقیق یا تحول روانشناختی پیچیده. کارگردانی، موسیقی و ضرباهنگ آن فلچر، که پیشینهٔ کاریاش با رقص و طراحی حرکت پیوند دارد، در هدایت صحنههای جسمانی فیلم اطمینان بیشتری نشان میدهد تا در ساختن لایههای دراماتیک.
دوربین در اجراها میکوشد انرژی بدنها و ضرب موسیقی را ثبت کند و به مخاطب اجازه دهد حرکتها را دنبال کند. فیلم در این لحظهها از ایستایی فاصله میگیرد و حتی وقتی قصه در مسیرهای قابل پیشبینی پیش میرود، نیروی اجرایی خود را حفظ میکند. موسیقی نیز بخش مهمی از هویت اثر است. قطعههای پرضرب، فضا را سرزنده نگه میدارند و به تمرینها و اجراها نیرویی فوری میبخشند.
با این حال، پیوند موسیقی و تصویر همیشه به یک اندازه خلاقانه نیست؛ گاهی آهنگها بیشتر بهمنزلهٔ محرکی برای بالا بردن شور صحنه عمل میکنند تا عنصری که معنای تازهای به موقعیت بیفزاید. تدوین نیز در بخشهای رقص، ریتمی روان و قابلدنبالکردن دارد، اما در بخشهای روایی از همان شتاب بهره نمیبرد.
به همین دلیل، فاصلهٔ میان انرژی اجراها و سادگی صحنههای گفتوگومحور گاهی محسوس است. جهان فرعی و محدودیتهای درام فیلم در کنار داستان اصلی، شخصیتها و کشمکشهای فرعی متعددی را وارد روایت میکند: دوستان تایلر، همکلاسیهای نورا، جاهطلبیهای موسیقایی و تنشهای خانوادگی. این عناصر میتوانند جهان شخصیتها را گستردهتر کنند و نشان دهند که تصمیمهای فردی در خلأ رخ نمیدهند.
« فیلم زمان کافی به دگرگونیهای درونیشان اختصاص نمیدهد تا همهٔ لحظههای عاطفی وزن یکسانی پیدا کنند. »
قوتها و کاستیها
بهویژه، دوستان تایلر تصویری از فشار محیط و عادتهایی ارائه میدهند که جداشدن از آنها آسان نیست. اما روایت برای پرداخت منسجم همهٔ این مسیرها فرصت کافی ندارد. بعضی خطوط فرعی ناگهان برجسته میشوند و سپس از مرکز توجه کنار میروند، بیآنکه به اندازهٔ لازم با تحول درونی شخصیتهای اصلی پیوند بخورند.
این پراکندگی بر لحن فیلم نیز اثر میگذارد. «Step Up» گاه میخواهد داستانی سبک و پرتحرک دربارهٔ رقص و عشق باشد و گاه به سوی درام اجتماعی و تلخیهای زندگی جوانان حرکت میکند. این تغییر لحن لزوماً ناموفق نیست، اما چون زمینهچینی شخصیتها محدود است، برخی لحظههای جدی بیش از آنکه از دل تحول تدریجی بیرون بیایند، همچون محرکی برای پیشبرد داستان عمل میکنند.
فیلم در بازتاب فشارهای واقعی زندگی شهری ظرفیتهایی دارد، ولی ترجیح میدهد تمرکز خود را بر مسیر امیدبخش و نمایشی قهرمانان حفظ کند. جمعبندی «Step Up» فیلمی است که قوت و محدودیتش از یک سرچشمه میآیند: وفاداری به الگوی آشنای فیلمهای رقص. قصه از غافلگیریهای روایی چندانی برخوردار نیست و شخصیتها گاه به نمونههایی آشنا از جوان سرکش و هنرمند بلندپرواز نزدیک میشوند.
رابطهٔ مرکزی نیز از نظر عاطفی دلپذیر است، اما فرصت کافی برای تبدیلشدن به پیوندی عمیق و کاملاً باورپذیر پیدا نمیکند. در مقابل، رقص، موسیقی و انرژی بازیگران به فیلم جاذبهای روشن میبخشند و برخورد هیپهاپ با باله را به تصویری از همکاری میان دو تجربهٔ متفاوت تبدیل میکنند. ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی داستان باشد، در لذت تماشای حرکت و در نیرویی است که اجراها به روایت میبخشند.
« بهویژه، دوستان تایلر تصویری از فشار محیط و عادتهایی ارائه میدهند که جداشدن از آنها آسان نیست. »
جمعبندی
«Step Up» اثری ظریف یا پیچیده نیست، اما میداند مخاطبش را با چه چیزی جذب کند: بدنهایی در حرکت، موسیقی پرانرژی و رؤیایی که از دل همکاری شکل میگیرد. برای تماشاگرانی که از فیلمهای عاشقانهٔ قابلپیشبینی پرهیز ندارند و بیش از پیچیدگی پیرنگ به رقص و حالوهوای اجرا اهمیت میدهند، تجربهای سرگرمکننده و خوشریتم فراهم میکند؛ هرچند پس از پایان، بیشتر صحنههای رقص در ذهن میمانند تا جزئیات داستانی.



ثبت دیدگاه