نقد و بررسی
نقد تنهایی یک دونده استقامت (The Loneliness of the Long Distance Runner) | 1962
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جوانِ خشمگین در مسیر دویدن «The Loneliness of the Long Distance Runner» ساختهٔ Tony Richardson، از آن فیلمهایی است که ورزش را نه عرصهٔ پیروزی و قهرمانی، بلکه موقعیتی برای سنجیدن آزادی فردی و مناسبات قدرت میکند. داستان دربارهٔ Colin Smith، جوانی از طبقهٔ کارگر است که پس از سرقت از نانوایی به دارالتأدیب فرستاده میشود.
استعدادش در دوهای استقامت توجه رئیس مؤسسه را جلب میکند؛ اما هرچه جایگاهش در آنجا بهتر میشود، پرسش اصلی نیز پررنگتر میگردد: آیا موفقیت او واقعاً به معنای رهایی است، یا فقط راهی تازه برای سازگارکردنش با نظمی است که از پیش برایش تصمیم گرفته؟ فیلم این پرسش را بیآنکه به درامی ورزشیِ متعارف تبدیل شود، در دل خشم و انزوای شخصیت اصلی پیش میبرد.
روایت شکسته، حافظهٔ زنده فیلم از ساختاری غیرخطی بهره میگیرد و میان تمرینهای دویدن در زمان حال و خاطرات Colin از زندگی پیشینش رفتوآمد میکند. این رفتوبرگشتها صرفاً برای افزودن اطلاعات دربارهٔ گذشتهٔ او نیستند؛ هر خاطره، بخشی از نگاهش به خانواده، فقر و اقتدار را روشن میکند. دویدن در این میان ریتمی دوگانه میسازد: بدن در مسیر رو به جلو حرکت میکند، اما ذهن پیوسته به گذشته بازمیگردد.
« داستان دربارهٔ Colin Smith، جوانی از طبقهٔ کارگر است که پس از سرقت از نانوایی به دارالتأدیب فرستاده میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه، با تجربهٔ درونی قهرمان سازگار است، ولی همیشه به یک اندازه روان عمل نمیکند. گاهی برشهای زمانی ضرباهنگ روایت را از هم میگسلند و فیلم برای رسیدن به تأثیر مورد نظرش مکثهایی طولانی میکند. بااینحال، پراکندگی روایت را میتوان بازتاب ذهنی دانست که در برابر نظم خطی و مطمئن جامعه مقاومت دارد: Colin زندگیاش را نه همچون مسیری مرتب، بلکه به شکل مجموعهای از زخمها، خشمها و لحظههای فرار تجربه میکند.
بازی تام کورتنی و چهرهٔ نافرمانی بازی Tom Courtenay محور عاطفی و فکری فیلم است. او Colin را نه قهرمانی آرمانی و نه بزهکاریای یکبعدی تصویر میکند؛ جوانی است که سرسختیاش هم سپر دفاعی است و هم نشانهٔ بیاعتمادی عمیقش به جهان پیرامون. در نگاه خاموش، واکنشهای ناگهانی و پرخاشگری کنترلشدهٔ او، کشمکشی دیده میشود که شخصیت کمتر حاضر است آن را با توضیحهای روشن بیان کند.
قدرت بازی Courtenay در این است که سرکشی را به ژستی نمایشی فرو نمیکاهد. Colin میتواند شوخطبع، تلخ، آسیبپذیر و خشن باشد، بیآنکه فیلم از او بخواهد تماشاگر را بهسادگی دوست بدارد. این ابهام، شخصیت را باورپذیرتر میکند: نافرمانی او پاسخی ساده به یک بیعدالتی خاص نیست، بلکه به زندگیای مربوط است که در آن انتخابهای واقعی از او دریغ شدهاند.
« این شیوه، با تجربهٔ درونی قهرمان سازگار است، ولی همیشه به یک اندازه روان عمل نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
در برابر او، Michael Redgrave رئیس مؤسسه را با خونسردی و وقاری نگرانکننده بازی میکند؛ مردی که خود را خیرخواه میپندارد، اما جهانبینیاش همچنان بر انضباط و هدایت دیگران استوار است. طبقه، قدرت و وعدهٔ اصلاح یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، نمایش فاصلهٔ طبقاتی از راه سازوکارهای روزمره است، نه فقط از طریق سخنرانیهای سیاسی.
Colin و همسالانش در مؤسسه زیر نظمی سخت و سلسلهمراتبی زندگی میکنند؛ در بیرون نیز فرصتها و افقهای زندگیشان محدود است. دارالتأدیب با زبان اصلاح و تربیت از کار خود دفاع میکند، اما فیلم پیوسته نشان میدهد که «اصلاح» ممکن است بیش از آنکه به معنای فهمیدن جوانان باشد، به معنای شکلدادن آنان مطابق نیازهای جامعه باشد.
توانایی دویدن برای Colin فرصتی واقعی و درعینحال ابزاری در دست رئیس مؤسسه است. تشویق او به مسابقه میتواند نشانهٔ اعتماد به استعدادش به نظر برسد؛ اما این توجه، مشروط به آن است که استعدادش در خدمت اعتبار نهاد قرار گیرد. فیلم از همین تناقض تصویری تند از قدرت میسازد: نظام میتواند به فردی که پیشتر نادیدهاش گرفته، توجه نشان دهد، به شرط آنکه از او نمایشی مفید برای خود بسازد.
