نقد و بررسی
نقد شیطان از راه رسید ۲ (Along Came the Devil II) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
داستانی که از گذشته آغاز میشود «Along Came the Devil II» دنبالهای است که بهجای گسستن از جهان قسمت نخست، میکوشد دامنهی آن را گسترش دهد. جردن پس از دریافت پیامی صوتیِ نگرانکننده به خانه بازمیگردد؛ بازگشتی که قرار است هم راهی برای یافتن پاسخ باشد و هم او را با پرسشهای تازه روبهرو کند.
حضور پدری که از او دور افتاده، نیرویی اهریمنی که شهر را فراگرفته و کشیشی که ظاهراً بیش از دیگران از ماجرا خبر دارد، مصالح اصلی این قصهاند. فیلم از همان ابتدا بر پیوند میان گذشتهی خانوادگی و تهدید فراطبیعی تکیه میکند؛ پیوندی که میتواند به وحشت روانی و درامی دربارهی میراث عاطفی بدل شود، اما همیشه به اندازهی ظرفیتش پرورده نمیشود.
فضای دلهره و سازوکار ترس نقطهی قوت فیلم، خلق فضایی است که در آن خطر لزوماً با جلوهای آشکار وارد قاب نمیشود. سکوتها، مکثها و انتظار برای رخدادی نامعلوم، در بخشهایی از فیلم حس ناامنی مؤثری پدید میآورند. چند صحنهی ترسناک نیز با زمانبندی مناسب و اتکا به تنشِ تدریجی اجرا میشوند؛ فیلم گاهی بهجای آنکه فوراً تهدید را نشان دهد، تماشاگر را در وضعیت حدسزدن و نگرانی نگه میدارد.
« فضای دلهره و سازوکار ترس نقطهی قوت فیلم، خلق فضایی است که در آن خطر لزوماً با جلوهای آشکار وارد قاب نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این شیوه در همهی لحظات نتیجهبخش نیست. دلهره وقتی اثرگذار میماند که میان سکون و حادثه، آهنگی حسابشده برقرار باشد. در اینجا گاه فاصلهی میان دو نقطهی اوج بیش از اندازه طولانی میشود و تعلیق، به انتظارِ بیحاصل نزدیک میگردد. فیلم توانایی ساختن لحظههای ترس را دارد، اما همیشه نمیداند چگونه نیروی آن لحظهها را در سراسر روایت حفظ کند.
ریتم و کشآمدن روایت ریتم کند اثر هم میتواند بخشی از طراحی فضای آن به شمار آید و هم یکی از محدودیتهایش باشد. کندی در داستانهای وحشت، اگر به انباشتهشدن اضطراب یا عمیقترشدن شخصیتها بینجامد، امتیازی مهم است؛ اما در این فیلم، برخی بخشها بیش از آنچه برای ساختن فضا لازم است امتداد مییابند.
گفتوگوها و رفتوآمدهای داستانی گاهی ضرباهنگ را متوقف میکنند، بیآنکه اطلاعات یا تحول عاطفی تازهای به همراه بیاورند. این مسئله در یکسوم پایانی نیز کاملاً از میان نمیرود. فیلم در آن بخش پرحادثهتر میشود و حرکت شخصیتها میان موقعیتهای خطرناک، انرژی تازهای به روایت میدهد؛ بااینحال، این افزایش تحرک همیشه با پیشرفت معنادار قصه همراه نیست.
« بااینحال، این شیوه در همهی لحظات نتیجهبخش نیست. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تماشاگر ممکن است همزمان با جذابیت لحظهای حادثهها، احساس کند روایت هنوز در حال دورزدن پرسشهای اصلی است. خانواده و بازیگری بخش خانوادگی داستان مهمترین امکان دراماتیک فیلم است. بازگشت جردن، برخورد دوباره با پدر و آشکارشدن فاصلههای عاطفی، بستری فراهم میکند تا وحشت از سطح تهدیدی بیرونی فراتر برود و به تجربهای شخصی تبدیل شود.
ترس در چنین روایتی زمانی عمیقتر میشود که پیوندهای خانوادگی خود به منبعی از بیاعتمادی، اندوه یا پشیمانی بدل شوند. فیلم در بعضی لحظات از این ظرفیت بهره میگیرد، بهویژه هنگامی که اضطراب فراطبیعی با تنش میان اعضای خانواده درهم میآمیزد. Laura Wiggins در نقش جردن، حضوری جدی و درگیرکننده دارد و به آشفتگی شخصیت وجهی انسانی میبخشد.
بازی او کمک میکند قهرمان داستان صرفاً وسیلهای برای پیشبردن حادثهها نباشد. در سوی دیگر، عملکرد بازیگران یکدست نیست؛ برخی لحظات از نظر عاطفی بهاندازهی کافی باورپذیر نمیشوند و همین ناهماهنگی از شدت تأثیر صحنههای خانوادگی میکاهد. هرگاه بازیها به حس درونی شخصیتها نزدیک میشوند، فیلم زندهتر است؛ هرگاه دیالوگها ناچارند اطلاعات را بهجای کشف تدریجی توضیح دهند، این زندگی فروکش میکند.
