نقد و بررسی
نقد برک و هیر (Burke & Hare) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازسازی تاریکِ یک رسوایی تاریخی «Burke & Hare» به سراغ ماجرایی میرود که خودِ واقعیتش از هر خیال هولناکتری پیشی میگیرد: در ادینبروی سدهٔ نوزدهم، جایی که دانش کالبدشناسی به جسدهای بیشتری نیاز دارد و قانون دسترسی به آنها را محدود کرده است، دو مرد فرصتطلب راهی برای کسب درآمد پیدا میکنند.
فیلم از همین تناقض آغاز میکند؛ پیشرفت علمی در کنار کمبود منابع، و بازاری که در آن بدن انسان میتواند به کالا بدل شود. اما بهجای آنکه این زمینه را به درامی جنایی و تلخ تبدیل کند، روایت از همان ابتدا به سوی کمدی سیاه و هجو میچرخد. این انتخاب، هم مهمترین ویژگی اثر است و هم سرچشمهٔ اصلی ناهماهنگیهایش.
ادینبرو؛ فضایی میان تاریخ و نمایش یکی از موفقیتهای روشن فیلم، ساختن تصویری دیدنی از ادینبرو است؛ شهری با کوچههای تنگ، بازارهای شلوغ، بناهای سنگی و هوایی که گویی همیشه اندکی نمناک و تیره است. طراحی صحنه و لباس، جهانی میسازد که در آن فقر روزمره و جاهطلبی علمی در کنار هم حضور دارند.
« این انتخاب، هم مهمترین ویژگی اثر است و هم سرچشمهٔ اصلی ناهماهنگیهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جزئیات به قصه بافت میدهند و کمک میکنند ماجرا از یک حکایت جنایی ساده فراتر برود. بااینحال، فیلم بیش از آنکه در بازسازی دقیق تاریخ بکوشد، از گذشته بهعنوان صحنهای برای نمایش استفاده میکند. ارجاعها و شوخیهای تاریخی، گاه عمداً با واقعیت بازی میکنند و گاه حالوهوای دوره را به پسزمینهای تزئینی بدل میسازند.
نتیجه، اثری نیست که بتوان آن را بازخوانی جدی تاریخ دانست؛ بلکه کمدیای است که از گذشته مصالحی برای هجو و سرگرمی میگیرد. این رویکرد در لحظههایی جذاب است، اما گاهی پیوند فیلم با واقعیت تلخ ماجرا را سست میکند. دو شخصیت در مرز همدلی و نفرت سایمون پگ در نقش ویلیام برک و اندی سرکیس در نقش ویلیام هِر، زوجی نامتعارف میسازند.
رابطهٔ میان آنها بر پایهٔ منفعت مشترک، بگومگو و نوعی رفاقت ناخواسته شکل گرفته است. هر دو بازیگر انرژی زیادی به نقشها میآورند و مهارتشان در اجرای کمدی بدنی و واکنشهای ظریف، مانع از آن میشود که شخصیتها صرفاً مهرههایی برای پیشبرد حادثه باشند. سرکیس به هِر چابکی و حسابگری میبخشد؛ پگ نیز برک را مردی مرددتر و آسیبپذیرتر نشان میدهد.
« این جزئیات به قصه بافت میدهند و کمک میکنند ماجرا از یک حکایت جنایی ساده فراتر برود. »
شخصیتها و اجرا
مشکل آنجاست که فیلم میخواهد این دو را همزمان هم جنایتکارانی هولناک و هم «رذلهایی دوستداشتنی» جلوه دهد. چنین دوگانگیای در کمدی سیاه میتواند ثمربخش باشد، اما نیازمند تعادلی دقیق است: تماشاگر باید هم از مضحکهٔ رفتار شخصیتها بخندد و هم از پیامدهای آن احساس ناراحتی کند. فیلم گاه به بخش نخست بیش از اندازه بها میدهد و همین امر، جنایت را از وزن اخلاقیاش تهی میکند.
شخصیتها سرگرمکنندهاند، اما بهندرت به چهرههایی پیچیده و ماندگار تبدیل میشوند. کمدی سیاه و مسئلهٔ لحن ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت طنزی تلخ دارد: وقتی بازار قانونی جسد محدود است، کسانی که از مرگ دیگران سود میبرند چه فاصلهای تا جنایت دارند؟ اثر این پرسش را در قالب شوخیهای موقعیتی، اغراق و لحظات سبکسرانه دنبال میکند.
بعضی صحنهها از تضاد میان وقار نهادهای علمی و ابتذال معاملهٔ پشتپرده بهره میگیرند و در همین لحظات، فیلم به هجویهای گزنده نزدیک میشود. اما بخش زیادی از شوخیها بهجای آنکه از دل موقعیت بیرون بیایند، صرفاً بر غافلگیری یا اداهای بازیگران تکیه دارند. ازاینرو، طنز فیلم نوسان دارد: گاهی مؤثر و گاهی کمرمق یا بیش از حد آشکار است.
« مشکل آنجاست که فیلم میخواهد این دو را همزمان هم جنایتکارانی هولناک و هم «رذلهایی دوستداشتنی» جلوه دهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مهمتر آنکه شوخیها بهندرت زمینهٔ تأملی عمیقتر دربارهٔ کالبدشکافی، فقر، اخلاق پزشکی یا ارزش بدن انسان فراهم میکنند. موضوعی که میتوانست طنزی سیاه و ناراحتکننده بسازد، اغلب به مجموعهای از لحظات سبک تبدیل میشود. روایت پراکنده و خردهپیرنگها خط اصلی داستان روشن و بهاندازهٔ کافی کنجکاویبرانگیز است: دو مرد برای تأمین جسد وارد معاملهای میشوند و با افزایش نیاز مشتری، مسیرشان به سوی خشونت میرود.
