نقد و بررسی
نقد وصلشدن (Hooking Up) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفری در جاده، در جستوجوی صمیمیت فیلم «Hooking Up» محصول ۲۰۲۰، به کارگردانی نیکو رینو، از ایدهای نامتعارف برای ساخت یک کمدیـدرام جادهای بهره میگیرد: دارلا، نویسندهای که زندگی شخصیاش با رفتارهای آسیبزا درهمتنیده است، و بیلی، مردی گرفتار بحران جسمی و عاطفی، تصمیم میگیرند سفری را آغاز کنند که قرار است بهنوعی درمان برای هر دو باشد.
از همین نقطه، فیلم میان طنز جنسی، درام رابطهای و روایت بهبودی حرکت میکند؛ آمیزهای که گاه به لحظههایی صمیمی و خندهدار میانجامد و گاه زیر بار موضوعات متعدد خود از تعادل میافتد. سفر جادهای در اینجا صرفاً وسیلهای برای جابهجایی نیست. هر توقف، بهانهای است تا دو شخصیت با بخشهایی از گذشته و ترسهایشان روبهرو شوند.
بااینحال، ساختار اپیزودیک فیلم همیشه به کشف تازهای منجر نمیشود: بعضی ایستگاهها بیشتر نقش حلقههایی از زنجیر قصه را دارند تا فصلهایی ضروری از تحول شخصیتها. همین مسئله سبب میشود ریتم روایت در میانه راه افت کند و هدف عاطفی سفر، گاهی زیر تکرار موقعیتها پنهان بماند. دو شخصیت نامتجانس، یک شیمی قابلباور مهمترین سرمایه فیلم، پیوند میان بازی بریتنی اسنو و سم ریچاردسون است.
« سفر جادهای در اینجا صرفاً وسیلهای برای جابهجایی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دارلا تندزبان، خودویرانگر و در ظاهر بیاعتناست؛ بیلی در سوی دیگر، حساستر و محتاطتر جلوه میکند و با وجود دشواریهایش هنوز میل به پیوند عاطفی را از دست نداده است. تضاد این دو نهفقط موتور موقعیتهای کمدی، بلکه راهی برای آشکارکردن تدریجی لایههای پنهان شخصیتهاست. اسنو از دارلا شخصیتی میسازد که جسارتش گاهی نقابی برای گریز از مسئولیت و آسیبپذیری است.
او نقش را با انرژی و شتابی اجرا میکند که بهخوبی با بیقراری شخصیت جور درمیآید؛ هرچند گاه این شدت، به اغراق نزدیک میشود. ریچاردسون در مقابل، با مکثها، واکنشهای ظریف و نوعی گرمای آرام، بیلی را از قالب «مرد خوبِ ساده» بیرون میآورد. هماهنگی این دو، حتی در صحنههایی که دیالوگ یا موقعیت چندان نیرومند نیست، به فیلم جان میدهد و تماشاگر را در مسیر همراهی با آنها نگه میدارد.
کمدیای که گاهی به هدف میزند شوخیهای فیلم از برخورد دو خلقوخوی متفاوت، موقعیتهای نامتعارف و فاصله میان ظاهر و انگیزه واقعی شخصیتها سرچشمه میگیرند. چند لحظه واقعاً بامزهاند، بهویژه هنگامی که بیلی با جدیت و درماندگی به رفتارهای بیپروای دارلا واکنش نشان میدهد. طنز فیلم در بهترین لحظاتش متکی بر رابطه و شخصیت است، نه صرفاً بر غافلگیری یا اشارههای جنسی؛ ازاینرو، خندهها وقتی مؤثرترند که از شناخت متقابل این دو پدید میآیند.
« تضاد این دو نهفقط موتور موقعیتهای کمدی، بلکه راهی برای آشکارکردن تدریجی لایههای پنهان شخصیتهاست. »
شخصیتها و اجرا
اما فیلم همیشه به این ظرافت وفادار نمیماند. گاهی احساس میشود صحنه برای خنداندن طراحی شده، بیآنکه شخصیتها یا موقعیت بهقدر کافی زمینهساز آن باشند. در نتیجه بعضی شوخیها تصنعی یا تکراری به نظر میرسند و سکوت پس از آنها بیش از خنده جلب توجه میکند. این نوسان میان طنز مبتنی بر کاراکتر و شوخیهای پرزور، هویت کمدی فیلم را نامنظم میکند؛ مخاطبی که با چند صحنه ابتدایی همراه شده، ممکن است در ادامه از فراوانی موقعیتهای مشابه خسته شود.
مواجهه با اعتیاد، بیماری و آسیب «Hooking Up» موضوعاتی را کنار هم میگذارد که هر یک بهتنهایی ظرفیت درامی جدی دارند: اعتیاد رفتاری، بیماری سرطان، احساس گناه، رابطههای ازهمگسیخته و دشواری پذیرش خود. فیلم میکوشد از این مواد خام، قصهای درباره مواجهه با درد و امکان تغییر بسازد. نقطه قوتش آن است که مسئله دارلا را صرفاً به «بیپروایی» تقلیل نمیدهد و بهتدریج نشان میدهد رفتار او میتواند با زخمهای عمیقتر و الگوهای خانوادگی پیوند داشته باشد.
