نقد و بررسی
نقد خطوطی که مرا تعریف میکنند (The Lines That Define Me) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خطوطی که از درون میگذرند «The Lines That Define Me» به کارگردانی Norihiro Koizumi، در ظاهر دربارهٔ آموختن نقاشی با مرکب است؛ اما موضوع اصلیاش بهتدریج از مهارت هنری فراتر میرود و به دشواریِ دوباره زیستن پس از فقدان میرسد. سوسوکه آئویاما دانشجویی است که مرگ پدر و مادرش در سانحهای رانندگی، او را در وضعیتی از اندوهِ فروخورده و بیجهتی رها کرده است.
آشنایی اتفاقی او با کوزان شینودا، استاد نقاشی با مرکب، مسیری تازه پیش پایش میگذارد؛ مسیری که نه با شور و شوق فوری، بلکه با تردید، تمرین و مواجههٔ تدریجی با خویشتن شکل میگیرد. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ درامی پرشتاب یا پرپیچوخم نمیدهد. نیروی محرک آن، حرکت آرام شخصیت از بیاعتنایی به کنجکاوی و از انفعال به مشارکت است.
این انتخاب با حالوهوای اثر تناسب دارد: بهبود روانی، همچون کشیدن خطی بر کاغذ، نه ناگهانی است و نه همیشه مستقیم. سوگ؛ حضوری خاموش اما مداوم سوگ در فیلم بیش از آنکه در قالب انفجارهای احساسی یا اعترافهای طولانی ظاهر شود، در سکوت و فاصلهگرفتن سوسوکه از زندگی جاری حضور دارد. فقدان والدین، صرفاً پیشزمینهای برای ورود قهرمان به جهان هنر نیست؛ زخمی است که نگاه او به آینده را مختل کرده و توان برقراری پیوندهای تازه را از او گرفته است.
« فیلم از همان ابتدا وعدهٔ درامی پرشتاب یا پرپیچوخم نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم، بهجای آنکه این اندوه را با توضیحهای مکرر تشریح کند، آن را در مکثها و واکنشهای سنجیدهٔ شخصیت بازتاب میدهد. بااینحال، اثر گاهی در بیان این مضمون بیش از اندازه به جملات راهنما و درسهای صریح تکیه میکند. هرگاه شخصیتها دربارهٔ هنر، رنج یا معنای زندگی توضیح میدهند، ظرافتی که در لحظات تصویری دیده میشود کمی رنگ میبازد.
فیلم در سکوت و عمل، قانعکنندهتر از زمانی است که میکوشد پیام خود را بهروشنی صورتبندی کند. نقاشی با مرکب؛ هنرِ دیدن و مکثکردن نقاشی با مرکب در این اثر عنصری تزئینی یا صرفاً چشمنواز نیست؛ شیوهای برای ساماندادن به تجربهٔ درونی شخصیت است. حرکت قلممو، انتخاب میزان آب و جوهر، و نسبت میان لکهٔ تیره و فضای خالی، همگی به نوعی تمرینِ توجه تبدیل میشوند.
سوسوکه در آغاز نه شور هنری آشکاری دارد و نه با اطمینان وارد این جهان میشود؛ اما تکرار تمرینها به او امکان میدهد لحظهای را ببیند که پیشتر از آن میگریخت. فیلم در نمایش خودِ نقاشیها و فرایند شکلگیری آنها جذاب است. آثارِ مرکب، با سادگی ظاهری و تفاوتهای ظریفشان، به قابها کیفیتی مراقبهوار میبخشند.
« بااینحال، اثر گاهی در بیان این مضمون بیش از اندازه به جملات راهنما و درسهای صریح تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
سفیدی کاغذ نیز بهاندازهٔ خطوط سیاه اهمیت پیدا میکند: چیزی حذفشده یا نانوشته، گاه معنایی بهاندازهٔ نقش آشکار دارد. بااینهمه، سینما میتوانست رابطهٔ میان نقاشی و زبان بصری خود را جسورانهتر کند. در برخی لحظهها، هنر در قاب حاضر است، اما کمتر به ساختار روایت و شیوهٔ فیلمبرداری نفوذ میکند.
بازیها و شکلگیری شخصیتها Ryûsei Yokohama در نقش سوسوکه، بازیای کنترلشده و کماغراق ارائه میدهد. او اندوه را به نمایش بیرونیِ پررنگ تبدیل نمیکند؛ بیشتر میگذارد در حالت چهره، سکوت و تأخیرهای رفتاری شخصیت رسوب کند. همین خویشتنداری با شخصیتی که هنوز راهی برای بیان رنج خود نیافته، سازگار است.
تغییر سوسوکه نیز بهصورت جهشی و ناگهانی عرضه نمیشود؛ نشانههای کوچکِ علاقه و توجه، آرامآرام جای بیمیلی آغازین را میگیرند. Tomokazu Miura در نقش کوزان، گرمایی آرام و نوعی اقتدار بیتکلف به فیلم میآورد. او استاد را نه همچون دانای مطلق، بلکه بهعنوان هنرمندی باتجربه و مراقب تصویر میکند؛ کسی که میتواند شاگردش را به مسیر تازهای دعوت کند، بیآنکه برایش همهچیز را توضیح دهد.
