نقد و بررسی
نقد لو (Lou) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه و هویت اثر «Lou» محصول سال ۲۰۱۷، فیلمی کوتاه و پویانمایی از استودیوی پیکسار است؛ اثری که دیو مولینز آن را نوشته و کارگردانی کرده و نخستینبار همراه با «ماشینها ۳» به نمایش درآمد. فیلم در حدود هفت دقیقه، قصهای جمعوجور دربارهٔ جعبهٔ اشیای گمشده و موجودی رازآمیز را در زمین بازی یک مدرسه روایت میکند؛ موجودی که از وسایل جامانده شکل گرفته و با رفتارهای کودکان پیوندی غیرمنتظره دارد.
«Lou» بهجای آنکه بر گفتوگو تکیه کند، روایتش را عمدتاً از راه تصویر، حرکت و واکنشهای شخصیتها پیش میبرد. پیش از پرداختن به بازیها، باید یک نکته را روشن کرد: «Lou» فیلمی پویانمایی و بیکلام است و آلیسون جنی در آن نقشی ندارد. بنابراین، قوت اثر را باید در طراحی بصری، میزانسن، حرکت و شیوهٔ روایت تصویری جستوجو کرد، نه در اجرای بازیگریِ یک هنرپیشهٔ شناختهشده.
جعبهای که به جهان داستان بدل میشود یکی از هوشمندانهترین انتخابهای فیلم، آغاز ماجرا از جعبهای معمولی در حیاط مدرسه است. این جعبه در نگاه نخست فقط محلی برای نگهداری وسایل فراموششده به نظر میرسد؛ اما فیلم بهتدریج آن را به مرکز عاطفی و معنایی داستان تبدیل میکند. اشیای بیجان، بهواسطهٔ پیوندشان با کودکان، از حالت ابزارهای بیاهمیت بیرون میآیند و هرکدام نشانی از خاطره، تعلق و فقدان میشوند.
« Lou» بهجای آنکه بر گفتوگو تکیه کند، روایتش را عمدتاً از راه تصویر، حرکت و واکنشهای شخصیتها پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ایده به فیلم امکان میدهد بدون توضیحهای طولانی، جهان کوچک خود را بنا کند. جعبه هم بخشی از محیط مدرسه است و هم نوعی حافظهٔ مشترک؛ مکانی که چیزهای رهاشده را گرد میآورد و بهطور ضمنی، رابطهٔ میان صاحبانشان را یادآور میشود. رازآمیز بودن موجودی که از این اشیا پدید میآید، در خدمت همین ایده است: جادوی اثر صرفاً برای شگفتزده کردن مخاطب نیست، بلکه شکل دیداریِ پیوند میان اشیا و آدمهاست.
روایت تصویری و شخصیتپردازی بیکلام بیکلام بودن «Lou» محدودیتی نیست که فیلم ناچار باشد بر آن غلبه کند؛ این ویژگی به ابزار اصلی روایت بدل شده است. حالت بدن، مکثها، نگاهها و تغییر شکل موجود مرکزی، اطلاعاتی را منتقل میکنند که در اثری دیگر شاید به گفتوگو سپرده میشد. مخاطب میتواند از رفتار شخصیتها، فضای رابطهها و احساسات پنهانشان را دریابد، بیآنکه فیلم دربارهٔ آنها توضیح مستقیم بدهد.
این انتخاب بهویژه در پرداخت موجودی به نام لو مؤثر است. او موجودی با هیئتی ثابت و ساده نیست؛ بدنش از اشیای گوناگون ساخته شده و همین ترکیب، امکان بازیگوشی و تغییر مداوم را فراهم میکند. شکل ظاهریاش همزمان میتواند دلنشین، نامأنوس و حتی اندکی تهدیدآمیز باشد. در نتیجه، لو به شخصیتی تبدیل میشود که رفتارش را نمیتوان بهآسانی در دوگانهٔ سادهٔ قهرمان و ضدقهرمان جا داد.
« این ایده به فیلم امکان میدهد بدون توضیحهای طولانی، جهان کوچک خود را بنا کند. »
شخصیتها و اجرا
این ابهام، به داستان عمق میبخشد و آن را از یک حکایت اخلاقی کاملاً سرراست دور میکند. ریتم، تعلیق و حرکت «Lou» در زمانی کوتاه، چند مرحلهٔ روایی را پشت سر میگذارد: معرفی فضای مدرسه، شکلگیری مسئله، رویارویی و دگرگونی تدریجی حالوهوای قصه. حرکت و تعقیبوگریز به فیلم انرژی میدهد و بخشهای پرتحرک، از یکنواخت شدن روایت جلوگیری میکنند.
تدوین و طراحی حرکت نیز کمک میکنند که شوخیهای تصویری، بیآنکه به توضیح کلامی نیاز داشته باشند، بهسرعت خوانا شوند. بااینحال، این شتاب گاهی به بهای پیشبینیپذیر شدن برخی لحظهها تمام میشود. بخشی از شوخیهای بدنی و بازیهای تعقیبوگریز، از الگوهای آشنای کمدی پویانمایی پیروی میکنند و فرصت چندانی برای غافلگیری نمییابند.
