نقد و بررسی
نقد دنیای گمشده (The Lost World) | 1960
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی در مرز افسانه و نمایش «جهان گمشده» ساختهٔ Irwin Allen از همان آغاز بر وعدهای ساده و نیرومند بنا میشود: در جایی دور از دسترس، بیرون از مرزهای دانستههای بشر، جهانی دیگر هنوز نفس میکشد. پروفسور چلنجر گروهی از دانشمندان و ماجراجویان را به ژرفای آمازون میکشاند تا ادعای خود را دربارهٔ بقای دایناسورها بیازماید.
طرح داستانی، با تکیه بر کشف ناشناخته و خطر سفر، به سنت دیرپای ماجراجویی ادبی تعلق دارد؛ سنتی که در آن طبیعت هم میدان آزمون انسان است و هم سرچشمهٔ شگفتی. فیلم با وجود سادگی روایت، از همین خیال مرکزی نیرویی میگیرد که تماشاگر را به سوی فلات دورافتاده میبرد. جذابیتِ جهان ناشناخته جذابترین وجه فیلم، بیش از آنکه در خود موجودات پیشاتاریخی باشد، در تصورِ مکانی است که نظم معمول جهان در آن تعلیق شده است.
سفر به فلات، عبور از مرزهای آشنا و رسیدن به جایی که ادعاهای ناممکن ممکن به نظر میرسند، به قصه کیفیتی افسانهگون میدهد. در چنین فضایی، هر نشانه میتواند نوید کشفی تازه یا مقدمهٔ خطری بزرگ باشد. فیلم از این ظرفیت بهره میبرد تا کنجکاوی تماشاگر را زنده نگه دارد؛ حتی هنگامی که حرکت داستان کند میشود، پرسشِ «در آن سوی مسیر چه چیزی انتظار گروه را میکشد؟» همچنان بخشی از کشش اثر باقی میماند.
« فیلم با وجود سادگی روایت، از همین خیال مرکزی نیرویی میگیرد که تماشاگر را به سوی فلات دورافتاده میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این خیالپردازی همچنین به فیلم رنگوبویی کلاسیک میدهد: قهرمانان به مکانی میروند که دانستههای علمیشان را به چالش میکشد و ناچارند میان مشاهده، تردید و باور حرکت کنند. «جهان گمشده» در بهترین لحظات، نه دربارهٔ اثبات یک ادعا، بلکه دربارهٔ وسوسهٔ دیدن چیزی است که جهان متمدن وجودش را ناممکن میشمارد.
کلود رینز؛ نیروی محرک گروه حضور Claude Rains در نقش چلنجر، مهمترین منبع انرژی انسانی فیلم است. بازی او پرتحرک و گیراست و شخصیت را از جایگاه صرفاً توضیحدهندهٔ طرح بیرون میآورد. چلنجر در اجرای رینز آمیزهای از اعتمادبهنفس، لجاجت و شور علمی است؛ مردی که با اطمینان خود دیگران را به دل مخاطره میکشاند، اما همین یقینِ پرحرارت گاه خصلتی نمایشی پیدا میکند.
بازیگر بهخوبی از این اغراق بهره میگیرد و به شخصیت حضوری بهیادماندنی میبخشد. بااینحال، این جذابیت به همهٔ گروه سرایت نمیکند. برخی شخصیتها بیش از آنکه زندگی درونی روشنی داشته باشند، کارکردی روایی دارند: همراهی میکنند، واکنش نشان میدهند یا در برابر خطر قرار میگیرند. ازاینرو، رابطههای میان اعضای گروه همیشه عمق لازم را پیدا نمیکند و بعضی گفتوگوها حالتی تصنعی مییابند.
« کلود رینز؛ نیروی محرک گروه حضور Claude Rains در نقش چلنجر، مهمترین منبع انرژی انسانی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
شور رینز گاه خلأهایی را میپوشاند که فیلمنامه در پرداخت شخصیتهای دیگر بر جای گذاشته است. دایناسورها و محدودیت جلوههای ویژه بخش دشوار چنین فیلمی، جانبخشیدن به موجوداتی است که عظمت و هراسشان باید باورپذیر باشد. جلوههای ویژهٔ «جهان گمشده» امروز آشکارا ابتداییاند و دایناسورها در بسیاری از لحظات بیشتر به جانورانی بدلشده بهنظر میرسند که برای ایفای نقش هیولا آراسته شدهاند، تا موجوداتی که از گذشتهٔ دور به زمان حال راه یافتهاند.
این ضعف فقط مسئلهای فنی نیست؛ بر مقیاس خطر نیز اثر میگذارد. هرچه موجودات کمتر واقعی به نظر برسند، دشوارتر میتوان اضطراب شخصیتها را پذیرفت. بااینهمه، ناتوانی فنی فیلم کاملاً بیجاذبه نیست. همان آشکاری که خیال را محدود میکند، به اثر کیفیتی نمایشی و گاه بازیگوشانه میدهد. تماشاگر امروز ممکن است از فاصلهٔ میان ادعای عظیم داستان و ظاهر سادهٔ موجودات آگاه باشد، اما همین فاصله گاهی بخشی از لذت تماشاست: فیلم یادآور دورانی است که سینمای ماجراجویی میکوشید با ابزارهای محدود، چشماندازی ناممکن را پیش روی مخاطب بگذارد.
