نقد و بررسی
نقد هوپ (Hope) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از عشق در سایهٔ فقدان «امید» ساختهٔ ماریا سودال، درامی نروژی است که از موقعیتی هولناک آغاز میکند، اما علاقهاش نه به بیماری بهعنوان حادثهای پزشکی، بلکه به پیامدهای عاطفی و خانوادگی آن است. آنیا، هنرمندی که سالها در کنار توماس زندگی کرده، با تشخیصی تهدیدکنندهٔ حیات روبهرو میشود.
این خبر نهفقط آیندهٔ او، بلکه رابطهای را زیرورو میکند که در گذر زمان، میان کار، فرزندان و مسئولیتهای روزمره، از صمیمیت نخستین فاصله گرفته است. فیلم، بدون آنکه زندگی مشترک را به افسانهای آرمانی بدل کند، میپرسد وقتی زمان ناگهان محدود به نظر میرسد، آدمها چه چیزی را دربارهٔ یکدیگر میفهمند و چه چیزهایی را دیگر نمیتوانند ناگفته باقی بگذارند.
بیماری بهمثابه بحران رابطه خبر بیماری در فیلم صرفاً موتور پیشبرندهٔ داستان نیست؛ نیرویی است که تناقضهای پنهان زندگی خانوادگی را آشکار میکند. آنیا و توماس پیش از این نیز با دشواریهایی روبهرو بودهاند و پیوندشان بیزخم و بیفرسایش نیست. بحران، بنابراین، از بیرون بر یک زندگی کاملاً آرام فرود نمیآید؛ بلکه به رابطهای وارد میشود که مدتهاست نیازمند توجه بوده است.
« آنیا، هنرمندی که سالها در کنار توماس زندگی کرده، با تشخیصی تهدیدکنندهٔ حیات روبهرو میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین انتخاب، اثر را از الگوی سادهٔ «خانواده در برابر مصیبت» دور میکند. بیماری چیزی را از نو نمیسازد، بلکه آنچه را از پیش در رابطه حضور داشته، با شدتی تازه به سطح میآورد. در این میان، فیلم از پاسخهای آسان پرهیز میکند. عشق در این روایت نه معجزهای فوری است و نه درمانی برای رنج.
نزدیکی دوبارهٔ دو شخصیت از دل گفتوگوهای دشوار، دلخوریهای قدیمی و پذیرفتن نیاز به دیگری شکل میگیرد. امیدِ عنوان نیز بیش از آنکه وعدهای دربارهٔ نتیجهٔ پزشکی باشد، نام امکانی انسانی است: امکان بازنگری در یک رابطه، پیش از آنکه فرصت از دست برود. شخصیتپردازی و پیچیدگی آنیا آنیا شخصیتی است که در برابر بحران، واکنشی یکدست و قابلپیشبینی ندارد.
او میتواند آسیبپذیر، خشمگین، بیقرار و در لحظهای دیگر صریح و حتی گزنده باشد. این تغییرها از تلاش فیلم برای ساختن قهرمانی بینقص جلوگیری میکند. آنیا قرار نیست نماد پاکیزهٔ صبر و شجاعت باشد؛ او انسانی است که با ترس، خستگی، خشم و نیاز به استقلال دستوپنجه نرم میکند. گاه میل او به خودبسندگی، مانع پذیرفتن کمک میشود؛ گویی وابستگی به دیگری خود نوعی شکست است.
« همین انتخاب، اثر را از الگوی سادهٔ «خانواده در برابر مصیبت» دور میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهآرامی نشان میدهد که چنین برداشتی چه بهایی دارد. توماس نیز صرفاً همسری بیتفاوت یا ناجیِ دیررس نیست. سکوت و خویشتنداری او بخشی از منش شخصیت اوست، اما در برابر آشفتگی آنیا، این آرامش میتواند به فاصلهای آزاردهنده بدل شود. تفاوت شیوهٔ مواجههٔ این دو، تنش اصلی بسیاری از صحنهها را میسازد: یکی احساساتش را بیپرده بیرون میریزد و دیگری میکوشد آنها را مهار کند.
فیلم در داوری شتاب نمیکند و هر دو را در وضعیتی متناقض و قابلفهم نگه میدارد. بازیها و حس واقعیت بازی آندریا برین هوویگ در نقش آنیا، مرکز عاطفی فیلم است. او شخصیت را نه با تأکیدهای نمایشی، بلکه از راه تغییرهای ظریف در لحن، مکثها و واکنشهای جسمانی شکل میدهد. حضورش میتواند از سرسختی به فرسودگی بلغزد، بیآنکه این دگرگونیها به نوسانی تصنعی تبدیل شوند.
در مقابل، استلان اسکاشگورد به توماس نوعی سکون میبخشد که هم نشانهٔ مراقبت است و هم گاه شکل دیگری از ناتوانی در برقراری ارتباط. فاصلهٔ میان این دو بازیگر، بهجای آنکه مانع همدلی شود، رابطه را ملموستر میکند. فضای گروهی خانواده نیز اهمیت دارد. فرزندان و نزدیکان، فقط پسزمینهای برای رنج زوج نیستند؛ هرکدام در برابر بحران شیوهٔ خاصی از نگرانی، سردرگمی یا کنارهگیری نشان میدهند.
