نقد و بررسی
نقد فهرست مسنجر آدریان (The List of Adrian Messenger) | 1963
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی که از یک فهرست آغاز میشود «The List of Adrian Messenger» ساختهٔ John Huston، فیلمی معمایی است که کنجکاوی را نه با یک صحنهٔ پرهیاهو، بلکه با پرسشی ساده و ناآرامکننده برمیانگیزد: چه پیوندی میتواند میان چند نام پراکنده وجود داشته باشد؟ آدریان مسنجر از آنتونی گتریِن میخواهد دربارهٔ افرادی تحقیق کند که نامشان در فهرستی آمده است، بیآنکه دلیل این درخواست را روشن کند.
مرگ مسنجر و حوادث مشکوک پیرامون افراد فهرست، این کنجکاوی را به پروندهای جنایی بدل میکند. فیلم اطلاعات را بهتدریج در اختیار تماشاگر میگذارد و از همین راه، او را به همراهی فعال در تحقیق دعوت میکند. هر سرنخ ممکن است معنایی تازه به نشانههای پیشین بدهد؛ بنابراین جذابیت اثر فقط در یافتن پاسخ نهایی نیست، بلکه در مسیر مرتبکردن اطلاعات و سنجیدن فرضیهها نیز نهفته است.
روایت، تماشاگر را به حدسزدن وامیدارد، اما معمولاً آنقدر صبر میکند که حدسها به اطمینان زودرس بدل نشوند. کارآگاه و خویشتنداری روایت آنتونی گتریِن، با بازی George C. Scott، قهرمانی است که هوش خود را از راه نمایشهای پرزرقوبرق به رخ نمیکشد. پیشینهٔ اطلاعاتی او در شیوهٔ مشاهده، پرسشگری و ارزیابی موقعیتها حضور دارد؛ بااینحال، فیلم او را بیشتر ناظری دقیق و پیگیر نشان میدهد تا قهرمانی شکستناپذیر.
« مرگ مسنجر و حوادث مشکوک پیرامون افراد فهرست، این کنجکاوی را به پروندهای جنایی بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این خویشتنداری به لحن اثر کمک میکند: تحقیق، حاصل کنار هم گذاشتن جزئیات است، نه یک مکاشفهٔ ناگهانی و بیمقدمه. گتریِن در برابر پروندهای قرار میگیرد که هم گسترهٔ زمانی دارد و هم آدمهایی با پیشینههای متفاوت را به هم مربوط میکند. همین فاصله میان ظاهر روزمرهٔ حوادث و نظم پنهان آنها، نیروی اصلی تعلیق را میسازد.
فیلم در بهترین لحظههایش میفهمد که یک نگاه، یک مکث یا یک پاسخ مبهم میتواند از توضیح مستقیم مؤثرتر باشد. بازیها و کشاکش شخصیتها George C. Scott به نقش گتریِن وقار و تمرکز میبخشد و تعادل خوبی میان جدیت حرفهای و کنجکاوی انسانی برقرار میکند. در سوی دیگر، Kirk Douglas حضوری پرانرژی و کاریزماتیک دارد؛ حتی هنگامی که روایت بر هویت یا ظاهر شخصیتها سایه میاندازد، بازی او بخشی از نیروی نمایشی فیلم را فراهم میکند.
تقابل این دو کیفیت ــ خونسردی محاسبهگرانه و انرژی پرتنش ــ به داستان جان میدهد. بازیگران مکمل نیز به جهان فیلم رنگ میبخشند، هرچند همهٔ شخصیتها فرصت یکسانی برای گسترش نمییابند. گاه حضور چهرههای سرشناس بیش از آنکه در خدمت پرداخت شخصیت باشد، بهعنوان جاذبهای نمایشی عمل میکند.
« همین فاصله میان ظاهر روزمرهٔ حوادث و نظم پنهان آنها، نیروی اصلی تعلیق را میسازد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب با بازی پنهانکاری و تغییر چهرهٔ فیلم هماهنگ است، اما ممکن است تمرکز را از خود معما منحرف کند: تماشاگر بهجای دنبالکردن سرنخها، درگیر حدسزدن دربارهٔ هویت بازیگر پشت چهره میشود. نقاب، گریم و بازی با هویت یکی از ویژگیهای متمایز فیلم، استفاده از چهرههای بدل و گریم برای پنهانکردن هویت برخی بازیگران است.
این ایده با مضمون اصلی داستان ــ تفاوت میان ظاهر و حقیقت ــ تناسب دارد و میتواند تماشای فیلم را به بازیای دوگانه تبدیل کند: هم باید راز ماجرا را دنبال کرد و هم نشانههای ظاهری را سنجید. از نظر مفهومی، این تمهید هوشمندانه است؛ زیرا نقاب را از وسیلهای صرفاً تزئینی به بخشی از زبان فیلم بدل میکند.
بااینحال، اجرای این ایده همیشه یکدست نیست. بعضی چهرهها آنقدر مصنوعی یا نامقنعاند که توجه را از صحنه میربایند و تماشاگر را به یاد سازوکار پشت دوربین میاندازند. همچنین حضور چهرههای مشهور در نقشهای مبدل گاه آشکارا به یک հնարف نمایش تبدیل میشود. در نتیجه، فیلم میان دو لذت متفاوت در نوسان است: لذت کشف قاتل و لذت تشخیص ستارهها.
