نقد و بررسی
نقد یخ در آتش (Ice on Fire) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی میان هشدار و امکان «Ice on Fire» مستندی دربارهٔ بحران اقلیم است، اما نیروی محرکهٔ آن تنها تصویر کردن فاجعه نیست؛ فیلم میکوشد پرسشی دشوارتر را پیش بکشد: آیا میتوان افزون بر کاهش انتشار کربن، بخشی از کربن انباشتهشده در جو را نیز بیرون کشید؟ پاسخ اثر، نه وعدهای قطعی، بلکه دعوتی فوری به شناخت و اقدام است.
همین جابهجاییِ تمرکز، مستند را از روایتهایی که عمدتاً بر پیامدهای ویرانگر گرمایش زمین تکیه میکنند متمایز میسازد: اینجا خطر با مجموعهای از راهکارهای علمی و فنی همنشین میشود. فیلم به کارگردانی Leila Conners ساخته شده و Leonardo DiCaprio روایت آن را بر عهده دارد. از همان آغاز، اثر میان اضطراب و امید حرکت میکند.
ذوب یخها، افزایش گازهای گلخانهای و احتمال برهم خوردن تعادل سامانههای طبیعی، افقی تیره میسازند؛ در مقابل، پژوهشگران و کنشگرانی معرفی میشوند که در جستوجوی راههایی برای مهار یا جذب کربناند. این تقابل، ستون فقرات دراماتیک فیلم است: بحران نه مسئلهای دوردست و انتزاعی، بلکه نتیجهٔ انتخابهای انسانی معرفی میشود و در همان حال، امکان پاسخگویی نیز به انسانها واگذار میگردد.
مستند قصد دارد مخاطب را از درماندگی به سوی احساس مسئولیت ببرد؛ هدفی ارزشمند، هرچند گاه فاصلهٔ میان هشدار و راهحل را بیش از اندازه کوتاه جلوه میدهد. زبان علمی برای مخاطب عمومی یکی از موفقیتهای اصلی فیلم، کوشش آن برای قابلفهم کردن موضوعی پیچیده است. چرخهٔ کربن، افزایش دیاکسیدکربن و سازوکارهای اثرگذاری گازهای گلخانهای بر دمای زمین، مفاهیمیاند که بهآسانی میتوانند در انبوه اصطلاحات علمی گم شوند.
« پاسخ اثر، نه وعدهای قطعی، بلکه دعوتی فوری به شناخت و اقدام است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«Ice on Fire» بهجای آنکه مخاطب را با توضیحهای تخصصی تنها بگذارد، از گفتوگو با دانشمندان، تصویرهای توضیحی و نمونههای عینی بهره میگیرد. نتیجه، اثری آموزشی است که میخواهد اطلاعات را به تجربهای دیدنی و ملموس تبدیل کند. روایت لئوناردو دیکاپریو نیز به پیوستگی این مسیر کمک میکند.
صدای او لحنی جدی و هشداردهنده دارد، بیآنکه فیلم را به خطابهای پیوسته بدل کند. بااینحال، تکیه بر صدای راوی مشهور و گفتوگوهای روبهدوربین، گاهی به اثر حالوهوای برنامهای تلویزیونی میدهد. فیلم بیشتر میخواهد موضوع را روشن کند تا آنکه دربارهٔ شیوهٔ روایت مستند تجربهای تازه بیافریند.
بنابراین، مخاطبی که به دنبال فرم سینمایی جسورانه یا ساختاری روایی پیچیده است، ممکن است با اثری آشنا و نسبتاً متعارف روبهرو شود. راهکارها؛ از جذب کربن تا بازنگری در نظام تولید توجه فیلم به راهکارها، مهمترین ویژگی محتوایی آن است. مستند فقط بر ضرورت کاهش آلودگی تأکید نمیکند، بلکه فناوریها و روشهایی را نیز نشان میدهد که برای بیرون آوردن کربن از جو یا ذخیرهسازی آن به کار گرفته میشوند.
از جمله، به فناوری جذب مستقیم کربن از هوا و تبدیل آن به سنگ بازالت در ایسلند اشاره میشود؛ همچنین راههایی برای استفاده از کربن جذبشده و رویکردهایی مبتنی بر طبیعت و کشاورزی مطرحاند. این نمونهها به مخاطب نشان میدهند که پاسخ به بحران اقلیم الزاماً به یک راهحل منفرد محدود نیست.
« نتیجه، اثری آموزشی است که میخواهد اطلاعات را به تجربهای دیدنی و ملموس تبدیل کند. »
شخصیتها و اجرا
اهمیت این بخش در آن است که علم را از جایگاه تشخیصدهندهٔ بحران فراتر میبرد و به قلمرو طراحی و کنش میکشاند. بااینهمه، تأکید بر نوآوری فنی پرسشی مهم را نیز پیش میکشد: آیا فناوری جذب کربن میتواند جایگزین کاهش مصرف سوختهای فسیلی شود؟ فیلم، در بهترین لحظاتش، این دو مسیر را مکمل یکدیگر میبیند؛ اما لحن امیدوارانهاش گاه چنین القا میکند که دسترسی به فناوریهای تازه خودبهخود به اجرای گستردهٔ آنها میانجامد.
فاصلهٔ میان امکان علمی، هزینه، مقیاسپذیری و ارادهٔ سیاسی، به اندازهٔ کافی به موضوعی دراماتیک تبدیل نمیشود. تصویر طبیعت و کارکرد حسی آن تصاویر طبیعت به فیلم بُعدی حسی میبخشند که نمودارها و مصاحبهها بهتنهایی از ساختنش ناتواناند. گسترههای یخی، چشماندازهای سرد و نشانههای دگرگونی محیطزیست، بحران را از سطح عدد و مفهوم بیرون میآورند.
