نقد و بررسی
نقد دوباره (Dobaaraa) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو زمان، میان دو جهان «Dobaaraa» از یک فرضیهٔ روایی ساده اما ثمربخش آغاز میکند: آیا میتوان از دل یک شب طوفانی، به گذشته دست دراز کرد و سرنوشت انسانی را تغییر داد؟ در دههٔ نود، آنایِ دوازدهساله در پی مواجهه با جرمی در همسایگی، در حادثهای جان میبازد. بیستوپنج سال بعد، آنتارا در شبی با طوفانی مشابه، از راه تلویزیونی قدیمی با او ارتباط میگیرد و میکوشد نجاتش دهد.
فیلم از همین مداخله، زنجیرهای از دگرگونیها میسازد؛ دگرگونیهایی که بهجای آنکه پاسخهای فوری بدهند، پرسشهایی تازه پیش میکشند. این نقطهٔ عزیمت، «Dobaaraa» را به اثری دربارهٔ سفر در زمان و واقعیتهای جایگزین بدل میکند، اما جذابیتش تنها به بازی با خط زمانی محدود نمیماند. فیلم میپرسد دستکاری گذشته چه بهایی دارد و آیا نجات یک نفر میتواند زندگی دیگران را به مسیری ناخواسته ببرد؟
پاسخها تدریجیاند و عمداً بخشی از اطلاعات را در پردهٔ ابهام نگه میدارند؛ ازاینرو تماشاگر ناچار است نشانهها را به خاطر بسپارد و پیوند میان رخدادها را خودش بازسازی کند. داستان، بدون آشکار کردن پیچشهای اصلی، بر همین کنجکاوی حساب میکند. ساختار معما و منطق روایت فیلمنامه با جابهجایی میان دو دورهٔ زمانی، تماشاگر را در موقعیتی قرار میدهد که پیوسته باید بپرسد کدام واقعیت را میبیند و کدام رخداد نتیجهٔ انتخابی تازه است.
این ساختار، نیروی محرک اثر است: هر تغییر در گذشته، فقط یک واقعه را جابهجا نمیکند، بلکه روابط و جایگاه آدمها را نیز زیرورو میسازد. چنین طرحی ظرفیت زیادی برای تعلیق دارد و فیلم در نیمههای آغازین از آن بهخوبی بهره میبرد؛ هر نشانه ممکن است سرنخی باشد و هر پاسخ، راه را به پرسشی دیگر باز کند.
« در دههٔ نود، آنایِ دوازدهساله در پی مواجهه با جرمی در همسایگی، در حادثهای جان میبازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، پیچیدگی بهخودیخود معادل انسجام نیست. گاه فیلم چنان درگیر پیش بردن معما میشود که پیوندهای علّی و واکنشهای شخصیتها بهاندازهٔ کافی مجال شکلگیری نمییابند. مخاطبی که میخواهد قواعد جهان داستان را دقیق دنبال کند، ممکن است در بعضی گذرها احساس کند توضیحها دیر میرسند یا جزئیات بهسرعت از کنار او میگذرند.
این ابهام در ابتدا بخشی از لذت تماشاست، اما هرجا به جای کنجکاوی، سردرگمی ایجاد میکند، از قدرت درام میکاهد. فیلم به اندازهای پرکشش هست که تماشاگر را با خود ببرد، اما همیشه نمیتواند همهٔ اجزای معمای خود را با دقت یکسان مهار کند. تعلیق و ریتم طوفان، تاریکی و تلویزیون قدیمی، عناصر آشنایی هستند که «Dobaaraa» آنها را به نشانههایی از اضطراب و گسست زمانی بدل میکند.
این عناصر فضایی میسازند که در آن گذشته واقعاً پایانیافته به نظر نمیرسد؛ گویی زمان در نقطهای خاص گیر کرده و راهی برای رخنه به اکنون یافته است. انتخاب فضایی بسته و روزمره برای مواجهه با امر ناممکن نیز به فیلم کمک میکند تا داستانش را از زمین واقعیت جدا نکند. تلویزیون، بهجای آنکه صرفاً وسیلهای جادویی باشد، به دریچهای میان زندگی عادی و رخدادی غیرقابل توضیح بدل میشود.
