نقد و بررسی
نقد امنیت ملی (National Security) | 2003
طرحی آشنا با چاشنی تعقیبوگریز «National Security» کمدیـاکشنی از Dennis Dugan است که بر برخورد دو شخصیت ناهمگون بنا میشود: ارل مونتگمری، مردی پرحرف و خودبزرگبین که رؤیای پلیسشدنش ناکام مانده، و هنک رافرتی، مأموری آرام که پس از حادثهای در یک توقف جادهای، موقعیت و اعتبارش را از دست میدهد. این رویارویی در آغاز، آن دو را مقابل یکدیگر قرار میدهد؛ اما مسیر روایت سرانجام آنها را به همکاری در برابر شبکهای قاچاق میکشاند. فیلم از همان ابتدا به الگوی آشنای «زوج نامتجانس» تکیه دارد: دو مرد با خلقوخو و روشهای متفاوت، ناچارند اختلافشان را کنار بگذارند و در کنار هم عمل کنند. همین الگو ظرفیت خوبی برای کمدی و اکشن فراهم میکند، اما فیلم کمتر میکوشد آن را از مسیرهای پیشبینیشده بیرون ببرد. دو شخصیت و تضاد میانشان هستهٔ سرگرمکنندهٔ اثر، بیش از آنکه در معمای قاچاق یا مسیر پرونده باشد، در فاصلهٔ میان ارل و هنک شکل میگیرد. ارل با اعتمادبهنفسی پر سر و صدا وارد هر موقعیتی میشود و معمولاً پیش از آنکه فرصت سنجیدن پیامدها را داشته باشد، حرف میزند یا دست به عمل میزند. هنک، در سوی دیگر، خویشتندارتر و محتاطتر است؛ شخصیتی که میکوشد آشفتگی پیرامونش را مهار کند، هرچند خود نیز از فشارهای گذشته و بدگمانیهایش رها نیست. این تفاوت، سازوکار اصلی شوخیهای فیلم است: یکی تحریک میکند و دیگری واکنش نشان میدهد؛ یکی موقعیت را پیچیدهتر میسازد و دیگری میکوشد آن را جمعوجور کند. بااینحال، تضاد شخصیتی بهتنهایی برای شکلدادن به رابطهای پرمایه کافی نیست. فیلم بارها به همان الگوی مشاجره و آشتی بازمیگردد و کمتر فرصت مییابد لایههای تازهای از شخصیتها را آشکار کند. در نتیجه، پیوند میان آن دو بیشتر به مجموعهای از برخوردهای کمیک شباهت دارد تا رابطهای که تغییر آن در طول روایت بهتدریج و با ظرافت ساخته شود. تماشاگر میتواند از کلکلهایشان لذت ببرد، اما کمتر احساس میکند که با دو شخصیت پیچیده و چندبُعدی روبهرو است. بازیگری؛ جایی که فیلم جان میگیرد Martin Lawrence با انرژی همیشگیاش نقش ارل را پیش میبرد. حضور او پرتحرک و پرصدا است و در موقعیتهایی که فیلم به بازی بدنی، واکنشهای اغراقشده و سرعت کلام نیاز دارد، میتواند صحنه را از رخوت بیرون بیاورد. این ویژگی گاه به سود فیلم تمام میشود: حتی وقتی شوخی بر صفحه جواب نمیدهد، Lawrence با شدت اجرا و چرخشهای سریع رفتاری، لحظه را زنده نگه میدارد. در عین حال، همین شتاب و اغراق گاهی به تکرار میانجامد؛ ارل بیش از آنکه در مسیر فیلم دگرگون شود، بارها همان نقش آشنای مرد پرادعا و مهارنشدنی را بازتولید میکند. Steve Zahn در برابر او انتخاب مناسبی است. بازی کمادعاتر و واکنشهای سنجیدهترش، تضادی مؤثر با فورانهای Lawrence میسازد. Zahn لازم نیست برای جلب توجه به همان اندازه بلند و پرجنبوجوش باشد؛ بخش مهمی از کمدی او در سکوت، نگاه و خستگیِ آشکار از رفتار همکار تازهاش شکل میگیرد. نتیجه، شیمیای است که گاه از خود شوخیهای نوشتهشده برای فیلم قانعکنندهتر میشود. آنها