نقد و بررسی
نقد سرجیو (Sergio) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی میان مأموریت و خاطره فیلم «Sergio» ساختهٔ گرگ بارکر، در ظاهر داستان دیپلماتی است که در دل آشوب عراقِ پس از حملهٔ آمریکا میکوشد برای مردم این کشور راهی بهسوی استقلال بگشاید. اما فیلم خیلی زود روشن میکند که قصد ندارد صرفاً گزارشی سیاسی از مأموریت سرجیو ویرا دِ ملو باشد. روایت از لحظهای بحرانی آغاز میشود و مدام میان بغداد و بخشهایی از گذشتهٔ او رفتوآمد میکند؛ گویی رخدادهای پیشین، در ذهن مردی که میان مرگ و زندگی معلق مانده، دوباره جان میگیرند.
این چارچوب بالقوه میتوانست راهی مؤثر برای ترسیم یک زندگی پرفرازونشیب باشد، اما در عمل گاه توازن روایت را برهم میزند و به پراکندگی میانجامد. فیلم با دو نیروی متفاوت پیش میرود: از یک سو مسئولیت سیاسی و انسانی سرجیو و از سوی دیگر رابطهٔ عاطفی او با کارولینا. هر دو سویه برای شناخت این شخصیت اهمیت دارند، اما فیلم در تعیین نسبت میانشان چندان موفق نیست.
نتیجه اثری است که گاه میخواهد زندگی یک دیپلمات اثرگذار را بازگو کند و گاه به ملودرامی عاشقانه بدل میشود؛ بیآنکه همیشه این دو مسیر را به شکلی طبیعی در هم ببافد. چهرهای بزرگتر از روایت سرجیو شخصیتی است که زندگیاش ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد: دیپلماتی با تجربهٔ مأموریتهای دشوار، مردی با آرمانهای انسانی و چهرهای که در میان منازعات سیاسی میکوشد راه گفتوگو را باز نگه دارد.
« اما فیلم خیلی زود روشن میکند که قصد ندارد صرفاً گزارشی سیاسی از مأموریت سرجیو ویرا دِ ملو باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با اینهمه، فیلم بیشتر به ارائهٔ نشانههایی از اهمیت او بسنده میکند تا آنکه منطق درونی تصمیمها و شیوهٔ اثرگذاریاش را با حوصله بکاود. تماشاگر میشنود که او در موقعیتهای گوناگون توانسته گرههایی را بگشاید، اما همیشه فرصت نمییابد بفهمد این توانایی از کجا میآید و چه بهایی برایش داشته است.
این کاستی فقط مسئلهٔ کمبود اطلاعات تاریخی نیست؛ مسئله، چگونگی تبدیل اطلاعات به شخصیتپردازی است. لحظههایی که باید ما را به جهانبینی سرجیو نزدیک کنند، گاهی در حد ایستگاههایی کوتاه در مسیر روایت باقی میمانند. فیلم از تصویری پرجاذبه از مردی آرمانگرا برخوردار است، ولی کمتر به تناقضها، خطاها و دشواریهای اخلاقی او میپردازد.
چنین رویکردی او را محترم و دوستداشتنی نشان میدهد، اما در عین حال از پیچیدگیای میکاهد که برای یک زندگینامهٔ سینمایی ضروری است. واگنر مورا؛ نیروی انسانی فیلم مهمترین تکیهگاه اثر، بازی واگنر مورا است. او سرجیو را نه به صورت نمادی بینقص، بلکه بهعنوان انسانی حاضر و ملموس پیش چشم ما میآورد؛ مردی با وقار و اقتدار، اما در عین حال آسیبپذیر و گرفتار تعهدهایی که از هم جداشدنی نیستند.
« این کاستی فقط مسئلهٔ کمبود اطلاعات تاریخی نیست؛ مسئله، چگونگی تبدیل اطلاعات به شخصیتپردازی است. »
شخصیتها و اجرا
مورا در لحظههای آرام، حضوری سنجیده دارد و در موقعیتهای بحرانی، اضطراب را بدون اغراق به بازی میگیرد. همین مهارگری باعث میشود نقش او از کلیشهٔ قهرمان نجاتبخش فاصله بگیرد. بازیگران دیگر نیز در مجموع به انسجام فضای فیلم کمک میکنند. آنا د آرماس در نقش کارولینا حضوری گیرا دارد و رابطهٔ میان او و سرجیو باورپذیر از کار درآمده است.
با این حال، کیفیت بازیها همیشه نمیتواند نابرابری متن را جبران کند. گاهی بازیگر به شخصیتی جان میبخشد که فیلمنامه برایش مجال چندانی فراهم نکرده است؛ بهویژه در مورد کارولینا، که اهمیت عاطفیاش از عمق پرداخت دراماتیک او پیشی میگیرد. عشق در سایهٔ سیاست رابطهٔ سرجیو و کارولینا یکی از محورهای اصلی فیلم است و قرار است وجه خصوصی مردی را آشکار کند که زندگیاش زیر سایهٔ مسئولیتهای عمومی قرار دارد.
از این منظر، حضور رابطهٔ عاشقانه انتخابی قابلدفاع است: برای شناخت یک شخصیت تاریخی، تنها دانستن جایگاه شغلیاش کافی نیست و زندگی شخصی نیز میتواند دریچهای به ترسها، امیدها و نیازهای او باشد. مشکل از جایی آغاز میشود که این رابطه بیش از آنکه پنجرهای برای شناخت سرجیو باشد، به مقصد اصلی روایت بدل میشود.