ریتم فیلم عموماً متکی بر کشف تدریجی اطلاعات است. هرچه آنتارا بیشتر میکوشد موقعیت را بفهمد، مخاطب نیز همراه او فرضیههایی میسازد و آنها را اصلاح میکند. همین همراهی، یکی از موفقیتهای اصلی فیلم است؛ حتی اگر در بخشهایی احساس شود برای حفظ شتاب، از مکثهای عاطفی یا توضیحهای ضروری کاسته شده است.
« بااینحال، پیچیدگی بهخودیخود معادل انسجام نیست. »
شخصیتها و اجرا
تعلیق در بهترین لحظاتش از خطر مستقیم سرچشمه نمیگیرد، بلکه از این نگرانی میآید که تغییر یک واقعیت، چه پیامدهایی برای همهٔ کسانی خواهد داشت که در آن زندگی میکنند. بازیها و مرکز ثقل عاطفی تاپسی پانو در نقش آنتارا، مرکز ثقل فیلم است. بازی او بر ترکیبی از تردید، درماندگی و اراده استوار است؛ زنی که ابتدا با رخدادی ناممکن روبهرو میشود و سپس ناچار است در جهانی ناپایدار، به دریافت خود از واقعیت اعتماد کند.
پانو بهخوبی اضطراب شخصیتی را منتقل میکند که پاسخهای قطعی ندارد، اما نمیتواند دست روی دست بگذارد. حضور او کمک میکند تا معمای زمانی، صرفاً مجموعهای از قواعد و اطلاعات نباشد و بُعد انسانی خود را حفظ کند. در برابر او، پاوایل گولاتی و دیگر بازیگران در ساختن فضای پیرامون آنتارا سهم دارند، اما همهٔ نقشها به یک اندازه پرداخت نشدهاند.
گاهی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکردی روایی دارند تا آنکه مستقل و چندلایه به نظر برسند؛ گویی وظیفهٔ اصلیشان رساندن داستان به گره بعدی است. این نابرابری در پرداخت، از عمق عاطفی برخی موقعیتها میکاهد. بااینحال، بازی محوری پانو معمولاً اجازه نمیدهد فیلم از رشتهٔ اصلی خود جدا شود و احساس آنتارا را به تماشاگر منتقل میکند.
کارگردانی و هویت فیلم آنوراگ کاشیاپ در اینجا به سراغ فیلمی ژانری رفته که با آثار شناختهشدهتر او تفاوت دارد. «Dobaaraa» بیش از آنکه بر واقعگرایی خشن، حاشیههای اجتماعی یا جهانهای فرسودهٔ انسانی تکیه کند، در پی ساختن یک معمای علمیتخیلی پرتعلیق است. این تغییر مسیر میتواند برای مخاطبی که از کاشیاپ انتظار امضای همیشگی او را دارد، غافلگیرکننده باشد؛ فیلم در بسیاری از لحظات، بیشتر به قواعد تریلر وابسته است تا به آن نوع نگاه اجتماعی و شخصیتمحوری که از کارگردان انتظار میرود.
« بازیها و مرکز ثقل عاطفی تاپسی پانو در نقش آنتارا، مرکز ثقل فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این فاصله هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن. از یک سو، کاشیاپ با دور شدن از الگوی آشنای خود، اجازه میدهد قصه در قالبی تازه حرکت کند و سرگرمکنندگی ژانر را جدی بگیرد. از سوی دیگر، گاه احساس میشود جهان فیلم هنوز به بافتی بهیادماندنی و کاملاً ویژه دست نیافته است. کارگردانی برخی لحظات را با دقت و انرژی پیش میبرد، اما همهٔ صحنهها از یک میزان اطمینان برخوردار نیستند؛ در نتیجه، فیلم گاهی بیش از آنکه اثری کاملاً شخصی به نظر برسد، بازآفرینیِ مؤثری از یک الگوی موفق ژانری است.
«Dobaaraa» بازسازی فیلم اسپانیایی «Mirage» محصول ۲۰۱۸ است؛ مقایسه با اصل، برای برخی تماشاگران بخشی از تجربه خواهد بود و برای برخی دیگر، آگاهی از آن ممکن است از تازگی معما بکاهد. صدا، تصویر و فضای ناآرام فضای طوفانی فیلم از نظر روایی اهمیت دارد، زیرا دو دورهٔ زمانی را به یکدیگر گره میزند و خاطرهٔ حادثه را در اکنون زنده نگه میدارد.