« خانواده و بازیگری بخش خانوادگی داستان مهمترین امکان دراماتیک فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جنزدگی و مسئلهی بیماری روانی یکی از دشوارترین انتخابهای فیلم، نزدیککردن وضعیت روانی شخصیتها به پدیدهی جنزدگی است. در داستان وحشت، ابهام میان امر روانشناختی و فراطبیعی میتواند زمینهای ثمربخش برای تردید و هراس باشد؛ اما این ابهام نیازمند ظرافت است. اگر بیماری روانی صرفاً نشانهای برای حضور نیروی اهریمنی تلقی شود، نهتنها پیچیدگی انسانی موضوع از دست میرود، بلکه فیلم به کلیشهای آشنا و آسانفهم پناه میبرد.
«Along Came the Devil II» در این زمینه به تعادل کاملی نمیرسد. اثر گاه از تردید میان توضیحهای مختلف بهره میگیرد، اما کمتر فرصت میدهد این پرسش با عمق کافی در شخصیتها یا مضمون فیلم رسوخ کند. در نتیجه، ایدهای که میتوانست هستهی فکری روایت باشد، بیشتر به ابزاری برای افزایش آشوب و تعلیق تبدیل میشود.
این انتخاب از نیروی دراماتیک قصه میکاهد و ممکن است برای برخی تماشاگران سادهانگارانه جلوه کند. انسجام داستان و جهان فیلم فیلم میخواهد هم داستان جردن را پیش ببرد و هم تصویری گستردهتر از نیرویی اهریمنی و تأثیر آن بر شهر ارائه دهد. کشیش شهر، بهعنوان کسی که ظاهراً از حقیقت آگاهی بیشتری دارد، دروازهای برای ورود به این جهان است؛ اما روایت اطلاعات را همیشه با نظمی روشن و قانعکننده در اختیار تماشاگر نمیگذارد.
« Along Came the Devil II» در این زمینه به تعادل کاملی نمیرسد. »
قوتها و کاستیها
برخی پرسشها عمداً بیپاسخ میمانند تا حس رازآلودگی حفظ شود، ولی برخی دیگر بیشتر شبیه خلأهای داستانیاند تا ابهامِ حسابشده. این تفاوت اهمیت دارد: راز خوب، کنجکاوی میسازد؛ حفرهی روایی، اعتماد تماشاگر را کم میکند. فیلم در گسترش جهان داستانی خود لحظاتی جذاب دارد، اما رابطهی علتومعلولی بعضی رخدادها بهاندازهی کافی روشن نیست.
همین امر باعث میشود تماشاگر برای پیگیری ماجرا انگیزه داشته باشد، اما همیشه مطمئن نباشد آنچه دیده با منطق درونی فیلم سازگار است. پردهی پایانی و سرانجامِ تعلیق در بخش پایانی، فیلم شتاب بیشتری میگیرد و از تعلیق آرام به موقعیتهایی پرتنشتر و حادثهمحورتر میرسد. این تغییر، برای مدتی به روایت انرژی میبخشد و فیلم را از رکودی که در بخشهایی از آن احساس میشود بیرون میکشد.
رخدادهای پایانی همچنین بر پرسشهایی که پیشتر مطرح شدهاند تأکید میکنند و مخاطب را به ادامهی جهان داستانی علاقهمند نگه میدارند. بااینهمه، همین بخش نیز از مسئلهی انسجام مصون نیست. فیلم برای حفظ غافلگیری، همهی اجزای خود را به شکلی شفاف کنار هم نمیچیند و نتیجه میتواند بهجای تأملبرانگیز بودن، گیجکننده به نظر برسد.
« این تفاوت اهمیت دارد: راز خوب، کنجکاوی میسازد؛ حفرهی روایی، اعتماد تماشاگر را کم میکند. »
جمعبندی
پایان را میتوان عامدانه رازآلود خواند، اما رازآلودگی زمانی ثمربخش است که تماشاگر احساس کند نشانههایی برای فهم آن در اختیار داشته است. اینجا میان کنجکاویِ برانگیختهشده و سردرگمی، مرزی باریک وجود دارد و فیلم همیشه در سوی درست آن نمیایستد. جمعبندی «Along Came the Devil II» اثری نابرابر است: در فضاسازی و ساخت چند لحظهی دلهرهآور توانایی دارد، از بازی Laura Wiggins بهره میبرد و با گسترش جهان قسمت نخست، علاقهی مخاطب به ادامهی ماجرا را زنده میکند.
در مقابل، ریتم کند، بخشهای کشآمده، ناهمگونی بازیها و ضعف پیوندهای روایی مانع میشوند این ظرفیتها به تجربهای منسجم بدل شوند. برخورد فیلم با بیماری روانی و جنزدگی نیز گاه بیش از آنکه پیچیده و سنجیده باشد، به الگوی آشنای ژانر تکیه میکند. برای دوستداران وحشت فراطبیعی، فیلم لحظاتی سرگرمکننده و چند صحنهی مؤثر دارد؛ اما تماشاگرانی که انتظار داستانی دقیق، شخصیتپردازی پیوسته و پایانی کاملاً روشن دارند، احتمالاً با تجربهای دوگانه روبهرو خواهند شد.
اثر بیش از آنکه با پاسخهایش در ذهن بماند، با پرسشهایی که مطرح میکند و شیوهی ناتمامِ کنار هم گذاشتن آنها به یاد میآید.
« اینجا میان کنجکاویِ برانگیختهشده و سردرگمی، مرزی باریک وجود دارد و فیلم همیشه در سوی درست آن نمیایستد. »



ثبت دیدگاه