نقد و بررسی
نقد سلامی محض رضای عشق (Hello Guru Prema Kosame) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا با جاذبهای صمیمی «Hello Guru Prema Kosame» کمدیـرمانتیکی تلوگو به کارگردانی Trinadha Rao Nakkina است که در سال ۲۰۱۸ ساخته شد. فیلم با الگوی آشنای جوانی خوشگذران آغاز میشود که برای یافتن کار از زادگاهش راهی شهر میشود و در مسیر تازهاش با دختری روبهرو میشود که نخستین برخوردشان چندان دوستانه نیست.
اما فیلم علاقهای ندارد این آشنایی را به داستانی پرپیچوخم بدل کند؛ جاذبهاش را بیشتر در معاشرتها، شوخیها و پیوندهای تدریجی میان شخصیتها میجوید. همین انتخاب، هم سرچشمه شیرینی اثر است و هم محدودیت اصلی آن: روایت بهجای شگفتی، بر آشنایی و آسودگی تکیه میکند. سانجو؛ سرزندگی بهجای دگرگونی سانجو، با بازی Ram Pothineni، جوانی پرجنبوجوش است که خوشمشربی و بیقیدیاش بیش از هر چیز او را تعریف میکند.
اجرای رام برای چنین نقشی مناسب است؛ او با انرژی بدنی، واکنشهای سریع و حضور سبکبالش، صحنههای کمدی را سرپا نگه میدارد. بااینحال، فیلم چندان در پی آن نیست که سانجو را از درون واکاوی کند یا تغییرات عاطفیاش را با جزئیات بسازد. شخصیت او بیشتر نیروی محرک فضای شاد فیلم است تا شخصیتی که مسیر تحولش مخاطب را به تأمل وادارد.
« بااینحال، فیلم چندان در پی آن نیست که سانجو را از درون واکاوی کند یا تغییرات عاطفیاش را با جزئیات بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد با حالوهوای سرگرمکننده اثر جور درمیآید، اما وقتی داستان به احساسات جدیتر نزدیک میشود، کمبود پرداخت بیشتر به چشم میآید. سانجو دلنشین است، اما گاه آسانتر از آنچه موقعیتها اقتضا میکنند از مرحلهای به مرحله دیگر میرسد. در نتیجه، همراهی با او خوشایند است، ولی همیشه حس نمیکنیم که رابطهها و انتخابهایش از دل تجربهای عمیق و دقیق برآمدهاند.
محور پنهان فیلم: دوستی سانجو و ویشوانات یکی از جذابترین تصمیمهای فیلم این است که مرکز عاطفی آن را فقط به عاشقانه میان سانجو و آنو محدود نمیکند. رابطه سانجو با ویشوانات، پدر آنو که Prakash Raj نقشش را بازی میکند، بهتدریج فضای مهمی برای طنز و صمیمیت میسازد. کلکلهای این دو، از بامزهترین لحظات فیلم است؛ نه فقط بهخاطر شوخیهای کلامی، بلکه چون تضاد میان جوانی سرزنده و مردی جاافتاده را به نوعی رفاقت نامتعارف بدل میکند.
پراکاش راج در این نقش از مهارت همیشگیاش در ترکیب اقتدار، طنازی و عاطفه بهره میگیرد. او حتی در لحظاتی که فیلم با شخصیتپردازی محدود پیش میرود، به ویشوانات وزن و حضور میدهد. رابطه این دو، هم موتور کمدی است و هم یادآور این نکته که پیوندهای انسانی در فیلم الزاماً در قالبهای متعارف شکل نمیگیرند.
« سانجو دلنشین است، اما گاه آسانتر از آنچه موقعیتها اقتضا میکنند از مرحلهای به مرحله دیگر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
گاهی همین دوستی نامنتظر، از خود رابطه عاشقانه باورپذیرتر و پرجاذبهتر میشود. عاشقانهای که دیرتر از شوخیها جان میگیرد آنو، با بازی Anupama Parameswaran، در آغاز شخصیتی مستقل و حساس به نظر میرسد؛ برخورد نخست او با سانجو نیز بر فاصله و ناسازگاری آن دو تأکید دارد. بااینهمه، فیلم فرصت کافی به او نمیدهد تا از قالب «دخترِ محبوب» فراتر برود.
انگیزهها، تردیدها و جهان درونیاش به اندازهای که برای شکلگیری یک عاشقانه ماندگار لازم است، بسط پیدا نمیکند. از همین رو، مسیر رابطه گاهی بیشتر به پیشفرض داستان وابسته است تا به لحظاتی که نزدیکی عاطفی را بهتدریج و با قانعکنندگی بسازند. شیمی میان دو بازیگر در بخشهایی دلپذیر است، اما میان شوخی و احساس تعادل کاملی برقرار نمیشود.
