نقد و بررسی
نقد اینفیستو 2023 (Infiesto) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به روزهای اضطراب «Infiesto» تریلری جنایی اسپانیایی به نویسندگی و کارگردانی Patxi Amezcua است که داستانش را در روزهای نخست همهگیری کرونا میگذراند. زنی جوان پس از ماهها ناپدیدبودن پیدا میشود و دو کارآگاه، Samuel García و Marta Castro، مأمور پیگیری پروندهاش میشوند. آنچه ابتدا به نظر میرسد یک آدمربایی منفرد باشد، کمکم ابعادی گستردهتر پیدا میکند.
فیلم از همین نقطه، میان پلیسیمعمایی و وحشتی آیینی حرکت میکند، بیآنکه از ابتدا همهٔ کارتهایش را رو کند. این نقد از شرح جزئیات حساس داستان و پایان پرهیز میکند. کرونا؛ زمینهای مؤثر، اما نه همیشه ضروری یکی از انتخابهای برجستهٔ فیلم، قرار دادن ماجرا در آغاز محدودیتهای کرونایی است؛ زمانی که قرنطینه و نگرانی از بیماری، زندگی روزمره را ناگهان دگرگون کرده بود.
ماسکها، بیمارستانهای ناآشنا، رفتوآمدهای محدود و حس بیخبری، فقط جزئیات پسزمینه نیستند: فضای داستان را به تجربهای ملموس از اضطراب جمعی پیوند میدهند. در این جهان، ترس از یک پروندهٔ جنایی با هراس فراگیری همراه است که در خیابانها و مراکز درمانی موج میزند. بااینحال، فیلم همیشه از این بستر بهخوبی بهره نمیگیرد.
« آنچه ابتدا به نظر میرسد یک آدمربایی منفرد باشد، کمکم ابعادی گستردهتر پیدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کرونا حالوهوای اثر را سنگینتر و باورپذیرتر میکند، اما گاه بیش از آنکه در منطق شخصیتها یا پیشرفت تحقیقات نقش داشته باشد، صرفاً یادآور دورهای تاریخی است. از این رو، برخی تماشاگران ممکن است بپرسند اگر داستان در زمانی دیگر میگذشت، چه چیز اساسی تغییر میکرد؟ فیلم پاسخ کاملی به این پرسش نمیدهد؛ هرچند حس آشفتگی و تنهایی آن روزها را با دقتی قابلتوجه بازمیآفریند.
تعلیق و معمایی که همهٔ ظرفیتش را به کار نمیگیرد «Infiesto» در آغاز، وعدهٔ معمایی پرکشش میدهد. پیدا شدن زنی که مدتها از او خبری نبوده، پرسشهای زیادی پیش میکشد و مأموران را به سوی نشانههایی میبرد که ظاهراً به یک الگوی تکرارشونده اشاره دارند. فیلم در این بخش از کنجکاوی مخاطب بهخوبی بهره میبرد: اطلاعات قطرهچکانی است و هر سرنخ میتواند نگاه ما به پرونده را تغییر دهد.
اما این کشش همیشه به عمق بیشتری نمیرسد. بعضی سرنخها زودتر از آنکه فیلم انتظار دارد قابلحدس میشوند و پیشبینی مسیر بعدی برای تماشاگر علاقهمند به ژانر دشوار نیست. در نتیجه، تعلیق بیشتر از جنس پیگیری قدمبهقدم تحقیقات است تا بازی هوشمندانه با فرضیهها و برداشتهای متناقض. فیلم گاهی با اشاره به رازهای تاریک و باورهای آیینی، افق بزرگتری ترسیم میکند، اما فرصت کافی برای پرورش آنها نمییابد.
« از این رو، برخی تماشاگران ممکن است بپرسند اگر داستان در زمانی دیگر میگذشت، چه چیز اساسی تغییر میکرد؟ »
شخصیتها و اجرا
برخی ایدهها بیش از آنکه به بخشی پخته از جهان داستان بدل شوند، همچون وعدههایی باقی میمانند که روایت شتابزده از کنارشان عبور میکند. فضاسازی؛ سرمای معدن و تیرگی شهر مهمترین دستاورد «Infiesto» شاید نه در پیچیدگی معما، بلکه در فضا باشد. شهر کوچک و محیطهای صنعتی و معدنی، به داستان کیفیتی دورافتاده و خفقانآور میدهند؛ گویی شخصیتها در جغرافیایی محصور گرفتار شدهاند که گذشتهای سنگین دارد.
فیلم با رنگهای خاموش و متمایل به گرمیِ ناخوشایند، تصویری ناآرام میسازد؛ تصویری که در آن حتی فضاهای روزمره نیز اندکی تهدیدآمیز به نظر میرسند. این انتخاب بصری به فیلم هویت میبخشد و آن را از یک تریلر پلیسی بیچهره جدا میکند، اما همواره بینقص نیست. تأکید بیش از حد بر رنگولعاب تیره و قابهای عبوس ممکن است برای بعضی مخاطبان تصنعی یا یکنواخت جلوه کند.
از سوی دیگر، صحنههایی مانند حضور در معدن از نظر حس خطر اثرگذارند، اما طراحی و اجرای آنها میتواند آزاردهنده باشد؛ نه لزوماً به این دلیل که ترس را بهخوبی منتقل میکنند، بلکه چون رفتارها و تصمیمها در بعضی لحظات چندان طبیعی به نظر نمیرسند. دو کارآگاه و بازیهایی که بار روایت را میکشند بخش مهمی از همراهی با فیلم به دو بازیگر اصلی، Isak Férriz و Iria del Río، وابسته است.
