نقد و بررسی
نقد از کوره دررفته باش. (Get Crazy) | 1983
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ یک شبِ بیمهار «Get Crazy» ساختهٔ Allan Arkush، کمدی موزیکال سال ۱۹۸۳، در شبی میگذرد که قرار است کنسرتی بزرگ به مناسبت شب سال نو در سالن ساترن برگزار شود؛ اما پشت صحنه، هر لحظه بحرانی تازه سر برمیآورد. کالین بورلی، تهیهکنندهای فرصتطلب، در پی تصاحب سالن است و برای رسیدن به هدفش میکوشد برنامهٔ مکس ولف را از مسیر خارج کند.
نیل آلن و ویلی لومَن نیز، در میان این آشوب، هم باید برای نجات کنسرت تلاش کنند و هم با احساس تازهای که میانشان شکل گرفته کنار بیایند. فیلم از همان آغاز بهجای آنکه آرامآرام وارد ماجرا شود، تماشاگر را به دل ازدحام میبرد: آدمها میآیند و میروند، نقشهها بههم میریزند و هرجومرج به بخشی از ریتم اثر تبدیل میشود.
«Get Crazy» بیش از آنکه قصهای منظم دربارهٔ یک کنسرت باشد، تجربهای شلوغ و پرصدا از زیستن در حاشیهٔ صحنه است؛ جایی که موسیقی، جاهطلبی، عشق و حماقت با هم برخورد میکنند. سالن کنسرت بهمثابه میدان نبرد نقطهٔ قوت ایدهٔ مرکزی فیلم، محدود کردن ماجرا به یک رویداد و یک مکان است. در ظاهر، کنسرت باید لحظهٔ اوج باشد؛ در عمل، پشت صحنه به شبکهای از گرفتاریها بدل میشود که هرکدام میتواند برنامه را برهم بزند.
این انتخاب به اثر امکان میدهد بحرانها را پشت سر هم ردیف کند و میان آمادهسازی اجرا، کشمکشهای تجاری و دردسرهای شخصی رفتوآمد داشته باشد. ساترن فقط محل برگزاری کنسرت نیست؛ نمادی از فضایی فرهنگی است که ارزشش را نمیتوان با سود و قیمت زمین سنجید. مکس، با دلبستگیاش به موسیقی و به سالن، در برابر نگاه سرد و تجاری کالین قرار میگیرد.
« سالن کنسرت بهمثابه میدان نبرد نقطهٔ قوت ایدهٔ مرکزی فیلم، محدود کردن ماجرا به یک رویداد و یک مکان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تقابل این دو، هرچند بهندرت با ظرافتی واقعگرایانه پیش میرود، به فیلم محور اخلاقی ساده و قابلفهمی میدهد: آیا موسیقی و مکانهای زندهٔ فرهنگی میتوانند در برابر منطق تصاحب و بهرهبرداری دوام بیاورند؟ طنزِ کاریکاتوری و میزانسنِ شلوغ کمدی فیلم بر اغراق تکیه دارد. شخصیتها اغلب نه بهعنوان آدمهایی کاملاً واقعگرا، بلکه به شکل تیپهایی بزرگنماییشده وارد صحنه میشوند: هنرمند خودویرانگر، مدیر سودجو، ستارهٔ پرمدعا و دستیارانی که ناچارند همهچیز را سرپا نگه دارند.
این شیوه به فیلم اجازه میدهد جهان موسیقی را با لحنی هجوآمیز به تصویر بکشد، اما در عین حال یکی از سرچشمههای نابرابری آن نیز هست؛ زیرا شوخیها گاهی از مشاهدهٔ دقیق رفتار آدمها برنمیآیند و به شلوغکاری یا تکرار یک ویژگی ظاهری بسنده میکنند. ریتم اثر نیز با همین منطق ساخته شده است.
