نقد و بررسی
نقد پشتکار گو هه را Persevere, (Persevere, Goo Hae Ra) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و جهان روایی «Persevere, Goo Hae Ra» مجموعهای کرهای از سال ۲۰۱۵ است که موسیقی، جوانی، دوستی و عاشقانه را در روایتی گروهی به هم پیوند میدهد. گو ههرا، دختری مشتاق خوانندگی، همراه با دو برادر دوقلو، کانگ سهجونگ و کانگ سهچان، در مسیر رقابتی برای ورود به دنیای موسیقی قدم میگذارد.
رؤیای او تنها رسیدن به شهرت نیست؛ میل به زنده نگهداشتن موسیقی پدر درگذشتهاش نیز به این آرزو بُعدی شخصی میدهد. مجموعه در دوازده قسمت ساخته شده و محور اصلیاش از همان ابتدا بر تلاش گروهی و مواجهه با شکست استوار است. این نقطهٔ عزیمت، برای درامی دربارهٔ موسیقی ظرفیت فراوانی دارد: رقابت میتواند آدمها را در برابر یکدیگر قرار دهد، اما همزمان فرصتی برای شکلگیری اعتماد و همکاری فراهم کند.
اثر از همین دوگانگی بهره میگیرد و گروه را نه صرفاً وسیلهای برای رسیدن به شهرت، بلکه جمعی از جوانان نشان میدهد که ناچارند کنار استعداد و بلندپروازی، ترس، حسادت و دلبستگیهای خود را نیز مدیریت کنند. با این همه، میان ظرفیت جذاب طرح و کیفیت نهایی روایت همیشه تناسبی کامل برقرار نمیماند.
موسیقی؛ نیروی محرک روایت مهمترین امتیاز سریال، حضور پررنگ موسیقی در بافت داستان است. ترانهها فقط فاصلهای خوشآهنگ میان صحنههای گفتوگو نیستند؛ گاهی همان کاری را میکنند که روایت در انتقال احساسات شخصیتها از عهدهاش برنمیآید. اجرای گروهی، لحظههایی از همدلی و نشاط میآفریند و به مخاطب اجازه میدهد پیوند میان اعضا را نه فقط از خلال حرفها، بلکه در هماهنگی صداها و شیوهٔ حضورشان روی صحنه حس کند.
« مجموعه در دوازده قسمت ساخته شده و محور اصلیاش از همان ابتدا بر تلاش گروهی و مواجهه با شکست استوار است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بخش از اثر بهویژه زمانی جان میگیرد که شخصیتها از انزوای فردی بیرون میآیند و برای یک اجرای مشترک به تفاهم میرسند. موسیقی در این لحظات هم هدفی حرفهای است و هم زبان عاطفی گروه: اعضا ممکن است بیرون از تمرین با یکدیگر اختلاف داشته باشند، اما هنگام اجرا ناچارند گوش بدهند، نوبت را رعایت کنند و به صدای دیگران جا بدهند.
در نتیجه، مضمون همکاری به شکلی ملموس و دیدنی درمیآید. ترانهها و اجراها چنان نیرویی دارند که میتوانند ضعف برخی گذارهای داستانی را موقتاً بپوشانند و تماشاگر را دوباره به جهان اثر بازگردانند. شخصیتها و گرمای بازی گروهی جاذبهٔ مجموعه تنها به شخصیت محوری محدود نیست. ترکیب گروه، با تفاوتهای رفتاری و واکنشهای گاه طنزآمیز اعضا، فضای جمعی گرمی میسازد.
شوخیها و برخوردهای سبکتر از تلخی شکستها میکاهند و به شخصیتها مجال میدهند تا از قالبهای آشنای «رقیب» و «همگروهی» فراتر روند. حضور گروهی بازیگران باعث میشود رابطهها گاهی طبیعیتر از خط اصلی داستان احساس شوند؛ انگار خودِ جمع، با تفاوتها و لحظههای صمیمانهاش، بخشی از جاذبهٔ اثر است.
گو ههرا بهعنوان دختری که در برابر بدشانسیها دست از رؤیا نمیکشد، در مرکز این جهان قرار دارد. عزم او نقطهٔ اتکای مناسبی برای درام است، هرچند پرداخت شخصیتش همیشه از پیچیدگی لازم برخوردار نیست. سهجونگ و سهچان نیز هر یک در شکلگیری تنشها و پیوندهای گروه نقش دارند، اما گاهی داستان بیش از آنکه به درونمایه و انگیزههای آنان بپردازد، از آنها برای پیش بردن موقعیتهای ملودراماتیک بهره میگیرد.
« در نتیجه، مضمون همکاری به شکلی ملموس و دیدنی درمیآید. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین، گرمای جمعی و بازی گروهی در بسیاری از لحظات از ظرافت شخصیتپردازی فردی مؤثرتر از کار درمیآید. دوستی و امید پس از شکست سریال در بهترین لحظاتش دربارهٔ برخاستن دوباره است؛ نه به این معنا که شکست را ساده یا بیهزینه جلوه دهد، بلکه با تأکید بر اینکه عبور از آن برای افراد تنها دشوارتر است.
