نقد و بررسی
نقد آنک (Anek) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از یک مأموریت فراتر میرود فیلم «Anek» ساختهٔ Anubhav Sinha در ظاهر تریلری سیاسی دربارهٔ مأموری مخفی است که برای پیشبرد توافق صلح به شمالشرق هند فرستاده میشود؛ اما نیروی اصلی اثر در خود مأموریت نیست، بلکه در پرسشی نهفته است که بهتدریج آن را احاطه میکند: چه کسی حق دارد تعیین کند چه کسانی به یک ملت تعلق دارند؟
روایت، مأمور دولتی و آیدو، مشتزن جوانی را که خواهان دیدهشدن و شنیدهشدن است، در دو مسیر موازی قرار میدهد. یکی با پوشش و هویت پنهان وارد منطقه شده و دیگری ناچار است برای اثبات هویت خویش بجنگد. این تقابل، زمینهٔ مناسبی برای پرداختن به مرز باریک میان وحدت، اطاعت و پذیرش فراهم میآورد.
فیلم میکوشد از دل یک داستان پرتعلیق به مسئلهای اجتماعی برسد: تجربهٔ مردمانی که شهروند یک کشورند، اما در زندگی روزمره با نگاه بیرونی و تبعیض روبهرو میشوند. از این منظر، عنوان اثر نیز فقط اشارهای به کثرت نیست؛ دعوتی است به بازاندیشی در معنای «یکبودن». بااینحال، همین بلندپروازی موضوعی گاه بار سنگینی بر دوش روایت میگذارد.
سیاست بهمثابه تجربهٔ زیسته یکی از امتیازهای مهم «Anek» آن است که سیاست را صرفاً در اتاقهای مذاکره و گفتوگوهای رسمی محصور نمیکند. پیامدهای تصمیمهای سیاسی در چهرهها، روابط و آرزوهای فردی نمایان میشوند. مذاکرات صلح در فیلم موضوعی انتزاعی باقی نمیماند؛ با زندگی کسانی گره میخورد که خشونت، بیاعتمادی و محرومیت را تجربه میکنند.
« روایت، مأمور دولتی و آیدو، مشتزن جوانی را که خواهان دیدهشدن و شنیدهشدن است، در دو مسیر موازی قرار میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
به همین دلیل، هر توافقی که در سطح قدرت شکل میگیرد، در برابر پرسش دشوارتری قرار میگیرد: آیا صلحی که صدای بخشی از مردم در آن شنیده نشده باشد، واقعاً صلح است؟ فیلم همچنین نشان میدهد که هویت ملی همیشه تجربهای یکدست و بیتنش نیست. ممکن است فرد خود را به کشوری متعلق بداند، اما در همان حال از سوی دیگران غریبه تلقی شود.
این تناقض، از مؤثرترین مضمونهای اثر است و لحظاتی پدید میآورد که تماشاگر را از پیگیری صرفِ ماجرای مأموریت بازمیدارد و به تأمل دربارهٔ معنای تعلق و شهروندی وامیدارد. فیلم در این بخش، بیش از آنکه پاسخ قطعی عرضه کند، مسئله را پیش چشم مخاطب میگذارد. آیدو؛ رؤیا، مقاومت و دیدهشدن آیدو یکی از مهمترین چهرههای انسانی فیلم است.
خواست او برای پیشرفت در ورزش، فقط هدفی شخصی نیست؛ راهی است برای آنکه جهان به او و مردمانش توجه کند. مشتزنی در اینجا هم کنشی جسمانی است و هم استعارهای از ایستادگی در برابر نیروهایی که فرد را به حاشیه میرانند. آیدو نمیخواهد صرفاً موضوع گفتوگوی دیگران باشد؛ میخواهد خودش در میدان حاضر شود و سرنوشتش را تعریف کند.
اجرای Andrea Kevichüsa از امتیازهای برجستهٔ فیلم است. حضور او در نقش آیدو، سرسختی شخصیت را با نوعی آسیبپذیری همراه میکند و از فروکاستن او به نمادی بیچهره جلوگیری میکند. بااینحال، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به او مجال نمیدهد تا از دل خواستهها و تجربههایش به شخصیتی کاملاً مستقل و چندوجهی بدل شود.