« بااینهمه، سینما میتوانست رابطهٔ میان نقاشی و زبان بصری خود را جسورانهتر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Kaya Kiyohara نیز در نقش چیآکی، سویهٔ رقابتی و خانوادگی داستان را وارد میکند. بااینحال، شماری از شخصیتهای فرعی بیش از آنکه زندگی مستقل و پیچیدهای پیدا کنند، کارکردی روایی دارند: آنها برای آزمودن سوسوکه، پشتیبانی از او یا پیشبردن تعارضها به داستان وارد میشوند. روایت آشنا و تنش رقابت ساختار فیلم از الگوی شناختهشدهٔ داستانهای بلوغ پیروی میکند: قهرمانی آسیبدیده وارد قلمرویی تازه میشود، با استادی راهنما روبهرو میگردد، مهارتی را میآموزد و در برابر چالشی قرار میگیرد که توان و هویت او را میآزماید.
دعوت چیآکی به رقابت برای جایزهٔ کوزان، به روایت هدفی روشن میدهد و تمرینهای سوسوکه را به سوی نقطهای مشخص هدایت میکند. اما همین چارچوب، مسیر داستان را تا اندازهای قابل پیشبینی میسازد. رقابت، در مقایسه با دگرگونی درونی سوسوکه، چندان پیچیده نیست. فیلم گاه از شخصیتها و موقعیتهایی استفاده میکند که آشناییشان از پیش آشکار است؛ از برخورد اولیهٔ خصمانه گرفته تا نقش استادِ مشوق.
در نتیجه، تعلیق اصلی کمتر دربارهٔ آن است که روایت به کجا خواهد رسید و بیشتر دربارهٔ این است که سوسوکه تا چه اندازه میتواند با هنر رابطهای شخصی برقرار کند. این تمرکز برای حالوهوای ملایم فیلم مناسب است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار تعارضهای چندلایه دارند، ساده به نظر برسد.
« Kaya Kiyohara نیز در نقش چیآکی، سویهٔ رقابتی و خانوادگی داستان را وارد میکند. »
قوتها و کاستیها
تصویر، ریتم و موسیقی ریتم آرام اثر، با موضوع آن پیوند دارد. فیلم برای دیدن دستها، کاغذ و خطوط فرصت میگذارد و از شتابدادن به فرایندی که ذاتاً به مکث و تکرار وابسته است، پرهیز میکند. قابهای آرام و حضور نقاشیها، فضایی دلنشین و تأملبرانگیز پدید میآورد. در بخشهایی که خیال و تصویر از ثبت صرفِ واقعیت فاصله میگیرند، امکانهای شاعرانهٔ بیشتری پدیدار میشود؛ لحظاتی که میتوانستند سهم پررنگتری در زبان بصری فیلم داشته باشند.
موسیقی متن، در قیاس با تصویر و مضمون، کماثرتر است. همراهی آن با صحنهها معمولاً مزاحم نیست، اما کمتر به خاطره میماند یا لایهای تازه به احساسات میافزاید. گاهی سکوت، صدای قلممو و فاصلهٔ میان حرکتها تأثیری عمیقتر از موسیقی دارند؛ و شاید فیلم با اتکای بیشتر به همین عناصر، میتوانست تجربهای یکدستتر و متمایزتر بیافریند.
جمعبندی «The Lines That Define Me» در بهترین لحظاتش، داستانی لطیف دربارهٔ این است که هنر چگونه میتواند راهی برای بازگشت به جهان باشد، نه درمانی فوری برای رنج. نقاشی با مرکب به سوسوکه امکان نمیدهد فقدان را از میان ببرد؛ به او میآموزد با آن بماند و در کنار آن، بار دیگر چیزی را انتخاب کند، بسازد و به دیگران نشان دهد.
« تصویر، ریتم و موسیقی ریتم آرام اثر، با موضوع آن پیوند دارد. »
جمعبندی
بازیهای مهارشده و تصاویر زیبا، این مسیر را با وقاری آرام همراه میکنند. در سوی دیگر، کلیشههای روایی، شخصیتهای فرعی نسبتاً کارکردی و تأکیدهای گاه صریح بر پیام فیلم، از پیچیدگی آن میکاهند. موسیقی نیز بهاندازهٔ نقاشیها حضور ماندگاری ندارد. با وجود این کاستیها، اثر برای تماشاگرانی که از درامهای آرام و تأملی دربارهٔ سوگ، هنر و رشد درونی لذت میبرند، تماشایی است.
ارزش اصلی آن نه در غافلگیری، بلکه در دعوت به مکثکردن و دیدنِ آن چیزی است که کمکم، خطبهخط، ما را شکل میدهد.
« بازیهای مهارشده و تصاویر زیبا، این مسیر را با وقاری آرام همراه میکنند. »
ثبت دیدگاه