« فیلم بهآرامی نشان میدهد که چنین برداشتی چه بهایی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین حضورها دامنهٔ روایت را گسترده میکند و یادآور میشود که بیماری یک نفر، در عمل تجربهای جمعی است؛ هرچند هیچکس آن را دقیقاً به شیوهٔ دیگری از سر نمیگذراند. زمان، فضا و ریتم داستان در بازهای فشرده و در روزهای پیرامون جشنهای پایان سال میگذرد. این تقابل میان نشانههای آیینیِ گرما و همنشینی خانوادگی با اضطرابِ آینده، فضایی دوگانه میسازد: خانه میتواند پناه باشد، اما همانجا محل روبهروشدن با حرفهایی است که سالها عقب افتادهاند.
فشردگی زمانی نیز به فیلم حس فوریت میدهد، بیآنکه آن را به تعقیبوگریز یا تعلیق جنایی تبدیل کند. «امید» اساساً درامی خانوادگی است؛ کشش آن از حرکت رابطهها و انتظار برای واکنش شخصیتها میآید، نه از صحنههای اکشن. بااینحال، طول نسبتاً زیاد فیلم و انباشت موقعیتهای عاطفی ممکن است برای بعضی تماشاگران سنگین باشد.
روایت گاهی در مکثهای طولانی و تکرار تنشهای خانوادگی درنگ میکند. این کندی از یک سو با حالوهوای فرسایندهٔ بحران تناسب دارد، اما از سوی دیگر میتواند تمرکز را کاهش دهد. فیلم میخواهد تجربهٔ انتظار و آشفتگی را به تماشاگر منتقل کند؛ نتیجه، در بخشهایی مؤثر و در بخشهایی دشوارپذیر است.
« زمان، فضا و ریتم داستان در بازهای فشرده و در روزهای پیرامون جشنهای پایان سال میگذرد. »
قوتها و کاستیها
ملودرام، صداقت و خطر احساسگرایی پرداختن به بیماری سخت، همواره خطر افتادن به دام احساسگرایی را در پی دارد. «امید» میکوشد از این خطر فاصله بگیرد و بهجای موسیقی پررنگ یا صحنههای عاطفیِ بیشازحد آراسته، بر رفتار روزمره و گفتوگوهای ناتمام تکیه کند. در بسیاری از لحظهها، همین خویشتنداری تأثیرگذار است: اندوه نه به شکل سخنرانی، بلکه در سکوت، واکنش ناگهانی یا تلاشی بیثمر برای عادیبودن ظاهر میشود.
اما صراحت احساسی فیلم گاه ممکن است برای مخاطبی که از ملودرام فاصله میگیرد، سنگین یا حتی اصرارآمیز جلوه کند. شدت رخدادها و فشار روانیِ پیوسته، فرصت چندانی برای تنفس نمیگذارند. همچنین بخشهایی از روایت به سوی تسلی و گرمای عاطفی میروند و ممکن است برای بعضی تماشاگران بیش از اندازه شیرین به نظر برسند.
بااینهمه، این گرایش را میتوان امتداد نگاه فیلم دانست: امید در اینجا حذف رنج نیست، بلکه جستوجوی راهی برای زیستن در کنار آن است. جمعبندی «امید» فیلمی دربارهٔ بیماری است، اما در ژرفای خود دربارهٔ توجه، مسئولیت و دشواریِ پذیرفتن دیگری سخن میگوید. ارزش آن در این است که رابطهٔ طولانیمدت را نه ایدهآل میکند و نه به شکستی قطعی فرو میکاهد.
« ملودرام، صداقت و خطر احساسگرایی پرداختن به بیماری سخت، همواره خطر افتادن به دام احساسگرایی را در پی دارد. »
جمعبندی
آنیا و توماس با بحران به نقطهای میرسند که ناچارند گذشتهٔ مشترک و فاصلههای میان خود را دوباره ببینند. بازیهای دقیق، شخصیتپردازیِ انسانی و پرهیز نسبی از جلوهگری، این مواجهه را باورپذیر میکند؛ در برابر، ریتم کند و بار عاطفی سنگین ممکن است تجربهٔ تماشای آن را فرساینده سازد. فیلم برای مخاطبی که درامهای آرام و جدی دربارهٔ خانواده و عشق را میپسندد، اثری تأملبرانگیز است؛ نه به این دلیل که پاسخ قطعی میدهد، بلکه چون نشان میدهد گاهی بازشناختن عشق، از پذیرفتن آسیبپذیری آغاز میشود.
« آنیا و توماس با بحران به نقطهای میرسند که ناچارند گذشتهٔ مشترک و فاصلههای میان خود را دوباره ببینند. »
ثبت دیدگاه