نقد و بررسی
نقد فراتر از لبه (Beyond the Edge) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان قمار و جادو «Beyond the Edge» فیلمی است که جذابیت نخستینش را از برخورد دو قلمرو میگیرد: قمار و نیروهای فراطبیعی. مایکل، قماربازی زیرک که به محاسبه و کنترل موقعیت خو گرفته، گروهی از افراد برخوردار از تواناییهای نامعمول را گرد هم میآورد تا در کازینو ثروتی بزرگ به دست آورند.
این طرح، از همان ابتدا وعدهٔ یک سرقت پرشتاب و بازیگوشانه را میدهد؛ جایی که مهارت، فریب و قدرتهای ویژه میتوانند قواعد بازی را از نو بنویسند. رقیبی اسرارآمیز اما این نقشه را به مسیری خطرناکتر میکشاند. فیلم در این تقاطع، ظرفیت یک سرگرمی فانتزی و پرتحرک را دارد، هرچند همیشه نمیتواند آن را به تجربهای منسجم بدل کند.
ایدهای خلاقانه، اجرایی ناپایدار هستهٔ داستان بهخودیخود استعداد فراوانی دارد. اعضای گروه، هر یک با توانایی متفاوت، میتوانند بخشی از نقشهٔ کازینویی را پیش ببرند: یکی در ذهن دیگران دست میبرد، دیگری با ابزارهای الکترونیکی سروکار دارد و شخصی دیگر بر اشیای کوچک اثر میگذارد. این ترکیب، به جای تکیه بر یک قهرمان همهتوان، امکان طراحی موقعیتهایی گروهی را فراهم میکند؛ موقعیتهایی که در آن موفقیت وابسته به هماهنگی و اعتماد میان افراد است.
« رقیبی اسرارآمیز اما این نقشه را به مسیری خطرناکتر میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما فیلم در تبدیل این ایده به سازوکاری نمایشی، پیوسته موفق نیست. قدرتها گاه بهجای آنکه منطق صحنه را غنی کنند، همچون راهحلهایی آماده وارد میشوند؛ هرگاه داستان به مانعی میرسد، توانایی تازهای میتواند مسیر را عوض کند. نتیجه آن است که قواعد جهان فیلم، بهقدر کافی روشن و پایدار به نظر نمیرسند.
تماشاگر بهجای آنکه از پیشبینی پیامدها لذت ببرد، گاهی صرفاً منتظر میماند ببیند فیلم چه امکان تازهای را رو خواهد کرد. قمار، تعلیق و بازی با واقعیت کازینو بستر مناسبی برای ساخت تعلیق است: هر حرکت میتواند سرنوشتساز باشد و هر نشانه، معنایی پنهان داشته باشد. فیلم نیز از این ظرفیت بهره میگیرد و صحنههایی میسازد که در آنها مرز میان آنچه واقعاً رخ میدهد و آنچه در ذهن شخصیتها میگذرد، لغزان میشود.
این لحظههای ذهنی، به اثر رنگوبویی متفاوت میدهند و از یکنواخت شدن نقشهٔ سرقت جلوگیری میکنند. در بهترین لحظات، مخاطب ناچار است برداشت خود از موقعیت را دوباره بسنجد؛ همان کاری که یک بازی فریبنده باید انجام دهد. با این همه، غافلگیری همیشه با تعلیق برابر نیست. برای آنکه پیچش ذهنی اثر بگذارد، باید پس از وقوع نیز بتوان آن را در چارچوب قواعد داستان فهمید.
« اما فیلم در تبدیل این ایده به سازوکاری نمایشی، پیوسته موفق نیست. »
شخصیتها و اجرا
در این فیلم، بازی با واقعیت گاهی بیشتر از آنکه به کشف لایهای تازه بینجامد، به ابهامی شتابزده تبدیل میشود. صحنهها چشمگیرند، اما پیوند علّی میانشان همیشه استوار نیست؛ از همین رو بعضی لحظات بهجای برانگیختن هیجان، حس سردرگمی برجای میگذارند. شخصیتها و پیوند گروهی مایکل بهعنوان قماربازی که عادت دارد همهچیز را به حساب و مهارت شخصی خود وابسته کند، نقطهٔ آغاز مناسبی برای روایتی دربارهٔ اعتماد است.
حضور گروه، او را از منطق تکروانهاش بیرون میکشد و فرصتی فراهم میکند تا فیلم دربارهٔ همکاری و مسئولیتپذیری سخن بگوید. اعضای تیم نیز بهسبب تفاوت تواناییها و پیشینههایشان، در اصل میتوانند شخصیتهایی بهیادماندنی باشند. مشکل آن است که فیلم برای پرورش این تفاوتها فرصت کافی نمیگذارد.
توانایی ویژه گاه از خود شخصیت پررنگتر میشود و بعضی اعضای گروه بیشتر به ابزارهای نقشه شباهت پیدا میکنند تا افرادی با خواستهها و تعارضهای مستقل. در نتیجه، پیوند عاطفی میان اعضا به اندازهای که داستان میطلبد، شکل نمیگیرد. این کمبود در بخشهای پرخطر اهمیت بیشتری مییابد: وقتی روایت از مخاطب انتظار دارد نگران سرنوشت گروه باشد، شناخت و همدلی لازم هنوز بهطور کامل ساخته نشده است.
