نقد و بررسی
نقد ما همانی هستیم که هستیم (We Are Who We Are) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه نوجوانی در جهانی معلق «We Are Who We Are» داستان دو نوجوان آمریکایی را روایت میکند که در پایگاهی نظامی در ایتالیا زندگی میکنند؛ فضایی که نه کاملاً خانه است و نه صرفاً محل اقامت موقت. Fraser Wilson و Caitlin Poythress در جهانی رشد میکنند که بزرگترهایش با قواعد نظامی، روابط خانوادگی و هویتهای اجتماعی تعریف شدهاند، اما خودشان هنوز نمیدانند کدام تعریف را باید بپذیرند.
سریال بهجای آنکه ماجرا را به مسیری پرحادثه و پیشبینیپذیر ببرد، به تجربهٔ ناپایدار نوجوانی نزدیک میشود: دورهای که آدم در آن گاه با اطمینان از خودش دفاع میکند و لحظهای بعد از همان اطمینان میترسد. این مجموعه ساختهٔ Luca Guadagnino است و در قالب یک درام بلوغ، رابطهٔ دو نوجوان و جستوجوی آنان برای شناخت خود را در بستری نظامی و بینالمللی پیش میبرد.
پایگاه ایتالیایی نه فقط پسزمینهٔ داستان، بلکه جزئی از معنای آن است: مکانی آمریکایی در دل ایتالیا، با مردمی که میان تعلق و بیگانگی سرگرداناند. دوستی، نزدیکی و کشف خویشتن هستهٔ عاطفی سریال در رابطهٔ Fraser و Caitlin شکل میگیرد؛ رابطهای که در طبقهبندیهای ساده جا نمیشود. پیوند آنها گاه صمیمانه و آرام است، گاه آشفته و دشوار، و در لحظاتی نیز از آن فاصله میگیرد که بتوان آن را با واژهای قطعی توضیح داد.
همین نامعینی، از نقاط قوت اثر است. سریال نمیکوشد تجربهٔ نوجوانی را با پاسخهای آماده مرتب کند؛ میگذارد شخصیتها اشتباه کنند، از خودشان پنهان شوند و در برخورد با دیگری، بخشهایی از وجودشان را ببینند که پیشتر نمیشناختند. Fraser و Caitlin نه قهرمانانی بینقصاند و نه نمونههایی که بتوان بهآسانی از رفتارشان سرمشق گرفت.
« Fraser و Caitlin نه قهرمانانی بینقصاند و نه نمونههایی که بتوان بهآسانی از رفتارشان سرمشق گرفت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی خودخواه، تندخو یا گیجکنندهاند؛ اما همین ناپایداری، آنها را از شخصیتهای تصنعی دور میکند. مجموعه بهجای آنکه رفتارهایشان را فوراً توجیه یا محکوم کند، به ما فرصت میدهد تناقضهایشان را ببینیم و بفهمیم نوجوانی گاه به معنای زیستن در میان احساسهایی است که هنوز زبان روشنی برای بیانشان پیدا نشده است.
هویت، بدن و حقِ نامگذاری خود سریال مسئلهٔ هویت را نه همچون معمایی با پاسخ نهایی، بلکه به شکل فرایندی پیوسته و گاه دردناک به تصویر میکشد. شخصیتها میکوشند بفهمند خودشان را چگونه میبینند، دیگران چگونه دربارهشان داوری میکنند و این دو نگاه تا چه اندازه با یکدیگر سازگارند. در این میان، جنسیت و شیوهٔ حضور در جهان به موضوعهایی جدی بدل میشوند، اما اثر آنها را به نشانههایی برای جلب توجه تقلیل نمیدهد.
اهمیتشان از اینجاست که در زندگی روزمره، روابط خانوادگی و دوستیها رسوخ کردهاند. نکتهٔ قابلتوجه آن است که سریال هویت را چیزی کاملاً خصوصی و جدا از جامعه نمیداند. پایگاه، خانواده، مدرسه و گروه همسالان، هرکدام انتظاراتی میسازند که فرد ناچار است در برابرشان واکنش نشان دهد. شخصیتها فقط با پرسش «من کیستم؟» روبهرو نیستند؛ باید با این پرسش نیز کنار بیایند که در نگاه دیگران چه کسی به شمار میروند.