« فضاسازی؛ سرمای معدن و تیرگی شهر مهمترین دستاورد «Infiesto» شاید نه در پیچیدگی معما، بلکه در فضا باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقشآفرینی آنها بر خویشتنداری و فرسودگی تکیه دارد؛ دو کارآگاهی که در میانهٔ بحرانی عمومی، باید پروندهای پیچیده را با امکانات محدود دنبال کنند. این کمگویی، با فضای سرد اثر همخوان است و به رابطهٔ حرفهای و شخصی آنها حالتی کمادعا میدهد. بااینحال، همین خویشتنداری گاهی به خشکی بدل میشود.
برخی برخوردها چنان مختصر یا کمجاناند که بهجای آنکه تنش را فشردهتر کنند، فاصلهای میان شخصیتها و تماشاگر میسازند. فیلم به اندازهٔ کافی برای پرداخت پیشینه و انگیزههای همهٔ چهرههایش مکث نمیکند؛ بنابراین شماری از شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد روایی دارند تا حضوری انسانی و بهیادماندنی.
بازیهای خوب در چند نقش، کیفیت کلی را بالا میبرند، اما نمیتوانند خلأهایی را که از شتاب در پرداخت ناشی شدهاند، کاملاً جبران کنند. ریتم و روایت خطی روایت فیلم عمدتاً مستقیم و روشن پیش میرود. این سادگی به تماشاگر کمک میکند مسیر تحقیقات را دنبال کند و درگیر انبوهی از خطوط فرعی نشود؛ اما از سوی دیگر، باعث میشود فیلم کمتر فرصت کند شکوتردید یا پیچیدگی روانی بسازد.
« این کمگویی، با فضای سرد اثر همخوان است و به رابطهٔ حرفهای و شخصی آنها حالتی کمادعا میدهد. »
قوتها و کاستیها
در بخشهایی، هر مرحله بیشتر شبیه ایستگاهی برای رسیدن به سرنخ بعدی است تا موقعیتی که شخصیتها را به آزمونی تازه بکشاند. ریتم نیز گاه ناهموار است. آغاز فیلم با قدرت فضاسازی و وضعیت اضطراری زمانه توجه جلب میکند، اما میانهٔ داستان ممکن است کشدار به نظر برسد؛ سپس برخی رخدادها با سرعتی بیش از اندازه از پی هم میآیند.
این نوسان، اثر را نه کاملاً کند میکند و نه به تریلری پرشتاب بدل میسازد. کسانی که از روایتهای پلیسیِ آرام و متکی بر فضا لذت میبرند، احتمالاً با آن کنار میآیند؛ مخاطبانی که انتظار کشفهای پیدرپی و گسترش پرجزئیات شخصیتها دارند، ممکن است از کمرمقی بخشهایی از داستان دلزده شوند.
ژانر جنایی در سایهٔ وحشت آیینی فیلم از قالب پروندهٔ پلیسی فراتر میرود و بهتدریج عناصری از وحشت عامیانه و آیینهای رازآلود را وارد روایت میکند. این تغییر جهت ظرفیت جذابی دارد: جنایت دیگر فقط مسئلهٔ یافتن فردی گناهکار نیست، بلکه به جهانی از باورهای تاریک و ترس جمعی راه میبرد. پیوند این عناصر با محیط معدنی و تاریخ محلی نیز میتوانست زمینهای غنی برای داستانی هولناکتر فراهم کند.
« این نوسان، اثر را نه کاملاً کند میکند و نه به تریلری پرشتاب بدل میسازد. »
جمعبندی
اما «Infiesto» در این ترکیب، همیشه توازن نمییابد. لایهٔ آیینی گاهی بیشتر به پوششی برای تشدید فضای تهدید تبدیل میشود تا موضوعی که فیلم واقعاً بخواهد دربارهٔ ریشهها و معنایش بیندیشد. از این رو، اثر بیش از آنکه وحشت فولکلوریک کاملی باشد، تریلری پلیسی است که به سوی آن ژانر سرک میکشد.
این مرزیابیِ ناتمام، از یک سو به فیلم رنگی متفاوت میدهد و از سوی دیگر مانع میشود ایدههایش به اندازهٔ ظرفیتشان بسط پیدا کنند. جمعبندی «Infiesto» فیلمی خوشفضا و دیدنی است که از قرار دادن پروندهای جنایی در روزهای نخست کرونا، تصویری تیره و ناآرام میسازد. تعلیق اولیه، محیط متفاوت و چند بازی قابلاعتنا، آن را برای دوستداران تریلرهای جنایی همراهکننده میکند؛ اما معمای نسبتاً قابلپیشبینی، ریتم گاه یکنواخت و پرداخت محدود بعضی ایدهها، مانع از آن میشود که فیلم به تجربهای ماندگار بدل شود.
ارزش اصلیاش در حالوهوا و حس اضطرابی است که پیرامون تحقیقات میسازد، نه در غافلگیریهای پیدرپی یا پیچیدگی داستان. اگر انتظار یک تریلر خوشساخت با رنگوبویی تلخ و اندکی متفاوت باشد، تماشایش میتواند رضایتبخش باشد؛ اما برای اثری که همهٔ وعدههای معمایی و آیینیاش را به سرانجامی پربار برساند، باید انتظار را پایینتر گرفت.
« اما «Infiesto» در این ترکیب، همیشه توازن نمییابد. »
ثبت دیدگاه