نقد و بررسی
نقد مقاومت (Defiance) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی درباره زندهماندن، نه فقط جنگیدن «Defiance» در ژرفای خود، بیش از آنکه روایت نبردی متعارف میان پارتیزانها و ارتش نازی باشد، درباره این پرسش است که آدمی چگونه میتواند زیر فشار خشونتی سازمانیافته، زندگی را از نو بنا کند. فیلم به کارگردانی Edward Zwick و با الهام از کتاب Nechama Tec، ماجرای برادران بیلسکی را در بلاروسِ اشغالشده دنبال میکند: آنان پس از گریز از کشتار، به جنگل پناه میبرند و در کنار مقابله با نیروهای اشغالگر، برای فراهمکردن سرپناه و امکان زیستن برای آوارگان یهودی میکوشند.
روایت بهتدریج از قصه فرار چند برادر فراتر میرود و شکل جامعهای کوچک را میگیرد که باید در دل تهدید، گرسنگی، سرما و اختلافهای درونی دوام آورد. از همین زاویه، عنوان فیلم معنایی دوگانه پیدا میکند. سرپیچی تنها در حمل سلاح یا حمله به دشمن خلاصه نمیشود؛ ادامهدادن زندگی، حفظ پیوندهای انسانی و پناهدادن به دیگران نیز کنشی مقاومتی است.
این ایده، نیروی عاطفی اصلی فیلم را میسازد و آن را از بسیاری از درامهای جنگیِ صرفاً پیروزمحور جدا میکند. رهبری در مرز مسئولیت و قدرت محور دراماتیک فیلم، کشاکش میان Tuvia و Zus است؛ دو برادری که در برابر یک فاجعه، راههای متفاوتی برای پاسخدادن برمیگزینند. Tuvia، با بازی Daniel Craig، بهتدریج بار رهبری گروهی بزرگتر از خانواده خود را بر دوش میگیرد.
او باید میان امنیت جمع و خواست انتقام، میان تصمیم فوری و ملاحظه پیامدهای بلندمدت، پیوسته انتخاب کند. بازی Craig در بهترین لحظههایش این سنگینی را با کمگویی و نگاههای سنجیده منتقل میکند. شخصیت او نه قهرمانی بیتردید است و نه رهبری که از آغاز همه پاسخها را بداند؛ تردیدهایش بخشی از باورپذیری اوست.
« از همین زاویه، عنوان فیلم معنایی دوگانه پیدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، Zus با بازی Liev Schreiber نیرویی پرتنشتر و واکنشیتر دارد. تفاوت این دو صرفاً اختلاف خلقوخو نیست؛ اختلافی است درباره معنای مقاومت. آیا باید نیرو را صرف حفظ جان پناهندگان کرد، یا سلاح به دست گرفت و انتقام گرفت؟ فیلم با قرار دادن این دو نگاه در برابر هم، از قهرمانسازی یکدست فاصله میگیرد، هرچند گاه تعارض را بیش از آنکه در لایههای روانی بپروراند، به صورت موقعیتهایی آشکار و قابل پیشبینی عرضه میکند.
Jamie Bell نیز در نقش Asael، وجه دیگری از این جهان را نمایندگی میکند: جوانی که تجربه جنگ و زیستن در جمع، او را دگرگون میسازد. با این حال، فیلم بیشتر انرژی خود را صرف دو برادر بزرگتر میکند و فرصت کمتری برای استقلال دراماتیک او و شماری از شخصیتهای فرعی باقی میگذارد. از گروه جنگی تا جامعهای شکننده یکی از انتخابهای روایی مهم فیلم آن است که پناهگاه جنگلی را فقط پایگاهی برای مبارزه نشان نمیدهد.
این مکان بهتدریج به جامعهای موقت تبدیل میشود؛ جایی که افراد باید غذا و دارو پیدا کنند، تقسیم کار کنند، از کودکان و سالمندان مراقبت کنند و درباره نظم و عدالت به توافق برسند. این تغییر مقیاس، جذابترین جنبه روایت است: مخاطب فقط خطر بیرونی را نمیبیند، بلکه درمییابد که نجات گروه، خود نوعی نبرد روزانه است.