صحنهها بهسرعت از موقعیتی به موقعیت دیگر میپرند و شوخیها فرصت چندانی برای مکث پیدا نمیکنند. نتیجه در بهترین لحظهها سرزندگی است: گویی فیلم از سکون میگریزد و نمیخواهد حتی یک لحظه از انرژی شب کم کند. اما این شتاب همیشه به سود کمدی نیست. وقتی هر صحنه میخواهد از صحنهٔ قبل پرهیاهوتر باشد، بعضی شوخیها مجال اثرگذاری نمییابند و برخی موقعیتها پیش از آنکه به نقطهٔ اوج برسند، جای خود را به بحران بعدی میدهند.
بازیگران و لذتِ حضور کنار هم یکی از عوامل حفظ جذابیت فیلم، ترکیب بازیگران و میل آنان به همراهی با جهان نامتعارف اثر است. Malcolm McDowell در نقش رگی وینکر، ستارهای خودشیفته و افراطی، با جسارتی نمایشی وارد قاب میشود. بازی او عمداً از واقعگرایی فاصله میگیرد و شخصیت را به نمایشی زنده از خودبزرگبینی و فرسودگی بدل میکند.
« طنزِ کاریکاتوری و میزانسنِ شلوغ کمدی فیلم بر اغراق تکیه دارد. »
شخصیتها و اجرا
Ed Begley Jr. نیز کالین بورلی را با وقاحتی اغراقشده میسازد؛ کسی که حتی جاهطلبی اقتصادیاش صورتی مضحک و کاریکاتوری پیدا میکند. در سوی دیگر، Daniel Stern و Gail Edwards بهعنوان نیل و ویلی وجه انسانیتری به داستان میدهند. رابطهٔ این دو، در میان آشوب، لحظههایی از صمیمیت و لطافت میآفریند؛ هرچند فیلم برای پرورش آن وقت زیادی نمیگذارد.
Allen Garfield در نقش مکس، صاحب سالنِ دلبسته به موسیقی، حضور گرمتری دارد و به کشمکش اصلی معنایی عاطفی میبخشد. مشارکت هنرمندانی چون Lou Reed نیز به فیلم کیفیتی ویژه میدهد: حضور آنان صرفاً تزئینی نیست، بلکه بخشی از شوخی گستردهتر اثر با چهرهها، افسانهها و ژستهای موسیقی راک است.
موسیقی؛ موتور حرکت و بخشی از هجو موسیقی در «Get Crazy» پسزمینهای برای تصویر نیست؛ یکی از نیروهای پیشبرندهٔ آن است. گروهها و اجراهای گوناگون، از بلوز تا راک و پانک، فضایی متنوع میسازند و به کنسرت شخصیت چندصدایی میدهند. در این میان، فیلم از تفاوت سبکها برای شوخی با هویتهای موسیقایی و پرسوناهای صحنهای بهره میگیرد.
ستارهٔ خودشیفته، هنرمند منزوی و گروه پرهیاهو هرکدام تصویر متفاوتی از شهرت و اجرای زنده عرضه میکنند. با این همه، موسیقی برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه دلنشین نخواهد بود. بعضی اجراها بیش از آنکه در روایت ادغام شوند، همچون وقفههایی نمایشی ظاهر میشوند و بخشی از انرژی فیلم را از داستان میگیرند.
« در سوی دیگر، Daniel Stern و Gail Edwards بهعنوان نیل و ویلی وجه انسانیتری به داستان میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
افزون بر این، حالوهوای موسیقایی اثر بیشتر با موجهای راکِ زمانه و گرایشهای نوظهور پیوند دارد تا با تصویری یکدست از پانک. این گوناگونی میتواند برای علاقهمندان به تاریخ موسیقی جذاب باشد، اما ممکن است برای کسی که انتظار یک فیلم موسیقایی منسجم دارد، پراکندگی ایجاد کند. آشوب، نقطهٔ قوت و ضعف همزمان «Get Crazy» آگاهانه بهسوی نظمی نامطمئن حرکت میکند؛ اما آگاهی از بینظمی، همیشه آن را به تجربهای موفق تبدیل نمیکند.
