نقد و بررسی
نقد قفل ساز 2023 (The Locksmith) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قفلی که بهسادگی باز نمیشود «قفلساز» ساختهٔ نیکلاس هاروارد، تریلری جنایی دربارهٔ مردی است که پس از آزادی از زندان میخواهد به زندگی خانوادگیاش بازگردد، اما گذشته مدام راه او را سد میکند. میلار گراهام، با بازی رایان فیلیپ، هم قفلها را میشناسد و هم راههای ورود به جاهایی را که دیگران بسته میپندارند؛ بااینحال، دشوارترین درها برای او نه درهای خانهها، بلکه درهای اعتماد و آشتیاند.
این تقابل میان مهارت حرفهای و ناتوانی در ترمیم روابط، هستهٔ دراماتیک فیلم را میسازد. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ ترکیبی آشنا را میدهد: خلافکاری بااستعداد، پلیسهای فاسد، آدمهایی که گرفتار شبکهای مجرمانه شدهاند و قهرمانی که میکوشد برای خانوادهاش آدم بهتری باشد. این ترکیب ظرفیت سرگرمکنندگی دارد، اما «قفلساز» در بیشتر لحظات به الگوهای شناختهشدهٔ ژانر تکیه میکند؛ در نتیجه، ایدهٔ مرکزیاش جذابتر از پرداخت نهایی آن به نظر میرسد.
فیلم درام خانوادگی و تعقیبوگریز را کنار هم مینشاند، بیآنکه همیشه پیوند میان این دو را به اندازهٔ کافی محکم کند. میلار؛ میان مهارت و مسئولیت مهمترین نقطهٔ اتکای داستان، کوشش میلار برای بازسازی رابطه با دخترش و نامزد سابقش، بث، است. او نمیتواند گذشته را پاک کند؛ تنها میتواند در زمان حال رفتاری نشان دهد که شاید اعتماد ازدسترفته را اندکاندک بازگرداند.
از همین رو، رابطهٔ پدر و دختر به فیلم نیروی عاطفی میدهد و لحظاتی را میسازد که از هیاهوی داستان جنایی انسانیتر و ملموسترند. میلار در این بخش نه قهرمانی بینقص، بلکه پدری است که باید میان نیت خوب و سابقهٔ سنگینش فاصله بیندازد. فیلم در ترسیم این رابطه گاهی صادقانه عمل میکند. علاقهٔ میلار به دخترش صرفاً ادعایی برای توجیه تصمیمهایش نیست؛ به نظر میرسد واقعاً میخواهد در زندگی او حضور داشته باشد.
« این تقابل میان مهارت حرفهای و ناتوانی در ترمیم روابط، هستهٔ دراماتیک فیلم را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انگیزه، بیننده را به شخصیت نزدیک میکند، حتی وقتی انتخابهایش چندان سنجیده نیستند. اما فیلمنامه نمیتواند همواره از این بُعد عاطفی بهرهٔ کافی ببرد. گاه رابطهٔ خانوادگی همچون پناهگاهی کوتاه در میان صحنههای جنایی ظاهر میشود، نه نیرویی که تصمیمهای قهرمان را از درون شکل دهد. جهان جنایی و کشش تعلیق با گرهخوردن میلار به ماجرایی تازه، فیلم از فضای بازگشت به خانواده به قلمرو فساد و خطر پا میگذارد.
مهارت قفلسازی او در این جهان کارکردی روشن دارد: گذشتهای که امیدوار بود پشت سر بگذارد، دقیقاً همان چیزی است که دیگران از او طلب میکنند. این تناقض میتوانست سرچشمهٔ تعلیقی اخلاقی و روانی باشد؛ آیا او برای کمک به دیگران ناچار است دوباره از تواناییهایی استفاده کند که پیشتر زندگیاش را به تباهی کشاندهاند؟
بااینحال، فیلم بیشتر به حرکت رویدادها اهمیت میدهد تا به واکاوی این دوراهی. تعقیبوگریزها و تهدیدها برای تماشاگرانی که تریلرهای کمتکلف و پرحادثه را میپسندند، میتوانند لحظاتی از سرگرمی فراهم کنند. اما خطرها معمولاً پیش از آنکه به تنش واقعی بدل شوند، به نشانههایی آشنا از یک قصهٔ جنایی معمولی تبدیل میشوند.
