نقد و بررسی
نقد او کیست (Sorry Not Sorry) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زندگی، نه به افسانهٔ عاشقانه «Sorry Not Sorry» از موقعیتی آشنا آغاز میشود: جیسونگی پس از فروپاشی نامزدی، با خانهای که قرار بود آشیانهٔ زندگی مشترکش باشد و بدهی سنگین آن تنها میماند. او برای دوام آوردن چندین کار پارهوقت میپذیرد و در شهرک تازهساز چونپو میکوشد از نو برای خود جا باز کند.
وانمود کردن به اینکه زنی متأهل است، به ماجرا وجهی کمیک میدهد، اما زیر این ترفند، پرسشی جدیتر جریان دارد: آدمی پس از ازدستدادن تصویری که از آیندهاش ساخته بود، چگونه زندگی روزمره را دوباره سر پا میکند؟ سریال این پرسش را نه با شکوهی ملودراماتیک، بلکه از مسیر بدهی، کار، آشناییهای تازه و سوءتفاهمهای کوچک پی میگیرد.
قصهٔ آشنا و محدودیت تازگی این مجموعه در هستهٔ داستانی خود به مصالحی آشنا تکیه دارد: زنی تنها، شبکهای از روابط گذشته و حال، موقعیتهای هویتپوشانه و امکان شکلگیری عشقی تازه. این انتخاب بهخودیخود ایراد نیست؛ کمدی رمانتیک بارها با همین عناصر کار کرده و هنوز میتواند دلنشین باشد.
« او برای دوام آوردن چندین کار پارهوقت میپذیرد و در شهرک تازهساز چونپو میکوشد از نو برای خود جا باز کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسئله آن است که «Sorry Not Sorry» کمتر میکوشد به این مواد آشنا زاویهای تازه ببخشد. گرفتاری مالی و وانمودکردن به تأهل ظرفیت دراماتیک دارند، اما قصه گاه بهجای آنکه از تناقض میان ظاهر و واقعیت شخصیتها لایهای عمیق بسازد، به پیشبرد زنجیرهای از موقعیتهای کمیک و برخوردهای تصادفی بسنده میکند.
بااینهمه، آشنایی قصه همیشه به معنای بیجاذبهبودن آن نیست. ریتم اپیزودیک و پراکندگی مسئولیتهای جیسونگی، حالوهوای زندگیای را بازتاب میدهد که در آن مسئلهها بهندرت یکییکی و مرتب حل میشوند. قسط خانه، کار، خانواده و روابط اجتماعی همزمان حضور دارند و همین انباشت روزمره، به ماجرا زمینهای ملموس میدهد.
میانسالی در مرکز قاب یکی از امتیازهای مهم مجموعه، توجه به آدمهایی است که در روایتهای عاشقانه معمولاً در حاشیه میمانند: کسانی که از جوانیِ بیمسئولیت عبور کردهاند، اما هنوز ناچارند دربارهٔ کار، خانواده، رابطه و آینده تصمیم بگیرند. زندگی جیسونگی صرفاً مقدمهای برای یافتن شریک عاطفی نیست.
« مسئله آن است که «Sorry Not Sorry» کمتر میکوشد به این مواد آشنا زاویهای تازه ببخشد. »
شخصیتها و اجرا
خانه و بدهی، شکل تازهٔ زندگیاش را تعیین میکنند و کارهای متعدد او را به مواجهه با آدمهایی میکشانند که هرکدام گرفتاری و آرزوی خود را دارند. در این جهان، عشق یکی از امکانهای زندگی است، نه تمام معنای آن. این تمرکز به سریال گرمایی انسانی میدهد. رابطهها از دل نیازهای عادی و برخوردهای مکرر شکل میگیرند و دوستی، حمایت و همدلی اغلب بهاندازهٔ کشش عاشقانه اهمیت پیدا میکنند.
مجموعه در بهترین لحظههایش بهجای آنکه شخصیتهای میانسال را به کلیشهٔ «فرصت دوباره» تقلیل دهد، نشان میدهد که ساختن زندگی تازه، حتی در شرایطی نهچندان آرمانی، ممکن است. بازی جون سو مین و نیروی گروه جون سو مین به نقش جیسونگی انرژی و تحرک میبخشد. بازی او در موقعیتهای کمدی پرجنبوجوش است و میتواند آشفتگی شخصیت را بدون سنگینکردن فضا منتقل کند.
این انرژی برای نقشی که مدام میان کار، تعهدهای ناخواسته و برخورد با گذشته در رفتوآمد است، کارکردی مهم دارد. جیسونگی گاهی تصمیمناپذیر و مردد به نظر میرسد؛ این ویژگی بخشی از آسیبپذیری اوست، اما همیشه به شخصیتی پیچیده و قابلکاوش تبدیل نمیشود. در نتیجه، میان تماشای شلوغیهای زندگی او و درک عمیقتر انگیزههایش فاصلهای باقی میماند.
