نقد و بررسی
نقد Our Time | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تصویری از زندگی در آستانهٔ فروپاشی «Our Time» ساختهٔ Carlos Reygadas، در ظاهر داستانی دربارهٔ بحران زناشویی است، اما بهتدریج از محدودهٔ یک روایت عاطفی متعارف فراتر میرود. فیلم خانوادهای را در مزرعهای دورافتاده در مکزیک دنبال میکند؛ جایی که استر ادارهٔ امور روزمره را بر عهده دارد و خوان، شاعر نامدار خانواده، با پرورش و انتخاب گاوهای جنگی سروکار دارد.
ازدواج آنها بر توافقی آزادانه استوار به نظر میرسد، اما ورود یک اسبرامکن آمریکایی و شکلگیری رابطهای میان او و استر، تعادل شکنندهٔ زندگی مشترک را بر هم میزند. پرسش فیلم صرفاً این نیست که آیا عشق و وفاداری با رابطهای آزاد سازگارند؛ مسئلهٔ اصلی آن است که آزادی در عمل چه وقت به آزمونی برای اعتماد، مالکیت و قدرت بدل میشود.
Reygadas از همان ابتدا وعدهٔ یک درام پرشتاب را نمیدهد. او به جای آنکه شخصیتها و مناسباتشان را با توضیحهای روشن معرفی کند، به تماشاگر فرصت میدهد در محیط فیلم بماند و از لابهلای رفتارهای روزمره، قطعههای داستان را کنار هم بگذارد. این شیوه به فیلم حالتی مشاهدهگر میدهد؛ گویی دوربین نه برای پیشبردن یک قصهٔ کلاسیک، بلکه برای مکث بر زندگی آدمهایی حاضر شده است که هنوز خودشان هم نمیدانند بحرانشان از کجا آغاز میشود.
چنین انتخابی جذاب و در عین حال دشوار است: اثر بهتدریج جهان خود را میسازد، اما ممکن است مدتی طول بکشد تا تماشاگر محور عاطفی و جایگاه شخصیتها را بهروشنی دریابد. طبیعت؛ منظره و نیروی دراماتیک از برجستهترین دستاوردهای فیلم، پیوندی است که میان فضای طبیعی و آشوب درونی آدمها برقرار میکند.
« Reygadas از همان ابتدا وعدهٔ یک درام پرشتاب را نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دشتهای وسیع، مرتعها، گلولای، باران و افقهای باز، صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیستند؛ آنها به بخشی از زبان دراماتیک اثر بدل میشوند. دوربین Diego García با نماهای گسترده و مکثهای طولانی، فضا را چنان ثبت میکند که بیننده نه فقط آن را ببیند، بلکه در آن اقامت کند. گستردگی منظره در برابر تنگشدن رابطهٔ خوان و استر تضادی معنادار میسازد: بیرون از خانه، جهان همچنان وسیع و بیاعتناست؛ درون زندگی مشترک، هر سکوت و هر نگاه میتواند به نشانهای از بیاعتمادی تبدیل شود.
حضور گاوهای جنگی نیز به تصویرسازی محدود نمیماند. آنها نیرویی خشن و پیشبینیناپذیر را به یاد میآورند که آدمها میکوشند مهارش کنند، اما همیشه در اختیارشان نیست. این تصویر با مناسبات عاطفی شخصیتها همنشین میشود: میل، حسادت و خشونت نیز مانند نیروی حیوانی، در حصار قراردادها و ادعاهای عقلانی بهسادگی رام نمیشوند.
فیلم گاه این پیوند را با صراحتی نمادین برقرار میکند؛ تماشاگر ممکن است آن را شاعرانه و نافذ بیابد، یا در برخی لحظات بیش از اندازه آشکار و تأکیدشده. بااینهمه، طبیعت در این اثر زینت قاب نیست، بلکه همپای شخصیتها در روایت حضور دارد. رابطهای آزاد و مسئلهٔ مالکیت هستهٔ روانشناختی فیلم در شکاف میان باورهای اعلامشدهٔ خوان و واکنشهای واقعی او شکل میگیرد.
او و استر ظاهراً دربارهٔ آزادی در رابطه به توافق رسیدهاند، اما توافقی که در سطح نظری پذیرفته شده، هنگام مواجهه با دلبستگی واقعی و پنهانکاری، شکل دیگری پیدا میکند. خوان میکوشد بحران را به مسئلهٔ صداقت و شفافیت نسبت دهد؛ بااینحال، فیلم اجازه میدهد تماشاگر از رفتار او لایهای عمیقتر ببیند: دشواری پذیرش آنکه استر اراده و حیات عاطفی مستقل دارد.
« حضور گاوهای جنگی نیز به تصویرسازی محدود نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
همین فاصله میان حرف و عمل، اثر را از بحث ساده دربارهٔ شکلهای گوناگون ازدواج دور میکند و به واکاوی قدرت در رابطه میرساند. این واکاوی بهویژه در شخصیت خوان پررنگ است. او هم شاعری است که میتواند دربارهٔ احساس و آزادی سخن بگوید و هم مردی که در مواجهه با موقعیتی خارج از کنترلش، به رفتاری وسواسآمیز و مالکانه نزدیک میشود.
فیلم بهجای آنکه او را به چهرهای یکبعدی فروبکاهد، تناقض میان خودتصویری روشنفکرانه و واکنشهای غریزیاش را دنبال میکند. از همینرو، تماشای او گاهی ناراحتکننده است: نه به این دلیل که فیلم برایش عذر میتراشد، بلکه چون فاصلهٔ میان آنچه آدمی دربارهٔ خود میپندارد و آنچه هنگام تهدیدشدن نشان میدهد، بیپرده آشکار میشود.