« مورا در لحظههای آرام، حضوری سنجیده دارد و در موقعیتهای بحرانی، اضطراب را بدون اغراق به بازی میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم برای احساسات عاشقانه زمان و تأکید زیادی میگذارد، درحالیکه شرح مأموریتها و اندیشههای سیاسی او اغلب فشرده و گذرا باقی میماند. در نتیجه، مرکز ثقل اثر از شخصیت تاریخیای که عنوان فیلم وعدهاش را میدهد فاصله میگیرد. رابطه عاطفی در لحظاتی اثرگذار است، اما برجستگی بیش از اندازهاش باعث میشود تماشاگر دربارهٔ زندگی عمومی و باورهای سرجیو پرسشهای بیپاسخ بیشتری داشته باشد.
فلشبکها و مسئلهٔ ریتم رفتوآمد میان زمان حال و گذشته، قرار است گذشتهٔ سرجیو را همچون خاطراتی پراکنده و ناگزیر به اکنون پیوند بزند. این شگرد، از نظر مفهومی با موقعیت بحرانی او تناسب دارد؛ اما اجرای آن همیشه روشن و روان نیست. فلشبکها گاهی با شتاب وارد روایت میشوند و پیش از آنکه پیوند عاطفی یا معناییشان با صحنهٔ جاری جا بیفتد، فیلم به مسیر دیگری میپرد.
این گسست، بهجای آنکه ذهنی سیال و پرتنش بسازد، ممکن است حس آشفتگی ایجاد کند. ریتم نیز از همین بیثباتی تأثیر میپذیرد. لحظههایی که به گفتوگوها و تصمیمهای سیاسی اختصاص دارند، بعضاً کشدار به نظر میرسند؛ در مقابل، بخشهایی از زندگی حرفهای سرجیو که میتوانستند عمق بیشتری پیدا کنند، زود از کنارمان میگذرند.
« در نتیجه، مرکز ثقل اثر از شخصیت تاریخیای که عنوان فیلم وعدهاش را میدهد فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
بدینترتیب، فیلم نه همواره از شتاب حادثه بهره میبرد و نه همیشه درنگهایش را به فرصتی برای فهم شخصیت تبدیل میکند. تماشاگر ممکن است همزمان مجذوب فضای کلی باشد و از پراکندگی مسیر روایی فاصله بگیرد. بغداد؛ پسزمینهای پرتنش فضای بغداد در فیلم نیرویی مهم دارد. ناامنی، حضور نیروهای نظامی و دشواری کار دیپلماتیک، مأموریت سرجیو را از یک بحث انتزاعی دربارهٔ سیاست بیرون میآورد و به موقعیتی ملموس و پرخطر تبدیل میکند.
فیلم همچنین اختلاف او با مقامهای آمریکایی را بهعنوان بخشی از تنش اصلی داستان پیش میکشد: تقابل میان رویکردی که بر استقلال و گفتوگو تأکید دارد و سازوکاری که قدرت نظامی و ادارهٔ مستقیم را در مرکز قرار میدهد. بااینحال، لایهٔ سیاسی فیلم گاهی بیشتر کارکرد پسزمینه دارد تا موضوعی که واقعاً کاویده شود.
اختلافها مطرح میشوند، اما ابعاد و پیامدهایشان کمتر از آنچه ظرفیت داستان اجازه میدهد گسترش مییابند. از این رو، فیلم در ساختن فضای تهدید موفقتر است تا در توضیح پیچیدگی سیاستی که آن تهدید را احاطه کرده است. خطر در قاب حضور دارد، ولی زمینهٔ تاریخی و فکری آن همواره به همان اندازه روشن نمیشود.
« تماشاگر ممکن است همزمان مجذوب فضای کلی باشد و از پراکندگی مسیر روایی فاصله بگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی «Sergio» فیلمی دربارهٔ مردی است که زندگی حرفهای و عاطفیاش در لحظهای سرنوشتساز به هم میرسند. بازی قدرتمند واگنر مورا، حضور مؤثر گروه بازیگران و فضای پرتنش بغداد، به اثر نیرویی انسانی و قابلهمذاتپنداری میبخشند. فیلم در لحظاتی که بر آسیبپذیری سرجیو و دشواری انتخابهایش تمرکز میکند، تأثیرگذار است و تصویری از انسانی ارائه میدهد که مسئولیت را از زندگی خصوصیاش جدا نمیبیند.
اما این دستاوردها زیر سایهٔ پرداختی نابرابر قرار میگیرند. شخصیت سرجیو به اندازهٔ اهمیت تاریخی و انسانیاش بسط نمییابد، فلشبکها گاه انسجام را تضعیف میکنند و رابطهٔ عاشقانه سهمی بیش از اندازه از توجه فیلم میگیرد. حاصل، اثری خوشساخت و عاطفی است که میتواند کنجکاوی دربارهٔ سرجیو ویرا دِ ملو را برانگیزد، اما بهتنهایی تصویری کامل از او به دست نمیدهد.
«Sergio» بیش از آنکه زندگی یک دیپلمات را به تمامی بازسازد، لحظهای از زندگی مردی را به یاد میآورد که میان آرمان، عشق و خطر گرفتار شده است.
« جمعبندی «Sergio» فیلمی دربارهٔ مردی است که زندگی حرفهای و عاطفیاش در لحظهای سرنوشتساز به هم میرسند. »



ثبت دیدگاه