نقد و بررسی
نقد آزمایش (The Experiment) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفیت هولناک «The Experiment» یا «Das Experiment» ساختهٔ الیور هیرشبیگل، تریلری روانشناختی است که از موقعیتی ساده و قابلفهم، پرسشی اخلاقی و ناآرامکننده میسازد: اگر انسانها را در چارچوبی محدود و سلسلهمراتبی قرار دهیم، مرز میان اجرای نقش و باورکردن آن کجا از میان میرود؟
بیست داوطلب برای شرکت در آزمایشی دانشگاهی انتخاب میشوند؛ گروهی نقش زندانیان را میپذیرند و گروهی دیگر نگهبان میشوند. آنچه در آغاز نوعی بازی کنترلشده به نظر میرسد، کمکم رنگی جدی و تهدیدآمیز میگیرد. جاذبهٔ اصلی فیلم نه در معمایی پیچیده، بلکه در تماشای تغییر تدریجی مناسبات قدرت است.
هر قاعده، هر فرمان و هر واکنش کوچک، میتواند رابطهٔ میان دو گروه را دگرگون کند. فیلم از همان ابتدا این پرسش را پیش میکشد که آیا خشونت از پیش در شخصیتها نهفته است، یا محیطی که به افراد اختیار و برتری میدهد آن را بیدار میکند. پاسخ اثر، بیش از آنکه نظری باشد، در رفتار شخصیتها و در فضای فشردهٔ زندان ساخته میشود.
تعلیق و معماری تنش هیرشبیگل تعلیق را با افزایش تدریجی فشار میسازد. در شروع، شوخیها و سبکسری داوطلبان هنوز اجازه میدهد آزمایش همچون تجربهای موقت و بیخطر دیده شود. اما تکرار فرمانها، واکنشها و تحقیرهای کوچک، آرامآرام جای آن آسودگی را میگیرد. تماشاگر، مانند خود شرکتکنندگان، در ابتدا ممکن است تصور کند هر لحظه میتوان همهچیز را متوقف کرد؛ همین تصور، با پیشروی داستان، به سرچشمهٔ اضطراب بدل میشود.
« آنچه در آغاز نوعی بازی کنترلشده به نظر میرسد، کمکم رنگی جدی و تهدیدآمیز میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ساختار فیلم بر تشدید بنا شده است: موقعیتها محدودتر و انتخابها دشوارتر میشوند و فضای زندان، بیش از آنکه محل وقوع ماجرا باشد، به دستگاهی برای آزمودن شخصیتها تبدیل میشود. دوربین نزدیک و پرتحرک، حس محاصره را تقویت میکند و تماشاگر را در فاصلهای کم با تنشها قرار میدهد. فیلم در بسیاری از لحظهها بهجای توضیح دادن، اجازه میدهد نگاهها، مکثها و رفتارهای جزئی معنا پیدا کنند.
از همین رو، حتی سکوت یا خندهای کوتاه نیز میتواند حامل تهدید باشد. قدرت، نقش و مسئولیت مهمترین لایهٔ فکری فیلم، رابطهٔ قدرت با مسئولیت فردی است. نگهبانان صرفاً کسانی نیستند که دستوری را اجرا میکنند؛ آنها بهتدریج میآموزند که قواعد مبهم را چگونه به سود خود تفسیر کنند و چه اندازه میتوانند اختیارشان را گسترش دهند.
در سوی دیگر، زندانیان نیز با وضعیتی روبهرو میشوند که امکان انتخاب را از آنان میگیرد و کرامتشان را به چالش میکشد. فیلم نشان میدهد که قدرت فقط با خشونت آشکار اعمال نمیشود؛ گاه در تحقیر، نظارت، محرومکردن و واداشتن دیگری به اطاعت نیز حضور دارد. اثر در بهترین لحظههایش از داوری سادهانگارانه فاصله میگیرد.