« از نظر مفهومی، این تمهید هوشمندانه است؛ زیرا نقاب را از وسیلهای صرفاً تزئینی به بخشی از زبان فیلم بدل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دو همیشه به سود یکدیگر عمل نمیکنند. فضا، تصویر و موسیقی فیلمبرداری سیاهوسفید به اثر بافتی کلاسیک و اندکی سرد میبخشد. سایهها و تضادهای تصویری، حس رازآلودگی را تقویت میکنند و با دنیایی که در آن ظاهرها قابل اعتماد نیستند، همخوانی دارند. قاببندیها بیش از آنکه بر جلوهگری تکیه کنند، به وضوح صحنه و جایگاه شخصیتها در فضا اهمیت میدهند؛ رویکردی که برای روایت کارآگاهی مناسب است.
موسیقی Jerry Goldsmith نیز به تعلیق کمک میکند، بیآنکه همواره بخواهد احساسات را بهجای تماشاگر تعیین کند. صداگذاری و موسیقی در لحظههای پرتنش، انتظار را بالا میبرند و در فاصلههای آرامتر اجازه میدهند فضای تحقیق نفس بکشد. با وجود این، ریتم فیلم همیشه به یک اندازه روان نیست. بخشهایی که به شکار روباه و مناسبات پیرامون آن اختصاص دارند، از نظر فضاسازی و موقعیت اجتماعی اهمیت دارند، اما طولانیشدنشان ممکن است از شتاب معما بکاهد.
ساختار معما و ریتم روایت طرح فیلم بر زنجیرهای از سرنخها، مرگهای ظاهراً نامرتبط و روابطی پنهان استوار است. این ساختار، در اصل، ظرفیت زیادی برای تعلیق دارد؛ زیرا هر پاسخ کوچک پرسش تازهای میسازد و دامنهٔ پرونده را گستردهتر میکند. فیلم در بخشهای مؤثر خود از توضیحگویی پرهیز میکند و اجازه میدهد تماشاگر همراه گتریِن به برداشتهای تازه برسد.
« این دو همیشه به سود یکدیگر عمل نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
اما پیچیدگی طرح گاهی از شفافیت آن پیشی میگیرد. اطلاعات فراوان و شخصیتهای متعدد میتوانند پیگیری روابط را دشوار کنند، بهویژه هنگامی که روایت میان تحقیق، نمایش چهرههای مبدل و صحنههای فرعی جابهجا میشود. این پراکندگی به معنای بیاثر بودن معما نیست؛ بیشتر نشان میدهد که فیلم همیشه نمیتواند میان جذابیتهای مختلف خود اولویت روشنی برقرار کند.
اگر تماشاگر با حوصله به جزئیات توجه کند، همین تراکم میتواند بخشی از لذت اثر باشد؛ اگر نه، احتمال دارد برخی لحظهها بیشتر گیجکننده باشند تا تعلیقآفرین. جایگاه فیلم در کارنامهٔ Huston John Huston در این اثر به سراغ معمایی کلاسیک با حالوهوایی انگلیسی میرود: اشرافزادگان، املاک روستایی، گذشتهای سنگین و تحقیقاتی که زیر سطح آرام زندگی اجتماعی پیش میروند.
فیلم نه میکوشد این جهان را کاملاً واقعگرا و روزمره جلوه دهد و نه آن را به هزلی آشکار تبدیل میکند. حاصل، اثری است که گاه جدی و پرتعلیق است و گاه به بازیهای نمایشی خود آگاه میشود. این دوگانگی بخشی از هویت فیلم است و در عین حال محدودیت آن را نیز شکل میدهد. اگر ترفندهای گریم و حضور ستارهها کمتر به چشم میآمدند، تمرکز بیشتری بر شخصیتها و منطق تحقیق باقی میماند.
« اما پیچیدگی طرح گاهی از شفافیت آن پیشی میگیرد. »
جمعبندی
در مقابل، همین تمهیدها به فیلم شخصیتی نامتعارف میدهند که آن را از بسیاری از معماهای متعارف همدورهاش جدا میکند. جمعبندی «The List of Adrian Messenger» معمایی خوشساخت و سرگرمکننده است که نیروی خود را از یک ایدهٔ مرکزی جذاب، بازیهای کاریزماتیک و فضای رازآلود سیاهوسفید میگیرد.
فیلم تماشاگر را به مشارکت در کشف سرنخها فرامیخواند و بهخوبی از فاصلهٔ میان ظاهر حوادث و پیوند پنهان آنها تعلیق میسازد. در عین حال، گریمهای نامقنع، خودنماییِ ترفندهای مربوط به بازیگران مبدل و کندی برخی بخشها از انسجام تجربه میکاهند. ارزش فیلم بیش از آنکه در بینقصبودن آن باشد، در جسارت بازیگوشانهاش با هویت و در تواناییاش برای زنده نگهداشتن کنجکاوی است.
این اثری است که ممکن است گاهی بیش از اندازه به حیلههای خود دل ببندد، اما همچنان برای دوستداران معماهای کلاسیک، تحقیقهای تدریجی و روایتهایی دربارهٔ فریبِ ظاهر، تماشایی و بهیادماندنی باقی میماند.



ثبت دیدگاه