این مسئله لذت تماشا را از میان نمیبرد، اما باعث میشود هیجان برخی صحنهها بیشتر از مهارت اجرایی آنها بیاید تا از تازگی ایدهشان. فیلم در بهترین لحظههایش، حرکت را نه صرفاً وسیلهٔ سرگرمی، بلکه راهی برای نشان دادن تنش میان شخصیتها میکند. پویانمایی و زبان بصری طراحی لو نقطهٔ قوت چشمگیر فیلم است.
« این ابهام، به داستان عمق میبخشد و آن را از یک حکایت اخلاقی کاملاً سرراست دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجزای متفاوتی که بدن او را شکل میدهند، در کنار هم ترکیبی منسجم و زنده میسازند؛ ترکیبی که باید هم از نظر فیزیکی باورپذیر باشد و هم قابلیت انتقال احساس داشته باشد. فیلم به کمک تغییر شکل و جابهجایی این اجزا، شخصیت را از قالب یک موجود ثابت بیرون میآورد. در اینجا، پویانمایی تنها نمایش مهارت فنی نیست؛ خودِ شیوهٔ بیان داستان است.
رنگآمیزی روشن محیط مدرسه نیز با فضای کودکانهٔ قصه هماهنگی دارد، اما فیلم بهطور کامل در شیرینی و لطافت باقی نمیماند. تفاوت میان نشاط حیاط و لحظههای پرتنش، به تصاویر نوعی دوگانگی میدهد. این تضاد باعث میشود مسئلهٔ اصلی داستان، در بستری سبکتر و مناسبتر برای مخاطب کودک مطرح شود، بیآنکه به کلی بیاهمیت جلوه کند.
زورگویی؛ پیام اخلاقی و محدودیتهای آن در لایهٔ مرکزی داستان، «Lou» به رفتار زورگویانه و اثر آن بر جمع همسالان میپردازد. فیلم از یک موقعیت روشن و قابلفهم آغاز میکند: رفتار یک کودک، آرامش و احساس امنیت دیگران را مختل میکند. این وضوح برای مخاطب کمسنوسال مزیت دارد؛ مسئله بیدرنگ قابلشناسایی است و تصاویر، پیامدهای رفتاری را ملموس میکنند.
« فیلم به کمک تغییر شکل و جابهجایی این اجزا، شخصیت را از قالب یک موجود ثابت بیرون میآورد. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، پرداخت اخلاقی فیلم گاهی بیش از اندازه مستقیم میشود. مسیر تغییر شخصیتها در فضایی بسیار فشرده شکل میگیرد و همین فشردگی، مجال چندانی برای نمایش پیچیدگیهای روانی یا موانع واقعیِ تغییر باقی نمیگذارد. اثر بهدرستی نشان میدهد که رفتار آسیبزننده میتواند با رنج و تنهایی پیوند داشته باشد، اما رابطهٔ میان علت و پیامد را ساده و سریع ترسیم میکند.
برای یک فیلم کوتاه، این سادگی تا حدی ناگزیر است؛ بااینحال، مخاطبی که خواهان بررسی عمیقتری از زورگویی باشد، ممکن است آرزو کند فیلم چند دقیقهٔ دیگر برای شخصیتها و دگرگونیشان در نظر گرفته بود. جمعبندی «Lou» نمونهای موفق از قصهگویی کوتاه و تصویری است که ایدهای ساده را به تجربهای سرگرمکننده و عاطفی بدل میکند.
جعبهٔ اشیای گمشده، طراحی پویای موجود مرکزی و روایت بیکلام، اجزای اصلی هویت فیلماند؛ در کنار آنها، ریتم پرتحرک و فضای آشنای مدرسه، قصه را برای مخاطبان گوناگون دسترسپذیر میسازد. در مقابل، کوتاهی زمان به پرداخت محدود شخصیتها میانجامد و بعضی شوخیها و لحظههای تعقیبوگریز، از تازگی کافی برخوردار نیستند.
« بااینهمه، پرداخت اخلاقی فیلم گاهی بیش از اندازه مستقیم میشود. »
جمعبندی
ارزش فیلم فقط در پیام روشنش دربارهٔ رفتار با دیگران خلاصه نمیشود. «Lou» توجه را به اشیایی جلب میکند که از نظر دیگران بیاهمیت یا فراموششدهاند و از همین راه، دربارهٔ تعلق و رابطه حرف میزند. اثر در بیان این معنا گاهی سادهسازی میکند، اما در طراحی، اقتصاد روایت و تواناییاش برای برانگیختن احساسات در زمانی اندک، اثری خوشساخت و بهیادماندنی باقی میماند.
« ارزش فیلم فقط در پیام روشنش دربارهٔ رفتار با دیگران خلاصه نمیشود. »



ثبت دیدگاه