نقد و بررسی
نقد گرنیکا (Guernica) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تاریخ بهمثابه میدان نبرد «گرنیکا»ی Koldo Serra روایتی جنگی و عاشقانه است که در اسپانیای سال ۱۹۳۷، میان آشوب جنگ داخلی و سایهٔ مداخلهٔ قدرتهای خارجی شکل میگیرد. هنری، خبرنگار آمریکایی، در برابر سازوکارهای سانسور قرار میگیرد و ترزا، سانسورچی جمهوریخواه، از درون همان دستگاه با محدودیتهایش دستوپنجه نرم میکند.
در امتداد این برخورد، فیلم پرسشی مهم را پیش میکشد: وقتی هر طرف میکوشد روایت خود را به جای حقیقت بنشاند، خبرنگار چگونه میتواند واقعیت را ثبت کند؟ اما فیلم همیشه به این پرسش به اندازهای که ظرفیتش را دارد نزدیک نمیشود. «گرنیکا» بیش از آنکه روایتی پیچیده از نبرد بر سر حقیقت باشد، در پی ساختن درامی پرکشش و قابلدسترس برای مخاطب عام است؛ انتخابی که گاه به نفع اثر تمام میشود و گاه عمق تاریخی آن را محدود میکند.
سانسور، خبر و حقیقت یکی از خطهای جذاب فیلم، پیوند میان خبررسانی و قدرت سیاسی است. در جهان «گرنیکا»، گزارش صرفاً شرح رویدادها نیست؛ چیزی است که میتوان آن را حذف، دستکاری یا به تبلیغات بدل کرد. هنری با محدودیتهایی روبهرو میشود که کار حرفهایاش را از معنا تهی میکنند، و ترسا در جایگاهی قرار دارد که باید میان وظیفهٔ اداری و برداشت اخلاقی خود از حقیقت فاصلهای دشوار را تحمل کند.
این موقعیتها میتوانند بستری برای کاوشی جدی دربارهٔ مسئولیت روزنامهنگار و سازوکارهای قدرت باشند. با اینحال، فیلم ایدههای سیاسی خود را بیشتر در قالب موقعیتهای نمایشی عرضه میکند تا در گفتوگویی دقیق و چندلایه. تقابلها گاه بهسرعت شکل میگیرند و انگیزهها بیش از آنکه از دل شرایط تاریخی و اجتماعی بجوشند، در خدمت پیشبرد قصه قرار میگیرند.
« اما فیلم همیشه به این پرسش به اندازهای که ظرفیتش را دارد نزدیک نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، مخاطب با اهمیت مسئله روبهرو میشود، اما کمتر فرصت مییابد پیچیدگی آن را از نزدیک لمس کند. این کاستی بهویژه زمانی محسوس است که داستان از ظرفیت ماجرای تاریخی فاصله میگیرد تا توجه را به روابط شخصی قهرمانان معطوف کند. عشق در سایهٔ جنگ رابطهٔ هنری و ترسا قرار است بُعد انسانی داستان را نمایندگی کند؛ دو فرد که در میانهٔ آشوب، از تنهایی و ترس مشترکی به سوی یکدیگر کشیده میشوند.
این ایده در ذات خود ناموجه نیست. درام جنگی میتواند از پیوندی عاطفی برای نشان دادن آنچه خشونت تهدید میکند بهره بگیرد. مشکل «گرنیکا» نه اصل حضور عشق، بلکه نحوهٔ شکلگیری و پرداخت آن است. رابطه با شتابی پیش میرود که مجال چندانی برای باورپذیر شدن نزدیکی میان دو شخصیت باقی نمیگذارد.
همین شتاب، از شدت تأثیر عاطفی میکاهد. لحظههایی که باید حاصل اعتماد یا شناخت متقابل باشند، گاه بیشتر به نشانههای قراردادی یک ملودرام جنگی شباهت دارند. در نتیجه، کشش عاشقانه آنقدر جان نمیگیرد که بتواند بار دراماتیک وقایع را بر دوش بکشد. این ضعف در کنار اهمیت تاریخی بمباران، مسئلهای جدیتر میشود: هرچه حادثهٔ مرکزی بزرگتر و سهمگینتر است، قصهٔ شخصی باید دقیقتر و ظریفتر باشد تا در برابر آن مصنوعی به نظر نرسد.
بازیها و فاصلهٔ میان شخصیتها Maria Valverde در نقش ترسا از امتیازهای روشن فیلم است. بازی او در لحظههایی که ترس، فشار و درماندگی به سطح میآیند، نیروی بیشتری پیدا میکند و شخصیت را از قالب یک نقش صرفاً روایی بیرون میآورد. حضور او هنگامی مؤثرتر است که فیلم اجازه میدهد واکنشهای ترسا به خطر و سرکوب دیده شود، نه آنگاه که رابطهٔ عاشقانه باید بهتنهایی بار احساس را منتقل کند.
« در نتیجه، مخاطب با اهمیت مسئله روبهرو میشود، اما کمتر فرصت مییابد پیچیدگی آن را از نزدیک لمس کند. »
شخصیتها و اجرا
در سوی دیگر، بازی James D’Arcy در نقش هنری برای همه به یک اندازه قانعکننده نیست. شخصیت او قرار است خبرنگاری فرسوده و بدبین باشد، اما اجرای کمفروغترش گاه فاصلهای میان او و شدت موقعیت ایجاد میکند. این ناهماهنگی، ضعف شیمی میان دو بازیگر را پررنگتر میسازد: رابطهای که باید مرکز عاطفی فیلم باشد، بهندرت حسِ پیوندی ناگزیر و زنده پیدا میکند.