فاصلهٔ میان این دو پرسش سرچشمهٔ بخشی از کشمکشهای عاطفی و گاه تنهایی آنان است. فضاسازی و نگاه دوربین یکی از ویژگیهای متمایز اثر، آرامش ظاهری و مشاهدهگرانهٔ آن است. دوربین کمتر میکوشد هر لحظه را به نقطهٔ اوج تبدیل کند و بیشتر به تماشای زندگی روزمره مینشیند: مکثها، رفتوآمدها، سکوتها و لحظاتی که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند.
« گاهی خودخواه، تندخو یا گیجکنندهاند؛ اما همین ناپایداری، آنها را از شخصیتهای تصنعی دور میکند. »
شخصیتها و اجرا
از همین رو، بیننده ممکن است احساس کند بهجای دنبالکردن داستانی با طرحی فشرده، مدتی را در کنار آدمهایی واقعی گذرانده است. این سبک با فضای جغرافیایی سریال نیز پیوند دارد. ایتالیا در قاب اثر به کارتپستالی تزیینی تبدیل نمیشود؛ زیبایی محیط در کنار نظم و محدودیت زندگی در پایگاه قرار میگیرد و نوعی دوگانگی میسازد.
شخصیتها در مکانی زندگی میکنند که از یکسو در دل کشوری دیگر قرار دارد و از سوی دیگر، با سازوکارهای نظامی و فرهنگی آمریکا پیوند خورده است. این وضعیت به حس تعلیق و بیجایی آنها عمق میدهد: خانه کجاست، وقتی محیط پیرامون پیوسته یادآوری میکند که تعلق، امری ساده و یکدست نیست؟ بازیها و حضور شخصیتهای بزرگسال اجرای بازیگران جوان از ستونهای اصلی مجموعه است.
Jack Dylan Grazer در نقش Fraser، شدت و بیقراری شخصیتی را منتقل میکند که گاه خودش نیز از رفتارهایش جا میماند. Jordan Kristine Seamón نیز به Caitlin حضوری چندلایه میبخشد؛ شخصیتی که در موقعیتهای گوناگون، چهرههای متفاوتی از خود نشان میدهد، بیآنکه این تفاوتها به اجرای نمایشی و اغراقآمیز بدل شوند.
جذابیت بازیها در همین نوسانهاست: آدمهایی که در حال شکلگرفتناند و هنوز نمیدانند کدام رفتار، واقعاً از آنِ خودشان است. بزرگسالان نیز صرفاً ابزاری برای توضیح جهان نوجوانان نیستند. روابط و نگرانیهای آنان نشان میدهد آشفتگی و جستوجوی هویت به سن خاصی محدود نمیشود؛ نسل بزرگتر نیز زیر فشار نقشهای خانوادگی، شغلی و اجتماعی دستوپا میزند.
« این سبک با فضای جغرافیایی سریال نیز پیوند دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، گاهی پرداخت شخصیتهای فرعی از تمرکز عاطفی اثر عقب میماند و برخی مسیرها فرصت کافی برای بسط پیدا نمیکنند. این مسئله در مجموعهای که علاقه دارد آدمهایش را از نزدیک و در لایههای متعدد بنگرد، محسوس است. موسیقی و ریتم روایت موسیقی در «We Are Who We Are» صرفاً همراه تصویر نیست؛ گاهی به هیجان پنهانی صحنه جان میدهد، گاهی خاطرهای را در ذهن تثبیت میکند و گاهی میان آنچه شخصیت احساس میکند و آنچه بر زبان میآورد فاصله میاندازد.