بااینحال، فیلم در حفظ تمرکز بر همین مسیر مشکل دارد. رابطهٔ عاطفی برک، طرح نمایشیِ شخصیت زن، رقابت پزشکان و حضور چهرههای فرعی متعدد، هرکدام فرصتی برای گسترش جهان داستان فراهم میکنند؛ ولی همهٔ این شاخهها به یک اندازه ضروری یا پرورده نیستند. در نتیجه، روایت بهجای آنکه با افزایش خطر، فشردهتر و پرتنشتر شود، بارها به مسیرهای جانبی میرود.
برخی شخصیتهای فرعی بیشتر برای یک شوخی یا حضور کوتاه به کار گرفته میشوند تا آنکه نقشی اساسی در تحول قصه داشته باشند. این شلوغی گاهی حالوهوای یک نمایش گروهی پرجنبوجوش میسازد، اما از انسجام اثر میکاهد و مانع شکلگیری تعلیقی پایدار میشود. بازیگران و جذابیت لحظههای فرعی حضور گروهی از بازیگران باتجربه، به فیلم نیرویی بیش از آنچه فیلمنامه فراهم میکند میبخشد.
« موضوعی که میتوانست طنزی سیاه و ناراحتکننده بسازد، اغلب به مجموعهای از لحظات سبک تبدیل میشود. »
قوتها و کاستیها
تام ویلکینسون در نقش دکتر ناکس، چهرهای از اقتدار علمی و جاهطلبی حرفهای ارائه میدهد؛ شخصیتی که در پیوند میان دانش و بازار، امکان نقدی جدیتر را پیش چشم میگذارد. جسیکا هاینز و آیزلا فیشر نیز به جهان مردانهٔ قصه رنگ و انرژی میافزایند، هرچند نقشهایشان همیشه از ظرفیت بازیگران بهره نمیبرند.
حضور تیم کَری و بازیگران چهره در نقشهای کوتاه نیز به فیلم حس نمایشی و گاه بازیگوشانه میدهد. این مجموعه، در لحظات پراکنده، فیلم را زنده نگه میدارد. بازیها معمولاً با لحن سبک اثر همراهاند و هیچیک نمیکوشند فیلم را به تراژدیای بدل کنند که فیلمنامه برایش آماده نیست. بااینهمه، همین هماهنگی بازیگران با لحن کمدی، مسئلهٔ بنیادین اثر را حل نمیکند: گاهی شور اجرا از خود شوخیها بیشتر است و تماشاگر بهجای خندیدن به موقعیت، صرفاً از حضور بازیگر لذت میبرد.
کارگردانی و فرصت ازدسترفته جان لندیس میکوشد سنت کمدیهای تاریخی و هجویههای هراسآلود را با داستانی واقعینما پیوند بزند. نگاه او به خشونت، معمولاً از فاصلهای کمیک و کنترلشده میگذرد؛ دوربین بیش از آنکه بر رنج قربانیان مکث کند، به آشفتگی و بیپروایی عاملان توجه دارد. این انتخاب با قصد کمدیبودن فیلم سازگار است، اما بهایش کاهش تنش و همدلی با قربانیان است.
« حضور تیم کَری و بازیگران چهره در نقشهای کوتاه نیز به فیلم حس نمایشی و گاه بازیگوشانه میدهد. »
جمعبندی
اثر همچنین از فرصتی مهم چشم میپوشد: تبدیل کمبود جسد برای آموزش پزشکی به تصویری از تناقضهای اجتماعی و اخلاقی زمانه. فیلم اشارههایی به این زمینه دارد، اما آنها را بهندرت تا پیامدی جدی دنبال میکند. بنابراین، جنایتها بیشتر موتور ماجرا هستند تا موضوعی که فیلم واقعاً بخواهد دربارهاش بیندیشد.
همین فاصله میان ظرفیت مضمون و سبک اجرای آن، حس «فرصت ازدسترفته» را تقویت میکند. جمعبندی «Burke & Hare» فیلمی است با فضایی تاریخیِ تماشایی، گروهی از بازیگران پرانرژی و ایدهای ذاتاً مناسب برای کمدی سیاه؛ اما این امتیازها به اثری کاملاً یکدست نمیانجامند. شوخیها ناهموارند، خردهپیرنگها تمرکز را پراکنده میکنند و لحن سرگرمکننده گاه با سنگینی جنایتهایی که روایت میکند سازگار نیست.
فیلم بیش از آنکه نگاهی عمیق به اخلاق، علم و بهرهکشی از بدن انسان داشته باشد، به ماجرایی شلوغ و بازیگوشانه بسنده میکند. بااینحال، برای تماشاگرانی که از کمدیهای تاریخیِ نامتعارف و بازیهای پرتحرک لذت میبرند، اثر لحظات سرگرمکنندهای دارد؛ فقط نباید از آن انتظار تعلیق جنایی نیرومند یا کاوشی جدی در تاریکی ماجرای واقعی داشت.
« فیلم اشارههایی به این زمینه دارد، اما آنها را بهندرت تا پیامدی جدی دنبال میکند. »



ثبت دیدگاه