نقد و بررسی
نقد This Beautiful Fantastic | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای کوچک در جامهٔ افسانه فیلم «This Beautiful Fantastic» ساختهٔ سایمون ابود، قصهای شهری و دلپذیر دربارهٔ دختری گوشهگیر است که ناگهان ناچار میشود با باغی رهاشده روبهرو شود. بلا براون رؤیای نوشتن و تصویرگری کتابی برای کودکان را در سر دارد، اما در زندگی روزمرهاش به نظمهای شخصی و فاصلهگرفتن از جهان بیرون پناه میبرد.
تهدید صاحبخانه برای ساماندادن باغ، نقطهٔ آغاز تغییری است که نه فقط فضای بیرونی خانه، بلکه نسبت بلا با دیگران و با خودش را نیز دگرگون میکند. فیلم از همان ابتدا روشن میسازد که قرار نیست با درامی پرپیچوخم روبهرو باشیم. مسیر روایت آشناست: شخصیت منزوی با مانعی ملموس مواجه میشود، به کمک دیگران تن میدهد و آرامآرام امکان تازهای برای زیستن مییابد.
جذابیت اثر بیش از آنکه به غافلگیری داستانی وابسته باشد، از چگونگی پرداخت این مسیر و حالوهوای فانتزی و مهربانانهاش میآید. «This Beautiful Fantastic» قصهگویی را بهانهای برای ساختن جهانی کوچک میکند؛ جهانی که در آن یک باغ میتواند هم مسئلهای عملی باشد و هم استعارهای روشن از زندگی درهمریخته.
باغ بهمثابه استعاره باغ در این فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیست. طبیعتِ رهاشده، در برابر میل بلا به کنترل و پرهیز از بینظمی قرار میگیرد. او باید با خاک، گیاهان و رشد پیشبینیناپذیرشان کنار بیاید؛ همان چیزهایی که نمیتوان بهسادگی در چارچوبهای ازپیشتعیینشده مهارشان کرد.
« فیلم از همان ابتدا روشن میسازد که قرار نیست با درامی پرپیچوخم روبهرو باشیم. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همین رو، رسیدگی به باغ به تمرینی برای پذیرش نقص و تغییر بدل میشود. البته فیلم استعارهاش را پنهان نمیکند و گاه آنقدر مستقیم پیش میبرد که جایی برای کشف شخصی مخاطب باقی نمیماند. هر مرحله از باغبانی معنایی قابلفهم دارد و رشد گیاهان با تحول درونی شخصیتها همزمان میشود. این صراحت، از ظرافت نمادپردازی میکاهد، اما در عوض به اثر وضوحی افسانهوار میدهد.
باغ نه معمایی برای رمزگشایی، بلکه تصویری ساده و ملموس از آن است که زندگی را نمیشود همیشه مرتب و بیدردسر نگه داشت. بلا و دشواریِ باورپذیری جسیکا براون فایندلی به بلا ترکیبی از شکنندگی، کنجکاوی و غرابت میبخشد. شخصیت او با عادتهای خاص و فاصلهاش از دیگران تعریف میشود، اما بازی بازیگر اجازه نمیدهد این ویژگیها صرفاً به مجموعهای از ترفندهای بامزه تبدیل شوند.
در لحظههای آرامتر، میتوان اضطراب و دشواری او را در مواجهه با جهان اطراف دید؛ در لحظههای سبکتر نیز همان ویژگیها بخشی از جذابیت فیلم میشوند. بااینحال، بلا گاه بیش از اندازه به قالب «دختر عجیب اما دوستداشتنی» نزدیک میشود. فیلم علاقهمند است او را با نشانههایی ظاهری و رفتاری متمایز کند، اما همیشه در واکاوی درونیاش به همان اندازه پیش نمیرود.
تصویری که از گرفتاریهای ذهنی او ارائه میشود بیشتر در خدمت ساختن فضای قصه است تا بررسی دقیق تجربهٔ زیستهٔ آن. در نتیجه، بیننده ممکن است با بلا احساس همدلی کند، اما همیشه به شناختی عمیق از ریشههای تنهایی یا رفتارهایش نرسد. آلفی و پیوندی نامنتظر رابطهٔ بلا با آلفی، همسایهٔ سالخورده و بداخلاقش، قلب عاطفی فیلم است.
« از همین رو، رسیدگی به باغ به تمرینی برای پذیرش نقص و تغییر بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
تام ویلکینسون با مهارتی کمادعا، تندی و خشکی آلفی را به رفتاری صرفاً کاریکاتوری محدود نمیکند. او مردی است که در آغاز بیشتر به غرولند و سختگیری شناخته میشود، اما فیلم بهتدریج لایههای انسانیتری از او آشکار میکند. نزدیکی این دو شخصیت نه از شباهت، بلکه از نیاز متقابلشان به ارتباط شکل میگیرد.
بخش دلنشین رابطه در آن است که باغبانی به زبان مشترکشان تبدیل میشود. آلفی چیزی را میداند که بلا میخواهد بیاموزد، اما آنچه میانشان جریان مییابد فقط انتقال مهارت نیست؛ هر دو با حضور دیگری از عادتهای بستهٔ خود فاصله میگیرند. این دوستی، بهویژه در لحظههای کوچک و روزمره، باورپذیرتر از بخشهایی است که فیلم برای رساندن احساسات به نقطهای معین شتاب میگیرد.