« در این جهان، عشق یکی از امکانهای زندگی است، نه تمام معنای آن. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران مکمل به گسترش جهان سریال کمک میکنند. شخصیتهای اطراف جیسونگی صرفاً ابزارهای خنده یا مانعهای عاشقانه نیستند؛ رفاقتها و گرفتاریهای شخصی آنان به روایت رنگ میدهد و گاه از خط اصلی جذابتر میشود. حضور بازیگرانی چون گونگ مین جونگ و جانگ هی ریونگ در کنار چوی دنیل و کیم مو جون، ترکیب گروهی متنوعی فراهم میآورد.
همین ensemble باعث میشود که حتی وقتی پیشروی قصه کند میشود، روابط میان شخصیتها همچنان تماشایی بماند. عاشقانهای که دیر از راه میرسد در یک کمدی رمانتیک، انتظار میرود کشش میان دو شخصیت اصلی بهتدریج اما پیوسته جان بگیرد. «Sorry Not Sorry» در این زمینه صبر زیادی از مخاطب میطلبد.
بخش قابلتوجهی از توجه روایت صرف مشکلات روزمره و ارتباطهای جانبی میشود و خط عاشقانه دیرتر از حد انتظار به مرکز میآید. این تأخیر میتواند به سود رابطه باشد، اگر فرصت شناخت متقابل و تغییر در شخصیتها را فراهم کند؛ اما در اینجا گاهی بیشتر حس تعویق ایجاد میکند تا انباشت عاطفی. به همین دلیل، بخشهایی از رابطه نه از یک دگرگونی روشن، بلکه از کنار هم قرارگرفتن موقعیتها و سوءتفاهمها نیرو میگیرند.
« بازیگران مکمل به گسترش جهان سریال کمک میکنند. »
قوتها و کاستیها
علاقهمندان به عاشقانههای آرام و کمشتاب ممکن است از این تأخیر استقبال کنند، ولی کسانی که انتظار دارند رابطهٔ محوری موتور اصلی هر اپیزود باشد، احتمالاً با کندی آن کنار نخواهند آمد. این کندی، بهویژه وقتی با تردیدهای جیسونگی همراه میشود، گاه از میزان اثرگذاری لحظههای عاطفی میکاهد.
کمدی روزمره و فرصتهای ازدسترفته طنز سریال بیشتر از آنکه بر شوخیهای پرزرقوبرق متکی باشد، از فاصلهٔ میان تصویری که جیسونگی از خود نشان میدهد و واقعیتی که باید با آن دستوپنجه نرم کند سرچشمه میگیرد. وانمودکردن به تأهل، در کنار فشار مالی و مسئولیتهای ناخواسته، زمینهای مناسب برای موقعیتهای بامزه فراهم میکند.
چونپو نیز فقط پسزمینهای تازه نیست؛ شهرک و مناسبات اجتماعی آن به جیسونگی یادآوری میکنند که شروع دوباره، به معنای رهاشدن از نگاه دیگران نیست. بااینحال، این ظرفیت همیشه به بهترین شکل به کار گرفته نمیشود. برخی موقعیتها پیش از آنکه پیامد عاطفی یا اجتماعی معناداری پیدا کنند، از کنار ما میگذرند.
« این کندی، بهویژه وقتی با تردیدهای جیسونگی همراه میشود، گاه از میزان اثرگذاری لحظههای عاطفی میکاهد. »
جمعبندی
سریال گاه میتوانست از وانمودکردن جیسونگی پرسشهای دقیقتری دربارهٔ فشار هنجارهای اجتماعی یا نیاز به تعلق بسازد، اما بیشتر بر شیرینی و آشفتگی موقعیت تکیه میکند. در نتیجه، کمدیاش دلنشین است، اما کمتر به طنزی تیز یا تأملی ماندگار بدل میشود. جمعبندی «Sorry Not Sorry» مجموعهای گرم و خوشتماشا دربارهٔ زنی است که پس از شکست یک نقشهٔ بزرگ، ناچار میشود زندگیاش را از اجزای کوچک دوباره بسازد.
توجه به تجربهٔ میانسالی، رفاقتهای شیرین و بازی پرانرژی جون سو مین از مهمترین دلایل همراهی با آناند. در مقابل، قصه از تازگی چشمگیری برخوردار نیست، رابطهٔ عاشقانه دیر به حرکت میافتد و بخش پایانی، بهجای آنکه همهٔ مسیرهای عاطفی را با مکثی کافی به نتیجه برساند، شتابزده و کماثر احساس میشود.
حاصل، اثری دوستداشتنی اما نهچندان متمایز است: سریالی که بیشتر با همراهی بازیگران و حالوهوای روزمرهاش به دل مینشیند تا با نوآوری داستانی یا قدرت غافلگیرکنندهٔ پایان.
« در نتیجه، کمدیاش دلنشین است، اما کمتر به طنزی تیز یا تأملی ماندگار بدل میشود. »
ثبت دیدگاه