تصویرهای توضیحی نیز در جاهایی که سازوکارهای اقلیمی دشوار میشوند، نقشی کارآمد دارند: آنها به تماشاگر کمک میکنند رابطهٔ میان فعالیت انسانی و تغییرات طبیعی را دنبال کند، بیآنکه فیلم به درسنامهای خشک تبدیل شود. با وجود این، تصاویر زیبا همیشه به معنای نیروی سینمایی پایدار نیستند.
گاه زیبایی چشماندازها بیش از آنکه به کشف معنای تازهای بینجامد، نقش پسزمینهای چشمنواز برای گفتارها دارد. فیلم میان تأمل بصری و انتقال اطلاعات در رفتوآمد است، اما این دو همیشه بهخوبی در یکدیگر حل نمیشوند. در نتیجه، برخی بخشها از نظر دیداری اثرگذارند، ولی پیوندشان با خط استدلال فیلم سست میماند.
« اهمیت این بخش در آن است که علم را از جایگاه تشخیصدهندهٔ بحران فراتر میبرد و به قلمرو طراحی و کنش میکشاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همین تصاویر در یادآوری یک نکته مؤثرند: آنچه در معرض خطر است صرفاً مجموعهای از اعداد نیست، بلکه زیستبومی است که زندگی انسانی به آن وابسته است. ریتم، ساختار و محدودیتهای روایی ریتم «Ice on Fire» یکنواخت نیست، اما در بخشهایی کند میشود. تکرار هشدارها و انباشته شدن مصاحبهها ممکن است از کشش اثر بکاهد؛ بهویژه هنگامی که گفتوگویی تازه بیش از آنکه زاویهای متفاوت عرضه کند، همان ضرورت اقدام فوری را بازگو میکند.
ساختار فیلم عمدتاً بر الگوی آشنای مستندهای علمی استوار است: طرح مسئله، معرفی متخصصان، توضیح راهکارها و بازگشت به پیام کلی. این نظم، دنبال کردن موضوع را آسان میکند، اما گاه از ایجاد تنش یا تحول روایی بازمیماند. این محافظهکاری فرمی، لزوماً نقصی تعیینکننده نیست؛ برای فیلمی که هدفش رساندن اطلاعات به طیفی گسترده از مخاطبان است، وضوح میتواند بر نوآوری اولویت داشته باشد.
بااینحال، تکرار یکنواختِ مصاحبهها و روایت توضیحی، اثر را در بخشهایی قابلپیشبینی میکند. همچنین تمرکز بر چهرههای کارشناس و فناوریهای نو، فرصت چندانی برای پرداخت گسترده به تجربهٔ جوامعی که پیامدهای بحران را در زندگی روزمره لمس میکنند باقی نمیگذارد. فیلم در توضیح مسئله تواناست، اما در گسترش دامنهٔ انسانی روایت میتوانست فراتر برود.
امیدواری و پرسش از واقعگرایی امید در «Ice on Fire» صرفاً آرایهای عاطفی نیست؛ بخشی از استدلال فیلم است. نمایش پژوهشها و ابتکارهای عملی میخواهد مخاطب را از پذیرش منفعلانهٔ فاجعه دور کند و به این باور برساند که هنوز امکان تغییر وجود دارد. این رویکرد، در برابر روایتهایی که فقط اضطراب میآفرینند، امتیازی مهم به شمار میرود.
« ریتم، ساختار و محدودیتهای روایی ریتم «Ice on Fire» یکنواخت نیست، اما در بخشهایی کند میشود. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر با مجموعهای از پرسشها و نمونهها روبهرو میشود، نه فقط با تصویری از آیندهای ناگزیر و تاریک. اما امید وقتی قانعکنندهتر است که محدودیتهای خود را نیز آشکار کند. راهکارهای اقلیمی در خلأ اجرا نمیشوند؛ به سرمایه، زیرساخت، تصمیمهای سیاسی و تغییر در الگوهای تولید و مصرف وابستهاند.
فیلم به ضرورت توقف افزودن کربن به جو و همزمان بیرون کشیدن بخشی از آن اشاره میکند، ولی گاهی لحنش پیچیدگی این گذار را به حاشیه میراند. در نتیجه، بیننده ممکن است گسترهٔ موانع را کمتر از واقعیت تصور کند. اثر در تشویق به اقدام موفق است، اما سنجش انتقادی راهکارها و موانع اجراییشان میتوانست متوازنتر باشد.
جمعبندی «Ice on Fire» مستندی آگاهانه و خوشنیت است که بحران اقلیم را با زبانی نسبتاً روشن به مخاطب عمومی عرضه میکند و بهجای توقف در شرح خطر، توجه را به امکانهای جذب و کاهش کربن میکشاند. تصاویر طبیعت و ابزارهای بصری آن به فهم موضوع کمک میکنند و نگاه راهحلمحورش به اثر نیرویی امیدبخش میبخشد.
در برابر این قوتها، ریتم کند، ساختار متعارف و خوشبینی گاه سادهساز، از پیچیدگی تجربهٔ تماشای آن میکاهند. ارزش فیلم بیش از آنکه در نوآوری سینمایی باشد، در ایجاد پیوند میان دانستن و اقدام نهفته است: یادآوری میکند که بحران اقلیم هم مسئلهای علمی است و هم آزمونی برای ارادهٔ جمعی.
« تماشاگر با مجموعهای از پرسشها و نمونهها روبهرو میشود، نه فقط با تصویری از آیندهای ناگزیر و تاریک. »



ثبت دیدگاه