نقد و بررسی
نقد گولمال 3 2010 (Golmaal 3) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به آشوب؛ خانوادهای در مدار رقابت «گلمال ۳» ساختهٔ روهیت شتی، کمدی گروهی هندی است که نیروی محرک خود را از برخورد دو خانواده میگیرد: پریتام، پدری تنها، در گوا دوباره با گیتا، عشق قدیمیاش، روبهرو میشود و تصمیم میگیرد پیوندی را که سالها پیش ناتمام مانده بود از نو زنده کند.
اما فرزندان دو سوی این رابطه، که از پیش درگیر رقابت و بدگمانیاند، با این تصمیم کنار نمیآیند و خانه را به میدان کشمکش تبدیل میکنند. همین چارچوب ساده، به فیلم اجازه میدهد میان عاشقانهای دیررس، شوخیهای موقعیتمحور و رقابتهای کودکانه رفتوآمد کند؛ بیآنکه لازم باشد هر لحظه در پی ساختن طرحی پیچیده باشد.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که اولویتش واقعگرایی یا ظرافت درام نیست؛ قرار است تماشاگر را به تماشای آشوبی پرجنبوجوش دعوت کند. بنابراین، منطق روایی گاه جای خود را به تصادف، اغراق و رفتارهای نمایشی میدهد. چنین رویکردی برای مخاطبی که با قواعد کمدی عامهپسند همراه است، بخشی از جذابیت اثر به شمار میآید؛ اما برای تماشاگر حساس به انسجام داستان، ممکن است نشانهٔ سستی فیلمنامه باشد.
« بنابراین، منطق روایی گاه جای خود را به تصادف، اغراق و رفتارهای نمایشی میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کمدی برآمده از تضاد مهمترین ابزار فیلم برای خنداندن، تضاد میان شخصیتهاست: دو گروه که در خلقوخو و شیوهٔ برخورد با یکدیگر تفاوت دارند، اما هر دو در رقابتجویی و لجاجت کموبیش همپیماناند. درگیریهایشان از نزاعهای کوچک و روزمره آغاز میشود و، مطابق منطق کمدی شلوغ فیلم، به موقعیتهایی بزرگتر و بیقاعدهتر میرسد.
خندهها بیشتر از واکنشهای نامتناسب، سوءتفاهمها و برخوردهای ناگهانی حاصل میشوند تا از شوخیهای ظریف یا مشاهدهٔ دقیق زندگی واقعی. دیالوگها در این میان نقش محوری دارند. فیلم به جملههای کوتاه، بازی با واژهها و پاسخهای غیرمنتظره تکیه میکند و در لحظههایی که بازیگر و جمله با هم جفتوجور میشوند، نتیجه واقعاً بامزه است.
بخشی از لذت تماشای فیلم نیز از همین جنس است: صحنههایی که بهواسطهٔ اجرای پرانرژی یا مکثی درست، در ذهن میمانند و تماشاگر ممکن است مدتها بعد هم به یادشان بخندد. بااینحال، تکرار یک شوخی یا الگوی رفتاری گاهی فاصلهٔ میان «بازگشت یک شوخی محبوب» و «فرسودگی آن» را از بین میبرد. هرچه فیلم پیش میرود، بعضی لحظهها بیش از آنکه ایدهای تازه عرضه کنند، همان سازوکار آشنای قبلی را دوباره به کار میگیرند.
شخصیتها و اجرا
گروه بازیگران؛ موتور اصلی سرگرمی جمع بازیگران بزرگ فیلم تنها وسیلهای برای شلوغتر کردن قاب نیست؛ بخش مهمی از سرگرمی از تفاوت انرژی و شیوهٔ بازی آنان میآید. میتون چاکرابورتی در نقش پریتام، ترکیبی از صمیمیت، غرور و زمانبندی کمدی را عرضه میکند و به هستهٔ عاطفی داستان گرما میبخشد.
راتنا پاتاک شاه نیز در جایگاه گیتا حضوری باثبات دارد؛ او به ماجرا وزن احساسی میدهد، بیآنکه فضای کلی اثر را به سوی ملودرامی سنگین ببرد. اجی دیوگن و ارشد وارسی، در دو سوی رقابت، بهخوبی از تضاد میان خویشتنداری و تندی، زیرکی و واکنشهای شتابزده بهره میبرند. کارینا کاپور نیز با حضوری پررنگ، در ریتم بازی گروهی حل نمیشود و شخصیتش را با انرژی و صراحت اجرا میکند.
توسشار کاپور، شریاس تالپاده و کونال خمو نیز هرکدام به آشفتگی جمعی چهرهای جداگانه میبخشند. حضور بازیگران مکمل، از جمله جانی لیور و موکش تیواری، فرصتهای بیشتری برای بازیهای کلامی و موقعیتهای نمایشی ایجاد میکند. نتیجه، گروهی است که با وجود شمار زیاد شخصیتها، در بیشتر لحظات قابلپیگیری باقی میماند؛ هرچند همهٔ نقشها به یک اندازه پرورده نشدهاند.