این مسئله تنها به بازیها مربوط نیست؛ فیلمنامه نیز فرصت کافی برای ساختن رابطهای تدریجی و متقاعدکننده فراهم نمیآورد. تصویر، فضا و بازآفرینی دوره «گرنیکا» از نظر دیداری اغلب مطمئنتر از روایت خود عمل میکند. طراحی صحنه و پوشش، بافت تاریخی قابللمسی میسازند و فضای دوره را از طریق جزئیات محیطی به مخاطب منتقل میکنند.
فیلم در این بخش میکوشد جهان خبرنگاران، نیروهای سیاسی و مردمی را که در معرض جنگ قرار گرفتهاند، از سطح پسزمینه فراتر ببرد؛ هرچند تمرکز بر شخصیتهای محوری گاهی باعث میشود زندگی روزمرهٔ مردم شهر کمتر از آنچه موضوع اقتضا میکند دیده شود. حرکت دوربین و عکاسی نیز به فیلم انرژی بصری میبخشند.
در بخشهایی، قاببندی و جابهجایی دوربین به ایجاد حس ناامنی کمک میکند و فضای شهر را به مکانی بدل میسازد که تهدید از هر سو به آن نزدیک میشود. با وجود این، زیبایی بصری اثر گاه بیش از حد صیقلی به نظر میرسد. این پرداخت مرتب، هرچند خوشایند است، ممکن است از زبری و آشفتگی تجربهٔ جنگ فاصله بگیرد؛ انگار تصویر میخواهد همزمان هم چشمنواز باشد و هم ویرانی را بیواسطه منتقل کند.
« در سوی دیگر، بازی James D’Arcy در نقش هنری برای همه به یک اندازه قانعکننده نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بمباران و وزن تراژدی صحنههای بمباران نقطهٔ اوج توانایی اجرایی فیلماند. ریتم، صدا و آشفتگی تصویر در این بخشها مخاطب را در فضای خطر قرار میدهند و لحظاتی نفسگیر میآفرینند. فیلم در اینجا کمتر به توضیح نیاز دارد: شدت واقعه از دل بدنهای گرفتار، محیط و هراس جمعی بیرون میآید. این سکانسها نشان میدهند که اثر، در بازسازی خشونت جنگی و ایجاد تنش دیداری، ظرفیت قابلتوجهی دارد.
بااینحال، قدرت این صحنهها بهتنهایی نمیتواند کمبودهای روایی را جبران کند. بمباران گرنیکا رخدادی بزرگتر از آن است که تنها به نقطهٔ عطفی برای سرنوشت چند شخصیت تبدیل شود. فیلم میکوشد رنج تاریخی را از مسیر تجربهٔ فردی قابلفهم کند، اما گاهی این انتخاب به کوچک شدن مقیاس فاجعه میانجامد.
حضور و تجربهٔ مردم شهر میتوانست وزن جمعی ماجرا را افزایش دهد و فاصلهٔ مخاطب با زندگی واقعیِ آسیبدیدگان را کمتر کند. ملودرام و ظرفیت ازدسترفته ساختار فیلم به سوی ملودرامی شناختهشده حرکت میکند: عشق در زمان جنگ، خبرنگار در جستوجوی حقیقت، و شخصیتهایی که زیر فشار نیروهای بزرگتر قرار گرفتهاند.
این الگو میتواند راهی برای نزدیک کردن مخاطب به تاریخ باشد، اما وقتی عناصر آشنا بیش از حد برجسته شوند، تازگی و پیچیدگی موضوع را میپوشانند. «گرنیکا» در بخشهایی چنان به قراردادهای درام عاشقانه تکیه میکند که داستان سیاسی و انسانی آن به حاشیه میرود. از همین رو، فیلم در برابر موضوعی که انتخاب کرده، گاه کوچکتر از انتظار جلوه میکند.
« بمباران و وزن تراژدی صحنههای بمباران نقطهٔ اوج توانایی اجرایی فیلماند. »
قوتها و کاستیها
سانسور، جنگ داخلی، مداخلهٔ خارجی و سرنوشت غیرنظامیان هر یک ظرفیت روایی گستردهای دارند، اما اثر همهٔ این لایهها را با تمرکز بر یک رابطهٔ شخصی سامان میدهد. حاصل، فیلمی است که از نظر فنی خوشساخت و در لحظاتی تأثیرگذار است، اما نمیتواند تمام عظمت و پیچیدگی تاریخ را به درامی همسنگ تبدیل کند.
جمعبندی «گرنیکا» اثری دیدنی و از نظر بصری پرتوان است که در بازآفرینی فضای دوره و ساختن صحنههای بمباران موفقتر از پرداخت خط عاشقانهاش ظاهر میشود. بازی Maria Valverde، بهویژه در لحظههای ترس و فشار، به فیلم نیروی انسانی میدهد؛ در مقابل، رابطهٔ او با شخصیت هنری از شتاب و کمبود شیمی آسیب میبیند.
فیلم موضوع مهمی را انتخاب میکند و بهدرستی توجه را به نقش گزارشگری و سانسور جلب میکند، اما گاه با ملودرامی آشنا، از پیچیدگی سیاسی و رنج جمعی فاصله میگیرد. ارزش «گرنیکا» بیش از آنکه در عاشقانهٔ مرکزیاش باشد، در تصویرهای جنگ، فضای تاریخی و یادآوری این حقیقت است که روایت کردن فاجعه نیز بخشی از نبرد بر سر حقیقت است.
ثبت دیدگاه