بااینحال، گذار از شوخی به جدیت همیشه نرم و باورپذیر نیست. گاهی فیلم موضوعی تلخ را وارد صحنه میکند، اما فرصت کافی برای مکث، پیامد یا واکنش عاطفی شخصیتها فراهم نمیآورد؛ در لحظاتی دیگر، لحن جدی چنان ناگهانی میشود که انگار فیلم از مخاطب میخواهد فوراً قواعد احساسی تازهای را بپذیرد.
« اما فیلم همیشه به این ظرافت وفادار نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ناهماهنگی، ظرفیت تأثیرگذاری برخی لحظهها را کاهش میدهد. مضمونهای حساس فیلم بهجای آنکه در سراسر روایت با انسجام پرورش یابند، گاه همچون بارهایی سنگین بر دوش کمدی سبکتر آن قرار میگیرند. فیلمنامه و پیشبینیپذیری مسیر داستان بر یک الگوی آشنا استوار است: دو آدم ناسازگار در سفری مشترک، بهتدریج یکدیگر را میشناسند و ناچار میشوند با حقیقتهایی درباره خود روبهرو شوند.
چنین الگویی ذاتاً ایرادی ندارد؛ مسئله آن است که فیلم در بسیاری از بزنگاهها از مسیرهای شناختهشده فاصله چندانی نمیگیرد. مخاطب معمولاً میتواند حدس بزند اختلافها چگونه شکل میگیرند و نزدیکی عاطفی از چه راهی پیش خواهد رفت. این پیشبینیپذیری، بهویژه در بخشهایی که روایت کند میشود، محسوستر است.
فیلمنامه همچنین میکوشد چند مسیر را همزمان پیش ببرد: درمان و خودشناسی دارلا، نگرانیهای بیلی درباره بیماری، گذشته عاطفی او و شکلگیری رابطه میان آن دو. این خطوط گاهی به یکدیگر نیرو میبخشند، اما گاه چنان فشرده کنار هم قرار میگیرند که هیچیک مجال کافی برای عمقیافتن پیدا نمیکند.
« این ناهماهنگی، ظرفیت تأثیرگذاری برخی لحظهها را کاهش میدهد. »
قوتها و کاستیها
حاصل، قصهای است که ایده مرکزی جذابی دارد، ولی در پرداخت آن به همان اندازه جسور و دقیق نیست. چند انتخاب روایی نیز بیش از آنکه از تحول درونی شخصیتها برآیند، برای رساندن داستان به ایستگاه بعدی به کار گرفته شدهاند. کارگردانی و حالوهوای سفر کارگردانی نیکو رینو بر صمیمیت و حرکت تکیه دارد: جاده، توقفهای پراکنده و فضای میان دو شخصیت، چارچوبی فراهم میکنند تا رابطهشان آرامآرام شکل بگیرد.
این فضای سفر، در اصل، امکانی مناسب برای تغییر تدریجی است؛ شخصیتها از محیط آشنای خود فاصله میگیرند و در مواجهه با موقعیتهای تازه، بخشهایی از خود را آشکار میکنند. فیلم در صحنههایی که به گفتوگو و واکنشهای کوچک مجال میدهد، از همین ویژگی بهره میبرد. در مقابل، ریتم تدوین و چینش بخشهای سفر همیشه به حفظ کشش کمک نمیکند.
برخی صحنهها طولانیتر از کارکرد واقعیشان به نظر میرسند و بعضی گذارها چنان سریعاند که اثر عاطفی رویدادها فرصت تهنشینشدن نمییابد. این نابرابری، تجربه تماشای فیلم را بهشدت وابسته به میزان علاقه مخاطب به دو بازیگر اصلی میکند: هرجا رابطه آنها در مرکز است، فیلم زندهتر میشود؛ هرجا قصه به تکرار موقعیتها بسنده میکند، حرکتش کند و کمجان به نظر میآید.
« حاصل، قصهای است که ایده مرکزی جذابی دارد، ولی در پرداخت آن به همان اندازه جسور و دقیق نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «Hooking Up» کمدیـدرامی با ایدهای پرکشش و زوجی مرکزی دوستداشتنی است؛ فیلمی که بهترین لحظاتش را از شیمی بریتنی اسنو و سم ریچاردسون، شوخیهای گاهبهگاه موفق و تلاش برای پیوند دادن خنده با آسیبپذیری به دست میآورد. جذابیت بازیگران میتواند ضعفهای قصه را برای مدتی جبران کند و به سفر نامتعارف این دو شخصیت گرما ببخشد.
در سوی دیگر، روایت در بخشهایی کند میشود، شماری از شوخیها به نتیجه نمیرسند و مسیر داستان اغلب زودتر از آنچه فیلم گمان میکند قابلحدس است. مهمتر از همه، فیلم برای عبور از کمدی سبک به درام جدی، همیشه گذری روان و سنجیده نمیسازد. بنابراین، «Hooking Up» اثری بینقص یا عمیقاً ماندگار نیست؛ اما برای تماشاگرانی که بیش از پیچیدگی طرح، به بازیگران خوشهمراه و لحظههای انسانی اهمیت میدهند، میتواند تجربهای گرم و سرگرمکننده باشد.
« جذابیت بازیگران میتواند ضعفهای قصه را برای مدتی جبران کند و به سفر نامتعارف این دو شخصیت گرما ببخشد. »
ثبت دیدگاه