نقد و بررسی
نقد ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ۲ (Cloudy with a Chance of Meatballs 2) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جزیرهای که خوراکیهایش جان گرفتهاند «ابری با احتمال بارش کوفتهقلقلی ۲» از همان جایی آغاز میکند که ماجرای پیشین پیامدهای ویرانگر خود را به جا گذاشته است: شهرِ گرفتار طوفان خوراکی تخلیه شده و فلینت لاکوود، مخترع جوان و بلندپرواز، با پذیرفتن دعوت چستر وی، به شرکتی میپیوندد که وعده میدهد دانش و اختراع را در خدمت بهترکردن جهان به کار گیرد.
اما جزیره خیلی زود دوباره او را فرا میخواند؛ جایی که دستگاه خوراکساز هنوز فعال است و موجوداتی پدید آورده که آمیزهای از خوراکی و حیواناند. فیلم بیآنکه به افشای پایان یا پیچش اصلی نزدیک شود، ما را به جهانی میبرد که در آن حتی یک لقمه ساده میتواند پا درآورد، کنجکاو شود و دردسر بسازد.
دنبالهسازی برای فیلمی که نیروی اصلیاش تازگی ایده و انفجار خیال بود، کار آسانی نیست. قسمت دوم باید همان جهان نامتعارف را حفظ کند، بیآنکه صرفاً نسخهای بزرگتر و شلوغتر از ماجرای قبلی باشد. نتیجه، اثری است که در طراحی بصری و بازی با ایدههای خوراکی جسور و پرانرژی میماند، اما در روایت و پرداخت شخصیتها به اندازه کافی از قلمرو آشنای قسمت نخست فاصله نمیگیرد.
جزیره بهمثابه نمایشگاه خیال مهمترین دستاورد فیلم، جزیرهای است که به زیستبومی شگفت و رنگین بدل شده است. چشماندازهای خوراکی، پوشش گیاهی نامتعارف و جانورانی که از ترکیب غذاها و حیوانات ساخته شدهاند، پیوسته قاب را از جزئیات تازه پر میکنند. فیلم در این بخش به نیروی تصویر اعتماد دارد: لازم نیست هر موجود توضیحی مفصل داشته باشد؛ شکل و حرکتش بهتنهایی میتواند خنده یا شگفتی برانگیزد.
« دنبالهسازی برای فیلمی که نیروی اصلیاش تازگی ایده و انفجار خیال بود، کار آسانی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حتی محیطهای آشنا نیز با دگرگونی و فرسودگیِ پس از فاجعه، کیفیتی غریب پیدا کردهاند. این جهانسازی گاه به مرحلهای میرسد که خودِ تماشای محیط از دنبالکردن داستان جذابتر میشود. موجودات خوراکی فقط شوخیهای گذرا نیستند؛ آنها حسِ یک طبیعت تازه و بیقاعده را میسازند. از این منظر، فیلم به جای آنکه صرفاً به تکرار بارش غذا بسنده کند، دامنه ایده را گسترش میدهد: خوراکی دیگر چیزی نیست که از آسمان فروبریزد، بلکه در دل محیط رشد میکند و رفتار و ارادهای مستقل مییابد.
همین تغییر، بهترین سرچشمه شگفتی فیلم است. کمدیِ بازی با واژه و تصویر طنز فیلم بیش از هر چیز بر بازیهای زبانی و شوخیهای دیداری تکیه دارد. اصطلاحهای مربوط به غذا، در جهان داستان معنای عینی پیدا میکنند و نامگذاری موجودات نیز از ترکیبهای آشنا و مضحک بهره میبرد. حاصل، رشتهای از ایدههای کوتاه و گاه بسیار بامزه است که برای مخاطب کودک بهسرعت قابلدریافتاند و برای بزرگسالان نیز لذتِ دیدنِ واژهای آشنا در صورتی تازه را فراهم میآورند.