رابطهشان یادآوری میکند که همراهی گاهی از دل کاری ساده و مشترک آغاز میشود. گروه بازیگران و طنز نامتعارف در کنار ویلکینسون، اندرو اسکات در نقش ورنون حضوری گرم و گیرا دارد. او با رفتاری آرامتر و مهربانانهتر، میان تندی آلفی و آشفتگی بلا تعادل ایجاد میکند و بخش مهمی از لطافت جمعی فیلم را میسازد.
جرمی ارواین نیز در نقش بیلی به قصهٔ بلا راهی برای تجربهٔ صمیمیت میافزاید، هرچند این بخش از روایت به اندازهٔ پیوند بلا و آلفی استحکام ندارد. طنز فیلم از ناسازگاری شخصیتها و موقعیتهای اندکی نامعمول نیرو میگیرد. شوخیها اغلب به تلخی نمیرسند و ترجیح میدهند مخاطب را به لبخندی ملایم دعوت کنند.
« تام ویلکینسون با مهارتی کمادعا، تندی و خشکی آلفی را به رفتاری صرفاً کاریکاتوری محدود نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با جهان فیلم هماهنگ است، اما گاهی چنان همهچیز را نرم و دلپذیر میکند که تضادها و دشواریها بیخطر به نظر میرسند. فیلم از تنش بهره میگیرد، اما بهندرت اجازه میدهد آن تنش برای مدتی طولانی باقی بماند. جذابیت بصری و لحن دلفریب «This Beautiful Fantastic» بیش از هر چیز در ساختن فضایی خوشتماشا موفق است.
خانهها، کتابخانه و باغ در کنار یکدیگر محیطی میسازند که از واقعگرایی روزمره فاصله دارد، بیآنکه کاملاً به قلمرو خیال برود. رنگها و چیدمانها به قصه حالوهوایی قصهمانند میدهند و شهر را نه به شکل فضایی سرد و شلوغ، بلکه به صورت مجموعهای از گوشههای دنج و شخصیتدار نشان میدهند.
این دلفریبی بصری، بخش مهمی از لذت تماشاست و برای کسانی که به سینمای بریتانیاییِ نامتعارف و حالخوبکن علاقه دارند، احتمالاً از امتیازهای اصلی اثر خواهد بود. اما همان ویژگی میتواند به نقطهٔ ضعفش نیز بدل شود. فیلم گاهی چنان بر زیبایی، شیرینی و رفتارهای عجیب شخصیتها تأکید میکند که مخاطبی با سلیقهای واقعگرایانهتر ممکن است آن را ساختگی یا بیشازحد نازپرورده بیابد.
لحن لطیف اثر انتخابی آگاهانه است، اما این انتخاب برای همه به یک اندازه دلنشین نخواهد بود. روایت آشنا و عاشقانهای کماقناع سادگی روایت هم فضیلت فیلم است و هم محدودیت آن. داستان بیتکلف پیش میرود و به تماشاگر فرصت میدهد از همراهی با شخصیتها و فضای فیلم لذت ببرد؛ در مقابل، بسیاری از مسیرهایش از پیش قابل حدساند.
« فیلم از تنش بهره میگیرد، اما بهندرت اجازه میدهد آن تنش برای مدتی طولانی باقی بماند. »
قوتها و کاستیها
«This Beautiful Fantastic» چندان در پی برهمزدن انتظارها نیست و رویدادهایش بیشتر برای رسیدن به حسوحالی مطلوب چیده شدهاند تا برای آزمودن پیچیدگیهای اخلاقی یا روانی شخصیتها. بخش عاشقانه نیز از این نابرابری آسیب میبیند. رابطهٔ بلا و بیلی بهاندازهٔ دوستی او با آلفی فرصت رشد و قوام نمییابد؛ بنابراین انتخاب عاطفی بلا ممکن است برای برخی بینندگان ناگهانی یا کمقانعکننده جلوه کند.
فیلم میخواهد مسیر رشد قهرمان را به امکان عشق نیز پیوند بزند، اما پیوند میان این دو دراماتیکتر از آن است که در زمان محدود قصه بهخوبی پرورده شود. در نتیجه، داستان دوستی و خودشناسی در مرکز اثر زندهتر میماند و خط عاشقانه بیشتر نقش مکملی آشنا را بازی میکند. جمعبندی «This Beautiful Fantastic» فیلمی است که بیش از تازگی پیرنگ، بر گرمای عاطفی، بازیهای دوستداشتنی و جهان بصری خود تکیه دارد.
باغِ بلا بهانهای میشود برای روایت پذیرش تغییر، نزدیکشدن به دیگران و کنارآمدن با بینظمیهایی که زندگی ناگزیر با خود میآورد. فیلم در این مسیر گاهی بیشازحد شیرین و قابلپیشبینی میشود و بعضی پیوندهای عاطفیاش، بهویژه رابطهٔ عاشقانه، به اندازهٔ کافی قانعکننده شکل نمیگیرند. بااینهمه، اثر برای تماشاگرانی که از قصههای کوچک، شخصیتهای غریب و فضای دلگرمکننده لذت میبرند، تجربهای خوشایند فراهم میکند.
نه بهسبب آنکه جهان تازهای از پیچیدگی میسازد، بلکه چون با صداقتی ساده یادآوری میکند که گاهی تغییر از کاری کوچک آغاز میشود: رسیدگی به باغی که مدتها رها شده است.
« بخش عاشقانه نیز از این نابرابری آسیب میبیند. »
ثبت دیدگاه