در این جامعه، همه یکسان نیستند و همه به یک اندازه برای تصمیمگیری یا جنگیدن آمادگی ندارند. فیلم گاه بهدرستی یادآوری میکند که ارزش آدمها را نمیتوان تنها با توانایی رزمیشان سنجید، اما این مضمون همیشه با ظرافت دراماتیک همراه نیست. اختلافهای جمعی گاهی نقش ابزاری برای ایجاد بحران پیدا میکنند و سپس بیآنکه بهتمامی کاویده شوند، کنار میروند.
« در سوی دیگر، Zus با بازی Liev Schreiber نیرویی پرتنشتر و واکنشیتر دارد. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این، تصور پناهگاهی که همزمان خانه، اردوگاه و میدان سیاست است، به فیلم بُعدی فراتر از اکشن جنگی میبخشد. جنگل؛ پناهگاه و تهدید فضای طبیعی فیلم از عناصر شاخص آن است. جنگل، برخلاف میدانهای نبرد باز و آشکار، امکان پنهانشدن و گریختن فراهم میکند؛ اما این پناه به معنای آسودگی نیست.
سرما، تاریکی، کمبود آذوقه و دشواری حرکت، طبیعت را به نیرویی دوپهلو بدل میکنند: هم سپر است و هم آزمون. این ویژگی به فیلم حالوهوایی متمایز میدهد و تقابل میان زندگی شکننده آدمها و وسعت بیاعتنای طبیعت را برجسته میسازد. فیلم در بخشهایی که بر سکون و روزمرگی اردوگاه تمرکز دارد، از همین محیط بهره خوبی میگیرد.
در مقابل، هنگامی که به صحنههای درگیری روی میآورد، دوربین لرزان میتواند دنبالکردن کنش را دشوار کند. حرکت آشفته تصویر گاهی فوریت و آشوب نبرد را القا میکند، اما در برخی لحظهها به جای افزایش تنش، وضوح مکانی و ضرباهنگ صحنه را کاهش میدهد. بنابراین، زبان بصری فیلم در ثبت زیست دشوار جنگل موفقتر از نمایش اکشنهایش است.
ریتم و پیوند عاطفی «Defiance» در ساختن فضایی پیوسته و پرجزئیات موفق است، اما ضرباهنگ آن همیشه یکدست نیست. فیلم میان درام جمعی، رابطه برادران و صحنههای جنگی در رفتوآمد است و گاهی این جابهجاییها به جای آنکه تنوعی ثمربخش ایجاد کنند، تمرکز روایت را پراکنده میسازند. بخشهایی از زندگی در اردوگاه با تکرار دشواریهای مشابه پیش میروند و همین امر میتواند حس کندی ایجاد کند؛ بهویژه وقتی مسئلهای طرح میشود اما پیامد عاطفی آن به اندازه کافی بسط نمییابد.
« جنگل؛ پناهگاه و تهدید فضای طبیعی فیلم از عناصر شاخص آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از سوی دیگر، فیلم میکوشد همزمان هیجان، اندوه و الهام ایجاد کند. این آمیزه در لحظههایی اثرگذار است، اما همیشه به توازنی طبیعی نمیرسد. گاه صحنه جنگی با شدت بصری آغاز میشود، بیآنکه رابطهای عمیق با تجربه فردی شخصیتها پیدا کند؛ گاه نیز لحظهای احساسی چنان آشکار بر نشانههای عاطفی تکیه میکند که مجال مکث و کشف را از تماشاگر میگیرد.
نتیجه آن است که اهمیت داستان روشن میماند، اما اثرگذاری احساسی فیلم در همه فرازهایش به یک اندازه نیرومند نیست. واقعیت تاریخی و زبان سینمایی فیلم بر رویدادها و شخصیتهای تاریخی تکیه دارد، اما نباید آن را بازسازی مستندگونه تاریخ دانست. روایت سینمایی برای فشردهکردن زمان، ساختن تعارض و افزایش تعلیق، ناگزیر از انتخاب و تغییر است؛ در اینجا نیز برخی رویاروییها و لحظات پرهیجان، بیش از آنکه بازتاب دقیق شیوه عمل پارتیزانها باشند، کارکرد نمایشی دارند.