فیلم در ثبت حسِ فرسایندهٔ پشت صحنه، جایی که چندین بحران همزمان در جریان است، توانایی دارد. تماشاگر میتواند فشار، شتاب و بیثباتی تولید یک کنسرت را حس کند. ولی وقتی رخدادها روی هم انباشته میشوند، قصه گاه از نظر دور میماند. کشمکش اصلی دربارهٔ نجات سالن و برگزاری کنسرت، در میان شوخیها و خردهماجراها کمرنگ میشود و برخی بخشها بیش از اندازه کش میآیند.
این نوسان در کیفیت طنز نیز دیده میشود. بعضی لحظهها بهخاطر جسارت اجرایی یا ترکیب بازیگران بامزهاند؛ بعضی دیگر بهدلیل تأکید بیش از حد یا اتکا به شوخیهای نچسب، کماثر میمانند. فیلم نه آنقدر منسجم است که هر جزء را در خدمت یک کمدی داستانی دقیق قرار دهد و نه همیشه آنقدر برقآساست که شلوغیاش بهتنهایی کفایت کند.
بنابراین واکنش به آن وابستگی زیادی به میزان علاقهٔ مخاطب به طنز اغراقآمیز و هرجومرج روایی دارد. تصویر یک فرهنگ در حال دگرگونی زیر لایهٔ شوخی و هیاهو، فیلم نگاهی نوستالژیک به فرهنگ کنسرتهای راک دارد؛ فرهنگی که در آن سالن، هنرمند و مخاطب هنوز بخشی از تجربهای مشترکاند. تهدید کالین فقط خطر تعطیلی یک مکان نیست؛ نشانهٔ برخورد میان تجربهٔ زندهٔ موسیقی و تبدیل آن به کالایی قابلتصرف است.
« فیلم در ثبت حسِ فرسایندهٔ پشت صحنه، جایی که چندین بحران همزمان در جریان است، توانایی دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم این مضمون را با جدیتی محدود دنبال میکند، اما همین تضاد به شوخیها زمینهای فراتر از خنده میدهد. از این منظر، آشفتگی فیلم گاهی به شکل یادآوریِ روح خودِ صحنهٔ موسیقی درمیآید: همهچیز ناقص، شتابزده و در معرض شکست است، ولی همین بیثباتی بخشی از هیجان اجراست. «Get Crazy» میخواهد این حس را به کمدی بدل کند، نه آنکه گزارشی واقعگرا از آن ارائه دهد.
هرجا که به این روحیه وفادار میماند، جذاب و زنده است؛ هرجا که تنها به افزودن حادثهای دیگر بسنده میکند، خستهکننده میشود. جمعبندی «Get Crazy» فیلمی نامتوازن اما پرشور است؛ کمدیای که بهجای ساختن روایتی صاف و پیوسته، مخاطب را در ازدحام یک شب کنسرت رها میکند. انرژی مهمانیوار، حضور بازیگران و شوخی با چهرهها و عادتهای دنیای راک از مهمترین امتیازهای آناند.
در مقابل، پراکندگی داستان، ناهماهنگی شوخیها و لحظههای کشدار مانع از آن میشوند که هرجومرج فیلم همواره به خنده یا هیجان بدل شود. این اثر بیش از آنکه برای کسانی ساخته شده باشد که از کمدی انتظار ساختاری دقیق دارند، مناسب تماشاگرانی است که از طنز کاریکاتوری، موسیقی و شلوغیِ آگاهانه لذت میبرند.
«Get Crazy» گاهی از کنترل خارج میشود؛ اما در بهترین لحظههایش، همین ازکنترلخارجشدن را به بخشی از جذابیت خود تبدیل میکند.
« فیلم این مضمون را با جدیتی محدود دنبال میکند، اما همین تضاد به شوخیها زمینهای فراتر از خنده میدهد. »



ثبت دیدگاه