اعضای گروه با موانع و ناکامیهایی روبهرو میشوند که رؤیایشان را زیر فشار میگذارند و اعتمادشان به یکدیگر را میآزمایند. در چنین موقعیتهایی، همبستگی به نیرویی عملی تبدیل میشود: پشتیبانی دوستان میتواند به ادامهٔ مسیر کمک کند، حتی اگر موفقیت فوری در کار نباشد. این رویکرد، لحنی امیدبخش دارد و برای مخاطبی که از داستانهای رشد و پشتکار استقبال میکند، جذاب است.
اما تأکید اثر بر امید گاه بیش از اندازه مستقیم میشود. بعضی بحرانها چنان سریع به ابزار بازسازی انگیزه بدل میشوند که فرصت پرداختن به پیامدهای واقعیشان از دست میرود. در نتیجه، مضمون شکست و بازگشت، با وجود نیروی عاطفیاش، همیشه عمق یکسانی ندارد: گاهی صادقانه و اثرگذار است و گاهی بیشتر به ایستگاهی برای رسیدن به صحنهٔ بعدی شباهت پیدا میکند.
لغزشهای روایت و مسئلهٔ ریتم بزرگترین کاستی «Persevere, Goo Hae Ra» ناپایداری روایت است. درام میان رقابت موسیقایی، روابط دوستانه، بحرانهای فردی و کشمکش عاشقانه جابهجا میشود، اما این خطها همیشه به شکلی هموار به هم متصل نیستند. برخی موقعیتها بهجای آنکه از تصمیمها و خصوصیات شخصیتها بهطور طبیعی پدید آیند، ناگهانی یا تصنعی به نظر میرسند.
« بنابراین، گرمای جمعی و بازی گروهی در بسیاری از لحظات از ظرافت شخصیتپردازی فردی مؤثرتر از کار درمیآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، در لحظاتی که اثر میخواهد احساسات پرشور برانگیزد، ممکن است نتیجه به جای تأثر، نوعی خجالت ثانویه باشد. ریتم نیز گاه پراکنده میشود. بعضی بخشها با شتاب از مسئلهای به مسئلهٔ دیگر میگذرند، حال آنکه بخشهایی دیگر در موقعیتهایی کماثر میمانند و به پیشرفت چشمگیری در قصه یا شخصیتها نمیانجامند.
این ناهماهنگی، بهخصوص در پیوند میان بحرانها و پیامدهایشان، اجازه نمیدهد تنش در تمام مسیر بهتدریج شکل بگیرد. مجموعه در لحظات موسیقایی و جمعی تمرکز بیشتری دارد؛ اما بیرون از آن لحظهها، رشتهٔ روایی گاهی سست میشود و مخاطب ممکن است احساس کند داستان فقط برای حفظ حرکت، رویدادهای تازهای به میان میآورد.
عاشقانهای پرکشش اما فرساینده مثلث عاطفی میان ههرا، سهجونگ و سهچان، یکی از کانونهای اصلی درام است. این رابطه بالقوه امکان میدهد عشق با دوستی، وفاداری و انتخابهای دشوار درهمآمیزد؛ بهویژه چون هر سه شخصیت در یک جمع مشترک حضور دارند و احساساتشان نمیتواند جدا از زندگی گروهیشان بررسی شود.
در بعضی لحظهها، همین نزدیکی عاطفی فضای پرتنشی میآفریند و به مخاطب نشان میدهد که یک انتخاب عاشقانه ممکن است بر اعتماد و همراهی میان اعضا نیز اثر بگذارد. با این حال، کشمکش عاشقانه بارها به رفتوبرگشتهای مشابه بازمیگردد. سوءتفاهمها و تغییر جهتهای احساسی گاه بیش از آنکه از تحول درونی شخصیتها ناشی شوند، برای طولانیکردن تعلیق به کار میروند.
« عاشقانهای پرکشش اما فرساینده مثلث عاطفی میان ههرا، سهجونگ و سهچان، یکی از کانونهای اصلی درام است. »
قوتها و کاستیها
وقتی تصمیمها پشتوانهٔ کافی ندارند، تماشاگر دشوار میتواند با شدت احساسات همراه شود؛ زیرا رفتار شخصیتها از منطق عاطفی پایداری پیروی نمیکند. تکرار این الگو، بخشی از ظرفیت درام را فرسوده میسازد و از تازگی رابطهها میکاهد. جمعبندی «Persevere, Goo Hae Ra» اثری است با قلبی گرم و روایتی نابرابر.
موسیقی پرانرژی، اجرای ترانهها، شوخیهای گروهی و مضمون امید پس از شکست، لحظههایی زنده و دلنشین پدید میآورند. در سوی دیگر، موقعیتهای گاه غیرطبیعی، ریتم پراکنده و کشمکش عاشقانهٔ تکرارشونده مانع از آن میشوند که داستان همیشه به اندازهٔ موسیقیاش اثرگذار باشد. در واقع، بهترین دلیل برای همراهی با مجموعه نه پیچیدگی بینقص پیرنگ، بلکه انرژی جمعی شخصیتها و لذتی است که از اجراهای موسیقایی برمیخیزد.
این سریال برای تماشاگر علاقهمند به درامهای جوانانه و موسیقایی میتواند تجربهای سرگرمکننده و امیدبخش باشد، بهشرط آنکه از نوسانهای روایی و اغراقهای ملودراماتیکش چشمپوشی کند.
« تکرار این الگو، بخشی از ظرفیت درام را فرسوده میسازد و از تازگی رابطهها میکاهد. »
ثبت دیدگاه