فیلم گاهی صدای بلند و خشونت را جانشین تعلیقی میکند که باید از شخصیتپردازی، انتظار و پیامد تصمیمها زاده شود. فیلمنامه؛ طرحی پرظرفیت، اجرایی کمجان «قفلساز» ایدههایی دارد که هرکدام میتوانستند بهتنهایی محور یک تریلر باشند: تلاش برای بازگشت به خانواده، بدهی اخلاقی به گذشته، فساد پلیس و ورود قهرمان به موقعیتی خطرناک.
« این انگیزه، بیننده را به شخصیت نزدیک میکند، حتی وقتی انتخابهایش چندان سنجیده نیستند. »
شخصیتها و اجرا
دشواری اصلی در جمعکردن این عناصر است. روایت گاه بهجای آنکه آنها را به یکدیگر پیوند دهد، پشت سر هم عرضهشان میکند؛ ازاینرو، قصه شلوغتر از آن میشود که عمیق باشد و در عین حال، بعضی انگیزهها و چرخشهای روایی به اندازهٔ کافی جا نمیافتند. پیشبینیپذیری نیز از ضعفهای مهم اثر است.
بسیاری از موقعیتها پیش از آنکه رخ دهند، برای مخاطب آشنا به نظر میرسند و فیلم کمتر میتواند انتظارها را به شکلی معنادار برهم بزند. مسئله فقط این نیست که تماشاگر ممکن است مسیر کلی قصه را حدس بزند؛ مسئله آن است که روایت گاهی برای رسیدن به موقعیت بعدی، از منطق شخصیتها فاصله میگیرد.
هنگامی که تصمیمهای کلیدی بهجای آنکه از منش و شرایط آدمها برآیند، صرفاً برای پیشبردن پیرنگ اتخاذ میشوند، باورپذیری آسیب میبیند. بازیها و شکاف میان چهره و شخصیت رایان فیلیپ در نقش میلار، نقطهٔ اتکای اصلی فیلم است. بازی او به شخصیت وقاری خویشتندار میدهد و کمک میکند نیت پدرانهٔ قهرمان زیر سایهٔ گذشتهاش گم نشود.
حتی زمانی که فیلمنامه از میلار تصمیمی کممنطق میخواهد، فیلیپ میکوشد او را صرفاً به یک چهرهٔ اکشن تقلیل ندهد. همین تلاش برای حفظ همدلی با شخصیت، در فیلمی که گاه از نظر نوشتار کمرمق است، اهمیت پیدا میکند. در مقابل، کیفیت بازیها یکدست نیست و برخی اجراها بهجای آنکه موقعیت را باورپذیرتر کنند، ناهمواریهای فیلم را برجسته میسازند.
« پیشبینیپذیری نیز از ضعفهای مهم اثر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی گفتوگوها حالتی مصنوعی پیدا میکنند و واکنشها از وزن عاطفی صحنه عقب میمانند. این مسئله بهویژه در لحظاتی آسیبزاست که فیلم انتظار دارد تماشاگر فوراً نگران شخصیتها شود یا تهدید را جدی بگیرد. حضور بازیگران شناختهشده بهتنهایی نمیتواند جای شخصیتپردازی و هماهنگی اجرایی را بگیرد؛ گاه حتی فاصلهٔ میان ظرفیت بازیگر و کیفیت نقش را آشکارتر میکند.