« فیلم همچنین نشان میدهد که هویت ملی همیشه تجربهای یکدست و بیتنش نیست. »
شخصیتها و اجرا
گاه به نظر میرسد داستان بیش از آنکه از منظر آیدو به جهان بنگرد، او را در مدار تحول قهرمان مرد قرار میدهد؛ محدودیتی که از ظرفیت چشمگیر این شخصیت میکاهد. بازیها و شخصیتهای پیرامونی Ayushmann Khurrana نقش مأموری را بازی میکند که در آغاز، وظیفهاش را با فاصلهای حرفهای از محیط پیرامون انجام میدهد.
نقشآفرینی او در مقایسه با شخصیتهای پرشورتر فیلم خویشتندار است؛ این انتخاب با ماهیت مأموریت سازگار به نظر میرسد، اما در لحظاتی نیز ممکن است به کمرمقی عاطفی بینجامد. تماشاگر گاهی بیش از آنکه درونیات او را لمس کند، شاهد عبور او از مجموعهای از موقعیتهای سیاسی و خطرناک است. در سوی دیگر، بازیگران نقشهای مکمل به جهان فیلم وزن میبخشند.
Manoj Pahwa و Kumud Mishra در مقام چهرههای مرتبط با قدرت و سیاست، هر یک لحن و حضور متمایزی دارند. Loitongbam Dorendra Singh نیز در نقش Tiger Sanga به فضای کشمکش سیاسی عمق میدهد. بازی گروهی فیلم، بهویژه در صحنههایی که منافع، ترسها و برداشتهای گوناگون از صلح با هم برخورد میکنند، باورپذیر است.
حضور بازیگرانی از شمالشرق هند نیز به فضای اثر رنگ و بافتی ملموس میدهد، هرچند بازنمایی فرهنگی منطقه گاه از پیچیدگی واقعی آن فاصله میگیرد. فیلمنامهٔ پُرایده و پراکنده بزرگترین مانع «Anek» در برابر تبدیلشدن به اثری کاملاً منسجم، فیلمنامهٔ شلوغ آن است. داستان چندین مسیر و گروه و مسئلهٔ سیاسی را همزمان دنبال میکند؛ اما همهٔ این خطوط با یک اندازه از روشنی و پرداخت پیش نمیروند.
« تماشاگر گاهی بیش از آنکه درونیات او را لمس کند، شاهد عبور او از مجموعهای از موقعیتهای سیاسی و خطرناک است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مخاطب باید بخشهایی از مناسبات قدرت و انگیزهٔ شخصیتها را خود از میان گفتوگوها و رخدادها کنار هم بگذارد. ابهام در یک تریلر سیاسی میتواند به تعلیق کمک کند، اما وقتی اطلاعات ضروری بیش از اندازه پراکنده باشد، پیچیدگی به سردرگمی نزدیک میشود. ریتم فیلم نیز از همین پراکندگی آسیب میبیند.
صحنههای پرتنش و پرتحرک با مکثهایی طولانیتر و گاه کماثرتر جابهجا میشوند؛ در نتیجه، روایت همیشه شتاب و کشش خود را حفظ نمیکند. برخی موقعیتها حس میدهند که میتوانستند کوتاهتر یا هدفمندتر باشند. همچنین دیالوگها در بخشهایی بیش از حد آشکارا در خدمت بیان پیام قرار میگیرند. جملههایی که قرار است مضمون فیلم را برجسته کنند، گاه بهجای آنکه از دل شخصیت و موقعیت بجوشند، شبیه بیانیههایی آماده به نظر میرسند.