تصویر و صدا میکوشند این حس را تقویت کنند که آنتارا در محیطی آشنا اما لغزان زندگی میکند؛ محیطی که ممکن است با هر کشف تازه معنای دیگری پیدا کند. استفاده از نشانههای بصری ساده و تکرارشونده، به مخاطب کمک میکند میان زمانها ارتباط برقرار کند، بیآنکه فیلم پیوسته به توضیح مستقیم متوسل شود.
در مقابل، موسیقی گاه بهجای آنکه تنش را از دل صحنه بیرون بکشد، آن را بیش از اندازه برجسته میکند. وقتی تصویر، موقعیت و بازیگر خودشان حامل اضطراباند، تأکید موسیقایی اضافی میتواند حس تعلیق را تصنعی سازد. این انتخاب در بعضی بخشها به ریتم هیجان کمک میکند، اما در بخشهایی دیگر به گوش فشار میآورد و از ظرافت فضای مرموز میکاهد.
« این فاصله هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن. »
قوتها و کاستیها
حاصل، تجربهای شنیداری و دیداری است که ایدهٔ مرکزیاش مؤثرتر از اجرای یکدست همهٔ عناصر فنی آن عمل میکند. در قیاس با نسخهٔ اصلی اینکه «Dobaaraa» را در کنار «Mirage» چگونه باید دید، به انتظارات تماشاگر بستگی دارد. برای کسی که نسخهٔ اسپانیایی را ندیده، فیلم میتواند معمایی سرگرمکننده و نسبتاً مستقل باشد؛ روایتی که مفهوم جهانهای متغیر را با درامی خانوادگی و تعلیقی قابلفهم پیوند میزند.
اما برای بینندهای که با نسخهٔ اصلی آشناست، تازگی بسیاری از گرهها و غافلگیریها کاهش مییابد و پرسش اصلی به کیفیت اقتباس بدل میشود: آیا بازآفرینی تازه به داستان چیزی میافزاید یا صرفاً آن را در قالبی دیگر بازگو میکند؟ پاسخ فیلم کاملاً یکدست نیست. سازندگان در برخی جنبهها میکوشند به روابط انسانی و پیامدهای عاطفی انتخابها وزن بیشتری بدهند، اما این تلاش همواره به پرداختی عمیقتر منجر نمیشود.
ازاینرو ممکن است نسخهٔ تازه برای تماشاگر تازهوارد جذابتر از کسی باشد که روایت اصلی را به خاطر دارد. بااینهمه، حتی آگاهی از اقتباس بودن اثر، ارزش تماشای بازی پانو و ارزیابی انتخابهای مستقل فیلم را از میان نمیبرد. ضعف آن بیشتر در این است که گاهی نمیتواند تفاوتهایش را به هویتی کاملاً قانعکننده بدل کند.
جمعبندی «Dobaaraa» تریلری معمایی است که ایدهٔ سفر میان زمانها را به فرصتی برای کاوش در انتخاب، پیامد و شکنندگی واقعیت تبدیل میکند. فیلم در خلق پرسشهای جذاب، حفظ تعلیق و ارائهٔ بازی گیرا از تاپسی پانو موفق است؛ بااینحال، انسجام روایت، پرداخت شخصیتهای فرعی و استفادهٔ گاه اغراقآمیز از موسیقی مانع میشوند که همهٔ ظرفیتهایش به نتیجهای کاملاً رضایتبخش برسند.
« حاصل، تجربهای شنیداری و دیداری است که ایدهٔ مرکزیاش مؤثرتر از اجرای یکدست همهٔ عناصر فنی آن عمل میکند. »
جمعبندی
پایانبندی نیز ممکن است برای برخی تماشاگران کمتر از انتظارشان اثرگذار باشد، بیآنکه نیاز باشد جزئیاتش آشکار شود. تماشای فیلم برای علاقهمندان به معماهای زمانی، واقعیتهای جایگزین و تریلرهایی که مخاطب را به حدسزدن وامیدارند، تجربهای سرگرمکننده خواهد بود. ارزش اصلی آن در این است که ایدهای پرکشش را با اجرای قابلدنبالکردن و بازی محوری مؤثر همراه میکند؛ اما اگر انتظار اثری بینقص، یا فیلمی کاملاً همسنگ با نسخهٔ اصلی داشته باشید، کاستیهایش آشکارتر میشوند.
«Dobaaraa» بیش از آنکه معمایی بینقص باشد، سفری پرپیچوخم و گاه نابرابر است؛ سفری که تا بخش بزرگی از مسیر، کنجکاوی را زنده نگه میدارد.
ثبت دیدگاه