فیلم میخواهد هم رابطهای سبک و شیرین داشته باشد و هم لحظاتی عاطفی بیافریند؛ بااینحال، بخش عاشقانه کمتر از بخش کمدی شخصیتها را به هم نزدیک میکند. نتیجه، رابطهای دوستداشتنی اما کمعمق است؛ رابطهای که بیشتر حالوهوای خوشی دارد تا نیروی عاطفیِ ماندگار. کمدی، موسیقی و جذابیت دیداری کمدی فیلم از موقعیتهای روزمره و واکنشهای شخصیتها نیرو میگیرد.
« گاهی همین دوستی نامنتظر، از خود رابطه عاشقانه باورپذیرتر و پرجاذبهتر میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی شوخیها سادهاند، اما اجرای بازیگران و ریتم گفتوگوها کمک میکند فضای کلی سبک و خوشنشین بماند. لحظات مشترک رام و پراکاش راج بهخصوص نشان میدهند که یک رابطهپردازی سرگرمکننده چگونه میتواند از قصهای آشنا جان بگیرد. این شوخیها همیشه تازه یا غافلگیرکننده نیستند، اما در ساختن حس صمیمیت موفقاند.
موسیقی و تصویرپردازی نیز به همین فضای گرم خدمت میکنند. آهنگها میان بخشهای داستانی فاصله میاندازند و به فیلم رنگوبویی پرنشاط میدهند؛ قابهای دلنشین و فضای شهری و خانوادگی نیز از خشکی روایت میکاهند. البته این عناصر جای خالی پیشرفت داستانی یا شخصیتپردازی عمیق را پر نمیکنند، اما کمک میکنند فیلم در مقام یک سرگرمی سبک، خوشتماشا باقی بماند.
ریتمی که گاهی از نفس میافتد با وجود انرژی بازیگران، فیلم در بخشهایی بیش از اندازه به صحنههای فرعی و شوخیهای تکرارشونده تکیه میکند. بعضی موقعیتها پس از آنکه کارکرد کمدی خود را انجام دادهاند، ادامه پیدا میکنند و ضرباهنگ روایت را کند میسازند. این کشآمدن بهویژه زمانی محسوس است که داستان باید از مرحله آشنایی و سرگرمی به سوی تحول رابطه حرکت کند؛ فیلم گاهی مکث میکند، بیآنکه این مکث به شناخت تازهای از شخصیتها بینجامد.
« بعضی شوخیها سادهاند، اما اجرای بازیگران و ریتم گفتوگوها کمک میکند فضای کلی سبک و خوشنشین بماند. »
قوتها و کاستیها
قابلپیشبینیبودن قصه نیز از همین مسئله جدا نیست. فیلم از همان ابتدا بر مسیری آشنا قدم میگذارد و چندان میلی به زیروروکردن قواعد ژانر ندارد. در عوض، میکوشد با لحن نرم، شوخیهای خوشقلب و حضور بازیگران، این آشنایی را دلپذیر کند. این راهبرد تا حد زیادی جواب میدهد، اما مخاطبی که انتظار تازگی روایی یا غافلگیری جدی دارد، احتمالاً احساس میکند فیلم امنتر از آن است که بتواند اثری متفاوت برجا بگذارد.
جمعبندی «Hello Guru Prema Kosame» فیلمی است که بیش از آنکه با قصهای تازه یا عاشقانهای عمیق به یاد بماند، با حالوهوای سبک و رابطه شیرین سانجو و ویشوانات دلنشین میشود. Ram Pothineni انرژی لازم را به نقش اصلی میآورد و Prakash Raj با حضوری مسلط، بخش مهمی از جذابیت فیلم را بر دوش میکشد.
موسیقی، شوخیها و تصاویر گرم نیز تجربهای خوشتماشا میسازند. در سوی دیگر، روایت قابلپیشبینی است، ریتم گاهی افت میکند و آنو و رابطه عاشقانهاش به اندازه کافی عمق نمیگیرند. فیلم در بهترین لحظاتش سرگرمکننده و صمیمی است و در کماثرترین لحظاتش به قالبهای آشنای کمدیـرمانتیک تکیه میکند.
« قابلپیشبینیبودن قصه نیز از همین مسئله جدا نیست. »
جمعبندی
اگر انتظار اثری پیچیده یا نوآورانه کنار گذاشته شود، میتوان از آن بهعنوان سرگرمیای خوشحالوهوا لذت برد؛ اثری که گرمای روابط و شوخیهایش از تازگی قصهاش پیشی میگیرد.
ثبت دیدگاه