همیشه زوجی باورپذیر نیستند، اما در کنار هم حضوری دارند که تماشای صحنههای مشترکشان را برای علاقهمندان به این دو بازیگر آسانتر و دلپذیرتر میکند. کمدی میان بداههنمایی و تکرار فیلم برای خنداندن، بیش از هر چیز به سروصدا، مشاجره و واکنشهای بزرگ متکی است. این شیوه ممکن است برای گروهی از تماشاگران جذاب باشد؛ بهویژه وقتی بازیگران با ریتمی پرشتاب، گفتوگوها را به جدلهای کمیک تبدیل میکنند. اما فیلم بارها همان ابزار را تکرار میکند و بهندرت برای شوخیهایش مکث یا ظرافتی در نظر میگیرد. گاهی بهجای آنکه موقعیت کمیک بهتدریج پرورانده شود، شخصیتها فقط صدایشان را بلندتر میکنند. در چنین لحظاتی، انرژی اجرا جایگزین ایدهٔ خندهدار میشود، بیآنکه همیشه بتواند کمبود آن را جبران کند. اتکای برخی شوخیها به کلیشههای نژادی نیز مسئلهساز است. فیلم میکوشد از تنشهای برخاسته از برخورد دو شخصیت، کمدی بسازد، اما نگاهش به این موضوعها اغلب سطحی میماند و بیشتر به یادآوری قالبهای آشنا بسنده میکند تا بررسی یا وارونهکردن آنها. ازاینرو، شوخیهایی که شاید برای برخی مخاطبان در فضای زمانی خود آشنا و سرگرمکننده بودهاند، امروز ممکن است کهنه یا آزاردهنده به نظر برسند. مشکل تنها این نیست که همهٔ شوخیها به هدف نمیخورند؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میان طنز برآمده از شخصیت و شوخی متکی بر کلیشه تمایز میگذارد. اکشن؛ پرتحرک اما نه چندان منسجم بخشهای اکشن میکوشند ضربآهنگ فیلم را بالا نگه دارند و میان تعقیبها، درگیریها و گفتوگوهای کمیک رفتوآمد کنند. این ترکیب، دستکم در سطح کلی، با لحن سبک اثر همخوان است. فیلم قصد ندارد به تریلری جدی و واقعگرا تبدیل شود؛ خطرها و درگیریها بیشتر نقش سکویی برای شوخی و آشوب را دارند. چند صحنه با تحرک و شلوغیشان سرگرمکنندهاند، بهخصوص هنگامی که اختلاف میان دو شخصیت بر جریان عملیات اثر میگذارد و حرکت داستان را به بینظمی کمیک میکشاند. اما اکشن نیز از ضعف روایی فیلم بینصیب نیست. بعضی موقعیتها چنان آسان و ناگهانی به نتیجه میرسند که تعلیق چندانی نمیسازند، و برخی رویاروییها بیشتر بهانهای برای انفجار، تعقیب یا جدل تازهاند تا گامی ضروری در پیشبرد داستان. تدوین و جابهجایی میان لحظههای کمدی و صحنههای جدی هم همیشه روان نیست. گاهی فیلم ناگهان از لحن شوخ به خشونت و خطر نزدیک میشود، بیآنکه گذار میان این دو را بهاندازهٔ کافی آماده کرده باشد. حاصل، اکشنی است که لحظههایی پرجنبوجوش دارد، اما انسجام و وزن دراماتیکش محدود میماند.
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت و ریتم؛ گرفتار الگوی قابلپیشبینی «National Security» روایتی سرراست و کمابیش قابلحدس دارد. سرنخها و موقعیتها عمدتاً در خدمت رساندن دو قهرمان به مرحلهٔ بعدی ماجرا هستند و فیلم چندان علاقهای به پیچیدهکردن پرونده یا ساختن ابهام جدی نشان نمیدهد. این سادگی لزوماً برای یک کمدیـاکشن سبک ایراد نیست؛ فیلمی با چنین هدفی میتواند از طرحی آشنا سود ببرد، به شرط آنکه شخصیتها، ریتم و شوخیها آن را به تجربهای تازه تبدیل کنند.
