نقد و بررسی
نقد پناهگاه (6 Souls) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی که از ذهن آغاز میشود «۶ روح» با طرحی بنا شده که از همان ابتدا پرسشی ناآرامکننده پیش روی مخاطب میگذارد: اگر یک بیمار با چند شخصیت متفاوت سخن بگوید و هرکدام روایتی از مرگی خشونتآمیز در میان داشته باشند، با چه چیزی روبهرو هستیم؛ بیماری روانی، دروغی حسابشده یا نیرویی بیرون از چارچوبهای معمول عقل؟
فیلم برای پاسخدادن شتاب نمیکند. بهجای آن، لایههای معما را آهسته کنار میزند و تماشاگر را میان توضیحهای گوناگون معلق نگه میدارد. در مرکز روایت، کارا هاردینگ، روانپزشک قانونیِ شکاکی قرار دارد که با پروندهٔ بیماری روبهرو میشود که هویتهای متفاوتش، هر یک نشانههایی از قربانیان قتل دارند.
جذابیت اولیهٔ فیلم از برخورد این پرونده با نگاه علمی و بدبینانهٔ کارا پدید میآید: او عادت دارد ادعاهای نامتعارف را با پرسش و مشاهده بیازماید، اما اینبار شواهدی که میبیند بهسادگی در مرزهای امن تشخیصهای آشنا جای نمیگیرند. تعلیق میان روانشناسی و امر فراطبیعی فیلم در بخشهای آغازین، بیش از آنکه به وحشت متکی باشد، از تعلیق روانشناختی بهره میبرد.
« بهجای آن، لایههای معما را آهسته کنار میزند و تماشاگر را میان توضیحهای گوناگون معلق نگه میدارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گفتوگوهای درمانی و تغییرات ناگهانی رفتار بیمار، اطلاعاتی کوچک و ناتمام پیش روی تماشاگر میگذارند؛ اطلاعاتی که هر بار یک احتمال را تقویت میکنند و همزمان احتمال دیگری را زنده نگه میدارند. همین بازی با دانستههای محدود، موتور اصلی کنجکاوی است. «۶ روح» در پی آن است که مرز میان ذهن و واقعیت را مبهم کند، نه اینکه صرفاً با صحنههای ترسناک مخاطب را غافلگیر سازد.
این انتخاب به فیلم فضایی سرد و ناپایدار میدهد: حقیقت گویی در هر لحظه ممکن است معنای تازهای پیدا کند. بااینحال، این تعلیق بیش از هر چیز به پرسشهای داستانی وابسته است. فیلم در طرح معما موفقتر از آن است که در ساختن ترسی عمیق و ماندگار عمل کند؛ اضطرابش بیشتر از جنس انتظار برای کشف راز است تا مواجهه با هراسی پایدار.
کارا هاردینگ؛ عقلانیت زیر فشار کارا در آغاز شخصیتی است که به فاصلهگذاری حرفهای و قضاوت بر پایهٔ شواهد باور دارد. او نه بهآسانی تسلیم خرافه میشود و نه با نخستین تناقض، چارچوب فکری خود را کنار میگذارد. تقابل میان این اعتماد به روش علمی و پروندهای که پیوسته از توضیحهای ساده میگریزد، مسیر اصلی شخصیتپردازی او را شکل میدهد.
« همین بازی با دانستههای محدود، موتور اصلی کنجکاوی است. »
شخصیتها و اجرا
با پیشرفتن ماجرا، مسئله فقط کشف سرگذشت بیمار نیست؛ خود کارا نیز ناچار میشود بهای تعقیب حقیقت را بپردازد. فیلم در این زمینه از ظرفیت دراماتیک خوبی برخوردار است، اما همیشه به عمق لازم نمیرسد. گاهی فشار روانیای که باید بر شخصیت اثر بگذارد، بیشتر بهعنوان وسیلهای برای پیشبردن تعلیق به کار میرود تا تجربهای که بهتدریج و با جزئیات درونی ساخته شده باشد.
با وجود این، حضور جولیان مور به نقش استواری میبخشد و نگاه سنجیده و کنترلشدهٔ او کمک میکند کارا در میان آشفتگی داستان، تکیهگاهی روایی باقی بماند. اجرایی که هویتها را از هم جدا میکند برجستهترین دستاورد بازیگری فیلم، اجرای جاناتان ریس مایرز در نقش مردی است که حالوهوا و شیوهٔ حضورش بهسرعت تغییر میکند.
دشواری چنین نقشی تنها در تغییر صدا یا حالت چهره نیست؛ بازیگر باید تفاوت هر وجه را قابلباور کند، بیآنکه شخصیت به مجموعهای از اداهای نمایشی تقلیل یابد. مایرز در بسیاری از لحظهها از پس این کار برمیآید و با تغییرهای دقیق در نگاه، ریتم گفتار و تنش بدن، هر دگرگونی را محسوس میسازد.