بااینحال، فراوانی شوخیها همیشه به معنای کامیابی آنها نیست. بعضی لطیفهها چنان سریع و پیدرپی عرضه میشوند که مجال مکث و اثرگذاری نمییابند؛ برخی نیز بیش از آنکه از موقعیت یا شخصیت برخیزند، به بازی لفظی متکیاند. فیلم از نظر ریتم کمدی گاه به این تصور نزدیک میشود که هر قاب باید فوراً شوخی تازهای عرضه کند.
این شتاب، لحظههای موفق را پررنگ میکند، اما در جاهایی نیز به ازدحام و خستگی میانجامد. فلینت، میان تحسین و استقلال مسیر شخصیتی فلینت بر کشمکش میان نیاز به تأیید و اعتماد به داوری خویش استوار است. او با پیوستن به چستر وی، نه فقط شغلی تازه، بلکه فرصتی برای نزدیکشدن به کسی را به دست میآورد که سالها الگویش بوده است.
« حتی محیطهای آشنا نیز با دگرگونی و فرسودگیِ پس از فاجعه، کیفیتی غریب پیدا کردهاند. »
شخصیتها و اجرا
همین رابطه، زمینهای فراهم میکند تا فیلم درباره جاهطلبی، تعلق و معنای موفقیت پرسشهایی ساده اما مناسب مخاطب خانوادگی مطرح کند. فلینت میخواهد جدی گرفته شود؛ مسئله این است که آیا برای رسیدن به این خواسته، باید از کسانی فاصله بگیرد که او را پیش از شهرت و تأیید میشناختهاند؟ این ایده ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، اما پرداخت آن گاه بیش از اندازه سرراست است.
تقابل میان اعتماد به نفسِ نمایشیِ شرکت و پیوندهای صمیمانه گروه، بهسرعت قابلفهم میشود و فیلم کمتر از آن بهره میگیرد که تناقضهای فلینت را پیچیدهتر کند. در نتیجه، تحول او بیشتر کارکردی داستانی دارد تا آنکه به کاوشی عمیق در شخصیت بدل شود. رابطه پدر و پسر نیز لحظههایی گرم و دلنشین میآفریند، هرچند فرصت بیشتری برای پرداخت عاطفی میتوانست به آن داده شود.
شخصیتهای فرعی و ظرفیتهای نابرابر گروه دوستان فلینت همچنان نیرویی برای صمیمیت و تحرک داستان است، اما همه شخصیتها به یک اندازه فرصت نمییابند. بعضی از آنها در موقعیتهای کوتاه میدرخشند و برخی دیگر بیشتر به حضور آشنا و واکنشهای کمیک محدود میمانند. فیلم برای چند شخصیت فرعی ایدههایی دارد که میتوانستند به خط داستانی مستقل و معنادارتری تبدیل شوند، اما در شلوغی ماجرا از کنارشان میگذرد.
به همین سبب، تعدادی از چهرهها گاهی آزاردهنده یا کماستفاده به نظر میرسند؛ نه لزوماً بهدلیل ضعف ذاتی، بلکه چون فیلم برای گسترش نقششان وقت کافی اختصاص نمیدهد. چستر وی نیز با ظاهری متمایز و حضوری پرتحرک، در میان شخصیتهای تازه بهسرعت توجه جلب میکند. او نماینده جهانی است که نوآوری را با نمایش، سازمان و جاهطلبی پیوند میزند.
« این ایده ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، اما پرداخت آن گاه بیش از اندازه سرراست است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضورش به فیلم امکان میدهد نگاهی طنزآمیز به ستایش نابغهها و شرکتهای بزرگ داشته باشد، اما این مضمون بیشتر در سطح اشاره باقی میماند. فیلم ایدهای بالقوه تیزبینانه در اختیار دارد، ولی آن را به شکلی محتاطانه و سادهفهم عرضه میکند. ریتمی شاد، اما نه همیشه مهارشده شروع فیلم برای رسیدن به ماجرای اصلی به زمان نیاز دارد و مقدمهچینیِ آن میتواند اندکی کشدار به نظر برسد.
