نقد و بررسی
نقد موضوعات (Threads) | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و شیوهٔ روایت «Threads» ساختهٔ ۱۹۸۴، درام تلویزیونی بریتانیاییای است که فاجعهٔ هستهای را نه از منظر فرماندهان، سیاستمداران یا قهرمانان میدان نبرد، بلکه از نگاه مردمی عادی تصویر میکند؛ کسانی که زندگیشان پیش از هر بحران بزرگی، با کار، خانه، خانواده و دلمشغولیهای روزمره میگذرد.
داستان در شفیلد، شهری صنعتی در انگلستان، شکل میگیرد و ابتدا به نظر میرسد با روایتی اجتماعی دربارهٔ چند خانواده روبهرو هستیم. اما تنش سیاسیِ دوردست، کمکم به فضای زندگی روزانه راه مییابد و آن زندگی را از بنیاد تغییر میدهد. فیلم به کارگردانی Mick Jackson و نویسندگی Barry Hines، میان درام داستانی و گزارش مستند حرکت میکند.
همین آمیزه، به اثر هویتی متمایز میدهد: شخصیتها و روابطشان ساختگیاند، اما جهان فیلم با اتکا به جزئیات اجتماعی، توضیحهای اطلاعاتی و لحنی واقعگرا ساخته شده است. روایت از تماشاگر نمیخواهد فاجعه را مانند ماجرایی دور و تماشایی دنبال کند؛ او را وادار میکند پیوند میان تصمیمهای کلان و سرنوشت زندگیهای کوچک را ببیند.
روزمرگی در آستانهٔ فاجعه یکی از انتخابهای مهم «Threads» آن است که شتابزده وارد دل بحران نمیشود. آغاز فیلم به زندگی معمولی و مسائل ملموس آدمها اختصاص دارد: رابطهها، نگرانیهای خانوادگی و تلاش برای سر و ساماندادن به آینده. در حاشیهٔ این امور، خبرهای سیاسی و نشانههای تشدید تنش به گوش میرسند.
« اما تنش سیاسیِ دوردست، کمکم به فضای زندگی روزانه راه مییابد و آن زندگی را از بنیاد تغییر میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله میان روزمرگی و خطر، بهتدریج اضطرابی میسازد که از نمایش مستقیم خشونت مؤثرتر است. گویی تماشاگر، مانند شخصیتها، میداند چیزی در راه است، اما نمیتواند زمان و شکل وقوعش را کنترل کند. این مقدمه برای برخی مخاطبان ممکن است کند یا کشدار جلوه کند؛ بهویژه اگر انتظار داشته باشند فیلم از همان آغاز ضرباهنگی پرشتاب داشته باشد.
بااینحال، آرامش نسبیِ بخش نخست صرفاً مقدمهچینی نیست. فیلم با ساختن تصویری از زندگی پیش از فاجعه، نشان میدهد چه چیزهایی در خطر نابودیاند. خانهها، محلهای کار، روابط خانوادگی و پیوندهای اجتماعی، پیش از آنکه به ویرانه تبدیل شوند، باید برای تماشاگر معنایی پیدا کنند. کندی آغاز، در این معنا، بخشی از طرح روایی و عاطفی اثر است؛ هرچند همیشه کاملاً از حس انتظار طولانی رها نمیشود.
از فاجعهٔ ناگهانی تا فروپاشی تدریجی «Threads» پس از گسست بزرگ، تنها بر لحظهٔ انفجار یا شوک نخستین تمرکز نمیکند. توجه اصلیاش به آن چیزی معطوف است که پس از فاجعه باقی میماند: آسیب جسمی، اختلال در خدمات، کمبود منابع، آشفتگی اجتماعی و دشوارشدن حفظ ابتداییترین شکل زندگی جمعی. فیلم از نمایش پیامدها ابایی ندارد، اما هراس آن تنها از تصویرهای تکاندهنده برنمیخیزد؛ بخش عمیقتر ترس در مشاهدهٔ فرسایش تدریجی نهادها و قراردادهایی است که زندگی روزانه به آنها وابسته است.
عنوان فیلم نیز با این اندیشه پیوند دارد. جامعه شبکهای از رشتههای بههمپیوسته است: مهارتهای آدمها، خدمات عمومی، ارتباطات، دانش و مسئولیتهای مشترک. هنگامی که این رشتهها از هم میگسلند، آسیب فقط به یک فرد یا یک خانواده محدود نمیماند. هر اختلال، بحران دیگری میآفریند و هر فقدان، بازسازی آنچه را باقی مانده دشوارتر میکند.
« این فاصله میان روزمرگی و خطر، بهتدریج اضطرابی میسازد که از نمایش مستقیم خشونت مؤثرتر است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهجای آنکه فروپاشی را به رویدادی تمامشده و یکباره تقلیل دهد، آن را روندی زنجیرهای و فرساینده نشان میدهد. شخصیتها و معنای انسان عادی شخصیتهای اصلی، قهرمانانی با توانایی خارقالعاده یا راهحلهای معجزهآسا نیستند. آنها آدمهایی معمولیاند که در برابر رخدادهایی بسیار بزرگتر از توان فردی خود قرار میگیرند.
همین ویژگی، از یک سو اجازه میدهد فیلم از اسطورهسازی فاصله بگیرد و از سوی دیگر، ممکن است برای تماشاگرانی که به تحولهای شخصیتی پررنگ و قوسهای دراماتیک آشنا هستند، کمهیجانتر باشد. در اینجا اهمیت شخصیتها الزاماً در پیچیدگی روانشناختیِ مستقل هرکدام نیست؛ آنها نمایندهٔ مردمیاند که باید در جهانی دگرگونشده، با پیامدهای تصمیمهایی زندگی کنند که در شکلگیریشان سهمی نداشتهاند.