مسئله تنها تقسیم شخصیتها به «خوب» و «بد» نیست؛ مهمتر آن است که افراد چگونه در شرایطی خاص به رفتارهایی تن میدهند که شاید پیشتر از خود انتظار نداشتهاند. با این حال، فیلم مسئولیت را کاملاً به محیط واگذار نمیکند. آزمایش میتواند زمینهساز خشونت باشد، اما تصمیمهای افراد همچنان اهمیت دارند.
« دوربین نزدیک و پرتحرک، حس محاصره را تقویت میکند و تماشاگر را در فاصلهای کم با تنشها قرار میدهد. »
شخصیتها و اجرا
همین کشاکش میان فشار جمعی و اختیار شخصی است که ماجرا را فراتر از یک تریلر زندان میبرد. بازیگری و کشمکش شخصیتها بازیهای فیلم یکی از ستونهای اصلی باورپذیری آن است. موریتس بلیبترُی در نقش تارک، حضوری پرانرژی دارد و کنجکاوی و سرسختی شخصیت را به حرکت دراماتیک تبدیل میکند. تارک از ابتدا ناظری صرف نیست؛ انگیزههای شخصی و حرفهای او سبب میشود جایگاهش در آزمایش با دیگران تفاوت داشته باشد.
بازیگر، این دوگانگی را با ترکیبی از شوخطبعی، جسارت و اضطراب پیش میبرد، بیآنکه شخصیت را به قهرمانی بینقص بدل کند. در سوی مقابل، بازیگران نقش نگهبانان و زندانیان به شکلگیری مجموعهای از واکنشهای متفاوت کمک میکنند. برخی با احتیاط به قواعد تکیه میکنند، برخی در برابر اقتدار مقاومت نشان میدهند و برخی دیگر خیلی زود از موقعیت تازهٔ خود برای اعمال نفوذ بهره میبرند.
این تفاوتها باعث میشود کشمکش فقط میان دو گروه نباشد، بلکه درون هر گروه نیز جریان داشته باشد. فیلم از این طریق نشان میدهد که جمع، واحدی یکپارچه نیست؛ ترس، فرصتطلبی، همبستگی و میل به فرمانبرداری میتوانند همزمان در آن حضور داشته باشند. کارگردانی و فضای بصری کارگردانی هیرشبیگل در بخشهای زندان، بر محدودیت و بیقراری تکیه دارد.
فضاهای بسته، خطوط معماری سرد و حضور پیوستهٔ دوربین، محیط را به ساختاری خفهکننده بدل میکنند. این انتخابها بهخوبی با مضمون فیلم هماهنگاند: شخصیتها در فضایی قرار گرفتهاند که حرکتشان محدود است، اما امکان اعمال قدرت در آن بهطور نامتقارن توزیع شده است. تصویر، تنها پسزمینهٔ ماجرا نیست؛ بخشی از تجربهٔ روانی آن است.
« همین کشاکش میان فشار جمعی و اختیار شخصی است که ماجرا را فراتر از یک تریلر زندان میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، آغاز فیلم به اندازهٔ بخشهای اصلی متمرکز نیست. سبکپردازی و جزئیات زندگی بیرون از آزمایش، گاه بیش از آنکه شخصیت یا مضمون را عمیقتر کنند، مسیر ورود به داستان را طولانی میسازند. فیلم پس از استقرار در محیط آزمایش، ضرباهنگ و جهت روشنتری پیدا میکند؛ در نتیجه، تفاوت میان شروع پراکندهتر و بدنهٔ پرتنش اثر محسوس است.
این ناهماهنگی مانع از شکلگیری کامل فضای فیلم نمیشود، اما نشان میدهد که اثر در یافتن لحن نهایی خود به زمان نیاز دارد. شتاب روایت و مرز باورپذیری بزرگترین ضعف «The Experiment» در سرعت تغییر رفتارهاست. فیلم میخواهد نشان دهد که چگونه یک موقعیت کنترلشده از مسیر خود خارج میشود، اما بعضی گذارها چنان سریع رخ میدهند که فرصت کافی برای رسوب روانی آنها فراهم نمیشود.