کارگردانی و فضای بصری نیکلاس هاروارد در نخستین تجربهٔ بلند سینمایی خود، با مصالحی آشنا سروکار دارد: محیطهای جنایی، فضاهای شهری و شخصیتهایی که در حاشیهٔ قانون حرکت میکنند. فیلم در ایجاد حالوهوایی تیره و زمینی بیتلاش نیست و گاه همین خصلت کمزرقوبرق به جهان داستان تناسب میدهد.
بااینحال، کارگردانی بهندرت به تصویر یا میزانسن هویتی ویژه میبخشد که «قفلساز» را از تریلرهای مشابه جدا کند. ریتم نیز دوگانه است. از یک سو، فیلم میخواهد با رخدادهای پیاپی، مخاطب را درگیر نگه دارد؛ از سوی دیگر، تکرار الگوهای آشنا و کمبود کشف در روابط، حرکت قصه را کند و خستهکننده میکند.
برای تماشاگرانی که به دنبال تعلیقی فشرده و پیوستهاند، این ناهمواری میتواند آزاردهنده باشد. در عوض، کسانی که با انتظار یک تریلر ساده و کمادعا سراغ فیلم میروند، ممکن است بعضی لحظات پرتنش آن را سرگرمکننده بیابند. میان نیت انسانی و کلیشهٔ جنایی بهترین وجه «قفلساز» در فاصلهٔ میان دو تصویر از میلار شکل میگیرد: مردی که گذشتهاش او را به خطر نزدیک میکند و پدری که میخواهد برای دخترش قابلاعتماد باشد.
« گاهی گفتوگوها حالتی مصنوعی پیدا میکنند و واکنشها از وزن عاطفی صحنه عقب میمانند. »
قوتها و کاستیها
این کشمکش، بذر درامی انسانی را در دل قصهای جنایی میکارد. اما فیلم بهجای پرورش کامل این مضمون، بارها به مسیرهای کمخطرتر ژانر بازمیگردد؛ مسیرهایی که حرکت و هیجان دارند، اما الزاماً لایهٔ تازهای به شخصیت نمیافزایند. ازاینرو، واکنشها به فیلم میتواند به انتظار مخاطب وابسته باشد.
اگر تماشاگر رابطهٔ پدر و دختر، بازی محوری فیلیپ و تعقیبوگریزهای ساده را کافی بداند، فیلم لحظاتی قابلقبول برای گذران وقت فراهم میکند. اگر از یک تریلر جنایی انتظار منطق روایی محکم، بازیهای متقاعدکننده و غافلگیریهای سنجیده داشته باشد، ضعفهای اثر دشوارتر نادیده گرفته میشوند. «قفلساز» نه بهکلی فاقد جذابیت است و نه آنقدر منسجم که ظرفیتهایش را به نتیجهای رضایتبخش برساند.
جمعبندی «قفلساز» فیلمی دربارهٔ مردی است که میخواهد راه بازگشت به خانواده را پیدا کند، اما برای این کار پیوسته به مهارتهایی متوسل میشود که او را دوباره به گذشته پیوند میزنند. این ایده، همراه با دغدغهٔ میلار برای دخترش و بازی نسبتاً همدلانهٔ رایان فیلیپ، به اثر هستهای عاطفی میدهد.
بااینحال، فیلمنامهٔ پیشبینیپذیر، انگیزههای نهچندان پرورده، ناهماهنگی در بازیها و ریتم نامتوازن مانع میشوند که آن هسته به درامی پرقدرت تبدیل شود. نتیجه تریلری متوسط و ناهموار است: گاهی سرگرمکننده، گاهی فرساینده و در مجموع کمتر از آنچه ایدهٔ اولیهاش نوید میدهد. فیلم برای علاقهمندان به قصههای جنایی ساده که با نقصهای روایی و اجرایی کنار میآیند، میتواند تجربهای گذرا باشد؛ اما برای کسانی که به شخصیتپردازی دقیق و تعلیق تازه نیاز دارند، احتمالاً درهای زیادی را باز نخواهد کرد.
« این کشمکش، بذر درامی انسانی را در دل قصهای جنایی میکارد. »



ثبت دیدگاه