« در این فیلم، بازی با واقعیت گاهی بیشتر از آنکه به کشف لایهای تازه بینجامد، به ابهامی شتابزده تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اکشن و جلوههای دیداری فیلم از نظر ریتم، میل دارد پیوسته در حرکت باشد. رفتوآمد میان کازینو، نقشهکشی و لحظات فراطبیعی، به آن انرژی میدهد و از سکون طولانی جلوگیری میکند. عناصر فانتزی نیز امکان میدهند صحنههایی فراتر از سرقت معمولی شکل بگیرند؛ در این جهان، حتی میز بازی میتواند به میدان آزمون ادراک و کنترل تبدیل شود.
همین آمیزه، برای تماشاگرانی که از تلفیق اکشن و خیال لذت میبرند، بخشی از کشش اثر است. بااینحال، سرعت بهتنهایی هیجان نمیآفریند. اکشن زمانی اثرگذار است که خطر روشن باشد، هدف صحنه مشخص بماند و نتیجهٔ هر کنش برای شخصیتها اهمیت پیدا کند. «Beyond the Edge» گاهی با برشهای سریع و جلوههای نمایشی میکوشد انرژی بسازد، اما چون منطق برخی موقعیتها و پیامدهایشان بهاندازهٔ کافی جا نمیافتد، صحنهها ممکن است بیشتر پرزرقوبرق باشند تا نفسگیر.
فیلم از نظر ایده دیدنیتر از آن است که در اجرا هیجانانگیز میشود. بازیها، دیالوگ و دوبله حضور Antonio Banderas در ترکیب بازیگران، توجه را به خود جلب میکند و به فیلم جلوهای بینالمللی میدهد؛ بااینحال، حضور یک چهرهٔ شناختهشده بهتنهایی نمیتواند ناهماهنگیهای روایت را جبران کند.
« اکشن و جلوههای دیداری فیلم از نظر ریتم، میل دارد پیوسته در حرکت باشد. »
قوتها و کاستیها
بازیها در بخشهایی بیش از اندازه به لحن جدی و تأکیدی تکیه میکنند، در حالی که جنس داستان گاه به شوخطبعی، سبکی و خودآگاهی نیاز دارد. فیلم میان فانتزیِ پرتحرک و درامِ جدی رفتوآمد میکند، اما این دو لحن همیشه در کنار هم جا نمیافتند. دیالوگها نیز یکی از نقاط آسیبپذیر اثرند. بعضی جملهها توضیحی و مستقیماند و بهجای آنکه شخصیت را آشکار کنند، صرفاً اطلاعات لازم برای پیشبرد نقشه را منتقل میکنند.
در نسخهٔ دوبلهشده، این ضعف میتواند برجستهتر شود: ناهماهنگی میان صدا، ریتم گفتار و فضای صحنه، پیوستگی اجرا را برهم میزند و بخشی از باورپذیری را کاهش میدهد. از این رو، مسئله فقط کیفیت جملهها نیست؛ شیوهٔ انتقال آنها نیز در فاصله گرفتن مخاطب از جهان فیلم سهم دارد. پایانبندی و انسجام روایت فیلم در مسیر خود پرسشهایی دربارهٔ کنترل، فریب و حدود توانایی انسان پیش میکشد، اما در جمعکردن این خطوط همیشه به وضوح دلخواه نمیرسد.
بخش پایانی، بدون افشای جزئیات داستان، بهجای آنکه تمام تجربه را در معنایی روشن و قانعکننده بنشاند، میتواند احساس ناتمامی یا ابهام ایجاد کند. ابهام در سینما لزوماً نقص نیست؛ به شرط آنکه زمینهٔ کافی برای برداشتهای گوناگون فراهم شده باشد. در اینجا، برخی تماشاگران ممکن است پایان را کنجکاویبرانگیز بیابند و برخی دیگر آن را نامفهوم یا بیش از حد عجیب تلقی کنند.
« فیلم میان فانتزیِ پرتحرک و درامِ جدی رفتوآمد میکند، اما این دو لحن همیشه در کنار هم جا نمیافتند. »
جمعبندی
این دوگانگی از کاستی کلیتری سرچشمه میگیرد: فیلم ایدههای فراوانی دارد، اما برای پیوند دادن آنها به یک دستگاه روایی محکم، به زمان و دقت بیشتری نیازمند است. هرچه جهان داستانی پیچیدهتر میشود، انتظار مخاطب برای قواعد روشن و پرداخت دقیق نیز بالاتر میرود. اثر در ساختن لحظههای غریب و چشمگیر جسور است، اما در فراهم کردن زمینهای که آن لحظهها را کاملاً معنادار کند، کمجانتر عمل میکند.
جمعبندی «Beyond the Edge» بیش از هر چیز با طرح اولیهاش به یاد میماند: گروهی از افراد دارای تواناییهای خاص، نقشهای برای برد بزرگ در کازینو و رقیبی که قواعد را دشوارتر میکند. صحنههای ذهنی و ترکیب اکشن با عناصر فانتزی به فیلم هویتی متمایز میبخشند، اما ضعف در پرداخت شخصیتها، دیالوگهای نهچندان طبیعی، ناهماهنگی دوبله و پایانبندی مبهم مانع میشوند این ظرفیت به تجربهای یکدست تبدیل شود.
حاصل، فیلمی نامتوازن است: برای تماشاگر علاقهمند به ایدههای عجیب و لحظههای خیالپردازانه میتواند سرگرمکننده باشد، اما در برانگیختن هیجان پایدار و رساندن داستان به فرجامی رضایتبخش، به همان اندازه کامیاب نیست.
« هرچه جهان داستانی پیچیدهتر میشود، انتظار مخاطب برای قواعد روشن و پرداخت دقیق نیز بالاتر میرود. »



ثبت دیدگاه