« کارینا کاپور نیز با حضوری پررنگ، در ریتم بازی گروهی حل نمیشود و شخصیتش را با انرژی و صراحت اجرا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم ناپایدار و روایت کشدار ضعف عمدهٔ «گلمال ۳» در ریتم آن آشکار میشود. فیلم با حجم زیادی از شخصیتها، شوخیها و درگیریها پیش میرود و همین انباشت، در بخشهایی به جای افزایش نشاط، سرعت روایت را میگیرد. گاهی یک شوخی یا نزاع پس از آنکه اثر خود را گذاشته، همچنان ادامه پیدا میکند؛ گویی فیلم بهجای پیشبردن موقعیت، از رها کردن آن اکراه دارد.
این کشآمدن، بهویژه برای بینندهای که با کمدی اغراقآمیز فیلم همراه نشده باشد، میتواند تجربه را خستهکننده کند. در سوی دیگر، شتابزدگی در جمعکردن ماجراها نیز گاه به چشم میآید. فیلم برای چیدن برخوردهای تازه وقت میگذارد، اما همهٔ خطوط و تنشهایش فرصت یکسانی برای فرود آرام و قانعکننده پیدا نمیکنند.
بخش پایانی، که باید حاصل انباشت آشوبهای پیشین باشد، بهسبب ازدحام رویدادها ممکن است بیش از اندازه فشرده و شلوغ احساس شود. این نکته را میتوان بدون اشاره به جزئیات داستان گفت: فیلم در پایان بیش از آنکه به سکون و جمعبندی سنجیده میل کند، بر شتاب و هیاهو تکیه دارد. گوا، موسیقی و خاطرهٔ یک کمدی عامهپسند فضای گوا، با رنگهای روشن و حالوهوای تعطیلات، بستر مناسبی برای لحن سبک فیلم فراهم میکند.
« ریتم ناپایدار و روایت کشدار ضعف عمدهٔ «گلمال ۳» در ریتم آن آشکار میشود. »
قوتها و کاستیها
مکان در اینجا صرفاً پسزمینهای دیدنی نیست؛ به فیلم اجازه میدهد از خانه و محله فراتر برود و آشوب خانوادگی را در محیطی بازتر و پرتحرکتر به نمایش بگذارد. موسیقی نیز به همین فضای پرجنبوجوش خدمت میکند: ترانهها میان صحنهها تنوع ایجاد میکنند و به حالوهوای شاد و نمایشی اثر میافزایند، هرچند همهٔ آنها به یک اندازه در حافظه نمیمانند.
با گذشت زمان، بخشی از جذابیت فیلم از پیوند آن با خاطرهٔ دورهای خاص در کمدی تجاری هند میآید. «گلمال ۳» از آن دسته آثاری است که برای تماشای دوباره، الزاماً به شگفتی داستانی نیاز ندارد؛ مخاطب ممکن است به خاطر شخصیتهای آشنا، دیالوگهای محبوب یا ریتم پرهیاهوی جمعی دوباره سراغش برود.
همین نوستالژی میتواند تجربه را شیرینتر کند، اما نباید با تازگی اشتباه گرفته شود: شوخیای که در نخستین تماشا غافلگیرکننده بود، ممکن است در بازبینی تکراری به نظر برسد. جمعبندی «گلمال ۳» کمدیای است متکی بر گروه بازیگران پرشمار، برخورد شخصیتهای ناهمگون و دیالوگهایی که در لحظههای موفق، نیروی خندهساز قابلتوجهی دارند.
« با گذشت زمان، بخشی از جذابیت فیلم از پیوند آن با خاطرهٔ دورهای خاص در کمدی تجاری هند میآید. »
جمعبندی
فیلم در ساختن فضایی شاد و نوستالژیک کامیاب است و برای تماشاگرانی که از کمدی پرتحرک و اغراقآمیز لذت میبرند، لحظههای سرگرمکنندهٔ فراوانی فراهم میکند. در مقابل، روایت گاهی بیدلیل امتداد مییابد، برخی شوخیها تازگی خود را از دست میدهند و بخش پایانی زیر بار شلوغی، شتابزده به نظر میرسد.
ارزش فیلم بیش از آنکه در ظرافت ساختار یا عمق شخصیتپردازی باشد، در طراوت اجرای گروهی و تواناییاش برای ساختن لحظههای خندهآور نهفته است. اگر تماشاگر از ابتدا بداند با کمدیای آشفته، پرصدا و کماعتنا به واقعگرایی روبهرو است، احتمالاً آسانتر با ضعفهایش کنار میآید. «گلمال ۳» اثر بینقصی نیست، اما در بهترین لحظاتش نشان میدهد که یک گروه بازیگر هماهنگ و دیالوگی خوشزمانبندیشده چگونه میتواند حتی داستانی ساده را به سرگرمیای ماندگار بدل کند.
ثبت دیدگاه