« با پیشرفتن ماجرا، مسئله فقط کشف سرگذشت بیمار نیست؛ خود کارا نیز ناچار میشود بهای تعقیب حقیقت را بپردازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این اجرا برای تعلیق فیلم اهمیت محوری دارد. هر بار که شخصیت به وجهی تازه بدل میشود، تماشاگر نهفقط منتظر اطلاعات جدید، بلکه نگران معنای خودِ این تغییر است. در عین حال، بازی مایرز گاه از ظرافت به سمت نمایش پررنگ میرود؛ اما انرژی و دامنهٔ اجرایش مانع از آن میشود که صحنههای اصلی پرونده بیرمق شوند.
بازیگران مکمل نیز به حفظ لحن جدی فیلم کمک میکنند، هرچند فرصت چندانی برای شکلدادن به شخصیتهایی مستقل و چندلایه ندارند. ریتم روایت و طراحی فضای رازآلود فیلم در بخش نخست با حوصله نشانه میکارد و اجازه میدهد پرسشها در ذهن مخاطب انباشته شوند. هر سرنخ بهتنهایی پاسخگو نیست، اما در کنار سرنخهای دیگر تصویری ناتمام میسازد.
این شیوه، مخاطبی را که از حدسزدن و بازنگری در فرضیههایش لذت میبرد، بهخوبی درگیر میکند. روایت پیوسته وعدهٔ کشفی تازه میدهد و همین وعده، نیروی پیشبرندهٔ آن است. در ادامه، فیلم از فضای یک معمای جنایی ـ روانشناختی فاصله میگیرد و سویهٔ فراطبیعی خود را پررنگتر میکند. این تغییر بهخودیخود مسئلهساز نیست؛ مسئله آن است که گذار میان دو نوع روایت همیشه به اندازهٔ کافی نرم و متقاعدکننده نیست.
« این اجرا برای تعلیق فیلم اهمیت محوری دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم از مخاطب میخواهد قواعد تازهای را بپذیرد، بیآنکه در همهٔ لحظهها زمینهٔ لازم را برای این جابهجایی فراهم کرده باشد. از همینجا بخشی از انسجام اولیه کمرنگ میشود و داستان بهجای آنکه لایههای تازهاش را با اطمینان بگشاید، گاهی شتابزده به سوی مقصد حرکت میکند. تعلیق مؤثر، اما پاسخهای ناکافی یکی از امتیازهای «۶ روح» آن است که بخش مهمی از تماشاگر را تا نزدیکی پایان درگیر حدسزدن نگه میدارد.
فیلم اطلاعات را چنان تنظیم میکند که گمانهزنی ممکن باشد، اما هیچکدام از برداشتها بهآسانی قطعی نشود. این ویژگی برای تریلری معمایی مهم است: مخاطب صرفاً منتظر پاسخ نمیماند، بلکه فعالانه میکوشد معنای نشانهها را بفهمد. بااینحال، نگهداشتن راز با پرداخت رضایتبخش آن یکی نیست. هرچه پرسشها بیشتر میشوند، پایان باید بتواند دستکم بخشی از آنها را با وضوح و انسجام پاسخ دهد.
در اینجا جمعبندی داستان برای برخی از مخاطبان کمرمق یا شلخته جلوه میکند؛ نه لزوماً به این دلیل که همهٔ ابهامها باید برطرف شوند، بلکه چون فیلم پیشتر انتظار توضیحی منظمتر ساخته است. چند پرسش مهم بیپاسخ میمانند و بخشی از مسیر روایی نیز در پرتو پایان، استحکام پیشین خود را از دست میدهد.
« فیلم اطلاعات را چنان تنظیم میکند که گمانهزنی ممکن باشد، اما هیچکدام از برداشتها بهآسانی قطعی نشود. »
جمعبندی
البته تماشاگرانی که پایانهای باز یا نامتعارف را میپسندند، ممکن است با این انتخاب کنار بیایند یا حتی آن را مؤثر بدانند؛ اما برای دیگران، شکاف میان وعدهٔ معما و کیفیت جمعبندی محسوس خواهد بود. جمعبندی «۶ روح» فیلمی است که از ایدهای پرکشش و اجرای قابلتوجه جاناتان ریس مایرز نیرو میگیرد.
برخورد روانپزشکی شکاک با بیماری که هویتهای گوناگونش به قتلهایی رازآلود پیوند میخورند، زمینهای مناسب برای تعلیق، حدسزدن و بازی با مرزهای واقعیت فراهم میکند. جولیان مور نیز با حضوری سنجیده، مرکز ثقل روایی فیلم را حفظ میکند. اما جذابیت معما بهتنهایی برای ساختن پایانی محکم کافی نیست.
تغییر تدریجی مسیر داستان به سوی امر فراطبیعی، در همهٔ لحظهها بهخوبی آماده نمیشود و فرجام فیلم نیز برای بخشی از مخاطبان بیش از اندازه شتابزده و پاسخنداده باقی میماند. نتیجه، اثری ناهموار اما سرگرمکننده است: فیلمی که در طرح پرسشها موفقتر از حلوفصل آنهاست، و تجربهاش بیش از هر چیز به میزان علاقهٔ تماشاگر به معماهای تاریک و پایانهای بحثبرانگیز بستگی دارد.
« جمعبندی «۶ روح» فیلمی است که از ایدهای پرکشش و اجرای قابلتوجه جاناتان ریس مایرز نیرو میگیرد. »



ثبت دیدگاه