خشونت؛ ضرورت دراماتیک یا افزونی؟ خشونت در «Anek» بخشی از جهان داستان و بازتاب وضعیت پرتنش منطقه است؛ حذف کامل آن میتوانست از شدت واقعیت موردنظر فیلم بکاهد. بااینحال، فراوانی درگیریها و نمایش خلافکاری ممکن است برای بخشی از مخاطبان بیش از اندازه باشد. مسئله فقط شدت صحنهها نیست، بلکه نسبت آنها با مضمون نیز اهمیت دارد: هرگاه خشونت بهجای روشنکردن تجربهٔ شخصیتها صرفاً به وسیلهای برای افزایش هیجان تبدیل شود، از نیروی انتقادی فیلم کم میکند.
اثر در بهترین لحظاتش خشونت را بهعنوان چرخهای فرساینده نشان میدهد؛ نیرویی که نهتنها قربانی میگیرد، بلکه امکان گفتوگو و اعتماد را نیز محدود میکند. اما فیلم همیشه میان نمایش این چرخه و استفادهٔ تماشایی از آن مرز روشنی حفظ نمیکند. همین دوگانگی سبب میشود تجربهٔ تماشای آن برای برخی مخاطبان گیرا و تکاندهنده باشد و برای برخی دیگر خستهکننده یا ناامیدکننده.
« مخاطب باید بخشهایی از مناسبات قدرت و انگیزهٔ شخصیتها را خود از میان گفتوگوها و رخدادها کنار هم بگذارد. »
قوتها و کاستیها
کارگردانی و فاصلهٔ میان نیت و اجرا Anubhav Sinha به سراغ موضوعی دشوار و کمپرداختشده در سینمای جریان اصلی رفته است. ارادهٔ فیلم برای طرح پرسشهای سیاسی، ستودنی است و اثر در شماری از لحظات موفق میشود از قالب سرگرمی صرف فراتر رود. بااینحال، جسارت موضوعی بهتنهایی برای ساختن درامی منسجم کافی نیست.
فیلم گاه چنان در پی رساندن پیام خود است که به پیچیدگی شخصیتها و ظرافت روایت کمتر مجال میدهد. از سوی دیگر، تمرکز روایی عمدتاً بر مأمور بیرونی باقی میماند؛ کسی که وارد منطقه میشود و آن را کشف میکند. این زاویهٔ دید امکان میدهد مخاطب همراه او با وضعیت روبهرو شود، اما خطر آن را نیز دارد که مردمان منطقه در حاشیهٔ داستان خودشان قرار گیرند.
آیدو و دیگر شخصیتهای محلی ظرفیت آن را دارند که مرکز عاطفی و روایی فیلم باشند؛ بااینهمه، اثر در نهایت آنقدر که باید از نگاه آنان به جهان نمینگرد. این شکاف میان نیت همدلانه و انتخاب روایی، یکی از محدودیتهای اساسی فیلم است. جمعبندی «Anek» فیلمی نابرابر، اما درگیرکننده است: اثری با مسئلهای مهم، بازیهای گروهی باورپذیر و پیامی که پس از تماشا در ذهن میماند، اما در عین حال با فیلمنامهای متراکم، ریتمی نامنظم و خشونتی که گاه بیش از نیاز دراماتیک خود جلوه میکند.
فیلم در بهترین لحظاتش تماشاگر را وامیدارد دربارهٔ وحدتی بیندیشد که تنها با نادیدهگرفتن تفاوتها حفظ میشود؛ و در ضعیفترین لحظاتش، همان اندیشه را با گفتوگوهای تصریحی و روایتی پراکنده کماثر میکند. تماشای آن برای کسانی ارزشمند است که به درامهای سیاسی و پرسشهای مربوط به هویت و تعلق علاقه دارند و میپذیرند که فیلم به همهٔ ظرفیتهای موضوعش دست نمییابد.
« بااینحال، جسارت موضوعی بهتنهایی برای ساختن درامی منسجم کافی نیست. »
جمعبندی
«Anek» نه اثری بینقص، بلکه تلاشی جدی برای واردکردن صدایی کمتر شنیدهشده به سینمای جریان اصلی است؛ تلاشی که کاستیهایش آشکارند، اما پرسش مرکزیاش همچنان اهمیت دارد.



ثبت دیدگاه