بازیها نیز با همین منطق هماهنگاند. اجراها بهجای آنکه با احساساتیگریِ نمایشی، تماشاگر را به واکنشی مشخص وادار کنند، غالباً بر درماندگی و فرسودگی تکیه دارند. این خویشتنداری، جهان فیلم را باورپذیرتر میکند؛ زیرا فاجعه در «Threads» به صحنهای برای نمایش مهارت بازیگری تبدیل نمیشود.
انسانها گاه فقط میکوشند لحظهٔ بعد را پشت سر بگذارند، و همین محدودشدن افقِ زندگی، از مؤثرترین جنبههای اثر است. فرم مستندگونه و جزئیات واقعگرایانه لحن مستندگونهٔ فیلم، یکی از ارکان اصلی تأثیر آن است. روایت توضیحی، خبرها و اطلاعات زمینهای، در کنار تصویرپردازیای که از زرقوبرق سینمایی فاصله میگیرد، فضای سرد و ملموسی میسازند.
« شخصیتها و معنای انسان عادی شخصیتهای اصلی، قهرمانانی با توانایی خارقالعاده یا راهحلهای معجزهآسا نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم کمتر به موسیقی یا جلوههای پرطمطراق متکی است تا وقوع فاجعه را باشکوه یا حتی سرگرمکننده جلوه دهد. در عوض، زبان گزارشی و جزئیات روزمره، حس میآفرینند که این رویدادها را میتوان در پیوستگی همین جهان آشنا تصور کرد. این انتخاب فرمی قدرت فراوانی دارد، اما محدودیتهایی نیز پدید میآورد.
گاه اطلاعات و توضیحات، حرکت دراماتیک را متوقف میکنند یا فاصلهای میان تماشاگر و تجربهٔ عاطفی شخصیتها میگذارند. بااینهمه، همین فاصله در بخشهایی از فیلم بهجای ضعف، کارکردی مهم پیدا میکند: تماشاگر را از پناهگرفتن در ملودرام بازمیدارد و او را متوجه مقیاس اجتماعی و تاریخی فاجعه میکند.
«Threads» بیش از آنکه بخواهد تنها قصهٔ چند نفر را تعریف کند، میکوشد تصویری از جامعهای ارائه دهد که بنیادهایش در معرض فروپاشی قرار گرفته است. تلخی، هراس و دشواری تماشا تماشای «Threads» تجربهای سنگین است. فضای سرد، تصویرهای خشن و چشمانداز ناامیدکنندهٔ آن، برای هر مخاطبی مناسب نیست.
فیلم در پی آن نیست که پس از اضطراب، آرامشی ساده یا تسلایی روشن فراهم کند. در عوض، بیننده را با پیامدهای انسانی و اجتماعی جنگ هستهای تنها میگذارد و میگذارد سنگینی آن در ذهن باقی بماند. برخی از صحنهها بهسبب خشونت آشکارشان اثرگذارند، اما تأثیر ماندگارتر اغلب از چشمانداز فقدان و از بینرفتن تدریجی امکان زندگی برمیآید.
« فیلم کمتر به موسیقی یا جلوههای پرطمطراق متکی است تا وقوع فاجعه را باشکوه یا حتی سرگرمکننده جلوه دهد. »
قوتها و کاستیها
این بیرحمی، در عین حال، میتواند نقطهٔ قوت و مانع ورود به فیلم باشد. «Threads» را نمیتوان بهسادگی برای سرگرمی یا تماشای گذرا پیشنهاد کرد. تلخیِ آن بهگونهای است که ممکن است حتی پس از پایان تماشا نیز ذهن را درگیر کند؛ و همین ویژگی، بازبینی آن را برای بسیاری دشوار میسازد. اما این سنگینی، خودنمایی بیهدف نیست: فیلم میخواهد هزینهٔ انسانیِ جنگ را از سطح شعار بیرون بیاورد و به تجربهای ملموس و ناآرامکننده تبدیل کند.
جمعبندی «Threads» اثری سرد، تلخ و هشداردهنده است که قدرتش را از کنار هم قراردادن زندگی روزمره و فاجعهای فراگیر به دست میآورد. شروع آرام و گاه کشدارش ممکن است صبر بعضی مخاطبان را بیازماید، و فضای بیتسلیاش فرصت چندانی برای آسودن باقی نمیگذارد. بااینحال، این کندی و تلخی بخشی از منطق اثرند: فیلم نمیخواهد بحران را به نمایش پرهیجان و زودگذر بدل کند، بلکه پیوندهای شکنندهای را نشان میدهد که زندگی اجتماعی بر آنها استوار است.
تماشای آن آسان نیست و احتمالاً برای بسیاری تجربهای است که فقط یکبار میتوانند از سر بگذرانند. اما «Threads» دقیقاً به این دلیل در ذهن میماند که از فاجعه تصویری دور و انتزاعی نمیسازد. آنچه میبیند، تنها نابودی یک شهر نیست؛ فروپاشی رشتههایی است که آدمها را به هم، به آینده و به تصور زندگی معمولی پیوند میدهند.
« این بیرحمی، در عین حال، میتواند نقطهٔ قوت و مانع ورود به فیلم باشد. »
ثبت دیدگاه