ریتم، تعلیق و بخشهای کشدار ساختار فیلم در همهٔ لحظات به یک اندازه چابک نیست. مسیر حرکت گروه و گفتوگوهای میان اعضا گاهی طولانی میشود و بخشهایی از روایت، پیش از آنکه خطر یا کشفی تازه به آنها جان بدهد، بیش از حد مکث میکنند. این کندی از شدت ماجراجویی میکاهد و باعث میشود فاصلهای میان وعدهٔ پرهیجان داستان و تجربهٔ واقعی تماشاگر شکل بگیرد.
« شور رینز گاه خلأهایی را میپوشاند که فیلمنامه در پرداخت شخصیتهای دیگر بر جای گذاشته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در برپایی موقعیتِ انتظار موفقتر از حفظ پیوستهٔ شتاب است. در عوض، وقتی خطر به صحنه نزدیک میشود، روایت دوباره جان میگیرد. محصورشدن گروه در محیطی بیگانه، راههای محدود بازگشت و حضور جانوران خطرناک، ظرفیت تعلیق را افزایش میدهد؛ بیآنکه لازم باشد جزئیات رویدادهای بعدی آشکار شود.
مشکل این است که فیلم نمیتواند همواره میان این لحظههای پرتنش و بخشهای آرامتر توازن برقرار کند. نتیجه اثری ناهموار است: گاه سرگرمکننده و پرجنبوجوش، و گاه گرفتار توضیح و مکث. لحن و فاصلهٔ میان واقعگرایی و اغراق «جهان گمشده» اثر واقعگرایانهای نیست و بهتر است با انتظاری متناسب با جهان نمایشی خودش دیده شود.
بازیها و دیالوگها گاه اغراقآمیزند و شخصیتها بهجای آنکه همواره طبیعی و چندوجهی جلوه کنند، در قالبهای روشن ماجراجویی قرار میگیرند. این انتخاب میتواند برای تماشاگر خواهان درامی ظریف و روانشناختی، فاصلهآفرین باشد؛ اما در همان حال با خصلت قصهگوییِ پرزرقوبرق فیلم نیز همخوانی دارد.
« فیلم در برپایی موقعیتِ انتظار موفقتر از حفظ پیوستهٔ شتاب است. »
قوتها و کاستیها
نکتهٔ مهم آن است که اثر میان جدیتِ ادعای علمی و لحن تفریحیِ ماجراجویی خود کاملاً آشتی برقرار نمیکند. گاهی انتظار میرود تماشاگر خطرها را جدی بگیرد و گاهی اجرا چنان نمایشی میشود که فاصلهگرفتن و تماشای بازیگوشانهٔ صحنهها طبیعیتر به نظر میرسد. این دوگانگی از یک سو نقطهضعف است، اما از سوی دیگر به فیلم هویتی خاص میدهد: اثری که بیش از آنکه بخواهد دنیایی کاملاً باورپذیر بسازد، به دنبال برانگیختن حس شگفتی و سرگرمی است.
میراث و جایگاه فیلم در سنجش با معیارهای امروزی، «جهان گمشده» در جلوههای ویژه، انسجام ریتم و طبیعیبودن بازیها محدودیتهای روشنی دارد. اما ارزش آن فقط به میزان باورپذیری دایناسورها وابسته نیست. فیلم نمونهای از سینمایی است که تخیل را بر پایهٔ یک پرسش ساده بنا میکند: اگر در گوشهای دستنیافتنی از جهان، گذشته هنوز زنده مانده باشد چه؟
این پرسش، موتور داستان است و همچنان میتواند برای دوستداران قصههای اکتشافی جذاب باشد. اثر همچنین از حضور Claude Rains سود میبرد؛ بازیگری که با انرژی و کاریزمای خود به ماجراجویی رنگی انسانی میدهد. در مقابل، ضعف جلوهها و کشآمدن بعضی بخشها اجازه نمیدهد خیال آغازین فیلم به تجربهای یکدست تبدیل شود.
« نکتهٔ مهم آن است که اثر میان جدیتِ ادعای علمی و لحن تفریحیِ ماجراجویی خود کاملاً آشتی برقرار نمیکند. »
جمعبندی
تماشای آن، بیش از آنکه مواجهه با ماجرایی بینقص باشد، دیدار با تصویری قدیمی از هیجان سینمایی است؛ تصویری که عیبهایش پیداست، اما هنوز میل به کشف را در خود حفظ کرده است. جمعبندی «جهان گمشده» فیلمی ناهموار، خیالانگیز و آمیخته به اغراق است. ایدهٔ سفر به فلاتی دورافتاده و رویارویی با موجودات پیشاتاریخی، پایهای جذاب برای ماجراجویی فراهم میکند؛ Claude Rains نیز با حضوری پرانرژی، به روایت نیرویی متمرکز میبخشد.
در سوی دیگر، جلوههای ابتدایی، ریتم کند در بخشهایی از داستان و بازیها و دیالوگهای گاه تصنعی، مانع از آن میشوند که فیلم همواره تعلیق و باورپذیری خود را حفظ کند. بااینحال، اثر برای تماشاگرانی که از ماجراجوییهای کلاسیک و خیالپردازیهای سینمایی لذت میبرند، همچنان دیدنی است: نه بهسبب کمال فنی، بلکه بهسبب جهانی که جسورانه وعدهٔ ناشناخته را میدهد.
« جمعبندی «جهان گمشده» فیلمی ناهموار، خیالانگیز و آمیخته به اغراق است. »



ثبت دیدگاه