مشکل اینجاست که فیلمنامه در بسیاری از بخشها نه در ساختار و نه در پرداخت موقعیتها، نیروی کافی برای غافلگیرکردن مخاطب فراهم نمیکند. ریتم نیز یکدست نیست. فیلم در بخشهایی با رفتوآمد سریع میان دو شخصیت و موقعیتهای پرتحرک پیش میرود، اما در بخشهای دیگر کش میآید و به تکرار الگوی آشنای جر و بحث و تعقیب متوسل میشود.
« روایت و ریتم؛ گرفتار الگوی قابلپیشبینی «National Security» روایتی سرراست و کمابیش قابلحدس دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همین رو، واکنش تماشاگر میتواند دوگانه باشد: ممکن است صحنهای با کلکل بازیگران او را سرگرم کند و صحنهٔ بعدی بهسبب امتداد همان شوخیها خستهاش سازد. این نوسان، مانع از شکلگیری جریانی روان میشود که فیلم را از ابتدا تا انتها با نیرویی یکنواخت پیش ببرد. لحن و جایگاه اثر فیلم در ظاهر از قالب پلیسی برای ساختن کمدی بهره میگیرد، اما علاقهٔ اصلیاش نه به جهان قانون و سازوکارهای آن، بلکه به آشفتگی حاصل از کنار هم قرار گرفتن دو شخصیت ناسازگار است.
همین انتخاب، اثر را به سرگرمیای سبک بدل میکند که توقع چندانی از ژرفای اجتماعی یا تعلیق جنایی ندارد. بااینحال، ماجرای از دست رفتن اعتبار و جایگاه شغلی هنک و ناکامی ارل در رسیدن به آرزویش، میتوانست بستری برای پرداخت دقیقتر مفاهیمی چون قضاوت شتابزده، قدرت و اعتماد باشد. فیلم از این فرصت فقط بهطور محدود بهره میبرد و بیشتر ترجیح میدهد به حرکت بعدی قصه برسد.
« این نوسان، مانع از شکلگیری جریانی روان میشود که فیلم را از ابتدا تا انتها با نیرویی یکنواخت پیش ببرد. »
شخصیتها و اجرا
ازاینرو، لحن آن میان دو مقصد در نوسان است: از یک سو میخواهد کمدی پرهیاهوی زوجی نامتجانس باشد و از سوی دیگر، خط داستانی پلیسی و قاچاق را با جدیت نسبی دنبال میکند. این دو وجه گاهی در کنار هم جواب میدهند، اما گاهی نیز یکدیگر را از تعادل خارج میکنند. تماشاگرانی که در پی سرگرمی بیتکلف و بازیهای پرانرژیاند، احتمالاً آسانتر با فیلم همراه میشوند؛ کسانی که انتظار فیلمنامهای دقیق، شوخیهای ظریف یا نقدی جدی از مناسبات پلیسی دارند، با محدودیتهای آشکار آن روبهرو خواهند شد.
جمعبندی «National Security» فیلمی است که بهترین سرمایهاش را در شیمی میان Martin Lawrence و Steve Zahn پیدا میکند. برخورد میان شور و شتاب ارل و خویشتنداری هنک لحظههایی سرگرمکننده میسازد و اجرای پرتحرک Lawrence گاه به فیلم نیرویی میدهد که فیلمنامه بهتنهایی فراهم نمیکند. در مقابل، قصه آشنا و پیشبینیپذیر است، ریتم از تعادل میافتد و بخش مهمی از کمدی به دادوبیداد و کلیشههایی وابسته میشود که برای همه خندهدار نیستند.
« این دو وجه گاهی در کنار هم جواب میدهند، اما گاهی نیز یکدیگر را از تعادل خارج میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این اثر را بهتر است نه بهعنوان کمدیـاکشنی تازه و منسجم، بلکه بهمثابه سرگرمیای گذرا دید که در لحظههایی بهواسطهٔ بازیگرانش جان میگیرد و در لحظههایی دیگر زیر بار تکرار و پراکندگی فرومینشیند. اگر جذابیت اصلی برای تماشاگر، کلکل دو بازیگر و حالوهوای سبک فیلم باشد، «National Security» میتواند تماشایی بیدغدغه فراهم کند؛ اما برای کسانی که از کمدی انتظار ظرافت، از اکشن انسجام و از روایت تازگی دارند، دستاورد آن محدودتر خواهد بود.
ثبت دیدگاه