انتخابهای موسیقایی میتوانند لحظات روزمره را ناگهان از معنای تازهای سرشار کنند. در نتیجه، برخی صحنهها حتی پس از پایان روایت نیز در خاطر میمانند؛ نه لزوماً بهدلیل حادثهای بزرگ، بلکه بهخاطر پیوند دقیق موسیقی، تصویر و حالت درونی شخصیتها. موسیقی مجموعه را Devonté Hynes ساخته است.
اما ریتم آهستهٔ سریال همزمان نقطهٔ قوت و منشأ دشواری آن است. مکثها و روزمرگیها در بهترین لحظات، حس حضور در زندگی شخصیتها را میآفرینند؛ در لحظاتی دیگر، همان روش به کشآمدن روایت میانجامد. گاهی احساس میشود صحنه مدت بیشتری از نیازش ادامه یافته، یا داستان برای مدتی از حرکت بازایستاده است.
این انتخاب ممکن است برای مخاطبی که به درامی پرحادثه و پیشروی روشن عادت دارد، حوصلهسربر باشد. سریال از بیننده میخواهد به جای انتظار برای رخدادی بزرگ، به تغییرات کوچک احساس و رفتار توجه کند؛ اما این انتظار همیشه پاداش یکسانی ندارد. پایان، ابهام و تجربهٔ تماشاگر بدون ورود به جزئیات داستانی، میتوان گفت پایان مجموعه بیش از آنکه همهچیز را مرتب و بستهبندی کند، بر حس و حال شخصیتها تکیه دارد.
« این مسئله در مجموعهای که علاقه دارد آدمهایش را از نزدیک و در لایههای متعدد بنگرد، محسوس است. »
قوتها و کاستیها
این رویکرد با جهان اثر سازگار است: آدمهایی که هنوز به قطعیت نرسیدهاند، الزاماً نمیتوانند با نتیجههایی روشن و نهایی روبهرو شوند. پایان برخی خطها ممکن است برای گروهی از تماشاگران تأثیرگذار و درست به نظر برسد و برای گروهی دیگر ناتمام یا بیش از اندازه مبهم جلوه کند. این تفاوت واکنشها از محدودیت روایت جدا نیست.
سریال در بسیاری از لحظات، به جای توضیح دادن، مشاهده میکند و بهجای داوری، فاصله نگه میدارد. در نتیجه، مخاطب باید بخشی از معنا را از سکوتها و رفتارهای نیمهگفته بیرون بکشد. اگر این شیوه با حالوهوای او هماهنگ باشد، ابهام میتواند به تجربهای تأملبرانگیز بدل شود؛ اگر نه، ممکن است احساس کند مجموعه برخی پرسشها را بیپاسخ رها کرده است.
جمعبندی «We Are Who We Are» درامی است دربارهٔ نوجوانانی که میکوشند خود را در جهانی پر از انتظار، نقش و نگاه دیگران پیدا کنند. امتیاز اصلی آن، صداقت در نمایش سردرگمی و تناقضهای این دوره از زندگی است؛ همچنین فضاسازی آرام، بازیهای ظریف و استفادهٔ بهیادماندنی از موسیقی، به آن هویتی مستقل میبخشند.
در مقابل، کندی ریتم و ابهام برخی مسیرهای داستانی میتواند فاصلهای میان اثر و مخاطب ایجاد کند. این مجموعه برای تماشاگرانی مناسبتر است که از روایتهای مشاهدهگرانه لذت میبرند و حاضرند در کنار شخصیتها مکث کنند، نه آنکه پیوسته در انتظار حادثهای تازه باشند. اگرچه همهٔ لحظات آن به یک اندازه زنده و ضروری نیستند، «We Are Who We Are» در بهترین لحظههایش یادآوری میکند که خودشناسی نه کشفی ناگهانی، بلکه حرکتی نامنظم و انسانی است؛ حرکتی که گاهی با شادی همراه میشود و گاهی، بیمقدمه، اندوه را به سطح میآورد.
« این تفاوت واکنشها از محدودیت روایت جدا نیست. »
ثبت دیدگاه