خشونت در بخشهایی از داستان، بهجای آنکه از زنجیرهای کاملاً قانعکننده از تصمیمها و واکنشها سربرآورد، گاه بهصورت جهشی دراماتیک ظاهر میشود. این شتاب، هیجان را افزایش میدهد، اما از باورپذیری میکاهد. این ایراد بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که فیلم بر پایهٔ مشاهدهٔ رفتار انسان در شرایط فشار بنا شده است.
هرچه تغییر شخصیتها پیچیدهتر و تدریجیتر باشد، پرسشهای اخلاقی آن تأثیرگذارتر خواهند شد. گاهی اثر بهجای مکث بر پیامدهای روانی، ترجیح میدهد حادثهای شدیدتر را پیش روی مخاطب بگذارد. بااینحال، همین انتخاب ریتمی پرشتاب ایجاد میکند و مانع از فروکشکردن تنش میشود. بنابراین، نقطهضعف روایی فیلم همزمان یکی از سرچشمههای هیجان آن نیز هست.
« با این همه، آغاز فیلم به اندازهٔ بخشهای اصلی متمرکز نیست. »
قوتها و کاستیها
پیرنگ بیرونی و رابطهٔ عاطفی رابطهٔ تارک با زنی بیرون از زندان قرار است پیوندی با جهان عادی و زندگی شخصی او برقرار کند. از نظر ساختاری، حضور این رابطه میتواند یادآور این باشد که آنچه در آزمایش رخ میدهد، جدا از زندگی بیرون نیست و شخصیتها پیش از ورود به زندان نیز گذشته و دلبستگیهایی داشتهاند.
با این حال، این خط داستانی به اندازهٔ کشمکش درون آزمایش پرورده نمیشود. احساسات و انگیزههای مرتبط با آن گاه بیشتر نقش وقفهای میان صحنههای زندان را پیدا میکنند تا بخشی جداییناپذیر از تحول شخصیت. در نتیجه، رابطهٔ عاطفی نه عمق کافی مییابد و نه همیشه به گسترش مضمون اصلی کمک میکند.
این بخشها زمانی اثرگذارترند که تضاد میان آزادی بیرون و محدودیت زندان را برجسته میسازند؛ اما هرجا از این کارکرد فاصله میگیرند، اندکی زائد به نظر میرسند. فیلم میتوانست با پیوند دقیقتر این خط روایی به انتخابهای تارک، از آن استفادهٔ دراماتیک کاملتری کند. جمعبندی «The Experiment» تریلری پرتنش و تلخ است که از یک آزمایش اجتماعی، بستری برای اندیشیدن به اطاعت، سلطه و شکنندگی قواعد میسازد.
قوت اصلی آن در فضای محصور، بازیهای باورپذیر و تواناییاش در تبدیل جزئیات روزمره به نشانههای تهدید است. فیلم تماشاگر را با این پرسش تنها میگذارد که آیا نقشها صرفاً رفتار را پنهان میکنند یا خود، بهتدریج سازندهٔ آن میشوند. در برابر این قوتها، شروعی کمتمرکز، شتاب در گسترش خشونت و رابطهای عاطفی کمپرداخته قرار دارند.
« با این حال، این خط داستانی به اندازهٔ کشمکش درون آزمایش پرورده نمیشود. »
جمعبندی
این کاستیها مانع از اثرگذاری کلی فیلم نمیشوند، اما مانع آناند که روایت در تمام لحظات به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی خود دقیق و متقاعدکننده باشد. حاصل، اثری پرکشش و ناآرامکننده است که بیش از آنکه با پاسخهای قطعی ماندگار شود، با موقعیت اخلاقی دشواری که پیش چشم میگذارد در ذهن میماند.



ثبت دیدگاه