خود Nechama Tec، نویسنده کتابی که فیلم از آن اقتباس شده، درباره بعضی صحنههای نبرد و میزان واقعگرایی آنها ابراز تردید کرده بود. این فاصله میان تاریخ و درام مهم است، زیرا فیلم با موضوعی واقعی و سنگین سروکار دارد و تماشاگر ممکن است تصویر سینمایی را با ثبت بیواسطه واقعیت اشتباه بگیرد.
بااینحال، ارزش اثر تنها به میزان انطباق جزئیاتش با تاریخ وابسته نیست. اهمیت آن در آوردن تجربهای کمتر روایتشده از مقاومت یهودیان و پناهگرفتن در جنگل به مرکز یک درام پرمخاطب است. فیلم یادآوری میکند که در برابر هولوکاست، واکنش انسانها تنها قربانیشدن یا نجاتیافتن نبود؛ سازمانیافتن، پناهدادن و مبارزه نیز بخشی از تجربه تاریخی بود.
« از سوی دیگر، فیلم میکوشد همزمان هیجان، اندوه و الهام ایجاد کند. »
قوتها و کاستیها
دشواری آنجاست که زبان سینمای جریان اصلی گاهی برای تبدیل این تجربه به نمایش پرکشش، پیچیدگی تاریخی را سادهتر میکند. بازیها و لحن فیلم بازیهای اصلی، ستون قابل اتکای فیلماند. Craig نقش Tuvia را با مهاری درونی پیش میبرد و اجازه نمیدهد اقتدار شخصیت به نمایش قهرمانانهای بینقص تبدیل شود.
Schreiber، در مقابل، خشم و بیقراری Zus را آشکارتر میکند و تضاد میان دو برادر را ملموس میسازد. همین تفاوت در شیوه بازی، رابطه آنها را از تقابل ساده «عاقل» و «جنگجو» فراتر میبرد و نشان میدهد هر دو در موقعیتی ناممکن، به شکلی متفاوت برای حفظ چیزی ارزشمند تلاش میکنند. بااینهمه، لهجهها و چندزبانهبودن فیلم ممکن است برای برخی تماشاگران حواسپرتکن باشد.
جابهجایی میان انگلیسی و زبانهای دیگر همیشه به روانی و انسجام لازم نمیرسد و گاهی مصنوعی جلوه میکند. همچنین، شخصیتهای فرعی در بسیاری از موارد بیش از آنکه زندگی مستقل و کامل داشته باشند، نماینده نیاز یا موضعی در دل گروهاند. فیلم جمعیت را بهعنوان یک اجتماع به تصویر میکشد، اما به همه افراد آن فرصت نمیدهد که به شخصیتهایی بهیادماندنی بدل شوند.
جمعبندی «Defiance» فیلمی آبرومند و پرنیت است که در بهترین لحظههایش، مقاومت را نه فقط به معنای شکستدادن دشمن، بلکه به معنای ساختن امکان زندگی برای دیگران تعریف میکند. فضای جنگلی، کشمکش میان Tuvia و Zus و بازیهای مرکزی، به آن هویت و نیروی روایی میبخشند. در مقابل، ریتم نامتوازن، اکشنهایی که گاه زیر سایه دوربین لرزان گم میشوند و تلاش نهچندان پیوسته برای برانگیختن هیجان و عاطفه، مانع میشوند که همه ظرفیت تاریخی و انسانی داستان به اثری کاملاً ماندگار تبدیل شود.
« بازیها و لحن فیلم بازیهای اصلی، ستون قابل اتکای فیلماند. »
جمعبندی
بااینحال، فیلم به سبب تمرکز بر اجتماع پناهندگان و دشواری حفظ انسانیت در شرایط خشونتبار، تجربهای ارزشمند برای تماشا باقی میماند. شاید قدرت اصلی آن نه در صحنههای نبرد، بلکه در تصویری باشد که از زندگیِ جمعیِ ناگزیر و شکننده در دل جنگ ارائه میدهد: زندگیای که ادامهدادنش، خود شکلی از سرپیچی است.



ثبت دیدگاه