پس از بازگشت به جزیره، جنبوجوش و تنوع دیداری افزایش مییابد، اما همین فراوانی ایدهها گاهی انسجام را کاهش میدهد. روایت به جای آنکه همواره از دلِ رابطه شخصیتها یا پیامدهای انتخابهایشان پیش برود، بارها بهانهای برای معرفی موجودی تازه یا شوخی تصویری جدید میشود. این پراکندگی مانع از سرگرمکنندگی فیلم نمیشود، اما مانع از آن است که همه اجزایش در قالبی محکم به هم پیوند بخورند.
خط اصلی داستان قابلپیشبینی است و چند الگوی آشنای ماجراجویی خانوادگی را دنبال میکند. هرچه فیلم بر تازگی جهان و طراحی موجودات تکیه میکند، ضعف نسبی داستان آشکارتر میشود: تماشاگر معمولاً میتواند مسیر کلی را حدس بزند، حتی اگر نداند در قاب بعدی با چه تصویر عجیب و خندهداری روبهرو خواهد شد.
دنبالهای که تصویر را بر داستان مقدم میداند فاصله اصلی این فیلم با قسمت نخست، بیش از آنکه در کیفیت فنی باشد، در توازن میان ایده و روایت دیده میشود. دنیای رنگارنگ و خیالانگیز همچنان پرکشش است، اما عنصر غافلگیریِ نخستین تجربه کاهش یافته و فیلم بیشتر بر گسترش همان جهان و تکرار برخی الگوهای آشنا تکیه میکند.
« فیلم ایدهای بالقوه تیزبینانه در اختیار دارد، ولی آن را به شکلی محتاطانه و سادهفهم عرضه میکند. »
قوتها و کاستیها
در عوض، دستاندرکاران با جزئیات بصری، حرکتهای پرشتاب و طراحیهای خلاقانه میکوشند این کمبود تازگی روایی را جبران کنند. این انتخاب برای یک انیمیشن خانوادگی تا اندازهای کارآمد است. فیلم فضای شاد و سبکی دارد و مخاطبان کمسنوسال احتمالاً از موجودات بامزه، رنگهای درخشان و موقعیتهای پرتحرک لذت میبرند.
بزرگسالان نیز میتوانند از بازیهای تصویری و شوخیهای خوراکی بهره ببرند، هرچند ممکن است بیشتر به یاد بیاورند که قسمت نخست در پیوند دادن آشفتگی کمیک با قصه، هوشمندانهتر عمل میکرد. جمعبندی «ابری با احتمال بارش کوفتهقلقلی ۲» ماجراجوییای شاد، رنگارنگ و سرشار از ایدههای تصویری است؛ فیلمی که در ساختن جهانی خوراکی و زنده، تخیل خود را با سخاوت به کار میاندازد.
موجودات عجیب، شوخیهای مبتنی بر غذا و انرژی بصری آن، لحظههای سرگرمکننده فراوانی میآفرینند و تماشای خانوادگیاش را دلپذیر میکنند. در مقابل، داستان آشناتر و قابلحدستر از آن است که بتواند به اندازه جهانش تازگی داشته باشد؛ بعضی شخصیتها کمپرداخت میمانند و ریتم آغازین نیز اندکی کش میآید.
ارزش فیلم، در نهایت، بیش از آنکه به پیچیدگی قصه وابسته باشد، در لذتِ گشتوگذار میان تصاویر و موجودات نامعمولش نهفته است. دنبالهای خوشقلب و سرگرمکننده که شاید به ظرافت و انسجام قسمت نخست نرسد، اما برای مخاطبی که از خیالپردازی خوراکی و کمدی خانوادگی لذت میبرد، هنوز چیزی برای تماشا دارد.
« این انتخاب برای یک انیمیشن خانوادگی تا اندازهای کارآمد است. »
ثبت دیدگاه