« توانایی دویدن برای Colin فرصتی واقعی و درعینحال ابزاری در دست رئیس مؤسسه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در اینجا، موفقیت ورزشی مسئلهای صرفاً شخصی نیست؛ به پرسشی دربارهٔ مالکیت استعداد و معنای پیشرفت بدل میشود. دویدن بهمثابه آزادی و انزوا عنوان فیلم بر تجربهای تأکید میکند که هم آزادیبخش است و هم تنهاترین شکلِ حضور در جهان. هنگام دویدن، Colin از فضای بستهٔ مؤسسه و از نگاه مراقب دیگران فاصله میگیرد؛ جاده و طبیعت گویی قلمرویی موقت در اختیار او میگذارند.
بااینحال، این رهایی کامل نیست. دونده در نهایت با بدن، خستگی و افکار خودش تنها میماند؛ هیچکس نمیتواند بهجای او مسیر را طی کند یا معنای انتخابهایش را تعیین کند. نماهای دویدن همین دوگانگی را به زبان تصویر درمیآورند. حرکت دوربین و فضای باز، در برابر قابهای سرد و محدود محیط مؤسسه، حس رهایی را زنده میکنند؛ اما این رهایی بیش از آنکه راهحلی برای گرفتاریهای Colin باشد، لحظهای است که در آن میتواند بیواسطه با خودش روبهرو شود.
فیلم از دویدن استعارهای ساده و پیروزمندانه نمیسازد. هر گام هم نشانهٔ توانایی جسمانی است و هم یادآور باری که شخصیت ناچار است بهتنهایی حمل کند. واقعگرایی سرد و زبان سینما سیاهوسفید بودن فیلم، مکانهای کمزرقوبرق و توجه به محیطهای روزمره، آن را به سنت واقعگرایی اجتماعی سینمای بریتانیا پیوند میدهد؛ سنتی که زندگی طبقهٔ کارگر و محدودیتهای مادی آن را به مرکز توجه میآورد.
« در اینجا، موفقیت ورزشی مسئلهای صرفاً شخصی نیست؛ به پرسشی دربارهٔ مالکیت استعداد و معنای پیشرفت بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
تصویرها از فقر و انضباط، نه با آرایشهای پرطمطراق، بلکه با خشکی و بیپیرایگی ساخته میشوند. در این جهان، دیوارها، اتاقها و جادهها صرفاً پسزمینه نیستند؛ بخشی از فشاریاند که شخصیتها تجربه میکنند. در عین حال، Richardson به ثبت بیواسطهٔ واقعیت بسنده نمیکند. مونتاژ، تغییر ریتم و حرکت دوربین، فیلم را از گزارش اجتماعی صرف فراتر میبرند و به ذهن Colin نزدیک میکنند.
گاهی این شگردها اثرگذارند و تلاطم درونی او را به تماشاگر منتقل میکنند؛ گاهی نیز ممکن است کمی آشکار و خودنمایانه به نظر برسند. همین ناهمواریها بخشی از نیروی فیلماند: اثری که بیشتر به دنبال یافتن زبان مناسب برای خشم است تا ساختن روایتی کاملاً صیقلی و بیاختلال. محدودیتها و شخصیتهای پیرامونی فیلم در لحظههایی که تجربهٔ Colin را از طریق تصویر و کنش منتقل میکند، نیرومندتر از بخشهایی است که پیامهایش را مستقیم بر زبان میآورد.
برخی دیالوگها اعتراض ضداقتدارگرایانهٔ اثر را آشکارا توضیح میدهند و در نتیجه، بخشی از پیچیدگیای را که بازی و تصویر ساختهاند، به گزارههایی صریح تقلیل میدهند. این صراحت همیشه مخرب نیست، اما گاهی تماشاگر را به جای کشف معنا، در برابر نتیجهگیریای از پیش اعلامشده قرار میدهد. همچنین، جهان اجتماعی فیلم عمدتاً از دریچهٔ Colin دیده میشود؛ ازاینرو، شخصیتهای فرعی کمتر فرصت مییابند زندگی و تناقضهای مستقل خود را کامل آشکار کنند.
« تصویرها از فقر و انضباط، نه با آرایشهای پرطمطراق، بلکه با خشکی و بیپیرایگی ساخته میشوند. »
جمعبندی
این تمرکز به انسجام پرترهٔ قهرمان کمک میکند، اما گسترهٔ نقد اجتماعی را نیز محدود میسازد. فیلم دربارهٔ سازوکارهای نابرابری حرفهای مهمی دارد، ولی همیشه نمیتواند همهٔ پیچیدگیهای آن سازوکارها یا تجربهٔ کسانی را که در حاشیهٔ داستان باقی میمانند، به تفصیل بکاود. جمعبندی «The Loneliness of the Long Distance Runner» اثری ماندگار است، زیرا دویدن را از رقابت ورزشی به استعارهای برای کشمکش میان فرد و جامعه تبدیل میکند.
فیلم نه از Colin قدیسی معترض میسازد و نه وعدهٔ آسانی برای رهایی میدهد. در عوض، با بازی پرقدرت Tom Courtenay، فضاسازی سرد و روایتی مبتنی بر خاطره، نشان میدهد چگونه فقر و نهادهای انضباطی بر انتخابهای جوانی سرکش سایه میاندازند. گسستهای روایی، دیالوگهای گاه صریح و پرداخت محدود برخی شخصیتهای فرعی از انسجام آن میکاهند، اما نیروی تصویری و پرسشهای اخلاقیاش همچنان پابرجاست.
حاصل، فیلمی است که پس از پایان تماشا نیز پرسشی دشوار را باقی میگذارد: وقتی جامعه راههای اندکی برای انتخاب پیش روی فرد میگذارد، نافرمانی شکست است یا تنها شکلی است که آزادی میتواند به خود بگیرد؟
« این تمرکز به انسجام پرترهٔ قهرمان کمک میکند، اما گسترهٔ نقد اجتماعی را نیز محدود میسازد. »



ثبت دیدگاه