بازیها و نزدیکی ناآرام دوربین Carlos Reygadas در نقش خوان و Natalia López در نقش استر، بازیهایی کماغراق و متکی بر حضور جسمانی ارائه میکنند. تنش میان آن دو بیشتر از راه مکث، نگاه، سکوت و تغییرهای کوچک در رفتار منتقل میشود تا با گفتوگوهای توضیحی. این شیوه با فضای مراقبهوار فیلم تناسب دارد و به رابطهٔ زوج اصلی کیفیتی ملموس میبخشد؛ بیننده احساس میکند با دو شخصیت خیالیِ صرف روبهرو نیست، بلکه شاهد زندگیای است که در برابر دوربین بهتدریج ترک برمیدارد.
Phil Burgers نیز در نقش مرد آمریکایی حضوری متناسب با جایگاهش در روایت دارد: ورود او نه فقط عامل شکلگیری رقابت، بلکه آزمونی برای قراردادهای عاطفی خانواده است. بااینحال، کانون نگاه فیلم بهطور محسوسی به خوان متمایل است. این تمرکز از نظر ساختاری قابلفهم است، زیرا بخش بزرگی از بحران از رهگذر واکنشها و دگرگونیهای او روایت میشود؛ اما پیامدش آن است که تجربهٔ درونی استر کمتر مجال گسترش مییابد.
« این واکاوی بهویژه در شخصیت خوان پررنگ است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
استر در ادارهٔ مزرعه و در انتخابهایش عاملیت دارد، ولی فیلم گاه بیش از آنکه در جهان ذهنی او سکونت کند، او را از زاویهٔ اثرگذاریاش بر خوان میبیند. در نتیجه، بخشی از پیچیدگی رابطه نامتقارن میماند: بحران را از نزدیک میبینیم، اما همهٔ لایههای احساسی دو سوی آن به یک اندازه در دسترس نیستند.
ریتمی برای مکث، نه برای تعلیق زمان طولانی فیلم، نزدیک به سه ساعت، تنها مسئلهای کمی نیست؛ نشاندهندهٔ شیوهٔ روایت آن است. Reygadas به صحنهها اجازه میدهد بمانند، حتی وقتی اطلاعات داستانی تازهای عرضه نمیکنند. این مکثها میتوانند تجربهای غوطهورکننده بسازند: روزمرگی مزرعه، حرکت آدمها در فضا و سکوتهای میانشان بهتدریج وزن پیدا میکنند.
در مقابل، تماشاگرانی که انتظار گسترش پیوستهٔ کشمکش یا پیشروی سریع قصه را دارند، ممکن است با تکرارها و پراکندگی روایت خسته شوند. فیلم از مخاطب میخواهد به جای انتظار برای نقطهٔ عطف بعدی، به جزئیات حضور و فضا توجه کند؛ درخواستی که برای برخی تماشاگران پاداشبخش و برای برخی دیگر فرساینده است.
همین ساختار پراکنده هم مزیت است و هم محدودیت. در بهترین لحظات، فرم فیلم با آشفتگی زندگی عاطفیاش هماهنگ میشود: بحران نه با توضیحی مرتب، بلکه از میان صحنهها، نگاهها و نشانههای محیطی سربرمیآورد. اما این روش همیشه به کشف تازه نمیانجامد و گاه حس میشود فیلم پیش از آنکه اطلاعات یا زاویهای تازه عرضه کند، بیش از اندازه در حالوهوای خود میماند.
« Reygadas به صحنهها اجازه میدهد بمانند، حتی وقتی اطلاعات داستانی تازهای عرضه نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
حاصل، اثری است که ارزشش را کمتر باید در کارآمدی روایی و بیشتر در کیفیت تجربهٔ حسی و فکریاش جستوجو کرد. جمعبندی «Our Time» درامی دربارهٔ زناشویی آزاد نیست؛ یا دستکم در این موضوع متوقف نمیماند. فیلم میپرسد آیا میتوان میل دیگری را پذیرفت، بیآنکه آن را به مالکیت، کنترل یا آزمون وفاداری تبدیل کرد؛ و آیا انسان میتواند تصویر آرمانیای را که از خود ساخته، هنگام مواجهه با حسادت حفظ کند.
فیلمبرداری چشمنواز، حضور پررنگ طبیعت و بازیهای کنترلشده، به این پرسشها کیفیتی شاعرانه و گاه خشن میبخشند. در سوی دیگر، زمان طولانی، روایت دیرگشا و محدودماندن بخشی از تجربهٔ استر، از کاستیهای مهم اثرند. این فیلم بیش از آنکه پاسخ روشنی عرضه کند، تماشاگر را در فضای متناقض خود نگه میدارد: جایی میان آزادی و تملک، میان تمدن و غریزه، و میان آنچه آدمها دربارهٔ عشق میگویند و آنچه در لحظهٔ تهدید از خود نشان میدهند.
برای تماشاگرانی که با ریتم آهسته و روایت تأملی همراه میشوند، «Our Time» تجربهای تصویری و روانشناختیِ ماندگار است؛ برای کسانی که به داستانی فشرده و متوازن نیاز دارند، ممکن است اثری دشوار و نامتوازن جلوه کند.
« حاصل، اثری است که ارزشش را کمتر باید در کارآمدی روایی و بیشتر در کیفیت تجربهٔ حسی و فکریاش جستوجو کرد. »
ثبت دیدگاه